ch
Feedback
آفتاب و مرگ

آفتاب و مرگ

前往频道在 Telegram

از میان نامه‌هایی برای درخت‌ها. روزانه‌‌نویسی.

显示更多
1 383
订阅者
无数据24 小时
-37 天
-430 天
吸引订阅者
6月 '26
六月 '26
+10
在0个频道中
五月 '26
+18
在2个频道中
Get PRO
四月 '26
+3
在0个频道中
Get PRO
三月 '26
+2
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+24
在2个频道中
Get PRO
一月 '26
+15
在4个频道中
Get PRO
十二月 '25
+20
在2个频道中
Get PRO
十一月 '25
+59
在7个频道中
Get PRO
十月 '25
+1
在2个频道中
Get PRO
九月 '250
在4个频道中
Get PRO
八月 '25
+40
在9个频道中
Get PRO
七月 '25
+35
在3个频道中
Get PRO
六月 '25
+20
在3个频道中
Get PRO
五月 '25
+39
在4个频道中
Get PRO
四月 '250
在0个频道中
Get PRO
三月 '250
在0个频道中
Get PRO
二月 '25
+5
在0个频道中
Get PRO
一月 '25
+43
在9个频道中
Get PRO
十二月 '24
+38
在3个频道中
Get PRO
十一月 '24
+364
在4个频道中
Get PRO
十月 '24
+67
在1个频道中
Get PRO
九月 '24
+62
在1个频道中
Get PRO
八月 '24
+25
在1个频道中
Get PRO
七月 '24
+138
在2个频道中
Get PRO
六月 '24
+147
在6个频道中
Get PRO
五月 '24
+78
在0个频道中
Get PRO
四月 '24
+83
在2个频道中
Get PRO
三月 '24
+86
在9个频道中
Get PRO
二月 '24
+107
在5个频道中
Get PRO
一月 '24
+141
在2个频道中
Get PRO
十二月 '23
+89
在2个频道中
Get PRO
十一月 '23
+88
在5个频道中
Get PRO
十月 '23
+301
在5个频道中
Get PRO
九月 '23
+60
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+66
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+79
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+150
在0个频道中
Get PRO
五月 '230
在0个频道中
Get PRO
四月 '230
在0个频道中
Get PRO
三月 '230
在0个频道中
Get PRO
二月 '230
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+1
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+4
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+6
在0个频道中
Get PRO
十月 '22
+3
在0个频道中
Get PRO
九月 '22
+156
在0个频道中
Get PRO
八月 '22
+224
在0个频道中
Get PRO
七月 '22
+129
在0个频道中
Get PRO
六月 '22
+52
在0个频道中
Get PRO
五月 '22
+169
在0个频道中
Get PRO
四月 '22
+75
在0个频道中
Get PRO
三月 '22
+75
在0个频道中
Get PRO
二月 '22
+149
在0个频道中
Get PRO
一月 '22
+336
在0个频道中
Get PRO
十二月 '21
+138
在0个频道中
Get PRO
十一月 '21
+71
在0个频道中
Get PRO
十月 '21
+105
在0个频道中
Get PRO
九月 '21
+98
在0个频道中
Get PRO
八月 '21
+269
在0个频道中
Get PRO
七月 '21
+117
在0个频道中
Get PRO
六月 '21
+35
在0个频道中
Get PRO
五月 '21
+95
在0个频道中
Get PRO
四月 '21
+136
在0个频道中
Get PRO
三月 '21
+122
在0个频道中
Get PRO
二月 '21
+88
在0个频道中
Get PRO
一月 '21
+96
在0个频道中
Get PRO
十二月 '20
+635
在0个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
15 六月0
14 六月0
13 六月0
12 六月+2
11 六月+1
10 六月+1
09 六月+1
08 六月+1
07 六月0
06 六月+1
05 六月+1
04 六月0
03 六月0
02 六月0
01 六月+2
频道帖子
من قصد ندارم این کانال رو نگه دارم. بخاطر اینکه نمی‌تونم از خشمی که داره منو می‌خوره نگم. از اینکه 40 هزار نفر توی دو روز کشته شدن. بعد نت رو بستند. هرچیزی می‌نویسم مسخره است. زندگی مسخره نیست ولی از زندگی نوشتن برای من حداقل مسخره و غیر عادی شده. حال بدی رو تجربه می‌کنم به طور کلی. شاید به صورت گمنام اعتیاد به نوشتن رو یک جوری مرتفع کردم. اگر سوگواری‌هاتون گزینشیه و مثلا برای بی‌گناهان جنگ ناراحت می‌شید ولی برای بی‌گناهان کشته شده در کوچه و خیابون در روزها و سال‌های قبل جنگ، نه بیاین دیگه همو فراموش کنیم. حتی اگه نون و نمک هم رو خوردیم.

2
فعلا شیفته انواع دودها شدم. مخصوصاً دود سیگار. با تندی خوشایندی سفر می‌کنه به هزارتوهای پنهان محیط و فضا رو از آن خودش می‌کنه. سیگار رو بخاطر فرایند روانیش دوست داشتم قبلاً. یه مدل فشار و رنج رو از وجودم می‌کَند و دود می‌کرد. که چون آدم محافظه‌کاری درباره سلامت جسم هستم، رهاش کردم. امروز توی کشو یه بسته دیدم. و پشت سر هم دود کردم. حس خوبی داشت.
105
3
سعی می‌کنم به یاد بیارم شب‌هایی که خونه بوی خودشو داشت. بوی شامپو. بوی برنج دم کشیده. بویی که از استشمامش حس جنون و حس شکست نداشتم. نمی‌دونم چرا این اتفاق رو سند ناکارآمدی خودم می‌دونم؟ هی به خودم می‌گم خب چمیدونستی؟ ولی صدای درونم نمی‌فهمه و سعی داره منو سرزنش کنه. یعنی واقعاً این بو میره یا نه؟ دیگه باید بترسم مهمون دعوت کنم. هرچند که بخاطر دوری محل زندگیم هیچوقت دوستام دعوت‌هام رو جدی نمی‌گرفتن: حالا تو بیا این بار. ما یه بار دیگه میایم... اگه شانس منه از فرداست که مهمون میاد برام و هی باید حرص بخورم. نکنه بوی ، بوی... آهان. فرشته پرسید چی شده؟ گفتم هیچی خونه‌م بوی مرگ انسان تنها گرفته. آره باید حرص بخورم نکنه مهمونم الان که داره چاییشو می‌خوره بوی مرگ انسان تنها رو حس کنه؟!
109
4
این دو روز مدام به مرگ فکر می‌کردم. به اینکه اگر دسترسی و کنترل جسم پس از مرگ میسر بود، شاید فکر و خیال‌ها کمتر می‌شد. البته همان اثری که مر
1
5
یکی از بدترین اتفاقاتی که ممکن است برای خانه آدم و خود آدم بیفتد این است که وقتی به خانه برگردد با فساد مواد غذایی در فریزر مواجه شود. از من به شما نصیحت، حالا که قطعی برق زیاد شده حتماً موقع ترک خانه به مدت چند روز، فریزر را حداقل از مواد پروتئینی خالی کنید. در اثر قطعی مکرر ممکن است فیوز بپرد و شما نباشید و آنچه نباید رخ دهد.
212
6
بعد از دو روز کار با دستکش و وایتکس و بوزدا و اسپند و عود و اسپری خوشبو کننده، در کابینت را باز کردم. چند تایی علی کافه داشتم. چندتایی کاپوچینو. یک قوطی شیشه‌ای قهوه. اما مثل همیشه دستم و میلم به سمت قوطی سرامیکی چای رفت. چای با بهارنارنج. عمر رفاقتم با چای خیلی دراز نیست. اما عمیق است. دوست خوب بعداز‌ظهر، نیمه‌شب، صبح، ظهر، وقت و بی‌وقت.
216
7
+1
سراب_هوش_مصنوعی_در_خیابان_های_شهر.m4a
259
8
داشتم فکر می‌کردم شاید این لحظه حریم خصوصی بچه بود. و نباید منتشر می‌کردم.
481
9
از لابلای‌ چسب‌هایی که خودشان زمان جنگ‌ به شیشه چسبانده‌اند، تماشایش می‌کنم. یک گیتار کوچک اسباب بازی که دو از تارهایش هم کند
از لابلای‌ چسب‌هایی که خودشان زمان جنگ‌ به شیشه چسبانده‌اند، تماشایش می‌کنم. یک گیتار کوچک اسباب بازی که دو از تارهایش هم کنده شده را بر می‌دارد می‌برد توی حیاط روی قابلمهٔ روی میز می‌نشیند و برای تماشاگران فرضی هم می‌‌خواند و هم می‌نوازد.
197
10
لازم نیست ما چیزی را بیندازیم گردنش، اصلا همممه چیز زیر سر خوب نخوابیدن است سمیرای عزیز؛ همه‌چیز.
559
11
شاید اگر خواب عمیقی داشتم، آدم بهتری می‌شدم و کارها را نصفه رها نمی‌کردم. حالا که کنتر نمی‌اندازد بیا همه چیز را بیندازیم گردن خوب نخوابیدن.
796
12
دوست داشتم طلوع صبح چند ساعت دیگر را ببینم. دلتنگ بالا آمدن خورشیدم از پشت کوه‌ها. و سپس به خواب رفتن. ساعت‌ها تا وقتی که خورشید کارش روی زمین تمام شود و برای بدرقه‌اش حاضر باشم. اگر قرار باشد بخاطر تماشای بالا و پایین رفتن خورشید زنده بمانم به شرط بقا بدون درد و سختی زیاد، حتما قبول می‌کردم. شوق زیستن همان گیاه کوچکی است که فقط در دامنه‌های کوه‌ها می‌روید‌.
574
13
Paganini_Violin_Concerto_No_1_In.flac
536
14
🍏
505
15
البته که در انتخاب غذا هم کم گل نکاشته بودم :)))
106
16
امروز برادرزاده‌های کوچکم را مهمان کردم و آمدیم میدان نقش جهان. چون می‌دانستم‌‌ پول شام خریدن ندارم، کمی برنج سفید (!) با سیب‌زمینی سرخ کرده و ماست‌خیار از خانه آوردم. ماست ترش شده بود و برنج سرد. طعمش شبیه طعم بی‌پولی بود. از بچه‌ها خجالت کشیدم.
76
17
دوستان شما متخصص کارکشته و با وجدان کودک می‌شناسید که درمانش مبتنی بر مهارت آموزی به کودک باشه و نه دارو دادن بی‌مهابا؟ ممنون می‌شم اگر شخص معتبری می‌شناسید اینجا برای من بنویسید.
375
18
البته باید حداقل‌های زندگی‌ام در حد جای زندگی و خورد و خوراک‌‌ فراهم باشد وگرنه که می‌دانم شکم خالی را فراخواندن به تاریخ‌پژوهی، بی‌حرمتی به رنج و خشم انسان است.
765
19
تلگرام بیش‌تر از آن‌که مثل سال‌های اول ظهورش فضایی پرشور برای معاشرت با دوستان باشد، دالان سوت و کوری است که در آن موسیقی پیدا می‌کنم و یا منابع درسی که هیچ جای دیگر پیدا نمی‌شود. چرا که دیگر دوست و دوستی‌ای نمانده یا اگر هم باشد اصلاً شوقی برای گفتگو با دوست ندارم. شکر که این نیم‌چه علاقه‌ام به خواندن را هنوز دارم. تا روزی که آن هم از دست برود در این گوشه به زیستن ادامه می‌دهم‌‌. وقتی زندگی برایت معنی ندارد تاریخ بخوان. تاریخ آدم‌هایی که زندگی برایشان معنی نداشت. برای اینکه بتوانی زنده بمانی. چرا که زنده ماندن از مردن حداقل کمی آسان‌تر است. به عنوان کسی که از نوجوانی تلاش می‌کرده بمیرد و نشده، این را می‌گویم.
773
20
دو ساعتی می‌شود اینجا نشسته‌ام. همسایهٔ کناری احتمالا توی حیاط صبحانه می‌خورد. صدای چرخاندن قاشق چای خوری در استکان چایی‌اش گ
دو ساعتی می‌شود اینجا نشسته‌ام. همسایهٔ کناری احتمالا توی حیاط صبحانه می‌خورد. صدای چرخاندن قاشق چای خوری در استکان چایی‌اش گرسنه‌ام کرد.
739