| آفتابگردون |
前往频道在 Telegram
رعنا سیرانزاده ارشد روانشناسی بالینی و رواندرمانگر (ISTDP). اینجا از خودشناسی، روابط و شناخت الگوهای تکراری صحبت میکنم.☕️🤍 و گاهی روزمرگی. 🗣 تراپی با من: ID: @Universwhole Sms : 09933672190 - ارتباط با من: http://t.me/Chevalet_bot?start=TalktoRana
显示更多929
订阅者
-324 小时
-27 天
+21230 天
帖子存档
[ نمیتوان شناختِ کافیای از ماهیت یک فرد به دست آورد، اگر او را جدا از روابطش با ابژههای پیرامونش در نظر بگیریم. زیرا ماهیت واقعی او در همین روابط آشکار میشود. ]
- فربرن
یادمه یه عزیزی همیشه بهم میگفت ورزش کن! چرا ورزش رو جدی نمیگیری؟
الان بعد از ۴ ماه ورزش مستمر و روتین داشتن، میفهمم که چرا این رو میگفت.
من فکر میکنم ورزش صرفا ورز دادن عضلات نیست. ورز دادن استمرار، صبر و روتین داشتنه.
اینکه خودت رو محک بزنی که چقدر میتونی به اینکه برای خودت یه ساعت مشخصی زمان بذاری؟
چقدر میتونی به این نوع از بودن، متعهد باشی؟
من فکر میکنم موضوع ورزش، سوای اینکه بدن باشه، یه بخش اعظمی از روان رو درگیر میکنه.
و گاهی میشه یه طناب که میتونه تو رو به زندگی وصل کنه.
پس اگه از من، به عنوان متخصص حیطهی روان بپرسید، میگم ورزش میتونه شما رو از خیلی از مسائل مربوط به روان، دور نگه داره و عملکرد مغزتون رو بهبود ببخشه.
ورزش کنین. حتی در حد یه سری حرکات کششی اول صبح.
امشب اولین جلسهی آنلاینم با بچههای بوک کلابه و نمیتونم بگم چقدر ذوق دارم تا شروع کنیم به صحبت کردن ! ☕️✨️
احترام یعنی اینکه بخواهیم فردی که دوستش داریم، برای خودش و به شیوهی خودش رشد کند. نه برای اینکه نیازهای ما را برآورده کند.
- اریک فروم
من رعنام.
چند روز دیگه ۲۷ ساله میشم. کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی دارم و رواندرمانگر هستم.
ساکن تهرانم و فعلا بنا به ترچیحات شخصیم، فقط آنلاین کار میکنم.
عاشق قهوه، ورزش و طبیعت هستم.
از بچگی علاقمندم به هنر و نقاشی، موسیقی و بازیگری رو یاد گرفتم. الان هم به همراهی رویا، مجموعه لومیر رو تاسیس کردم و روحم رو تغذیه میکنم ✨️
اینجا برام حکم خونه رو داره و سعی میکنم کنار هم، رشد کنیم و یاد بگیریم.
میون همهی محتواهای علمی، گاهی از خودم و روزمرگیم باهاتون شیر میکنم چون معتقدم هیچ کدوم از ما آدمها تک بعدی نیستیم و این تجربهی زیستمون هست که ما وو با هم آشنا میکنه.
همین 🌚🤍
دوست داشتم سوال آخر امشب، این باشه.
چون حس میکنم خیلی وقته از خودم نه چیزی گفتم و نه چیزی توضیح دادم و خیلی از شما تازه اومدین اینجا.
راستش خودِ من به شخصه با این کلی نگری و کلیشههای اجتماعی مشکل دارم و هیچ وقت نتونستم درک کنم که چطور یه نسخهی واحد از اینکه پرتوقعی زن میتونه باعث پیشرفت پارتنرش بشه، در خصوص همه صدق کنه؟
ممکنه یه نفر برای پیشرفت، به درک کردن پارتنرش نیاز داشته باشه و اتفاقا خیلی خوب هم پیشرفت کنه. یا برعکس.
پس اولین چیزی که میخوام بهت بگم اینه که لطفا این نسخه پیچیهای اینستاگرامی رو بذار کنار و واقعیتِ موجود رو نگاه کن. واقعیت موجود تو رابطهی خودت.
واقعیت موجود تو رابطهی من چیه؟ الان کمک میکنم تا قدم به قدم باهم پی بریم.
شرایط موجود چه شرایطیه؟ نیاز من چیه؟ چه توقعی دارم؟
پارتنر من الان چه نیاز و توقعی داره؟
پارتنر من چه ساختار شخصیتیای داره؟ آیا درک کردنِ من براش دلگرمیه؟ یا پرتوقع بودنِ من برای پارتنرم چه معنیای داره؟
اصلا توقع از نظر من و پارتنرم چه تعریفی داره؟
و سوال مهمتر...
من چه کارکتری دارم؟ فکر میکنم نوعِ بودنم تو رابطه چطوره؟ چرا باید و نباید اینطور باشه؟
اصلا این نوعی از بودن من تو رابطه، چه احساسی تو خودم و پارتنرم ایجاد کرده؟
خلاصهی حرفم اینه که من فکر میکنم فوکوس کردن روی اینکه من چی میخوام و چی تو رابطهی من کار میکنه، خیلی ارزشمندی بیشتری داره تا اینکه مدام خودمون رو با حرفها و نظرات دیگران تطبیق بدیم.
پس به خودت، پارتنرت و نوعِ رابطتون فکر کن و بر اساس همون، جلو برو 🤍
این وسط اگه تراپیست هم داری، حتما ازش کمک بگیر.
#پرسش_و_پاسخ ۸
رعنا تو رابطه عاطفی در چه حد باید از پارتنر توقع داشت؟
بعضی آقایون میگن که زن نباید کم توقع باشه و اگه پر توقع باشه و نیازهاش بگه خیلی بهتره و باعث پیشرفت آدم میشه و عقب نمیوفته.
ولی من آدمی ام که خیلی زیادی دیگه درک میکنم و زیاد اگه هزینه کنه احساس میکنم به پارتنرم فشار میاد.یا مثلا با خودم میگم اگه ناراحتیام بگم بهش،اون فکر میکنه من خیلی زودرنجم.برای همین نصفش بیان نمیکنم
نمیدونم چیکار کنم واقعا
سلام عزیزم میشه از طرحواره بیاعتمادی / بدرفتاری و رها شدگی و بازداری هیجانی بیشتر برامون بگی؟ من برای رمانم نیاز دارم تحقیقاتم رو تکمیلتر کنم. ممنونم.
اول از همه، باید بگم میفهمم چرا خستهای.
وقتی مدام این حس همراهت باشه که «من آدم کافیای برای این رابطه نیستم»، بودن تو رابطه میتونه تبدیل بشه به یک امتحان دائمی. انگار هر روز صبح که از خواب بیدار میشی بایدخودت رو آماده کنی برای ثابت کردن که به اندازهی کافی خوب، آماده یا دوستداشتنی هستی.
و طبیعیه که تو چنین فشاری، دلت بخواد همهچیز رو رها کنی و تنها باشی.
اما من توصیه میکنم الان به این فکر نکنی که «باید رابطه رو ترک کنم» یا «باید میموندم و قبلش تراپی میرفتم».
بیا به این فکر کنیم که «الان دقیقا از چی خستهای؟ از خودِ رابطه، از انتظاری که از خودت برای خوب بودن تو رابطه داری، یا از ترسی که درون رابطه فعال شده؟»
و به این فکر کنیم که «من فکر میکنم برای وارد شدن به رابطه باید اول چه چیزی در خودم کامل شده باشه؟»
باید هیچ ترسی نداشته باشم؟
هیچ زخمی نداشته باشم؟
کاملا خودم رو بشناسم؟
هیچ نیازی به دیگری نداشته باشم؟
اما باید بهت بگم که عزیزم، هیچکس با نسخهی کاملا آماده وارد رابطه نمیشه. رابطه خودش هم بخشی از مسیر خودشناسی و تکامله. و حتی از نظر من بهترین و مهمترین مسیر!
اگه تراپی گرفتن برات ممکنه، الان که تو رابطهای و این فضا رو تجربه میکنی اتفاقا میتونه فضای خوبی باشه برای اینکه این احساس «کافی نبودن» رو بررسی کنی. برای اینکه بفهمی این صدای درونت از کجا میاد و الان دقیقا چه چیزی از تو میخواد.
#پرسش_و_پاسخ ۷
دلم میخواد فرار کنمم فقط
تنهای تنها باشمم
همش این حس سراغم میاد که ادم کافی تو رابطه نیستم
گاهی حس پشیمونی دارم که چرا اینقدر عجله کردم برای وارد رابطه شدن
باید حتما خودم قبلش خیلی اماده میکردم و پیش تراپیست میرفتم
سلام عزیزم
چیزی که من میخوام بهت بگم اینه تع گذشتهی پارتنرت رو نمیتونی تغییر بدی، اما میتونی یاد بگیری که رابطهی امروزتون رو مستقل از اون گذشته ببینی.
اینکه پارتنر شما در گذشته چهار سال تو رابطه بوده، لزوما به این معنی نیست که هنوز هم درگیر اون آدمه یا به خاطراتش فکر میکنه.
و راستش رو هم بخوای، ما نمیتونیم ذهن و خاطرات طرف مقابلمون رو کنترل کنیم و تلاش برای رسیدن به اطمینان کامل دربارهی اونها، هیچی جز درگیری ذهنیمون برامون نداره.
پس به نظر من، مهمه ببینی این نگرانی از کجا میاد؟
آیا رفتارهای فعلی پارتنرت باعث بیاعتمادی شده یا ذهنت درگیر مقایسهی خودت با کسیه که قبل از تو در زندگی اون بوده؟
چون گاهی پشت این افکار، ترس از کافی نبودن، خاص نبودن یا جایگزین شدنه. انگار برای اینکه احساس ارزشمندی کنیم، باید مطمئن بشیم هیچکس قبل از و حتی شاید بعد از ما جایگاه به این مهمی رو نداشته.
اما بهتره بدونی که مهم بودن یه رابطه تو گذشته، لزوما از اهمیت رابطهی امروز کم نمیکنه. آدمها میتونن گذشتهای داشته باشن و در عین حال، در زمان حال رابطهی متفاوتی رو تجربه کنن. چیزی که اهمیت داره، کیفیت رابطهی فعلی، تعهد و احترامیه که بین شما وجود داره.
نه اینکه پارتنرت هیچ خاطرهای از گذشته نداشته باشه.
پس اگه نظر من رو میخوای، یک قدم عقبتر برو و خودت رو نگاه کن. چی باعث شده به این موضوع فکر کنی؟
اگه موضوع خودتی، ریشه رو در خودت حل کن.
اگه رفتاری در پارتنرت باعث شده این احساس و افکار در تو شکل بگیره، باهاش مطرح کن تا مشکل رفع بشه 🤍
#پرسش_و_پاسخ ۶
سلام عزیزم.
با گذشته پارتنر باید چطور کنار اومد ؟
مثلا اینکه به مدت ۴ سال رابطه طولانی داشت
همش ذهنم درگیر میکنه که ایا ممکنه به خاطرات و بقیه چیزایی که به اون شخص مربوط هست فکر کنه؟
گاهی اذیتم میکنه این چیزا
