معمای عشق
前往频道在 Telegram
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است... فرح _فریماااا https://t.me/AF14202https https://t.me/AFmoamm
显示更多729
订阅者
无数据24 小时
+37 天
-530 天
帖子存档
731
🎼❤️🎼
دو پنجره
#گوگوش
ترانهسرا: اردلان سرفراز
آهنگساز: حسن شماعیزاده
تنظیمکننده: واروژان
----------------------
بعد از ما، پنجره
به کدامین سمتِ کوچه؛
باز می شود؟
ماه در کدامین بستر
خواب برکه را می بیند؟_
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
731
○
پدربزرگ من...
چیز زیادی ازش یادم نمیاد
جز اینکه شطرنج بازیکردن رو بهم یاد داد،
هر بار که بازیمون تموم میشد
و مهرهها رو توی جعبهش میذاشتیم،
یه چیز بهم میگفت
هنوز صدای آرومش تو گوشمه:
"میبینی کرول! زندگی مثل شطرنجه؛
وقتی بازی تموم میشه، همهی مهرهها،
پیادهها، شاهها و وزیرها
همه به یک جعبه برمیگردن..."
📕 #دروغگویی_روی_مبل
✍️ #اروین_د_یالوم
🍏🍎🍃
731
📕✨📕
بار دیگر شهری که دوست میداشتم
✍#نادر_ابراهیمی
🎤#پیام_دهکردی
هلیا!
گریز، اصل زندگی است.
گریز از هرآنچه که
اجبار توجیه می کند.
بیا بگریزیم .....
هلیا: به من باز گرد...
🍏🍎🍃
731
○
درود و مهر دوستان عزیز و بزرگوارم
عصرتان شاد حالتان خوب و خوش الهی
شب گذشته چند ساعتی طبق روال این روزها اینترنتم قطع بود و به قدر یک شب به خیر هم مجوز عبور داده نشده بود
ساعت از یک گذشته بود که تقریبا وصل شد، متنی روی کانال به لاتین قرار گرفت که تا بشود نگاهی با زبان الکنم بیندازم دستم خورد و به ناگاه تمام تلگرام به استثنای مخاطبین قطع شد، بعد از قطعی طولانی اینترنت و قطع و وصل های کلافه کننده، قطع شدن تلگرام شوک بدی بود آن هم آن ساعت شب، بدین جهت این متن را بدون آرایش و بسادگی بیان کردم، که دوستی عزیز تمام دیشب و تا ساعتی قبل را... از راه دور همراهم بودند تا با بی خوابی چندین ساعته و خستگی بسیار، با تلاش و صبوری ایشان ، داده ها و داشته های تلگرام از جمله کانال و گروه معمای عشق به شکرانه ی مهر و محبت دوستی، برگردانده شد
خدا را سپاس دوستان خوب بهترین سرمایه اند برای مسیری این همه سخت و صعب... آن هم در روزها و شب هایی این همه غریب..
و من چقدر سعادتمندم که دوستانی دارم... یکرنگ که صمیمانه سفره ی محبت شان زیر چتر مهربانی پهن است...(هرکدام به گونه ای بر شاخسار محبت و دوستی)
سپاس خدای را... سپاس عشق را... سپاس زندگی را... سپاس شادی و مهربانی را... و سپاس بسیار از یک یک دوستانی که حتا به اندازه ی یک نگاه به واژه های خیس ام... خوشنودم می کنند و بیادم می آورند که در کوچه های خلوت این همه شب... هنوز صدای آواز مرغ سحر... نغمه پرداز صبحی روشن است...💖💞
#فرح_فریماااا_ معمای_عشق
🍏🍎🍃
731
درود و مهر دوستان عزیز و بزرگوارم
عصرتان شاد حالتان خوب و خوش الهی
شب گذشته چند ساعتی طبق روال این روزها اینترنتم قطع بود و به قدر یک شب به خیر هم مجوز عبور داده نشده بود
ساعت از یک گذشته بود که تقریبا وصل شد، متنی روی کانال به لاتین قرار گرفت که تا بشود نگاهی با زبان الکنم بیندازم دستم خورد و به ناگاه تمام تلگرام به استثنای مخاطبین قطع شد، بعد از قطعی طولانی اینترنت و قطع و وصل های کلافه کننده، قطع شدن تلگرام شوک بدی بود آن هم آن ساعت شب، بدین جهت این متن را بدون آرایش و بسادگی بیان کردم، که دوستی عزیز تمام دیشب و تا ساعتی قبل را... از راه دور همراهم بودند تا با بی خوابی چندین ساعته و خستگی بسیار، با تلاش و صبوری ایشان ، داده ها و داشته های تلگرام از جمله کانال و گروه معمای عشق به شکرانه ی مهر و محبت دوستی، برگردانده شد
خدا را سپاس دوستان خوب بهترین سرمایه اند برای مسیری این همه سخت و صعب... آن هم در روزها و شب هایی این همه غریب..
و من چقدر سعادتمندم که دوستانی دارم... یکرنگ که صمیمانه سفره ی محبت شان زیر چتر مهربانی پهن است...(هرکدام به گونه ای بر شاخسار محبت و دوستی)
سپاس خدای را... سپاس عشق را... سپاس زندگی را... سپاس شادی و مهربانی را... و سپاس بسیار از یک یک دوستانی که حتا به اندازه ی یک نگاه به واژه های خیس ام... خوشنودم می کنند و بیادم می آورند که در کوچه های خلوت این همه شب... هنوز صدای آواز مرغ سحر... نغمه پرداز صبحی روشن است...💖💞
#فرح_فریماااا_ معمای_عشق
🍎🍏🍃
731
○
کهن دیارا ، دیار یارا ! دل از تو
کندم ، ولی ندانم
که گر گریزم ، کجا گریزم ، وگر بمانم ، کجا بمانم
نه پای رفتن ، نه تاب ماندن ، چگونه گویم ، درخت خشکم
عجب نباشد ، اگر تبرزن ، طمع ببندد در استخوانم
درین جهنم ، گل بهشتی ، چگونه روید ، چگونه بوید ؟
من ای بهاران ! از ابر نیسان چه بهره گیرم که خود خزانم
به حکم یزدان ، شکوه پیری ، مرا نشاید ، مرا نزیبد
چرا که پنهان ، به حرف شیطان ، سپرده ام دل که نوجوانم
صدای حق را ،
سکوت باطل ، در آن دل شب ، چنان فرو کشت
که تا قیامت ، درین مصیبت ، گلو فشارد ، غم نهانم
کبوتران را ، به گاه رفتن ، سر نشستن ، به بام من نیست
که تا پیامی ، به خط جانان ، ز پای آنان ، فروستانم
سفینه ی دل ، نشسته در گل ، چراغ ساحل ، نمی درخشد
درین سیاهی ، سپیده ای کو ؟ که چشم
حسرت ، در او نشانم
✍#نادر_نادرپور
🍏🍎🍃
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
