ch
Feedback
FROMSOFTWARE

FROMSOFTWARE

前往频道在 Telegram

Everything About FromSoftware Firelink Shrine: @FromSoftware_Gp Our support team: Elden Ring: @satan_slayer Dark Souls Series & Bloodborne @satan_slayer Sekiro @FarhadSoofl Demon's Souls @FarhadSoofl NieR Channel: https://t.me/NieR_Automata

显示更多
1 765
订阅者
+124 小时
+17
-6530
帖子存档

Chaos Witch Quelaaq #Guide #Dark_Souls @FromSoftware

39 برای اولین بار در آن روز اتفاقی کاملا متنوع و عجیب مشاهده کرده بود. معمولا در نگاه اول، خود زنی در جناح مقابل، اشتباهاتی که هنگام جنگ در جبهه مقابل اتفاق می‌افتد و منجر به آسیب به جناح خود می‌شود و از این قبیل اتفاقات برای حریف بسیار لذت بخش و دلپذیر است؛ اما یک فرد خردمند به بُعد دیگر موضوع توجه می‌کند.. آنان که حتی به خودی رحم نکردند، برای دشمنان خود چه برنامه هایی می‌توانند داشته باشند یا آنقدر پیروزی بر حریف برایشان مهم است که حاضرند دست به هر کاری بزنند. در این مواقع یک جنگجوی کارکشته در عوض اینکه نبرد یا مقاومت را راحت و آسان در نظر بگیرند، باید بیشتر از همیشه حواسشان را جمع کنند.. اما سکیرو خود را عضو جناح مقابل، جاسوس، دزد و اصلا دشمن قبیله یا اهالی قلعه آشینا محسوب نمی‌کرد. دلیل مبارزه اش چیز دیگری بود و از قائله قدرت و سیاست بِدور بود... از لبه ایوان بالا می‌آید و آهسته به اجساد دو نایتجار نزدیک می‌شود. با سوختگی پرهای سفید قاتل سکیرو، اکنون یونیفورم او هم به مانند شینوبی ارشد خود تیره شده بود.. _ هنوز زندست... ؟!! با این که هردو مرده بودند اما سکیرو نگاهش به چشم های نایتجار سیاه که باز مانده بود می‌افتد. قسمت اعظمی از مردمک چشمانش تماما قرمز شده بود و دائما همانند چراغی روشن و خاموش می‌شد. سکیرو به محض مشاهده حرکت کوچکی از دست نایتجار سیاه که اکنون در حال تکان خوردن بود، به بالای سرش رفته و با شمشیرش کارش را تمام می‌کند. چیزی که مایه تعجب سکیرو شده بود این بود که لحظات قبل از مرگ نایتجار، هنگامی که در حال جان دادن بود چشمانش برای لحظه ای بسیار روشن و شفاف شد. آن چشم ها رنگی به قرمزی خون داشت که دائماً پُر رنگ و کم رنگ می‌شد. همین اتفاق باعث می‌شود از نبرد خود با غول یادش بیاید. او هم درست همانند نایتجار چشمانی سرخ داشت. اما اگر ویژگی های هر دو صرفا بخاطر تشابه رنگ چشمشان مشابه بود، پس نایتجار باید از آتش بسیار وحشت می‌داشت و آن را هرطوری شده از خود دور می‌کرد اما درست برخلاف آن، با اطمینان کامل از آتش به عنوان تکنیکی در کشتن حریفش استفاده می‌کند. _ ((سرورم خواهش میکنم از این تصمیم صرف نظر کنید... نه تنها اون غار مقدسه و برای چند صد ساله که در اونجا آرامگاه های افراد شریف و با اهمیت قرار داره، بلکه اینکار واقعا ظلم در حق... _ همینی که گفتم. تو، کارگزارانت و غار رو دست دوساکو (Dosaku) می‌سپارم. البته که ایشین از اهداف حقیقی و پشت پرده دوساکو هیچ اطلاعی نداشت و صرفا با تظاهر به محترم شمردن او و تحقیقاتش، و در واقع فرستادن او به سیاهچال برای خلاص شدن از شر او و اقدامات بچه گانه و از روی حسادتش نسبت به دوگن، قصد تبدیل غار متروک به سیاهچالی برای قربانیان دوساکو را داشت...)) چیزی شبیه به بادبادکی ساده با طنابی طویل به گوشه سمت راست ایوان برج وصل بود و حسابی در اوج گرفته بود. یعنی چه می‌توانست باشد و کاربرد آن چه بود؟ هر چه که بود، مواجه با چیز های عجیب و غریب برای سکیرو مبدل به امری عادی و طبیعی شده بود. @FromSoftware

Blighttown #Guide #Dark_Souls @FromSoftware

#Art By : Anato Finnstark @FromSoftware
#Art By : Anato Finnstark @FromSoftware

38 پاک گیج شده بود. تصورات عجیب و غریبی که هنگام مرگ دیده بود، مخفی بودن هویت قاتلش و مهم تر از همه، کاهش چشمگیر میزان کوفتگی و خستگی بدنش... همگی مایه سردرگمی بیش از حدش شده بود. همیشه بعد از هر بار زنده شدن، به قدری احساس خستگی می‌کرد که گویا نصف بدنش از کار افتاده، اما این بار فرق داشت. صدای سوت، باری دیگر در حیاط قلعه طنین انداز می‌شود و سکیرو را به یاد هدف والای خود می اندازد. باید هر چه سریعتر راهی به داخل برج پیدا می‌کرد اما، اکنون که آن شخص بر لبه ایوان ایستاده بود، هیچ راه نفوذی برای ورود به ساختمان باقی نمانده بود یا لااقل از نظر سکیرو آنطور بنظر می‌رسید. در آن لحظه با تمام وجود احساس درماندگی و ناامیدی می‌کند.. _ << حسابی گیر کردی مگه نه... >> توله گرگ دوباره ظاهر شده بود اما اینبار در میانه و رأس پشت بام همان پادگان قرار داشت. در همان حین نسیم شروع به وزیدن می‌کند. _ << خودت نمیتونی صحیح و سالم به قلعه برسی... اونقدر می‌میری تا بالاخره ناامید میشی.. >> صورتش را به سمت سکیرو برگردانده و آهسته و آرام با لبخند ترسناک و همیشگی اش، شروع به قدم زدن به سمت سکیرو می‌کند. اکنون نسیم کمی تندتر شده بود.. _ << اگه فقط یکبار دیگه اون روی دیگتو نشون بدی... میتونی تو یه چشم به هم زدن گنیچیرو رو پیدا کنی و بکشی... از اونم بالاتر... کورو رو که مایه رنج و عذابته رو هم میکشی... همرو میکشی و انتقامتو از همشون میگیری...>> اکنون باد شدیدی صرفا در همان نقطه از قلعه جریان داشت و موجب تعجب سربازان پایین پادگان شده بود. _ آب و هوای آشینا همینطوریه. بعدشم چون بالای کوهیم همچین چیزایی عجیب نیست.. سکیرو بروی ایوان نشسته بود و گرگ که از طرف شیب پشت بام به او نزدیک تر می‌شد، او را محو حرف هایش کرده بود. سکیرو در حال غرق شدن به افکار پلید خود بود و درست زمانی که گرگ فک خود را کاملا باز می‌کند تا سکیرو را ببلعد، فریادی بسیار عجیب از طرف ایوان برج به همراه انفجاری کوچک به گوشش می‌رسد و حواس او را سر جایش می‌آورد. اکنون قاتل از لبه ایوان دور و حواسش پرت شده و فرصتی برای سکیرو فراهم می‌شود تا دوباره شانس خود را امتحان کند. به سرعت از جایش بلند می‌شود و بی معطلی قلاب را به سمت ایوان پرتاب می‌کند و با قابلیت فوق العاده دست مصنوعی، قلاب کل بدن سکیرو را بواسطه دست مصنوعی به سمت خود می‌کشد و سپس سکیرو طی چند ثانیه به ایوان برج می‌رسد. بلافاصله بعد از اینکه به لبه می‌رسد خود را با آویزان شدن از لبه پنهان می‌کند تا مخفیانه اتفاق روی ایوان را نظاره کند. _ تو باعث ننگ کل شینوبی های نایتجار (Nightjar) هستی... تو... تو چت شده؟!!!!! یک نایتجار با لباسی با پرهای سیاه در حال مبارزه با قاتل سکیرو بود که داشت صرفا از خود دفاع می‌کرد. ناگهان نایتجار سیاه که گویا ارشد شینوبی مقابلش بود، سلاح خود که همانند بومرنگ بود را آتش می‌زند و به سرعت دیگر نایتجار را محکم در آغوش می‌گیرد و سپس براحتی، اول لباس حریفش را و سپس یونیفورم خود را با رضایت کامل آتش می‌زند تا هر دو در آتش بسوزند... @FromSoftware

Gaping Dragon #Guide #Dark_Souls @FromSoftware

#Art By : Andrew Anthony @FromSoftware
#Art By : Andrew Anthony @FromSoftware

37 در تصورش همه چیز را به صورت نقاشیی متحرک و البته سیاه و سفید می‌دید. آدم ها در آن به شکل آدمک هایی با ظواهری عجیب بودند که فقط می‌شد پُست و مقام آنان را از روی کلاه، شنل یا وسایل دیگری که در اختیار داشتند تشخیص داد. منطقه سرسبزی را مشاهده می‌کرد که درست در وسط آن، قسمتی محصور قرار داشت که چندین ژنرال با کاتانا های قدرتمند و بران خود، با نظمی بسیار زیبا و دقیق در حال انجام کاتا (Kata) بودند. سکیرو می‌توانست در بالای تپه ای که بر دوجوی بدون سقف آنجا مشرف بود، رهبری مقتدر، با صلابت و البته با اهدافی والا برای خود و مردمش مشاهده کند. همه چیز به خوبی پیش می‌رفت که ناگهان یک تنگوی سیاه و پلید به عقابی که روی شانه آن جنگجوی تک چشم نشسته بود حمله می‌کند و سرانجام پس از کشتن بی رحمانه عقاب، خود با چنگال های تیزش بروی شانه های او می‌نشیند. با این کار اقتدار مرد فرو می‌ریزد و بر زمین می‌افتد. در همان حین تنگو با نفسش، آتشی سیاه از منقار خود بیرون می‌دهد و تمام درختان و منطقه غرق در آتش نفرین شده تنگو می‌شود. صورت تنگو با این که کوچک بود اما سکیرو آن چشم ها و لبخند مرموز و ترسناک بروی چهره تنگو را خوب می‌شناخت و همین تعجب او را دو چندان کرد. آن وجهه بسیار شبیه به صورت توله گرگی بود که چندین دفعه با او در مسیرش مواجه شده بود. آیا در عالم خواب و بيهوشی هم ول کن او نبود؟ اصلا آیا خود آن توله گرگ بود که در ظاهر تنگو در آنجا حاضر شده بود؟... طولی نمی‌کشد که مردی جوان با کمانی بزرگ بر دوشش، از پایین تپه خود را به پیرمرد رسانده و بعد از کمی نشستن کنار او - که گویی حال او را می‌پرسید - به سمت لبه تپه می‌رود و جانشین او می‌شود. اکنون مُشکی از جیبش درآورده و کمی از آن را اول خود می‌نوشد و بعد باقی آن را بروی قسمتی از شعله های آتش می‌ریزد و با این‌کار، آتش تمامی آن منطقه خاموش می‌شود. پیرمرد در کنار مرد جوان که نظاره گر صحنه بود با خیال راحت روی زمین ولو شده بود اما در سوی دیگر، تمامی آن محوطه زیبا و پر از گل و گیاه، تبدیل به خاکستر شده بود و علاوه بر این‌که تعداد فرماندهان به کمتر از نصف رسیده بود، با بی نظمی تمام و هر یک به خودی خود کاتا را اجرا می‌کرد... چشمانش را باز می‌کند و خودش را بروی ایوان کوچکی، پشت پادگانی می‌یابد که تا همین چند لحظه پیش قصد پریدن از روی پشت بامش به سمت بالکن برج اصلی را داشت. مخفیانه از پشت دیوار سَرَک می‌کشد و فردی با ظاهری آشنا نزدیک لبه برج می‌بیند که در حال بررسی دره زیر پایش و اطراف آن بود. لباس قاتل سکیرو درست مشابه یونیفورم همان جسدی بود که در ابتدای سفرش چند شوریکن از کنار او برداشته بود... @FromSoftware

Watchdog of the Old Lords VS Darkbeast Paarl (Bloodborne Boss VS Boss Mod) #Boss_Mod @Fromsoftware

Depths #Guide #Dark_Souls @FromSoftware

#Art By : смешные картинки @FromSoftware
#Art By :  смешные картинки @FromSoftware