644
订阅者
无数据24 小时
-17 天
-1130 天
帖子存档
644
اما این بار
قاصدک برای تو رویاهایی داشت
وقتی برای اولین بار احساسات تازهای در تو روشن شد
خوب میدانست که خانهی تو همانجاست
همانجایی که عاشق شدی
و من این را فهمیدم که هر انسان یک خانهاست
تو میتوانی
خانهی من باشی
همانطور که من میتوانم خانهی تو محسوب شوم.
-صاد
644
”کالیایف: هرکس عدالت را آنطور که میتواند به کار میبرد. باید قبول کرد ما متفاوت هستیم. و باید یکدیگر را دوست داشته باشیم، اگر توانش را داریم.“
آلبر کامو
644
زندگی کوتاه است
دخترک عزیز غرق در عشق شو...تا زمانی که هنوز لبانت قرمز است
وقبل از سرد شدن وجودت
اینها فردا وجود نخواهند داشت...
زیستن ١٩۵٢
644
Repost from N/a
در خاطرات نيل آرمسترانگ نوشته بود: من آدم حساسی نيستم.
وقتی خانهی والدينم را ترک كردم گريه نكردم، وقتی گربهام مرد گريه نكردم، وقتی در ناسا كار پيدا كردم گريه نكردم، و حتی وقتی روی ماه پا گذاشتم گريه نكردم، اما وقتی از روی ماه به زمين نگاه كردم، بغضم گرفت. با ترديد با پرچمی كه بنا بود روی ماه نصب كنم بازی میکردم. از ان فاصله رنگ و نژاد و مليتی نبود. ما بوديم و یک خانه ی گرد آبی. با خود گفتم انسانها برای چه میجنگند...
شصت دستم را به سمت زمین گرفتم و تمام دارایی ام و کره زمین با آن عظمت پشت شصتم پنهان شد و من اشک ریختم..
