ch
Feedback
Ehsan Abdipour / احسان عبدی‌پور

Ehsan Abdipour / احسان عبدی‌پور

前往频道在 Telegram

راستش اینجا را ساختیم که آرشیو شخصی‌مان شود. اینقدر برای هم فوروارد کردید که الان دیگه رومون نمیشه بگیم قصه از اول چی بوده. امیدواریم صاحبش یک روز بی‌آید افسار این کانال را دستش بدهیم. (مدیریت این کانال هیچ ارتباطی با آقای عبدی‌پور ندارد)

显示更多

📈 Telegram 频道 Ehsan Abdipour / احسان عبدی‌پور 的分析概览

频道 Ehsan Abdipour / احسان عبدی‌پور (@ehsanabdipourstories) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 14 631 名订阅者,在 书籍 类别中位列第 2 542,并在 伊朗 地区排名第 22 528

📊 受众指标与增长动态

невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 14 631 名订阅者。

根据 30 七月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -15,过去 24 小时变化为 -2,整体触达仍然可观。

  • 认证状态: 未认证
  • 互动率 (ER): 平均受众互动率为 28.93%。内容发布后 24 小时内通常能获得 N/A% 的反应,占订阅者总量。
  • 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 0 次浏览,首日通常累积 0 次浏览。
  • 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 0

📝 描述与内容策略

作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
راستش اینجا را ساختیم که آرشیو شخصی‌مان شود. اینقدر برای هم فوروارد کردید که الان دیگه رومون نمیشه بگیم قصه از اول چی بوده. امیدواریم صاحبش یک روز بی‌آید افسار این کانال را دستش بدهیم. (مدیریت این کانال هیچ ارتباطی با آقای عبدی‌پور ندارد)

凭借高频更新(最新数据采集于 31 七月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 书籍 类别中的关键影响点。

14 631
订阅者
-224 小时
+97
-1530
帖子存档
حسنک کجایی اجرا : احسان عبدی پور نویسنده : داریوش غریب زاده ضبط و تنظیم: کانال رادیو مجازی موج واژه @EhsanAbdipourStories

🎧داستان کوتاهی از کتاب «تشباد»، مجموعه داستان‌های داریوش غریب‌زاده با صدای احسان عبدی‌پور @ehsanname

🔸روایت احسان عبدی‌پور از درگذشت مادر داریوش غریب‌زاده داستان نویس، کتاب‌بازترین پیرزن دنیا (+): @EhsanAbdipourStories ننه‌ی داریوش رفت؛ به قول ما. به قول خودش: امضا کرد. الان که مو دارم اینا رو تایپ میکنم، او امضا کرده رفته یه گوشه‌ی نشسته. ما فعلا باید پُر کنیم... تایپ کنیم... تا بینُم کی پاش امضا بزنیم. امضایی که نشه زیرش بزنی. داریوش میگفت بچه بودیم ننه‌م به یه والذاریاتی خرجی خونه از پدرم میگرفت میرفت بازار خرید یومیه؛ ماچِله. هیچ سواد نداشت، اما تو خرید دقت میکرد، به خودش سخت میگرفت، کوچیکترا میخرید، پلاسیده‌ترا میخرید، کم میخرید... باقی پولش برمیداشت میرفت کتابفروشی، میگفت: ننه والله هَفدَه قرون کتاب سی بچه‌ی هفت ساله و نُه ساله و ده ساله بدُم! کتابا میذاشت تو زنبیل و پا تند میکرد سمت خونه. داریوش میگه مو جک لندنا رو با بو ادویه خوندم، تام سایر با طعم تماته، گرگ دریا با بو ریحون.... داستان، سی مو یعنی زنبیل سُرخِ ننه‌م. امشو، ادبیات کلاسیک یکی از بنگاه‌های نشرش تو خاورمیانه رو از دست داد. بنگاه کوچیکی که حتی از وجودش خبر هم نداشت... پنجاه سال پیش، زنی پا رو دلش گذاشت و تماته های گُل‌زده و پیازای پلاسیده خرید، تا پنجاه سال بعد، ما قصه‌های بی‌مانندی بشنویم از پسر لاغر و محجوبش. ادبیات کلاسیک یه دسته گلی ورداره ببره گوشه‌ی قبرستون شکری، رو خاکِ تر یه پیرزنی بذاره، که سواد نداشت ولی احترامشو داشت... زنی که روز آخر زندگی جون نداد، بلکه پای "داستانش" رو امضا کرد، کتابو بست و رفت. صاحب زنبیل سرخ، سرانجام کتاب شد. @ehsanname

یک انشای قدیمی هیچوقت نوشته نشده بر پاپیون @EhsanAbdipourStories

یک انشای قدیمی هیچوقت نوشته نشده بر پاپیون اگر عالم سینما یک منطق‌الطیر داشت، پاپیون یکی از شیوخ باکرامتش بود. دلتنگی استیو مک‌کوئین و داستین هافمن شرحیست بر قد رعنای زندگی. دلتنگی‌ای به مثابه یک مقایسه‌ی تحریک‌آمیز؛ هلاک زندگی و گشنه‌ی زیستن. نویسنده و خوانش: احسان عبدی‌پور کالت کلاب؛ کاری از فیلیمو @EhsanAbdipourStories

داستان: ; کارو نویسنده و خوانش: احسان عبدی پور https://t.me/joinchat/AAAAAFGp0ZOKMaK_qGwcBg

نشسته بودم پای مونیتور و راشِ اعتصابهای سالِ پیش هفت تپه را میدیدم. اسماعیل بخشی، مدیوم شات، توی حیاطِ یه خونه قدیمی ایستاده بود. صدای پشت دوربین بهش گفت: کی الگوت بود تو زندگی؟ گفت: پسرخاله‌م. صدا گفت: مگه پسرخاله‌ت چطور آدمی بود؟ گفت: شریف بود. غم آدما رو داشت. میفهمید کی چشه، میرفت خوبش میکرد. حواسش به آدمای دورش بود، صداشم در نمیومد. شلوغ بازیای کلاه قرمزیو نداشت که... یهو تو صندلی صاف شدم! نفهمیدم کلاه قرمزی چی بود اون وسط! به میثم که فیلم رو گرفته بود گفتم بیار اولش. برگردوند. صدای پشت دوربین دوباره گفت: کی الگوت بود تو زندگی؟ گوشمو بردم جلو... نگفت پسرخالم... نمیگفت پسرخاله "م" گفت: پسر خاله. پسر خاله‌ی کلاه قرمزی، پسر خاله‌ی حمید جبلی!! رفتم چسبیدم به دیوار... تصویر روی چشای قشنگِ پسر هفت‌تپه پاوز موند. ولی خودم دورتُند داشتم میرفتم عقب... رفتم هفتاد و دو سه...رفتم اول دوم راهنمایی که دوتا عروسک تازه متولد شده بودند. روزهایی که حیاط مدرسه پرِ ادایِ صدایِ کلاه قرمزی بود... در حالیکه، همان وقتها آنطرفتر، لای نیزارهای هفت تپه، پسری تحت تاثیر ۲۰۰گرم کاموا، جهانش داشت عوض میشد، آنقدر عوض که ۲۵سال بعد، شد لیدر جنبش کارگری ایران. شب زنگ زدم به ممد بحرانی گفتم: ممد! حواست به کوچکترین حرکت سر و دست جناب‌خان باشه... ساده‌ترین جمله‌ش... یکی یکیِ کلماتش. حساب کن تفنگه، با احتیاط بچرخونش. پسردخترهای ۱۲، ۱۳ ساله‌ای، این شبها از اعدام میپرسند. از دار. از آن سه تا پسری که "یکاری کردن که میخوان بکشنشون"... پدرمادرهایشان جای جواب فحش میدهند به درو دیوار، بعد بچه‌ها، در حالیکه چیز زیادی دستگیرشان نشده، میروند میخوابند. اما... کمی دیرتر میخوابند... کلماتی را -آنشب- توی ذهنشان کنار میگذارند و به بزرگ شدن ادامه میدهند و فقط خدا میداند که به کدام گونه‌ی آتش شبیه خواهند شد. اگر ۲۰۰ گرم کاموا اسماعیل بخشی ساخت، سه تا تنِ ۶۰، ۷۰ کیلویی با رگهای خون‌دارِ جوان چه خواهد ساخت؟؟ پسرهای ایران، پسرهایِ فریادِ گرسنگی از میانه ی دلار ۱۱ تومنی! بنظرم بند از گردنشان باز کنید ولشان کنید بیایند توی دلار ۲۵ تومنی و سقفِ کوتاهتر شده‌ی زندگی ادامه حیات بدهند، قدر لطفی که میخواست بهشان بشود را بفهمند. خودشان میمیرند. دیده بان حقوق بشر هم نمیبیند. آن آسایشی که آنها زندگی توش را تاب نیاوردند و راه افتادند توی خیابان سنگ زدند، ما برای برگشتن بهش حاضریم جان بدهیم! میبینید چه کاریکاتوری شد؟ قواعد کاریکاتور را لااقل رعایت کنید. توی سرزمینِ کاریکاتور که کسی را نمیکُشند. #اعدام_نکنید

روی ترک موتور حسرت ها و نداشته ها و رویاهام تک چرخ می زنم تا روزی که توی یک گود دو متر در یک متر یک شهری در منتهی الیه جنوب خوابم ببرد. فقر فضیلت نیست ولی... همانطور که در کتاب‌های فیزیک نیامده، شتاب دویدنمان در بزرگ سالی، ارتباط مستقیم و بلاشکی دارد با حاصل ضرب خلوت‌ها در رویاها در تنها‌های اعماق جانمان تقسیم بر سال‌ها تعویق و صبوری..

داستان: قوطی‌ها نویسنده و خوانش: احسان عبدی پور https://t.me/joinchat/AAAAAFGp0ZOKMaK_qGwcBg

دیالوگ باکس، قوطی‌ها @dialoguebox
دیالوگ باکس، قوطی‌ها @dialoguebox

⚽️ شاهین بوشهر

نام داستان: در ستایش بطالت نویسنده و خوانش: احسان عبدی پور @EhsanAbdipourStories

دیالوگ باکس، در ستایش بطالت @dialoguebox
دیالوگ باکس، در ستایش بطالت @dialoguebox

«حیاتِ سیاسیِ یوسفِ رستم» قصه‌خوانی #احسان_عبدی_پور در شب طنز #سه_نقطه @SeNoghteMag https://t.me/EhsanAbdipourStories

نام داستان: رفیق‌های مکزیکی نویسنده و خوانش: احسان عبدی پور @EhsanAbdipourStories [اگر این داستان را دوست داشتید، ان را برای دوستان‌تان بفرستید]

دیالوگ باکس، رفیقهای مکزیکی @dialoguebox
دیالوگ باکس، رفیقهای مکزیکی @dialoguebox

کدام ویرایش از داستان «حیات سیاسی یوسف رستم» بیشتر پسندید?
Anonymous voting

دیالوگ باکس، حیات سیاسی یوسف رستم @dialoguebox
دیالوگ باکس، حیات سیاسی یوسف رستم @dialoguebox