اسپاسم
前往频道在 Telegram
روزی پنجاه پست گذاشتن و یا پنجاه روز پست نگذاشتن دلیلی جز ذهن آشفته ی من ندارد، ولی هر گاه که احساس کنم دل در حال هجرت به یغماست لب به سخن میگشایم و اغذیه روح را تناول میکنم
显示更多5 244
订阅者
-1924 小时
-647 天
-36430 天
帖子存档
5 240
اگه خواستید گریه کنید، به این موارد توجه کنید: 😂
1_ اگه دراز میکشی، خیره میشی به سقف، گریه میکنی، اشتباه میکنی!
چون اشکهات میریزه تو گوشهات!
2_ اگه دراز میکشی و سرت رو یکم میاری بالاتر و گریه میکنی، اشتباه میکنی!
چون اشکهات میریزه تو گودی ترقوههات و دریاچه درست میشه!
3_ اگه سرت رو فرو میکنی تو بالش و گریه میکنی، اشتباه میکنی!
چون چشمهات خیلی قرمز میشه و همه میفهمن گریه کردی!
درستش اینکه بالش رو بگذاری زیر دستهات و تو حالت پلانک قرار بگیری.
اینجوری اشکهات بدون برخورد با صورتت میریزه پایین و هیچکس نمیفهمه گریه کردی.
هم زمان ورزش هم کردی!😁
5 240
هی میگن "رابطه ی خوب ساختنیه"
خب با یه مشت اسکُلِ بلاتکلیف و پر از اختلال شخصیت دقیقا چیو بسازیم؟!
5 240
الا یا ایها الساقی ز وصفش دم مزن بسیار
که میترسم رقیبان را فتد بر جلوه اش دیدار
الا یا ایهاالساقی مگو از زلف مشکینش
که بیم چشم بد دارم ز چشم مردم بازار
الا یا ایهاالساقی مگو از زلف مشکینش
که بوی زلف او دارد دل عاشق به خود بیمار
الا یا ایها الساقی مگو از رویِ چون ماهش
که بیمِ چشم بد دارم ز چشمِ مردم بازار
الا یا ایها الساقی مگو از قامت رعناش
که سرو از دیدن قدش شود شرمنده در گلزار
لا یا ایها الساقی مگو از چشم آن دلبر
که یک آهوی وحشی را چنین چشمی کند افکار
الا یا ایها الساقی سخن کوتاه کن امشب
تو حسن یار را پوشان ز چشم هرزه ی اغیار
#چاک
5 240
الا یا ایها الساقی بریز پیمانه را پر تر
که از شوق گل رویش دل عالم شده پر پر
الا یا ایها الساقی بریز زان باده ی احمر
که امشب دل شده مشتاق آن روی گل دلبر
الا یا ایها الساقی دلم را مست او گردان
که بی دیدار آن مه رو جهانم هست خاکستر
الا یا ایها الساقی ببین آن طره ی زلفش
ز تاب جعد گیسویش رود دل از دست آخر
الا یا ایها الساقی قدش کوتاه و نازک خوی
بلند آوازه تر باشد زهر سرو بلند پیکر
الا یا ایهاالساقی ببین آن قامت نازش
اگر چه مختصر باشد ، بود در حسن بس برتر
الا یا ایها الساقی غزل از وصف او گوییم
که نامش خود غزلپرور ، جمالش فتنهانگیزتر
الا یا ایها الساقی غزل در وصف او خواندم
که رویش آفتابِ حسن و خلقش چشمه ی کوثر
الا یا ایها الساقی غزل از نام او خیزد
که هرجا نام او آید شکوفا گردد این دفتر
الا یا ایها الساقی غزل را نام او زیبد
که هرجا نام غزل آید شود عالم غزلپرور
الا یا ایها الساقی غزل نام است و خود شعر است
جمالش مصرعِ اول، نگاهش مصرع آخر
الا یا ایها الساقی غزل را از غزل خواندم
که نامش شعر جانافزا و رویش معنی دیگر
الا یا ایها الساقی غزل نام پریروییست
که از ذکرِ جمال او شود جان غزل خوشتر
الا یا ایها الساقی غزل را وصف اگر پرسند
بگو آن ماه خرما گیسوی نازپرور
الا یا ایها الساقی غزل خود مظهر شعر است
ز نامش شعر میبارد جمالش میکند مضطر
الا یا ایها الساقی غزل را نام او کردم
که نام او غزلخیز است و وصف او غزلگستر
#چاک
5 240
رستم در شاهنامه به هفت خانی که داشته چالش نمیگفته که شما به عکس سیاه و سفید گرفتن و بلاک کردن اکس و... میگید چالش!
5 240
بنده خیلی اهل آرامشم، برای همین تمام سناریوهای بد رو از قبل تو ذهنم اجرا میکنم که غافلگیر نشم
5 240
شهروند ایرانی بودن یعنی جر داده شدن توسط داخلی، خارجی، بیگانه، باگانه، رفیقت، خانوادهت، خودت.
