| نیلی |
前往频道在 Telegram
از قصهها * زینب حسینی، نه بیشتر. https://www.instagram.com/zeinab.s.hosseini?igsh=YmdkdTVnOGR1dXRj
显示更多1 639
订阅者
-124 小时
+107 天
+4830 天
帖子存档
1 639
عکاسی از محصولی که میسازی اصلا کار راحتی نیست. کلا تولید محتوا بسیار پروسهی زمانبر و اغلب کسالتباریه برای من. خیلی اوقات هم راضیام نمیکنه. چون دارم دقیقه نود و قبل از بستهبندی عکاسی میکنم.
گاهی نور خوب نیست، چیدمانم خوب نیست، ایدهی جدیدی ندارم و خیلی چیزهای دیگه. تازه بماند که به خاطر زمان کم از خیلی از کارها هیچعکسی ندارم.
الان داشتم یه سری عکسهام رو ادیت میکردم که پست بذارم و دیدم میتونستم عکسهای بهتری بگیرم. میتونستم حوصلهی بیشتری خرج نکنم. اما نداشتم و درآینده هم قرار نیست اتفاق خاصی بیفته. مخصوصا که نسبت به یکسال قبل من خیلی بیشتر کار میکنم و خیلی بیشتر وقت کم میارم.
تمام اینحرفها رو میذارم یک سمت و سمت دیگه اینه که ابدا حاضر نیستم خروجی محصولم رو با مصنوعی دیزاین و چیدمان کنم. اصلا خیلی تو ذوقم میخوره که یه آرتیست به خروجی اینمدلی راضی میشه.
قطعا نمونههای موفقی هم وجود دارن. حتی ممکنه در آینده عکسهایی ببینم که تشخیص ندم که هوش مصنوعیه و به نظرم پرفکت هم بیاد. اما درحال حاضر اینطوری فکر میکنم و دیدن عکسهای هوش مصنوعی بسیار ناامیدم میکنه.
1 639
من سالهاست که روز تعطیل برام معنای خاصی نداره. فقط بین تحویل سفارشهای بزرگم به خودم یه استراحتی میدم و دوباره شروع میکنم.
1 639
چندروز پیش روتختی رو شسته بودم و مثل همیشه روی مبل انداخته بودم تا خشک بشه. لبههاش رو با گوشهای مبل فیکس کرده بودم که خشک بشه.
محمد شب که اومد خونه گفت چقدر خوب پهن کردی که اصلا چروک نشده. گفتم به خاطر جنس خوب پارچهاش هست که بعد از شستشو صاف میشه. گفت نه تو اینطوری که با مبل فیکسش کردی باعث شده چروک نشه.
و من که از صبح با کلافگی داشتم کار میکردم احساس کردم چقدر کافیام. چقدر خوبه که به چشم بیای، که برای کارهای ساده ازت تعریف بشه.
دیشب که رو تختی رو شستم دیگه یه کار عادی نبود.
1 639
آدم فکر میکنه داره یه کاری رو خیلی عادی انجام میده و چیز مهمی نیست تا اینکه به چشم یکی دیگه میاد و ازش تعریف میکنه. حالا دیگه یه کار عادی نیست.
1 639
این عفونت لثه هم من رو از کار و زندگی انداخته. یا درد دارم و کلافهام، یا از عوارض عفونت و دارو، سرگیجه و منگی دارم.
1 639
همیشه اولش به خودم میگم فقط یه کار کوچیک بکن. فقط ظرفهارو از آبچکون و ظرفشویی بذار تو کابینت. بعدش میگم اوکیه بذار ظرفهای کثیف رو هم بچینم. دو تا قابلمه رو که میتونم بشورم؟ آره.
و درحالی از آشپزخونه خارج میشم که حتی غذا رو هم پختم.
بقیه رو نمیدونم اما من باید مدام به خودم بگم اشکال نداره، فقط یه قدم کوچک بردار. و بعضی روزها واقعا در حد همین باقی میمونه.
1 639
من هنوز هم به این همه آدم پرپرشدهی دی ماه فکر میکنم تنم میلرزه. به از دست رفتن این همه بچهی میناب و لامردی فکر میکنم از خودم متنفر میشم.
ما چی مونده برامون که از دست نرفته باشه؟
1 639
ماهایی که از دی و میناب و لامرد حرف زدیم وسط باز بودیم و طرفدار جمهوریاسلامی!
اما اگر کسی که تا دیروز خواهان جنگ بوده و امروز یادش افتاده از جنوب حرف بزنه لابد آزاده هست.
به نظرم هیچ اشکالی نداره اگر یادمون رفته نقشه رو دوباره مرور کنیم و ببینیم که میناب هم اتفاقا جنوب کشوره. متهاجم هم همون متهاجمه. پس چی شد عزیزم؟
1 639
من دندونهای عقلم بیمشکل و راحت در اومدن و اصلا مصائب درد و جراحی رو تجربه نکردم. اما برای دومین بار لثهام دچار عفونت شده. به خاطر اینکه احتمالا گاهی اون فاصلهی خیلی ناچیز بین دندون آخر تا ته فک چیزهایی جامونده که مسواک دسترسی نداشته تمیز کنه.
خلاصه الان یک طرف صورتم بسیار درد میکنه و با این حجم کار و کلافگی pms باید برم دندونپزشکی.
1 639
هرچقدر خانوادهی بزرگتری داشته باشی یعنی مجموعهی غمها و نگرانیهای پیچیدهتری هم داری. چون همیشه فکر میکنی باید بیشتر باشی، باید بیشتر مراقب باشی و باید بیشتر توجه کنی.
حتی وقتی هیچ انتظاری از سمت اونها دریافت نمیکنی بازهم انتظاراتی که از خودت داری تمومی نداره.
1 639
واقعا زندگیام روی قسط سوار شده. اصلا میبینم سایتی امکان پرداخت قسطی نداره از چشمم میفته.
1 639
راستش آدمهایی که حرمت نون و نمکی که با هم خوردن رو نگه میدارن و وابسته به شرایط مختلف زیر همهچیز نمیزنن برام آدمهای امنتری هستند.
بعد از دیماه خیلی چیزها به شکل سابقش برنگشت و این امنیت هم جزو همینچیزها بود.
