1 122
订阅者
无数据24 小时
-37 天
-830 天
帖子存档
1 122
Repost from کافه پاراگراف
گاهی چیزی که ما اسمش رو عزتنفس پایین میذاریم، در واقع سالها زندگی کردن با صدای آدمهاییه که هیچوقت ما رو طوری که بودیم ندیدن.
"زهره صاینپور"
@Cafeparagraph_mag
1 122
شاید بتوان گفت توجه دیگران در اصل به این دلیل برای ما مهم است که ذاتاً راجع به ارزش خودمان دچار تردیدیم. در نتیجهٔ این تردید، آنچه دیگران دربارهٔ ما فکر میکنند نقش تعیینکنندهای در نحوهٔ نگرش ما به خودمان ایفا میکند. هویتمان اسیر قضاوتهای کسانی میشود که در میانشان زندگی میکنیم.
اگر آنها از شوخیهایمان خوششان بیاید، از تواناییمان در سرگرم کردن دیگران مطمئن میشویم. اگر تحسینمان کنند، احساس شایستگی میکنیم. و اگر وقتی وارد جایی میشویم نگاهمان نکنند، یا اگر بعد از اینکه گفتیم شغلمان چیست قیافهشان در هم رود، به خودمان شک میکنیم و دچار حس بیارزشی میشویم.
#آلن_دو_باتن
📚اضطراب منزلت
@malmalane🦋
1 122
پیداست که در حوصلهٔ جسم نگنجد
این وسعتِ پر دغدغه، این روحِ حماسی...
#محمدعلی_بهمنی
@malmalane🦋
1 122
خودمان را برای ترسها، شرمها، نرسیدنها، نشدنها و عقب بودنها سرزنش نکنیم، ما اصلا از جای یکسانی آغاز نکردهایم.
@malmalane🦋
1 122
خودشناسی این است که آرزوهای آزمودهات را از آرزوهای نیازمودهات جدا کنی. عقایدی که خودت حقانیتش را آزمودهای از غیر آن جدا کنی و نگه داری. احساسات و هیجاناتی را که خود آزمودهای نگه داری؛ و این یعنی «زندگی نیازموده ارزش زیستن ندارد». حیف است که همهچیزت مثل رنگ چشمت ارثی باشد. در عالَم ذهنت خودت باش نه عروسکی که از تو ساختهاند. در عالَم روانت خودت باش. برای موفق شدن در مراحل خودشناسی همه از جمله خود سقراط میگفتند فقط به خود عریانتان نگاه کنید. به این میگفتند «انس با خود».
#مصطفی_ملکیان
@malmalane🦋
1 122
حلاج
انگور بود
پس از درخت دارش چیدند
تا وعدهاش شراب فراهم شود
تاریخ عشق و شورش اندیشه را
در عصر جهل هار...
عینالقضات
سیب سرخ جوانی بود
پس از درخت دارش چیدند
تا قصه گناه
-آمیزش تلخی و شیرینی-
در چرخههای شعر بگردد
تا ما...
امروز نیز
با هر فشار ماشه
حلاج و عینالقضاتها
مانند برگ پاییزی
از شاخسار مصرعها
میافتند
تا...
آه ای درخت خسته
همسایهی قدیم سبز
تو باز میوه میدهی؟
#منوچهر_آتشی
@malmalane🦋
1 122
در جهان نوین اگر جوامعی بدبختاند، غالباً به سبب آن است که نادانیها، عادات، اعتقادات و عواطفی دارند که برایشان از نیکبختی و حتی از زندگی گرامیتر است.
#برتراند_راسل
@malmalane🦋
1 122
یک شب با خدایشان حرفزدم؛
گفتم: «سلام! چرا هیچوقت نمیگویی
اگر یک بار دیگر، انسانی یک انسان دیگر را عذاب دهد، همهچیز را تمام میکنم؟»
#استیو_تولتز
📚جزء از کل
@malmalane🦋
1 122
به این باور رسیدهام که چیزی را نمیتوانی جبران کنی و دوباره درست بگذاریاش سرجایش.
حفرههای زندگیات همیشگی هستند.
تو باید در اطرافش رشد کنی؛
مثل ریشههای درخت که از اطراف سیمان بیرون میزنند!
باید خودت را از لابهلای شیارها بیرون بکشی.
📚دختری در قطار
#پائولاهاوکینز
@malmalane🦋
1 122
کشیش؟ نه کشیش میخواهم چهکار؟ مگر پولتان زیادی کرده که میخواهید یک روبل هم خرج کشیش کنید؟ خدا بی کشیش هم باید گناهان مارا ببخشد. خودش میداند که من چقدر زجر کشیدهام! نبخشید هم نبخشید. چه کارش کنم!
📚جنایت_و_مکافات
#داستایوفسکی
@malmalane🦋
1 122
ای ایران...
من، على اكبر دهخدا، تو را نه بهخاطر کوههایت دوست دارم؛ نه بهخاطر شاهان و افسانههایت؛ بلکه چون در هر وجب خاکت، جانی خسته افتاده که صدایی ندارد...
و من، نوشتم تا صدای آن بیصدا باشم.
میگویند وطن را باید دوست داشت، اما من وطن را میفهمم و فهمیدن سختتر از دوستداشتن است. فهمیدنِ وطنی که هزاران سال گریسته، بیآنکه اشکش دیده شود.
#علی_اکبر_دهخدا
@malmalane🦋
1 122
نومید نشوی از دراز شدن ظلمت
که چون تاریکی دراز آید،
بعد از آن، روشنایی دراز آید.
#مقالات_شمس
@malmalane🦋
1 122
مرغ آمین دردآلودی است کآواره بمانده
رفته تا آنسوی این بیدادخانه
بازگشته رغبتش دیگر زِ رنجوری نه سوی آب و دانه.
نوبت روز گشایش را
در پی چاره بمانده.
میشناسد آن نهانبین نهانان
گوش پنهان جهان دردمند ما
جور دیده مردمان را.
با صدای هر دم آمین گفتنش، آن آشنا پرورد،
میدهد پیوندشان در هم
میکند از یاس خسران بار آنان کم
مینهد نزدیک با هم، آرزوهای نهان را.
بسته در راه گلویش او
داستان مردمش را....
#نیما_یوشیج
@malmalane🦋
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
