ch
Feedback
شهرزاد

شهرزاد

前往频道在 Telegram

دست‌هایم را در باغچه می‌کارم، سبز خواهم شد، می‌دانم.

显示更多
3 293
订阅者
+724 小时
+367 天
+11030 天
帖子存档
اطلاعیه‌ی دوره‌ی یازدهم باشگاه داستان‌خوانی شهرزاد: • هم‌خوانی چهار داستان از هاروکی موراکامی •منبع: «کجا ممکن است پیدایش کنم
اطلاعیه‌ی دوره‌ی یازدهم باشگاه داستان‌خوانی شهرزاد: • هم‌خوانی چهار داستان از هاروکی موراکامی •منبع: «کجا ممکن است پیدایش کنم» • زمان: سه‌شنبه‌ها • مدت: ۴ جلسه. جلسه‌ی اول: ۶ مرداد درصورتی که تمایل دارید در هم‌خوانی کنار ما باشید پیام بگذارید. پیام‌ها شب بررسی می‌شوند. @ShahrzadAminii

این داستان بلند رو بخونید.

وقتی‌که دود جنگ در آسمان دهکده دیده‌شد. قاضی ربیحاوی

وقتی_که_دود_جنگ_در_آسمان_دهکده_دیده_شد_از_قاضی_ربیحاوی.pdf3.30 MB

روزم را با خواندن مصاحبه‌ی ترامپ آغاز می‌کنم. بعد می‌رسم به پیام‌های مردم از جزئیات انفجارها؛ بندرعباس ۱۲:۳۳، کیش ۱۲:۳۸، شهرستان جم ۱۲:۴۰، کنارک ۱۲:۵۸، کیش ۱:۰۲، چابهار ۱:۳۰، امیدیه‌ی خوزستان ۲:۰۹، سراوان ۲:۳۰، بوشهر ۳:۰۶، بندر ماهشهر ۳:۲۳، بوشهر: ۳:۳۰، باز بوشهر ۵:۱۲، چابهار ۵:۳۹ و هم‌چنان بوشهر ۶:۱۴. روزهای ناآرام تهران هم عادت‌م شده‌بود تک‌تک انفجارها را در سررسیدم ثبت کنم. حالا که مقطع نخوابیده‌ام، نیمه‌های شب با قلبی که در سینه بکوبد بیدار نشده‌ام احساس شرم می‌کنم. بالاتر از آن برای زندگی‌کردن شرم دارم وقتی جنوب چیزی را از سر می‌گذراند که تا همین چند وقت پیش بر همه‌مان می‌گذشت، نمی‌توانم آسوده‌خاطر کتاب ادبیات ژاپن بعدی‌ام را ورق بزنم و این‌جا برای قلم ایشی‌گورو به‌به‌ و چه‌چه کنم. این بمباران‌ها شاید هنوز به تهران نرسیده‌باشند، اما زندگی‌مان را دقیق نشانه گرفته‌اند. اگر سایه‌ی جنگ یک هیولای بزرگ سیاه باشد؛ دهان‌ش جنوب را می‌بلعد، دست‌ها و پاهای درازش با پنجه‌های تیز هم به باقی جاها سیلی می‌زند و لگد می‌پراند. نمی‌دانم این متن را چه‌طور تمام کنم؛ بگویم امیدوارم این‌روزها تمام شود؟ بر باعث و بانیان‌ش لعنت بفرستم و نقطه بگذارم؟ نمی‌دانم. فقط می‌دانم دلم برای جنوب خون است و نگران‌م. همین.

💗💗💗💗💗

من هم از دیدن این‌همه کتاب‌خونه‌ی شخصی به وجد اومدم. و خیلی دل‌تنگ کتاب‌خونه‌ و کتاب‌هام شدم که الآن همه تو کارتن‌ هستن.

شرکت در این دوره، یکی از بهترین تصمیم‌های زندگی‌م بود.

"كارگاه آداب نوشتن هدفمند_ دوره مقدماتی" مرداد/ تهران مدرس: #حمیدسلیمی حضوری و غیرحضوری در اين دوره با هم مرور مي‌كنيم: ايده
"كارگاه آداب نوشتن هدفمند_ دوره مقدماتی" مرداد/ تهران مدرس: #حمیدسلیمی حضوری و غیرحضوری در اين دوره با هم مرور مي‌كنيم: ايده يابي: بدل كردن هر موقعيت به دستمايه‌اي براي نوشتن. شناخت درام: آگاهي از قواعد درام، و آشنايي با انواع و كشف و خلق درام. طراحي شخصيت: شناخت انواع شخصيت . طرح‌نویسی: اصول نگارش طرح داستانی. و.... اين دوره برای همه علاقمندان فرصتي براي آموختن اصول "نگاه كردن به دنيا به عنوان يك نويسنده" خواهد بود. از جمعه دوم مرداد/ ۱۱ تا ۱۳ چهار جلسه کارگاه حضوری دو ساعته جمعه‌ها و تمرین روزانه مجازی( در گروه تلگرام) یک میلیون و ششصد هزار تومان. "امکان همراهی غیرحضوری با دوره ( از طریق گوگل‌میت و یا شنیدن همزمان صدای ضبط‌شده‌ جلسات حضوری، مطالعه جزوه و انجام تمرینات در گروه تلگرامی) فراهم است." براي ثبت نام با شماره ۰۹۱۲۱۴۳۸۷۰۵ تماس بگیرید. یا به آیدی @behzad_aslani پیام بدهید. "این دوره پیش‌‌نیاز ندارد" "آموزه‌های این دوره برای نوشتن دلنوشته و کپشن کارآیی ندارد." به اميد ديدار. (لطفا برای دوستان خود بفرستید.) @hamid59salimi

در این‌هفته رمان «هنرمندی از جهان شناور» ایشی‌گورو رو خواهم خوند.

شهرزاد، summer in Japan چه‌طور پیش می‌ره؟ فوق‌العاده.🍋 به ترتیب نشر آثار چند نویسنده در کنار هم پیش می‌رم: • کازوئو ایشی‌گورو ۱. منظره‌ی پریده‌رنگ تپه‌ها • شوساکو اندو ۱. سکوت ۲. دریا و زهر

نوشته‌های پراکنده: اول. سر میز صبحانه خواهرم می‌گوید: "راستی، شهرنوش پارسی‌پور مرد." گوشی را چک می‌کنم و می‌گویم "خبرش هیچ‌کجا که نیست." نشان‌م می‌دهد. از علاقه‌‌اش به کتاب «زنان، بدون مردان» خبر دارم. ناخودآگاه شروع می‌کنم به شمردن نویسندگان زنده در ذهن‌م؛ فرسی، ربیحاوی، روانی‌پور، خاکسار... تعدادشان همین یک‌ساله کلی کم شده‌است؛ امروز پارسی‌پور در غربت رفته و فردا سالگرد مرگ چوبک است در همان غربت. دوم. برای دور زدن احساس غم، حواسم را معطوف می‌کنم به رمان «دریا و زهر». در فصل پایانی از جنایت تازه‌ای به دست آدمی‌زاد باخبر می‌شوم؛ این‌که در جنگ جهانی دوم، ژاپنی‌ها اسیران آمریکایی را در راستای علم پزشکی، زنده‌شکافی می‌کرده‌اند. شوساکو اندو در کتاب اول‌ش «سکوت» به حد کافی من را تحت تأثیر قرار داده‌بود. در «سکوت» مبلغی مسیحی به ژاپن می‌رود تا دین مسیحیت را جایگزین بودائیسم کند. مسیحیان ژاپنی به روش‌های وحشتناکی شکنجه می‌شوند. مبلغ مسیحی برای نجات آن‌ها اقرار می‌کند از دین برمی‌گردد. دیالوگ درخشانی از این کتاب به‌خاطر دارم، جائی‌که کشیش پس از شکنجه‌های غیرقابل‌تحملی که از سر گذرانده می‌گوید: "من بخاطر آویزان‌ شدن در چاه از دین برنگشتم. منی که روبه‌رویت ایستاده‌ام سه روز تمام در چاهی پر از کثافت آویزان بودم، اما کلامی که به خدایم خیانت کند به زبان نیاوردم. علت این‌که از دین برگشتم..آماده شنیدن‌ش هستی؟ گوش کن! این‌جا حبس بودم و صدای جماعتی را می‌شنیدم که خدا برایشان هیچ‌کاری نکرده‌بود.." حالا هم در این کتاب در ادامه‌ی سکوت خدا از چنین فاجعه‌ای می‌نویسد.انگار شوساکو اندو از کتابی به کتاب دیگر، دوباره به همان پرسش برمی‌گردد؛ وقتی انسان دست به چنین فجایعی می‌زند، سکوت خدا چه معنایی دارد؟

خیلی غمگین شدم.

۲۸ بهمن ۱۳۲۴ –۱۲ تیر ۱۴۰۵🤍
۲۸ بهمن ۱۳۲۴ –۱۲ تیر ۱۴۰۵🤍

این شعر را برای تو می‌گویم در یک غروب تشنه تابستان در نیمه‌های این ره شوم آغاز در کهنه گور این غم بی‌پایان • فروغ فرخ‌زاد

این کتاب مستقیم از زبان ژاپنی به فارسی ترجمه شده؛ قسمت‌هایی از کتاب خودم حس می‌کنم ترجمه ناقصه، نسخه‌ی انگلیسی اون صفحات رو چک می‌کنم و می‌بینم درست حس می‌‌کردم. البته بگم ترجمه‌ی فارسی‌ به فهم خود داستان لطمه‌ای نزده و من هیچ‌ خرده‌ای به مترجم نمی‌گیرم، چون تا حد امکان با کمک بازی با کلمات مفهوم اصلی انتقال داده شده و مشخصه که ارشاد، دست و پای مترجم رو بسته. ولی می‌دونیم تأثیر این بلاهایی که ارشاد سر ادبیات میاره چیه؟ چه آثار نویسندگان فارسی، چه ترجمه‌شده‌ها. این‌که در ایران آثار پیش از این‌که زیر تیغ گیوتین قرار بگیرن، به دست خود نویسنده و مترجم زخم برمی‌دارن و این است اثر خودسانسوری مسموم که مثل بیماری به جان‌ ادبیات ما افتاده!

شروع «دریا و زهر» شوساکو اندو.🍏
شروع «دریا و زهر» شوساکو اندو.🍏

💗💗💗💗

یکی دو مورد هم اشتباه فاحش داشت. یک‌ نمونه:
یکی دو مورد هم اشتباه فاحش داشت. یک‌ نمونه:

نسخه‌ی انگلیسی رمان رو هم‌زمان با نسخه‌ی ترجمه‌شده خوندم تا به قابل‌اعتمادبودن یا نبودن‌ش پی ببرم. این‌ها بخش‌های حذف‌شده‌ی گ
+1
نسخه‌ی انگلیسی رمان رو هم‌زمان با نسخه‌ی ترجمه‌شده خوندم تا به قابل‌اعتمادبودن یا نبودن‌ش پی ببرم. این‌ها بخش‌های حذف‌شده‌ی گل‌درشت نسخه‌‌ی فارسی بودند. احتمالن می‌دونید، ایشی‌گورو در کودکی همراه خانواده به انگلستان مهاجرت کرده و انگلیسی، زبان اصلی نوشته‌هاش هست.