ch
Feedback
بلاچائو

بلاچائو

前往频道在 Telegram

Everything was raw and painful and confusing and wrong and yet it was as if I'd been dragged from freezing water through a break in the ice, into sun and blazing cold. 🛋️ t.me/BluChatRobot?start=youretalkingwsun

显示更多

📈 Telegram 频道 بلاچائو 的分析概览

频道 بلاچائو (@belacio) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 10 089 名订阅者,在 音乐 类别中位列第 7 038,并在 伊朗 地区排名第 31 242

📊 受众指标与增长动态

невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 10 089 名订阅者。

根据 01 八月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -351,过去 24 小时变化为 -14,整体触达仍然可观。

  • 认证状态: 未认证
  • 互动率 (ER): 平均受众互动率为 16.78%。内容发布后 24 小时内通常能获得 N/A% 的反应,占订阅者总量。
  • 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 0 次浏览,首日通常累积 0 次浏览。
  • 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 0
  • 主题关注点: 内容集中在 چیز, رشت, سان, آدم, انجام 等核心主题上。

📝 描述与内容策略

作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
Everything was raw and painful and confusing and wrong and yet it was as if I'd been dragged from freezing water through a break in the ice, into sun and blazing cold. 🛋️ t.me/BluChatRobot?start=youretalkingwsun

凭借高频更新(最新数据采集于 02 八月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 音乐 类别中的关键影响点。

10 089
订阅者
-1424 小时
-837
-35130
帖子存档
حالت هربار که وارد دانشگاه می‌شم به اون لحظه فکر می‌کنم. اول می‌رم دانشکده فنی، کتابی که می‌خوام رو می‌گیرم حالا چندقدم میام جلوتر. آفتاب زده رو صورتم، عینکم رو می‌زنم. یجا خونده بودم که «همه چیز تا پونزده دقیقه قبل از فروپاشی خوب به نظر می‌رسه. الان همه‌چی عادیه. امیدوارم پونزده دقیقه قبل از حادثه نباشه.» حالا اما ۶۰ ثانیه قبل حادثه‌ست. دوستم تو دانشکده منتظرمه. کافیه از کنار کتاب‌خونه مرکزی بگذرم، فقط کافیه این اینجا گذر کنم. گذر می‌کنم اما می‌ایستم. بمب، انفجار، شوک، ترس: برمی‌گردم. دست یه دختری که از ترس گریه می‌کنه رو می‌گیرم و از نزدیک‌ترین پسری که اونجاست می‌پرسم: «جنگ شد؟»

تو یه درختی. بهم بگو من چقدر ایستاده‌ام؟ من چقدر جوونم؟ بهم بگو آیا برای زنده‌ موندن حتما نیازه یک درخت دیگه کنارم داشته باشم؟ من اگر تو جنگلی بیفتم، و هیچ‌ کس اطرافم نباشه که صدای افتادنم رو بشنوه، آیا اصلا افتادن من صدایی خواهد داشت؟

دستم رو نگیر، دنبالت نمیام.منتظرم نمون، تو گرما نیا، موقع خداحافظی بغلم نکن، از اینکه چرا امروز حالم خوب نیست نپرس، با من نخند، با من راه نیا، باهام رازی نداشته باش، به‌خاطرم مسیر دورتر رو انتخاب نکن. منو به خونه نرسون. به چشمام نگاه نکن. به چشمام نگاه نکن. به چشمام نگاه نکن.

مساله بر سر اینه که گاهی ناکافی هستی اما گاهی نمی‌خوای باشی که اصلا به کافی بودن برسی. اقا می‌شه من رو ول کنی؟ ممکن هست تصور کنی من با تو تو این اتاق نیستم؟ فکر کن من یه خیال بودم. از اولشم نبودم.

چیه این آدم بودن؟ چیه این بزرگسالی؟ چیه این ناکافی بودن؟ چیه این عاشق شدن؟ چیه این احساس ترسیدن؟ چیه شب‌ها نخوابیدن؟ چیه این دیر رسیدن؟ چیه این «نبودن»؟ یه آدم مگه ممکنه چقدر نباشه آخه؟

روزی چهارتا قهوه می‌خورم چون مثل این‌که مشت زدن به صورت آدمها زندان داره.

به قول یک دوستی؛ این جنگ تنها چیزی که تغییر داد مارک سیگار من بود.

شب که می‌شه دلم داستان می‌خواد. روایت کردن می‌خواد. حرف زدن می‌خواد. آشتی کردن می‌خواد. نگاه کردن و نگاه کردن و نگاه کردن می‌خواد. شب که می‌شه بیچارم اما تمام جهان برای منه. چون شبه گناهی وجود نداره. چون شبه اشتباهی نیست. می‌گما بنظرت شب‌ها باهم صحبت کنیم؟

Olafur-Arnalds-The-Past-Is-The-Past-(From-Surface)-320.mp311.38 MB

photo content

دوباره. این‌بار مال اینجا بودم، کاملا.
دوباره. این‌بار مال اینجا بودم، کاملا.

بر دشمن مرتضی علی لعنت.💚🪅🦋🌼🕯️🪩🦚🔆🧘🏻🌏💥🌳🦢🌷✨

به یک سادات شماره کارت فرستادم. وای اگر بگیره و عیدی مارو واریز کنه. بریز و بپاش.

تویی سور و منم راقص. من اسفل تو معلایی!

یه دوست ترک دارم mert اسمشه. گاهی مرت میاد و بهم می‌گه براش از آهنگ‌هایی که خودم دوست دارم بفرستم، از ایران و فرهنگش خوشش میاد. مرت تو ترکیه معلمه اما بیشتر از اون با دوربینش عکاسی می‌کنه. مرت شعرهای ایرانی رو حفظ می‌کنه و بیشتر از همه خیام و عطار رو دوست داره. بنظر میاد دنبال فلسفه زندگی نیست اما تنهایی تو کارهاش دیده می‌شه. مرت وقتی ازم می‌خواد چیزی براش بفرستم اول از آهنگ‌های قربانی و شجریان شروع می‌کنم. هرچیزی که راجب ایران باشه رو بهش می‌گم. حالا از روزی که جنگ شد دیگه باهم حرف نزدیم؛ دیگه نتونستم براش چیزی بفرستم. دوست داشتم بدونه زنده‌ام، دوست داشتم بگم ایران زخمی شده؛ اما زنده‌ست! مرت ما اینجا زنده‌ایم.

باهم گریه کنیم؟

Repost from Alireza Ghorbani
گلوبند ایران علیرضا قربانی آهنگساز: حسام ناصری شعر: حسین غیاثی 🌐 @alirezaghorbaniofficial

‎ سلام عزیزم امیدوارم خوب باشی تو پارکینک خونه یکی از اشناها یه گربه اومد از زمستون همونجا هم بچه هاشو دنیا اورد تا الان اونج
‎ سلام عزیزم امیدوارم خوب باشی تو پارکینک خونه یکی از اشناها یه گربه اومد از زمستون همونجا هم بچه هاشو دنیا اورد تا الان اونجا بودن و همسایه ها غذا میدادن بهشون الان دو تا از همسایه ها معترضن و دارن اذیت میکنن میخوان اینارو بندازن بیرون ببرن تو یه خیابون دیگه ول کنن الان من به سختی برای ۵ تا بچه گربش صاحب پیدا کردم و واگذار شدن ولی گربه مادر هنوز مونده طفلی و اینجوری تنها بدون بچه هاش ول میشه اگر امکانش هست میشه عکسشو بزارید که اگر تهران کسی خواست بهم بگه؟ اینم ایدی: @ghazaalnajafii شماره: ۰۹۱۷۶۶۷۸۱۰۶

مثل اینکه سندی واقعا یه چیز می‌دونست که گفت امشو شو شه لیپک لیلی لونه.

خو حالا مذاکره رو کی داده کی گرفته.