993
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
993
از خونه فراریم،ولی نمیرم بیرون.
میرم بیرون از بیرون فراریم ولی برنمیگردم خونه،
از جنگیدن خستم ولی میجنگم یهو ول میکنم.
میام بخابم که فکر نکنم،میخابم کلی کابوس میبینم،جسمم خابه مغزم بیداره تا خوده صب از صدهزارتا اورتینک بدتره.
دردم میگیره میام مسکن بخورم،نمیخورم که درد بکشم بد از شدت درد میرم بیمارستان.
میام یچیزیو شلوغش نکنم ولی میبینم همون جوری شلوغ هست نیاز ب اقدام کردن یا نکردن من نیس.
میبینی؟من با خودم بیشتر از همه درگیرم!
993
غصه ی رفتن تو داده بر باد مرا
باورم نیست چنین برده ای از یاد مرا
تا دلی هست بیا رفتم از دست بیا
