معمای عشق
前往频道在 Telegram
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است... فرح _فریماااا https://t.me/AF14202https https://t.me/AFmoamm
显示更多789
订阅者
+224 小时
无数据7 天
+930 天
帖子存档
788
هر روز یک غزل با حافظ
--------------------'
ما بیغمانِ مست دل از دست دادهایم
همرازِ عشق و همنفسِ جامِ بادهایم
بر ما بسی کمانِ ملامت کشیدهاند
تا کارِ خود ز ابرویِ جانان گشادهایم
ای گُل تو دوش داغِ صَبوحی کشیدهای
ما آن شقایقیم که با داغ زادهایم
پیرِ مُغان ز توبهٔ ما گر ملول شد
گو باده صاف کن که به عذر ایستادهایم
کار از تو میرود، مددی ای دلیلِ راه
کانصاف میدهیم و ز راه اوفتادهایم
چون لاله، مِی مبین و قَدَح در میانِ کار
این داغ بین که بر دلِ خونین نهادهایم
گفتی که «حافظ این همه رنگ و خیال چیست؟!»
نقشِ غلط مَبین که همان لوحِ سادهایم
🍏🍎🍃
788
🎼❤️🎼
دوستت دارم
بسان موج، ساحل را
بسان رود، دریا را
بسان خاک، باران را
بسان برکه ای، در حسرتِ ماه
بسان رهروی، در وادیِ راه ...
دوستت دارم
آن چنان که؛
هیچ کس تاکنون
دوست داشته نشده است!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
788
قصّه های مکررِ فریاد را،
در زلال چشم های بارانی ات؛
پاشویه کن،
می شکند... گلدان تب آلوده ی درد
سرد می شود
لحظه های داغ زخمی ِ بی تاب؛
می شکفد،
فردایی در آخرین ایستگاه قطار
در چشم هایی بی خواب ...
می دانم؛ روزهایت، ابری و دلتنگ؛
دست هایت بی تاب... چشم هایت
اما... جهانی را در خود دارد ...
و روح ات؛ به گستره ی تمامی ِ
جهان هستی ست؛
پاهایت در بند؛
بلندای روح ات اما...
سی مرغ را به آشیانه ی سیمرغ؛
میهمان کرده است؛
دوست من:
هر چند بغض فروخفته ی این
جهان تنگاتنگ؛ دردی ...
"تا آخرین ایستگاهِ قطار... اما؛
تا آخرین... ایستگاهِ قطار ...
بالِ پرواز پرنده را، بدرقه کن...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
788
🎼❤️🎼
در خراباتِ مُغان نورِ خدا میبینم
این عجب بین که چه نوری ز کجا میبینم
جلوه بر من مفروش ای مَلِکُالْحاج که تو
خانه میبینی و من خانه خدا میبینم
#حضرت_حافظ
🍏🍎🍃
788
🎼❤️🎼
بر گونه هایِ ابریِ صبح؛
مشت مشت نور پاشیده ام!
برای گنجشکانی که؛
در چشمِ نیلوفریِ آفتاب ...
از دریچه یِ شادِ زندگی؛
به عشق سلامی دوباره خواهند داد
و نویدِ آذرخشی تابان،
بر آسمانِ مه آلوده یِ بی فصل ...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
788
🎼❤️🎼
بر گونه هایِ ابریِ صبح؛
مشت مشت نور پاشیده ام!
برای گنجشکانی که؛
در چشمِ نیلوفریِ آفتاب ...
از دریچه یِ شادِ زندگی؛
به عشق سلامی دوباره خواهند داد
و نویدِ آذرخشی تابان،
بر آسمانِ مه آلوده یِ بی فصل ...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
788
○
ناامیدی،
ترسناکتر از پیری است
در پیری جسم ما مچاله میشود
و در ناامیدی روح ما
✍#جرجبرناردشاو
🍏🍎🍃
تیک تاک لحظه هایتان به عشق و امید
788
○
رفیق ِ اهلِ دل و یارِ آشنا بفرست
بساطِ باده ی عیشِ مرا جدا بفرست
زمانِ هجرتِ ما آمده و نزدیک است
از آن دیار مرا مستی و صفا بفرست
در امتداد تو گم کرده ام دیارم را
رفیقِ راه و نشانی زِ رهگشا بفرست
دو صد امیدِ پناهی مرا در این دنیا
مرا به اوج بزرگی و کبریا بفرست
مرا هوای تو باشد در این سحرگاهان
به خویش نفحهای آغشته کن ، به ما بفرست
ز حجم فاصله ها در عذاب و بیمارم
شرابِ ناب، مرا حکم کن ، دوا بفرست
ازاین جهانِ پر آشوب و درد بیزارم
درونِ سینه ی من دردِ آشنا بفرست
✍#داود_فخری
🍏🍎🍃
