| آفتابگردون |
前往频道在 Telegram
رعنا سیرانزاده ارشد روانشناسی بالینی و رواندرمانگر (ISTDP). اینجا از خودشناسی، روابط و شناخت الگوهای تکراری صحبت میکنم.☕️🤍 و گاهی روزمرگی. 🗣 تراپی با من: ID: @Universwhole Sms : 09933672190 - ارتباط با من: http://t.me/Chevalet_bot?start=TalktoRana
显示更多747
订阅者
+724 小时
+287 天
+24030 天
帖子存档
به نظرم اینجا باید بین «ترس از خیانت» و «وجود شواهدی برای خیانت» یه تفکیک بذاری.
اینکه وقتی پارتنرت در دسترس نیست ذهنت سریع سمت خیانت میره، میتونه نشون بده سیستم دلبستگی و امنیتت فعال شده و انگار سنسورهای این سیستم به شدت حساسن. اما از طرف دیگه بهم میگی از بعضی رفتارهای مشخص پارتنرت هم این حس رو میگیری، پس نمیخوام صرفاً بهت بگم «این فقط اضطراب توئه».
اول از خودت بپرس: «دقیقا کدوم رفتارها باعث میشن فکر کنم داره بهم خیانت میشه؟». من نمیخوام فقط بگی «یه حسی دارم».نه. واقعا کدوم رفتارها؟
تو مرحلهی بعد ببین این رفتارها واقعا نقض اعتماد هستن یا ذهن من از یه رفتار مبهم، یک نتیجهی قطعی ساخته.
یه نکتهی مهم دیگه هم که دیدم اینه که وقتی مدام برای گرفتن اطمینان، توجه یا وقت بیشتر تلاش میکنیم، ممکنه یکم سختتر از قبل آروم بشیم. حتی وقتی طرف مقابلمون اون توجه رو میده، باز هم مثل قبل دیگه آروم نشیم. چون مسئله فقط کمبود توجه نیست، امنیت رابطه زیر سؤال رفته. تو این حالت هر تماس و محبت جدیدی فقط برای مدت کوتاهی خیالمون رو راحت میکنه و بعد یه مدت کوتاهی دوباره احساسات قبلی برمیگردن.
پس به جای اینکه فقط ازش بخوای بیشتر بهت اطمینان بده، یه بار خیلی شفاف دربارهی رفتارهایی که اعتماد تو رو تحت تأثیر قرار داده باهاش صحبت کن و ببین آیا حاضر به گفتوگو و شفافیت هست یا نه.
و در کنارش، این سؤال رو هم از خودت بپرس:
«من از چی میترسم؟ چی توی رابطمون داره من رو میترسونه و ناامنم کرده؟ آیا واقعا شواهدی از خیانت میبینم؟»
جوابی که بهشون میدی، میتونه مسیر رو برات شفافتر کنه 🤍
#پرسش_و_پاسخ ۱
اما قراره دربارهی این پرسش مفصل صحبت کنم.
از این به بعد هر بار به پرسش یه عزیز جواب مفصل میدم طوری که آموزشی باشه و همه بتونیم ازش استفاده کنیم.
این سری از محتواها رو میتونین با #پرسش_و_پاسخ دنبال کنین.
سلام خیلی دیرهنگام من رو بپذیرین چونکه امروز کلا درگیر کارهای درمانیم بودم.
تهش هم به نتیجهای که باید، نرسید 🙂↔️
سلام عزیزم خسته نباشی شبتون بخیر🤍
راستش من در ادامه چیزایی که امشب توی کانالتون نوشتین میخوام یه سوال بپرسم راستش من خب این اخیرا طبق اون چیزی که نوشتین دوست دارم که اون توجه و محبت زیاد رو از پارتنرم دریافت بکنم اما وقتی مثلا درگیر کاره یا با دوستاش بیرونه یا کلا هرچیز این مدلی من چند وقته که احساس میکنم داره بهم خیانت میشه و این فقط به این خاطر نیست که مثلا کمتر بهم توجه میکنه از بعضی از رفتارهاش این حس رو میگیرم و دیگه نمیتونم اون حس خوب قبل رو از ارتباط باهاش داشته باشم یعنی وقتی هم میگم بیشتر برام وقت بزار و اون میاد باهام حرف میزنه بازم اون حس خوشحال شدم سابق رو ندارم دیگه همش همراه با یه احساس بده و من نمیدونم بابتش چی کار باید بکنم.
فردا #پرسش_و_پاسخ داریم.
سوالاتونو بپرسید در خدمتم🤍
http://t.me/Chevalet_bot?start=TalktoRana
🖊 تمرین امشب
یه کاغذ بردار و دربارهی یکی از موقعیتهایی که اخیرا تو رابطه ناراحتت کرده، این چهار سؤال رو جواب بده:
۱. دقیقا از طرف مقابلم چه چیزی میخواستم؟
مثلا میخواستم بیشتر با من وقت بگذرونه.
۲. اگر این اتفاق میافتاد، چه احساسی پیدا میکردم؟
مثلا احساس میکردم مهمم و برام ارزش قائله.
۳. پس نیاز هیجانی پشت این خواسته چی بوده؟
مثلا نیاز به دیده شدن و تعلق.
۴. آیا این نیاز رو مستقیم و شفاف بیان کردم یا انتظار داشتم طرف مقابلم خودش بفهمه؟
و در آخر، یه سؤال سختتر هم از خودت بپرس:
«این نیاز برای من چقدر مربوط به رابطهی امروزه و چقدر ممکنه ریشه در تجربههای قدیمیتر من داشته باشه؟»
قرار نیست همین امروز جواب قطعی این سؤال رو پیدا کنی. یکم باهاش درگیر بمون 🤍
پس یکی از سؤالهای مهم خودشناسی تو رابطه اینه که «من واقعا از طرف مقابلم چی میخوام؟»
نه فقط در سطح رفتار.
مثلا به جای اینکه بگم «میخوام بیشتر بهم پیام بده» از خودم بپرسم «اگه بیشتر پیام بده، قراره چه احساسی در من ایجاد بشه؟»
امنیت؟
دیده شدن؟
دوست داشته شدن؟
اطمینان؟
اهمیت داشتن؟
این سؤال ما رو از «خواسته» به «نیاز» میرسونه.
و وقتی نیازمون رو بهتر بشناسیم، انتخابها و درخواستهامون هم دقیقتر میشن. 🤍
از طرف دیگه، باید حواسمون باشه که شریک عاطفی قرار نیست تمام نیازهای هیجانی ما رو به تنهایی تأمین کنه.
رابطهی سالم جایی نیست که من مسئول تموم حال خوب تو باشم و تو مسئول تموم حال خوب من.
بلکه رابطه میتونه جایی باشه که نیازهای مهممون رو بشناسیم، دربارهشون حرف بزنیم، از دیگری درخواست کنیم و در کنار اون، مسئولیت بخشهایی از تنظیم هیجان و مراقبت از خودمون رو هم بپذیریم.
پس مشکل کجاست؟
مسئله از جایی شروع میشه که یا انتظار داریم طرف مقابلمون بدون اینکه چیزی بگیم، همهی نیازهای ما رو بفهمه و برآورده کنه.
و یا برعکس، اونقدر از نیاز داشتن میترسیم که اصلا اجازه نمیدیم کسی بفهمه چه چیزی لازم داریم.
مثلا به جای اینکه بگیم «وقتی چند روز خیلی درگیر میشی و ارتباطمون کم میشه، من احساس فاصله میکنم و نیاز دارم بیشتر در ارتباط باشیم» ممکنه تبدیلش کنیم به «من اصلا برات مهم نیستم».
این دو جمله از بیرون شاید هر دو دربارهی یک موضوع باشن، اما یکی نیاز رو بیان میکنه و دیگری اتهام میزنه.
این تفاوت، تو کیفیت رابطه خیلی اثرگذاره ... .
برای همین ممکنه یه نفر تو رابطه دائما دنبال اطمینان گرفتن باشه. مثلا:
«دوستم داری؟»
«مطمئنی از من ناراحت نیستی؟»
«هنوز برات مهمم؟»
و یه نفر دیگه تقریبا هیچوقت چیزی درخواست نکنه و حتی وقتی نیاز داره، بگه «نه، چیزی نیست. خودم حلش میکنم.»
هر دو نفر ممکنه یه نیاز داشته باشن اما راهی که برای برآورده کردنش انتخاب میکنن، متفاوت باشه.
یکی با چسبیدن و درخواستِ مداومِ اطمینان،
یکی با سرکوب کردن نیاز و وانمود کردن به بینیازی.
اینجا هم یه نکتهی مهم وجود داره که دوست دارم یادآوری کنم.
داشتن نیاز هیجانی، ضعف نیست عزیزای من.
ما انسانیم و به ارتباط، تعلق، امنیت، دیده شدن و صمیمیت نیاز داریم.
در ظاهر ممکنه خواستهمون خیلی ساده باشه. همینکه «کاش بیشتر حواسش بهم بود».
اما اگه یکم عمیقتر بشیم، ممکنه پشت این خواسته یه نیاز هیجانی مهمتر وجود داشته باشه:
نیاز به دیده شدن
نیاز به امنیت
نیاز به پذیرفته شدن
نیاز به تعلق
نیاز به ارزشمند بودن
نیاز به استقلال و در عین حال داشتن یک رابطهی امن.
پس باز هم میرسیم به اینکه ما فقط با نیازهای امروز وارد رابطه نمیشیم.
بخشی از نیازهای هیجانی ما در طول زندگی و در رابطه با آدمهای مهم زندگی شکل میگیرن.
اینکه چقدر احساس کردیم دیده شدیم، شنیده شدیم، پذیرفته شدیم، مورد توجه قرار گرفتیم و در عین حال اجازه داشتیم خودمون باشیم، روی انتظارات ما از رابطههای بعدی اثر میذاره.
تا حالا شده از طرف مقابلت یه چیزی بخوای، اما خودت هم دقیق ندونی چرا اینقدر برات مهمه؟
مثلا بخوای بیشتر بهت توجه کنه، بیشتر بهت اطمینان بده، بیشتر کنارت باشه، بیشتر تحسینت کنه یا وقتی ناراحتی حتما بیاد سراغت.
اگه آره، یه ❤️ بزن.
