C’s
前往频道在 Telegram
3 285
订阅者
-224 小时
-77 天
-2430 天
帖子存档
3 285
اگر برقِ چشمانم میتوانست ژرفای آهت را دنبال کند
و در آن گذرگاهِ زمان
بازگردد به همان لحظهای که به تو برخورد کردم؛
چنانکه بسیاری از ویرانیها از یک برخورد آغاز میشوند،
آنقدر مست و ناتوان از جوانیِ خود بودم
که نمیدانستم چه باید کرد.
پس اگر آپارتمانم را بفروشم
و تو از یک ستارهی اینترنتی چند فرزند داشته باشی،
آیا این کافیست تا خاطرهات
از این زخمِ سرخِ شرابیرنگ محو شود،
انگار که هیچگاه رخ نداده بود؟
آیا کافی نیست که فقط در مدار تو شناور باشم؟
آیا میتوانیم اشباحِ گذشتهمان را
همانگونه تماشا کنیم که اسبهای وحشی را تماشا میکنند؟
در خیال، زیباتر است؛ اما نه وقتی که به اجبار
وادارش کنی
که چیزی باشد
چیزی که هرگز اتفاق نیفتاد.
3 285
امروز روز غمگینی بود. داشتم برمیگشتم خونه که بارون اومد، کتمو انداختم رو سرم، میدویدم و زیر بارون اینو گوش میدادم. سورئال بود.
3 285
امروز روز غمگینی بود. داشتم برمیگشتم خونه که بارون اومد، کتمو انداختم رو سرم، میدویدم و زیر بارون اینو گوش میدادم. سورئال بود.
3 285
وسط میدون روی چمنایی که روش آبپاشی میشد زیر انداز مینداختیم و مینشستیم. تجلی واقعی تابستون بود. اون شب هرچیزی که باید یه تابستون داشته باشه رو داشت. هوای گرم، باد خنکی که از روی چمن نم دار میاومد. ماه میدرخشید. یادمه از مامانم پرسیدم چرا انقدر ماه بزرگه اینجا؟
یادم نیست جوابش چی بود.
3 285
به آلبوم جدید گریسی ۷ میدم
حس میکنم خیلی دوست داشته دوباره یه چیزی شبیه I Told You Things بسازه واسه همین خیلی تکراریه کل آلبوم
در نهایت این ترکارو دوست داشتم.
