ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅 👈

FROMSOFTWARE

FROMSOFTWARE

前往频道在 Telegram

Everything About FromSoftware Firelink Shrine: @FromSoftware_Gp Our support team: Elden Ring: @satan_slayer Dark Souls Series & Bloodborne @satan_slayer Sekiro @FarhadSoofl Demon's Souls @FarhadSoofl NieR Channel: https://t.me/NieR_Automata

显示更多
1 701
订阅者
无数据24 小时
-97 天
-2130 天
帖子存档
81 _ بُرش گردباد... نام آن تکنیک هرچند عیناً با خود آن مطابقت نداشت و گردبادی را بوجود نمی‌آورد، اما به هر حال همین اسامی بود که ذهن جنگجو را متبلور می‌کرد. نام و لقب در هر موردی علی الخصوص مبارزاتی، باید به گونه ای باشد که نه خیلی غلو در آن بکار رفته باشد و نه بسیار ساده و کسل کننده باشد. اسمی که برای یک تکنیک انتخاب می‌شود باید به نوعی باشد که جنگجو و طالب آن شیوه مبارزاتی را به خود ترغیب کند. هرچند این تمام کار و کلید اصلی موفقیت در اجرای هر فن رزمی نیست ولی می‌توان گفت که اینکار، سهم عمده ای در ذهن مبارز و نگرش و انگیزه او نسبت به نبرد با تمام قوا و شکست دادن حریف دارد. آن کتابچه باید توسط استاد بزرگی در عرصه شینوبی گری نوشته شده باشد. نه تنها کلیّت آن تکنیک ها و اجرایشان مختصر و ساده رسم شده بود، بلکه توضیحات مربوط به آن کامل و مفید بود و بنظر این تکنیک های ابداعی، به وسیله یک شینوبی کارکشته و فوق حرفه ای بوجود آمده بود. هنوز دو نفر دیگر پایین تر از آن مسیر و در اول پل - نزدیک جایی که سکیرو تیر خورده بود - مشغول گفتگو بودند. بعد از مشاهده سرسری آن دو، بروی برآمدگی سمت چپش و مشرف بر هردوی آنان می‌رود و اکنون، آنها را براحتی و از نمایی بالاتر - بطوری که آنان او را نمی‌توانستند ببینند - می‌توانست به راحتی زیر نظر بگیرد. نمی‌شد براحتی و صرفا با یک حمله غافلگیرانه هردو شان را کشت، چراکه راهزنان تجربه نبرد بالایی داشتند و از آنجایی که خود بیشتر از حملات غافلگیرکننده استفاده می‌کردند، خود آمادگی دفع چنین حملاتی را نیز داشتند و اگر سکیرو چنین کاری می‌کرد، نهایتاً می‌توانست یکی از آنها را بکشد و باز هم برای کشتن دیگری هم وقتش تلف شده و هم ممکن بود به دردسر بخورد. ناگهان در کسری از ثانیه فکری به سرش می‌زند. چندان اهل خرافه نبود ولی در طول زندگی اش - هرچند به طور تصادفی - ولی داستان های زیادی از افسانه ها و اساطیر کهن به گوشش خورده بود. در این میان یکی از آنها که کمی توجهش را به خود جلب کرده بود و با کمال تعجب هنوز آن را از قدیم الایام یادش بود، داستان اسطوره ای به نام (Kamui) بود که با تکنیک فوق العاده خاص و مرموز خود، توانسته بود لقب (Oni Slayer) را در بین عامه مردم دریافت کند... (( _ من که اصلا به این چرت و پرتا اعتقاد ندارم. _ ولی این واقعیه.. کودکی یتیم و آواره با لباس هایی پاره پوره و بسیار بزرگ تر از خود و نامناسب بر تنش، در طی مسیری جنگلی مخفیانه مشغول تعقیب دو کودک روستایی هم سن و سال خود بود. امید داشت تا با تعقیب آن دو شاید بتواند به جایی رسیده و بعد از چند روز غذایی پیدا کند.. _ کاموی واقعیه.. حالا شاید برای جذاب کردن داستان اومدن از شیاطین و موجودات غیر واقعی هم استفاده کردن ولی.. _ تو فک میکنی.. یه آدم.. میتونه با دو تا شمشیر چند ثانیه رو هوا وایسه و بعد با اون همه قدرت سر از تن یه هیولا جدا کنه؟ این امکان ندا.. _ "کاموی با دیدن هیولا غضب کرد... اوداباچی (Odabachi) را به سمت شانه چپش برده و اونیکیری(Onikiri) را به سمت شانه راستش، بطوری که هر دو دستش مخالف جهات خود و به پشتش رسیده بودند..." ینی ببین اینطوری.. کودک دستان خود را همانند ضربدر درست می‌کند و هر یک را به سمت شانه های روبرویش و کمی از آن عقب تر می‌برد. سپس دو مرتبه شروع به خواندن داستان با لحن حماسی می‌کند.. " سپس بلند، حتی بلند تر از قد آن هیولای دو شاخ میپرد. تمام قوای خود را جمع می‌کند و ناگهان، دستانش را مستقیم به سمت گردن هیولا باز کرده و در همین حین، دو کاتانایش با صلابت و قدرت بسیار، گردن هیولا را بریده و سپس آن را نزد روستاییان مظلوم...." _ اهاااا.. خب پس اگه همچین آدمی وجود داشته.. الان قبرش کو؟؟؟ نگو که برا یه همچین آدمی هیچ مقبره ای درست نکردن..!! _ آخر همین داستان میگه که اون به مناطق وسرزمین های جنوب مسافرت میکنه و دیگه هم ازش خبری نمیشه.. واس همین همه فک میکنن افسانه ست.. این داستان بروی توله گرگ جوان تاثیر عمیقی گذاشت. او می‌خواست از آن لحظه به بعد درست مانند کاموی باشد. اما قبل از هرچیز به دو کاتانای بلند و قدرتمند نیاز داشت. پس دوان دوان به سمت معرکه ای که چندی پیش از آن گذر کرده بود بازمی‌گردد..)) ... @FromSoftware

بعله. #Fun @FromSoftware
بعله. #Fun @FromSoftware

#Art by : Maria S @FromSoftware
#Art by : Maria S @FromSoftware

#Art by : Shimhaq @FromSoftware
#Art by : Shimhaq @FromSoftware

80 راهش را می‌دانست. کافی بود اول آن سه گرگ را با شوریکن از بین برده و سپس براحتی و با یک حرکت غافلگیرانه، راهزن مراقب آنان را با یک ضربه بکشد. هرچند بعد از کمی فکر کردن دریافت که نمی‌توانست بی هوا وارد عمل شده و بدون دانستن تعداد شوریکن هایش نقشه اش را اجرا کند. سعی کرد با مشاهده چرخ جاساز شده در دستش، تعداد شوریکن های داخل آن را که به طور حلقه ای در آن جای گرفته بود تشخیص دهد اما بی فایده بود. در آن تاریکی شب و حتی با داشتن توانایی دید در شبش نیز، ابداً نمی‌توانست حتی تعداد خط های فاصله انداز بین شوریکن ها را تشخیص دهد. باوجود اینکه نمی‌توانست تعداد آنان را بفهمد، اما همین‌که مخزن شان پر بود و جای خالی در آن وجود نداشت، دلش را قرص می‌کرد که شوریکن کم نمی‌آورد. ولی این برایش سوال بود. آیا هر دفعه - حتی زمانی که در هیاهوی نبردی هولناک قرار داشت - می‌بایست نصف وقتش را صرف محاسبه تعداد شوریکن هایش، از آن طریق می‌کرد!؟ یعنی راه ساده و سریع تری وجود نداشت؟ ناگهان فکری به ذهنش می‌رسد. سریعاً پشت دیوار کنارش که قسمتی از آن نیز ریخته بود مخفی می‌شود و کتابچه فنون شینوبی گری که از اسکالپتر گرفته بود را از جیبش بیرون می‌آورد. آن را شروع به ورق زدن می‌کند تا با خود بسنجد که آیا تا کنون آماده انجام حتی یکی از آن تکنیک ها شده یا نه.. علی رغم اینکه آن فنون، با دقت و تبحر رسم نشده بود ولی تا آن حد کافی بود که بتوان مفهوم و طرز کار را به سادگی از روی آن استنباط کرد. سکیرو به اولین فن نگاهی می‌کند. تصویر فردی بود که شمشیرش را در یک چشم به هم زدن و در دو مرحله دور خودش می‌گرداند... (( گرگ همیشه در تعجب بود. چطور مردی به سن و سال جغد می‌توانست آنچنان در انجام حرکات چابک باشد. به او می‌خورد که حدودا در انتهای چهل سالگی اش باشد ولی همچنان، حرکاتی را انجام می‌داد و فنونی را به نمایش می‌گذاشت که کمتر کسی حتی در جوانی اش نیز قادر به انجام چنین کار هایی بود.. جغد طبق معمول در کنار آبشار محبوبش که دریاچه ای کوچک نیز در روبروی آن ایجاد شده بود، مشغول تمرین بود. حرکات او بسیار سریع بود ولی باعث نمی‌شد تا سرعت آن حرکات و یا بیش از حد بودن قدرت وارده در آنان، اختلالی در دیگر بخش های اندامش وارد کند. بیشتر از همه چیزی که برایش عجیب بود، این بود که آیا او اصلا ضربه کاری را هم می‌توانست بر سر دشمنان در یک نبرد واقعی فرود آورد؟ معمولاً یک مبارز در انجام تکنیک های سخت و پیچیده، نه تنها از قدرت بازوان و دستانش، بلکه بیشتر از اساس و پایه آنها یعنی بخش کمر و ران پاهایش نیز بهره می‌گیرد. چه برای چرخیدن در حین یک حرکت سریع و یا چه برای ضربه ای کاری زدن، او نیاز داشت تا از کل بدنش کمک بگیرد، اما او آنقدر در حین مبارزه آرام و مسلط بود، که حتی موهای بافته شده و آویزانش که طول آن تقریبا به یک متر می‌رسید نیز صرفاً تکان کمی خورده و همان بس! واقعا که او شینوبی بزرگی بود...)) یادش آمد. این همان فنی بود که هرچند دفعات کمی، اما دیده بود که جغد از آن برای کشتن تعداد زیاد دشمنان که همزمان به او حمله می‌کردند استفاده می‌کرد و کاملا هم موفقیت آمیز بود. تکنیک به این شرح بود که به محض شروع چرخیدن، اول با یک حرکت سریع، شمشیر را از جلو به پشت سر برده و در مرحله دوم، شمشیر را با دوبرابر اندازه زاویه ای که در مرحله اول انجام داد - یعنی صد و هشتاد درجه کامل - شمشیر را با حالتی چرخشی و گذرا از پشتش به جلو و سپس دوباره به پشت سرش بازمی‌گرداند. نکته مهم در اجرای آن این بود که بدن همواره و در هر دو مرحله باید سریعتر از شمشیر حرکت می‌کرد تا قدرت و توان بیشتری پشت قدرت آن باشد و بتواند براحتی کار چندین نفر را بسازد. کتابچه را می‌بندد و آن را در جیبش می‌گذارد. سپس موقعیت را دوباره ارزیابی می‌کند. سه سگ به شکلی تقریبا مثلثی جلوی یک راهزن مشعل و شمشیر به دست، گویی که بو یا خطری را حس کرده باشند، به سمت پل پارس کرده و چشمشان را از آن برنمی‌داشتند. سکیرو در همین لحظه فرصت را برای استفاده مناسب از شرایط مهیا می‌بیند. او که سمت چپ آنان قرار گرفته بود، به سرعت به سمت آنان می‌دود و در حین مسیر یک شوریکن به سمت اولین سگ پرتاب و درست وقتی که به چند قدمی سه دشمن باقی مانده می‌رسد، تصمیم به انجام تکنیک می‌گیرد. در ابتدا و در مرحله اول، نیمه و بسیار کوتاه به سمت آنان می‌پرد و سپس، شمشیرش را از چپ به راست و پشت سرش می‌برد و در این حین، دومین سگ را نیز می‌کشد. راهزن به خودش آمده و فریاد می‌کشد. _ هی ..! شینو...!!!! سکیرو قبل از اینکه آن دو بتوانند حرکت دیگری انجام دهند، شمشیرش را صد و هشتاد درجه و برق آسا می‌چرخاند و در طی مسیرش، صورت سگ و گردن راهزن را نیز هدف قرار داده و با موفقیت هر چهار تای آنان را در کمتر از پنج ثانیه می‌کشد... @FromSoftware

تریلر لیک شده الدن رینگ 720p #Elden_Ring #Trailer @Fromsoftware

پارت ۴ و همه ی پارت های قبلی @fromsoftware

#elden_ring @fromsoftware

صحت درست یا غلط بودن تریلر هنوز مشخص نیست هرچی پخش بشه مام پست می کنیم @fromsoftware