ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

,دنیای‌سوفی؛

,دنیای‌سوفی؛

前往频道在 Telegram

فعلا باشیم تا ببینیم چی میشه؛ ناشناس: https://telegram.me/BiChatBot?start=sc-552085-Uue8dBN @Melinadaily_bot

显示更多
189
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
چون غم‌گینم و حوصلم سر رفته، پس اینو داخل چنلتون فور کنید، تا زیبایی‌هاتون رو ببینیم، شامل هرچی که دوس دارید می‌تونه باشه.🦕

تروخدا درس بخونم=) عذاب وجدان دارما ولی بازم نمیخونم

ما در دل تاریکی نیز نور را باور نکردیم!

دو نفر برید پیش دارچین، رند شه دخترم

من برعکس، دنبال تنهایی میگردم ولی همیشه یه چی هست که ازش پیدا شه و بگیره ازم..

Repost from N/a
و احساس تنهایی داره خفم میکنه

بعضی‌وقتا که نه، میتونم بگم همیشه دلم‌تنگِ. دلم تنگ شده واسه گذشته. دل‌تنگ اون روزای سخت و مذخرف ولی در عین حال خیالِ راحت و اروم. دلم تنگ شده برای شنیدن اون حرفای تکراری و حتی دروغ. دل‌تنگِ دروغ‌های آرامش بخش. دل‌تنگِ بغل‌های الکی. شب که میشه بیشتر دلم‌تنگ میشه واسه هرچی که بود و دیگه نیست. دلم تنگ میشه برای شخصی که بود و دیگه نیست. بعضی وقتا دلم میخواد دوباره اون حرفای دروغ رو بشنوم و قلبم اروم شه. احمقانه‌اس ولی شنیدن دروغ یه سری حرفا رو الان به هرچیزی ترجیح میدم.

ولی دیشب چقدر مثل شیشه بودم، خورد شدن که نه، پودر شدن خودمو دوباره دیدم..

در مقابل تو، بی‌سلاح‌ترینم..

همون روز که گفتم تهش چی میشه؟! و تو گفتی تهش باهم تموم میشیم.. کاش همون لحظه تموم می‌شدیم. چون اون لحظه نه من فکر میکردم که یک سال بعد قراره برای تویی که نیستی و نمیخونی بنویسم، نه تو فکر میکردی که قراره صدای گریه‌های منو بشنوی.. شاید باید اول عمق رابطه‌ رو می‌فهمیدم بعد خودمو توش غرق میکردم. شاید تو باید الان بفهمی که من اون دختر‌ بچه‌ی پشیمون و دل‌نازک نیستم! دیگه اون شب و دوست‌ندارم، نه اون شب و نه حرفایی که زده شد.. خیلی دیر فهمیدم که آدما با دروغ و خودنمایی جلب‌ توجه میکنن و دل بدست میارن. شاید یکم دیر بزرگ شدم، شاید هنوزم بچه‌ام..

Repost from N/a
میدونی چیه؟ عشق رو باید بغل کرد و تنفر رو دور انداخت همونطور که اگه منو دوست داشته باشی عاشقت میشم و اگه ازم متنفر باشی اهمیتی نمیدم.

شب چرا میکشد مرا تو نشسته‌ای کجای ماجرا من چنان گریه میکنم که خدا بغل کند مگر مرا.. عمر همه لحظه‌ی وداع است و صدای پایت آخرین صداست.. ای گریه‌های بعد از این خاطرم نمانده شهر من کجاست؟!

فقط این بیت اول که تایپش کردم:)

همون روز که گفتم تهش چی میشه؟! و تو گفتی تهش باهم تموم میشیم.. کاش همون لحظه تموم می‌شدیم. چون اون لحظه نه من فکر میکردم که یک سال بعد قراره برای تویی که نیستی و نمیخونی بنویسم، نه تو فکر میکردی که قراره صدای گریه‌های منو بشنوی.. شاید باید اول عمق رابطه‌ رو می‌فهمیدم بعد خودمو توش غرق میکردم. شاید تو باید الان بفهمی که من اون دختر‌ بچه‌ی پشیمون و دل‌نازک نیستم! دیگه اون شب و دوست‌ندارم، نه اون شب و نه حرفایی که زده شد.. خیلی دیر فهمیدم که آدما با دروغ و خودنمایی جلب‌ توجه میکنن و دل بدست میارن. شاید یکم دیر بزرگ شدم، شاید هنوزم بچه‌ام..

بعضی وقتا دنبال مرهم میگردم، کسی نیست ولی اینو گوش میکنم.

اون چیه از غم سنگین‌تره و با گریه دردش اروم نمیشه؟ اسمش چیه

یه چیزی که فراتر از غمِ اسمش چیه؟!

ارزو‌های من خاطره‌های بقیه‌ان ولی واسه من آرزو مونده. ارزو‌های خیلی‌ کوچیک، خیلی خیلی کوچیک، در حد یه بغل، یه سکوت. ارزو‌هام شدن یه رویای محال. رویای داشتن یه بغل که آرامش داشته باشه. امشب نیاز به بغل دارم، نیاز دارم یکی تو بغلش فشارم بده تا بغضم دوباره بشکنه‌. میخوام تو بغل یکی له بشم، انقدری که نتونم درد قلبمو، درد غمی که داره نابودم میکنه رو احساس کنم ولی محاله ممکنه زورش به زور این درد برسه.. غم داره نابودم میکنه، غم نبود خیلی چیزا داره تیکه تیکه‌ام میکنه.. بغل میخوام. یه بغل که حرف نباشه، صدا نباشه، فقط صدای گریه‌هام باشه. میخوام انقدری گریه کنم تا دیگه دستمو نزارم جلوی دهنم تا صدای گریه‌ام خفه شه‌. من هیچی نمیخوام، فقط یه بغل. یه بغل سرشار از آرامش که توش قلبم درد نکشه.. هیچ نمیخوام، فقط یه بغل. یه بغل لطفا:)

تعداد دفعاتی که امروز بغض کردم و گریه‌ کردم از تار موهام بیشتره، انگار ناف منو با بغض گریه بریدن..

اسمون خیلی قشنگه، ولی اصلا حوصله بیرون ندارم پس فکر کنین، عکس اسمون*