171
订阅者
无数据24 小时
+57 天
+1430 天
帖子存档
171
مهربان بودن یا نوازش بیمار نیست: نگهداشت یک رفتار تسلیبخش یا لبخند زدن مصنوعی نیست یا ارضای خواسته بیمار ( Id-Gratification ) نیست وینیکات میان خواسته(Wish) و نیاز (Need) مرز قاطع میگذارد. ارضای خواستههای شهوانی یا پرخاشگرانه، هلدینگ نیست؛ پاسخ به نیاز ایگو برای تداوم وجود است
171
هلدینگ در روانکاوی وینیکاتی، صرفاً یک اقدام فیزیکی یا آغوش کشیدن نوزاد نیست؛ بلکه به کل کیفیت روانشناختی و فیزیکی محیط در مرحله وابستگی مطلق اطلاق میشود نگهداشت عبارت است از ظرفیت محیط (مادر/درمانگر) برای محفاظت از نوزاد/بیمار در برابر مداخلات محیطی (Impingements) ناشناخته و غیرقابل پیشبینی، به گونهای که فرد بتواند تسلسل و پیوستگی تجربه وجودی خود یا تداوم وجود ( Going-on-Being ) را حفظ کند
171
من از هر نشانهای استقبال میکنم که نشان دهد عصری مردانهتر و جنگاورانهتر در حال آغاز شدن است؛ عصری که بیش از هر چیز، بار دیگر شجاعت را ارج خواهد نهاد. زیرا این عصر راه را برای عصری والاتر آماده خواهد کرد؛ و نیرویی را گرد خواهد آورد که آن عصر والاتر روزی به آن نیاز خواهد داشت. عصری که قرار است قهرمانی را وارد جستوجوی دانش کند و برای اندیشهها و پیامدهای آنها جنگ به راه اندازد. برای این هدف، اکنون به انسانهای شجاع و آمادهسازی نیاز داریم. انسانهایی که نمیتوانند ناگهان از هیچ پدید آیند. همانگونه که نمیتوانند از شن و گلولای تمدن کنونی و زندگی شهری ما پدیدار شوند. انسانهایی که در همه چیز به دنبال آن جنبهای هستند که باید بر آن غلبه کرد. انسانهایی با ویژگیهایی چون شادمانی، شکیبایی، فروتنی، تحقیر همهٔ خودبزرگبینیهای پوچ و در عین حال، بزرگواری در پیروزی و گذشت نسبت به غرورهای کوچک شکستخوردگان. انسانهایی که داوری تیزبین و آزاد دربارهٔ همهٔ پیروزیها و سهم تصادف در هر پیروزی و هر شهرتی دارند. انسانهایی که جشنهای خود، روزهای عادی خود و دورههای سوگواری خود را دارند. کسانی که به فرمان دادن با اطمینان عادت کردهاند و در عین حال، هرگاه لازم باشد، آمادهٔ اطاعتاند، و در هر دو حالت، به یک اندازه مغرور و در خدمت هدف خویش هستند. انسانهایی که در معرض خطر بیشتری قرار دارند، ثمربخشترند و شادتر زندگی میکنند. زیرا باور کنید، راز بزرگترین باروری و بزرگترین لذت از هستی این است خطرناک زندگی کن! شهرهای خود را بر دامنهٔ آتشفشان وزوو بنا کنید! کشتیهای خود را به سوی دریاهای ناشناخته بفرستید!
171
آنگاه هوراتیوس دلیر،
فرماندهٔ دروازه، به سخن درآمد:
برای هر انسانی بر این زمین،
دیر یا زود، مرگ فرا میرسد.
و انسان چگونه میتواند بهتر از این بمیرد،
جز آنکه در برابر دشمنی سهمگین بایستد،
برای خاکسترِ پدران خویش،
و برای معابدِ خدایانش
برای مادر مهربانی
که او را در کودکی در آغوش میپروراند،
و برای همسری که اکنون
کودکش را بر سینه شیر میدهد؛
و برای دوشیزگان مقدسی
که شعلهٔ جاودان را زنده نگه میدارند،
تا آنان را از دستِ سکستوس خائن
که آن ننگ بزرگ را آفرید، نجات دهد؟
توماس بابینگتون ماکولی
171
البته چون همه دانشجوی روانشناسی نیستند یا زیاد تاریخ روانکاوی مطالعه نداشتند فروید چند سال بعد این نظریه اغوا درمورد هستیری کنار گذاشته نظریه فانتزی مطرح کرد
171
فروید در تاریخ هیستری بر اساس آنالیز کامل ۱۸ پرونده (۶ مرد و ۱۲ زن) اعلام میکند که در تمام موارد بدون استثنا، تروماهای جنسی زودهنگام در سنین ۲ تا ۸ سالگی وجود داشته است. او این تجربیات را در سه گروه دستهبندی میکند:
۱. تجاوز یا سوءاستفاده توسط افراد غریبه.
۲. وسوسه و رابطه منظم توسط مراقبان (مربیان، خدمتکاران یا نزدیکان).
۳. روابط جنسی میان کودکان (برادران و خواهران) که خود قبلاً توسط بزرگسالان تحریک شدهاند.
کودک در زمان حادثه به دلیل عدم بلوغ سوماتیک و روانی، واکنشی نشان نمیدهد؛ اما این خاطرات پس از سن بلوغ (به ویژه با ظهور هورمونها و کارکردهای واقعی جنسی)، در قالب کنش مؤخر (Nachträglichkeit) فعال شده و مقدار عظیمی عاطفه ناخوشایند آزاد میکنند که ایگو را ناچار به سرکوب میسازد
171
مک ویلیامز می نویسد بسیاری از درمانگران باتجربه تأکید کردهاند که پیشنهاد درمان رایگان، دستکم از سوی یک درمانگر مستقل، از جهات مختلف تصمیم عاقلانهای نیست و ممکن است در سطح ناهشیار برای بیمار تحقیرکننده به نظر برسد. من زمانی این استدلال را توجیهی برای حرص و منفعتطلبی میدانستم و البته چنین استدلالی میتواند واقعاً چنین کارکردی داشته باشد؛ اما بهتدریج اعتبار آن را نیز پذیرفتهام.
171
فرض خطرناکی در باب بهداشت روانی آن است که گمان بریم آنچه انسان بدان نیاز دارد... تعادل است... . آنچه انسان در واقع بدان نیازمند است نه وضعیتی عاری از تنش، بلکه کوششی مستمر و تقلایی راستین در راه هدفی ارزشمند است...
فرانکل
171
شبم از بیستارگی، شبِ گور
در دلم پرتو ستارهٔ دور
آذرخشم گهی نشانه گرفت
گه تگرگم به تازیانه گرفت
برسرم آشیانه بَست کلاغ
آسمان تیره گشت چون پرِ زاغ
مرغِ شبخوان که با دلم میخواند
رفت و این آشیانه خالی ماند
آهوان گم شدند در شب دشت
آه از آن رفتگان بیبرگشت...
هوشنگ ابتهاج
171
روانکاوی راهی برای اندیشیدن و فهمیدن این موضوع فراهم میکند که چرا ممکن است در برابر آن دست به دفاع بزنیم؛ بهویژه از آن رو که این حقیقت اغلب برای ما تهدیدکننده است و با خیالپردازی ما درباره همهتوانی فردی و اجتماعی تعارض دارد.
171
مومن بودن حل شدن در خدا دفاعیهای رادیکال در برابر اضطراب، غرور تسلینیافته و نجابت فکری در برابر وسوسه رستگاری است. چیوران نشان میدهد که ایمان، هرچند اضطراب را از میان میبرد، در عینِ حال فرد را از تشخص و مسئولیت اندیشیدن تهی میکند. شأن راستین در آن است که حتی در آستانۀ فروپاشی، به دعا نیفتیم و حرفِ بزرگِ مطلق را با طعنه و مقاومت بیاعتبار سازیم.
پس چیوران ایمان را نه بهعنوان دروغ ساده، بلکه بهعنوان آسانترین و خطرناکترین راه برای پایان دادن به پرسش و وحشت معرفی میکند. مقاومت در برابر آن، نه الحاد شادمانه، بلکه اصرار بر ماندن در تلوتلو و بنبست است. اصراری که خود نوعی دعاهای ناگفته میسازد.
171
همهمون در آستانه ناامیدی هستیم. تنها کاری که میتونیم بکنیم اینهکه به صورتهای هم نگاه کنیم و کنار هم بمونیم.
پائولو سورنتینو
