معمای عشق
前往频道在 Telegram
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است... فرح _فریماااا https://t.me/AF14202https https://t.me/AFmoamm
显示更多778
订阅者
-224 小时
无数据7 天
+130 天
帖子存档
778
🎼❤️🎼
تو واقعیّت داری؛
چون عِطرِ
رازقی های بی قرار
چون دلتنگی هایِ نیلگونِ شبانه
در بغض خاموشِ یک فنجان خالی
تو واقعیت داری؛
هر چند دور... هر چند ناممکن...
چه در رویا و چه خیال؛
اما واقعیت داری
چون هستی؛
در بوی خوشِ رازقی ها
در عِطر دوستی و مهر
در امتداد ریلِ قطاری
که تو را...
تا آخرین ایستگاهِ
بدرقه می کند...!!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
778
●
همه عمر برندارم سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد
دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی
✍#سعدی
🍏🍎🍃
778
○
انسان در مرزِ بین شک و یقین به جنون میرسد. اینجا ما شاهد خیانتی دروغین هستیم. اما میخواهم بگویم آنچه که انسان را دیوانه میسازد نه یقین از خیانت، بلکه شک است.
قویترین نیروی محرکه برای دیوانه ساختن بشر عدم اطمینان از وجود چیزیست. مهم نیست که حقیقت تا چه حد غیرقابل تحمل و آزاردهنده باشد، این آونگِ معلق بین شک و یقین بسیار تلختر از به وضوح دیدنِ خودِ حقیقت است.
انسان برای رسیدن به حقیقت و یقینِ حاصل از آن، حاضر است همه نوع رنجی را تاب بیاورد، از آتش هم بگذرد، بسوزد، اما خاکسترش از جنسِ یقین باشد!
📕 #نمایشنامه_اتللو
✍ #ویلیام_شکسپیر
🍏🍎🍃
778
🎼❤️🎼
من غلام قمرم
غیر قمر هیچ مگو
پیش من جز سخن
شمع و شکر هیچ مگو
سخن رنج مگو
جز سخن گنج مگو
ور از این بیخبری
رنج مبر هیچ مگو
دوش دیوانه شدم
عشق مرا دید و بگفت
آمدم نعره مزن
جامه مدر هیچ مگو
گفتم ای عشق
من از چیز دگر میترسم
گفت آن چیز دگر نیست
دگر هیچ مگو
من به گوش تو
سخنهای نهان خواهم گفت
سر بجنبان که بلی
جز که به سر هیچ مگو
حضرت_ #مولانا » دیوان شمس »
غزل شمارهٔ ۲۲۱۹
🍏🍎🍃
778
آسمان گو مفروش این عظمت کاندر عشق
خرمنِ مه به جُوی خوشهٔ پروین به دو جو
آتشِ زهد و ریا خرمنِ دین خواهد سوخت
حافظ این خرقهٔ پشمینه بینداز و برو
#حافظ
