ch
Feedback
FROMSOFTWARE

FROMSOFTWARE

前往频道在 Telegram

Everything About FromSoftware Firelink Shrine: @FromSoftware_Gp Our support team: Elden Ring: @satan_slayer Dark Souls Series & Bloodborne @satan_slayer Sekiro @FarhadSoofl Demon's Souls @FarhadSoofl NieR Channel: https://t.me/NieR_Automata

显示更多
1 707
订阅者
+124 小时
-107 天
-1730 天
帖子存档

ستاره را گفتم کجاست مقصد این کهکشان سرگشته؟ کجاست خانه این ناخدای سرگردان؟؟ کجا به آب رسد تشنه، با فریب سراب... ستاره گفت خام
ستاره را گفتم کجاست مقصد این کهکشان سرگشته؟ کجاست خانه این ناخدای سرگردان؟؟ کجا به آب رسد تشنه، با فریب سراب... ستاره گفت خاموش! لحظه را دریاب... فریدون مشیری #Art by: Annie Chromes (on Twitter)

photo content

Berserk X xenotrip
+5
Berserk X xenotrip

Xenotrip
+4
Xenotrip

Bloodborne Rare Concept Art - Dreaming Hunter
Bloodborne Rare Concept Art - Dreaming Hunter

- - پایان کار - -     درسته درباره ایشین حرفای خوبی نزدم، اما آخر بازی تو پایان شورا، اونجا یک شیوه کلی و سنتی از کاری که مردا باید انجام بدن از خودش نشون میده و سعی در محافظت از کورو میکنه (هرچند همونم خیلی دیر و ناقص انجام میده که آدم والا شک میکنه این هدفش واقعا حفاظت از خودش و قلعه بوده یا کورو، میخوام بگم این مطمئنا اونقدر خودخواه بوده که خودش و سلطنتش براش مهمتر بودن تا کورو) به هر حال. اینجاست که سکیرو کلا از مسیرش منحرف میشه و تحت تاثیر حرفای یکی دیگه از آدمای خودخواه بازی قرار میگیره که ادای جنتلمنارو در میاره، اوول یا جغد، پدر خوندش. بعد، شروع میکنه یکی یکی به کشتن تمام کسایی که در مسیر پیشرفت کمکش کردن. بازی میخواد بگه - صرفا به عنوان یک هشدار - هرکسی ممکنه هر ثانیه ای از مسیرش منحرف بشه و به خصوصیات حیوونی و ذاتش چنگ بزنه و رو همه چنگ بکشه.     تو پایانی که کورو رو آخرش قربانی میکنه تا خون از بین بره بطور کلی، می‌بینیم بعدش، شینوبی با اون همه استعداد و تجربه میشینه یه گوشه توی یه معبد متروکه، رسما یللی تللی. چون تمام زندگیش محافظت از اربابش بوده که این رو هم خیلی نمیشه پایان خوب و پاکی دونست. اما دو تا پایان بعدی که خوبن هم درجبه بندی دارن که بهترینو آخر میگم.    تو پایان بازگشت، می‌بینیم که صرفا اربابش عوض شده - موقتا یا کلا - ولی باز هم همراه دیواین چایلد، عازم غرب میشه تا زادگاه اژدها رو پیدا کنن (که سکیرو کلا به هیچ جاش نیست فقط میخواد بیکار نباشه خدایی)    اما... بهترین پایان و حقیقی ترین راهی که طبق گفته های پیشین، بازی می‌بایست به اتمام برسد، چهارمین است. این روش. خیلی به زندگی واقعی نزدیک تر است و یک فرد وفادار و جوانمرد، قطعا اهل انجام چنین کاری است، تا سه راه دیگر. سکیرو می‌دانست، می‌دانست که خون اژدها باید از بین برود و یکی از آن دو، باید جانش را از دست می‌داد و همچنین از این آگاه، که کورو، مملو از شور و شعف زندگی بود... زندگی که همواره بر او منع شده بود، حیات یک فرد کاملا عادی و معمولی. سپس شمشیر سرخ تیغ خود را از غلاف بیرون می‌کشد: _ بدین‌وسیله، من آخرین نامیرا را از هستی نیست می‌کنم. سپس نگاهش به صورت بی گناه و غرق در خواب کورو در روبرویش می‌افتد: _امید است که تو زندگی کنی و در آغوش بکشی، معنای واقعی آدمیت را...    سپس با تمام توان، شمشیر را مردانه به گردن خود می‌زند و.. چیزی جز گل برگ های زیبای ساکورا، بر جسد بی سرش باقی نمی‌گذارد... سر را چه محل باشد، در راه وفاداری جان، خود، چه قَدَر باشد، در دین جوانمردی کامل صفت، آن باشد، کو صید فنا باشد.. یک موی نمی‌گنجد در دایره فردی مولوی ممنون از همراهیتون❤️ @FromSoftware

اینکه همه بر این باورند که : بانوان، با ارزش خدادادی به دنیا میان و مردان، باید ارزششان را در دنیا کسب کنند، امر واضحیست، اما باز هم با این وجود، عده ای هستند که معنی صحیح ارزش را درک نکرده و ظاهراً هرگز نخواهند کرد. برخی بر این باورند که ارزش یک مرد، به ظاهر، ثروت، وقار ساختگی، و از این قبیل است! برخلاف نظر این بزرگان، برخی باور دیگری دارند. بر اینکه ارزش و اصلاً هدف یک مرد در زندگی، نگهداشتن و حفاظت از فرد یا چیزیست که در حال حاضر، با ارزش و گران قیمت است. او اینگونه می‌تواند به شایستگی حقیقی که در وصف خود، همان (مردانگی) است، دست پیدا کند.   _ مردانگی؟ منظورت همینه که هر چی تستوسترون و ابهت و کاریزمای بیشتری داشته باشی و بتونی با زنای بیشتری بخوابی؟ یا شاید اینکه از اسنوپ داگ بیشتر گل و قلیون بکشی؟ شایدم اینکه بری یه چندتا لطمه بزنی به خودت تا لوطی شو پر کنی؟ _هم آره هم نه. راستش چیزی که میخوام ازش حرف بزنم، ممکنه یکم بد و بی ربط بنظر بیاد. مثه وقتیه که جواب یک مسئله انقد آسون و راحته که با خودت میگی : نهههه، امکان نداره. اگه به همین آسونی بود که من انقد وقتمو تلف نمیکردم. نه حتما جواب پیچیده تری داره! در صورتی که غیر اینه. لااقل با یه تغییر کوچیک.    چقدر نویسندگان و داستان پردازان مختلف از سراسر جهان بوده اند که در پی به تصویر کشیدن اصل و حقیقت این امر بوده اند. جوانمردی، مردانگی. به نظر ایشان، کم سخن، صبور، متمرکز و از همه مهمتر، فداکار... چنین ویژگی هایی موجب پدید آمدن ریشه مستحکم درخت بلند جوانمردی در وجود مرد شده است. قدی کوتاه و ظاهری نحیف، اما قدرت و نظری آهنین. چه سودی به توجه به رای اطرافیان کوته نظر است، وقتی که خود هیچ بویی از ارزش و جوانمردی نبرده اند.    سکیرو، مردی با قدی متوسط، بازوهایی نه چندان پهن، کم صحبت و به نظر بی احساس به چشم میاد. بیاین این شخصیت رو با ایشین مقایسه کنیم. ایشین تمام عمرش رو به نبرد گذروند. همش دنبال کسب مهارت تو شمشیرزنی، قوی و با تجربه تر شدن در زمینه جنگ و استراتژی های گسترده جنگی بود که بهش هم رسید، اما سوال مهم اینجاست، بخاطر چی؟ اینکه آخر عمرش وقتی که دیگه یک پیرمرده مریضه، بشینه تو کلبش و ساکه بخوره؟! اوکی میتونه از خودش به خوبی دفاع کنه و ماسک تنگو بزنه بره تو جنگل شکار نینجا، ولی واقعا چه شرافتی توی این کار هست؟ رهبر یک قبیله و قلعه به اون بزرگی، واقعا هدفش از دفاع از آشینا و کل اون دردسرا همین بوده؟ یا صرفا یک آدم شهوت جنگ طلب و عاشق هیجان نبرد تن به تن بوده!؟ حالا از طرف دیگه ما شینوبی رو داریم. پستی که بی نهایت مورد بی احترام واقع شدن توسط مردم بوده و پست شمرده می‌شده. به هرحال هیچکس یه مشت قاتل رو دوست نداره، رهبرشون بکشه حرفی نیست، ولی یک شینوبی؟ نع.       او به چیزی جز اربابش فکر نمی‌کند، درواقع، او صرفاً به اجرای وظیفه اش به عنوان یک مرد فکر می‌کند، که محافظت از عزیزان و اطرافیانش است. کورو، اکنون دیگر فقط ارباب سکیرو نبود. او دلیل، امید و نیروی به حرکت درآورنده اش بود که در حقیقت به گرگ، هستی می‌بخشید. چراکه آدمی، بی هدف و امید، هیچ است. اسکلتی است که در غیر این، کارهای روزمره خود را انجام داده، تا لحظه ای که بمیرد.. ناکام، ناامید، و ناراضی. گذر از مرداب های سمی سختی ها، کوهستان های سرد ناخوشایندی ها، کولاک درد ها و رنجها، همه اینها بخاطر یک چیز، هستی بخشیدن به ذات و خوی خویش، مردانگی اش. ‌ این مرد است که خود را ناقص و بی مصرف می‌داند، اگر در کنج اتاق تاریک خود بنشیند، بی هدف، بی اهمیت، بدون شجاعت. نمی‌دانست چرا، اما خود را کامل میافت، هر آن که خود را در مصاف حریفی قدر و ابر هیکل می‌دید. همین را می‌دانست که این بهترین انتخابی بوده که در زندگی اش داشته..

رستگاری در باور یک شینوبی بخش سوم : تنهاترین مرد #Art by: Anni chrono (Twitter)
رستگاری در باور یک شینوبی بخش سوم : تنهاترین مرد #Art by: Anni chrono (Twitter)

#ART by: Shimhaq (Twitter)
#ART by: Shimhaq (Twitter)

Repost from N/a
photo content

photo content

photo content