𝘚𝘪𝘯𝘨𝘶𝘭𝘢𝘳𝘪𝘵𝘺
前往频道在 Telegram
در جستجوی خویش Playlist Daily : @calffee Movies Daily : @FAINALYSISS https://t.me/BiChatBot?start=sc-ac573e501f
显示更多1 364
订阅者
无数据24 小时
-27 天
-2430 天
帖子存档
1 364
Repost from Rendezvous•
officially in my quiet era. i don’t have much to say about anything anymore. it is what it is and life goes on.
1 364
که من همهی عمر دنبال معنی زندگی بودم توی نشونهای ، یه فرمولی تهش دیدم همش همینه
تو همین لحظه های معمولی.
1 364
صبح پامیشم و بعد یکم یوگا و مدیتیشن و درس خوندن حاضر میشم برم دانشگاه ، پام رو از در
خونه بیرون که میزارم بارون میگیره ، به یُمن این
اتفاق مبارک یک ربع تا مترو پیاده روی میکنم،
این پاییز حسش یجور دیگس این پاییز بوی زن
میده بوی زندگی، بوی آزادی؛ قطرات بارون روی
صورتم و موهام میشینه و یه لبخند میزنم و با
یه دَمِ عمیق پاییز رو توی ریه هام جا میدم.
همینجوری که دارم راه میرم Now and Then
بیتلز تو گوشم پخش میشه لِنون و پُل میخونن:
"گاه و بیگاه دلم برات تنگ میشه" ، درختای چنار
توی نوازش باد شاخه هاشون میرقصن و تن
سست و رنجور آدمی رو حیات میبخشن.
رادیو دیو رو باز میکنی و همون اپیزود همیشگی
ودکا در میدان سرخ مسکو ، خانم آخماتووا میگن
که بگذار همدیگر را ببینیم اما چشم در چشم هم ندوزیم، و تو میدونی که چشمها کلید اسرار قلب
اند،راه میرم و میرم و میرم به قصد نرسیدن به
قصد اینکه زمان همین لحظه یخ بزنه و از حرکت
سر باز بزنه.
1 364
Villanelle: Most of the time, most days,
I feel nothing. I don’t feel anything. It’s so boring. I wake up and I think, “Again? Really? I have to do this again?” And what I really don’t understand is, how come everybody else isn’t screaming with boredom too? I try to find ways of making myself feel something, more and more and more but it doesn’t make any difference. No matter what I do, I don’t feel anything. I hurt myself, it doesn’t hurt. I buy what I want, I don’t want it. I do what I like, I don’t like it. I’m just so bored.
1 364
Repost from طهران | موزیک
just because i smile doesn’t mean that i have a perfect life without any problems
1 364
Repost from vkive
آلبر کامو میگه: «اما در نهایت، یک فرد برای زندگی کردن بیشتر از آسیب زدن به خودش، به شهامت نیاز دارد.»
1 364
من فکر نمیکنم حال خوب صفر یا صد باشه.
وقتی صبح از خواب پا میشی ، هوای ابری
رو میبینی،یه قهوه دم میکنی و چهار صفحه
کتاب میخونی،وقتی لباسی که دوست داری
رو میپوشی و از میون درختای زرد و نارنجی
توی خیابون میگذری.آهنگ مورد علاقهت رو
میزاری و چند دقیقه خیابون هارو بالا و پایین
میکنی.من فکر نمیکنم همیشه برای خوب بودن
حالمون حتماً باید یه خبر خوب یا یه اتفاق بزرگ
و عالی برامون بیوفته ، این روزا بیشتر فکر میکنم
حال خوب رو خودمون به وجود میاریم، توی
فیلم Tokyo godfather یه چیز جالبی از حال
خوب فهمیدم ، یک عده آدم بیخانمان وقتی
کریسمس داشت شروع میشد شروع کردن و
با جعبه های دور ریز برای خودشون جایی برای
زیست درست کردن، از یه جایی که کوهی از
مواد و وسایل به درد نخور و دور ریز بود
استفاده کردن و خونهشون رو تزیین کردن.
چراغ های رنگی، آباژور رنگ و رو رفته.
یه دختر نوجوون هم توشون بود که برای خوش
گذرونی توی اون تایم عید رفت و از یه محل
زباله یه مشما پُر کتاب برداشت، ساتوشی کن
یک چیز رو کاملا واضح به تصویر کشید.
ما باتوجه به موقعیتی که در زندگی داریم،
با همون چهارتا وسیله دورمون ، با خلاقیتمون
میتونیم بازهم خوشحالی رو برای خودمون
خلق کنیم ، شاید فقط نیازه همه چیز رو یکجا
متوقف کنیم و بریم .بریم و از سر بگیریم.
1 364
به هر حال با همه مشکلاتی که هر کدام داریم، صبح که بهم میرسیم، تایید میکنیم حالمان خوب است و به هر حال، زندگی را انتخاب کردهایم و نباید زیاد نق بزنیم، راهی جز این نداریم. اگر میخواهی بمیری، بمیر. اما صبح روز بعد، انگار نه انگار که اتفاقیافتاده و زندگی با قدرت تمام ادامه دارد و جلوه میکند. کیارستمی
