1 154
订阅者
无数据24 小时
-27 天
-1830 天
帖子存档
🔶انواع تصویر وحکم شرعی هر یک
✍ضیاءاحمد فاضلی، مسوول مدرسه احیاءالعلوم هرات
♦️خواهری از من در باره حکم تصویر سوال کردند.
🔸من در جواب شان انواع تصویر به لحاظ حکم شرعی را به طور خلاصه به شرح زیر نوشتم:
✅ باید گفت که تصاویر به لحاظ حکم شان همه یکسان نیستند. نوعی از تصاویر، نزد اهل علم حرام شناخته شده اند و در در جة حرمت شان یکسان نبوده بلکه حرمت شان به شکل زیر دسته بندی شد است:
اول: بدترین نوع تصویر، سایه دار آن (مجسمه) است؛ به خصوص اگر منسوب به اولیاء الله و بزرگان دین باشد که احتمال پرستش آن نزد عوام بسیار است.
دوم: در درجة دوم تصویر غیر سایه دار از بزرگان دین است که در محل احترام قرار داده شده باشدکه این گونه تصویر هم می تواند سبب فتنه برای برخی از عوام مردم شود.
سوم: در درجة سوم تصویر های مبتذل است که هم تصویر است و هم این که پیام منفی را افاده می کند.
چهارم: در درجه چهارم تصویر های معمولی است.
♦️فرق تصویر کشیده شده به دست تا گرفته شده به کمره:
البته میان تصویر کشیده شده به دست تا گرفته شده به کمره فرق است؛ چنان چه کشیدن به دست از موجود ذی روح (زنده) به اتفاق همه اهل علم نارواست در حالی که گرفتن تصویر به کمره گناه نیست؛ البته باز نصب آن در محل احترام (دیوار و..) ناروا است.
☑️آنچه تصویر حرام را مباح می کند؟
استعمال شیء تصویر دار در حالات زیر مباح می شود:
1- این که سرش قطع باشد که شبیه به درخت خواهد بود.
2- این که تنش کاملاً نبوده و تنها سر باشد.
3- این که سر و تن کامل باشد؛ اما سر از گردن جدا شده باشد.
4- این که از پشت سر گرفته شده باشد که چهره را نشان ندهد.
5- این که تصویر به حدی کوچک باشد که اگر روی زمین گذاشته باشد فرد ایستاده آن را صحیح تشخیص کرده نتواند.
♦️چند نکتة دیگر:
1- تصویری که تنها دست و پا (اجزای غیر حیاتی) را نداشته باشد در حکم تصویر کامل است؛ اما آیا تصویری که نیم تن آن با سرش هست مثلا از سینه به بالا، حکمش چی است؟ در پاسخ باید گفت که اگر چه برخی اهل علم آن را هم ممنوع دانسته اند؛ اما بسیاری از اهل علم بر آن اشکالی نمی بینند و معیار حرمت نزد شان این است که اجزای حیاتی همه موجود باشد.
2- آنچه از لوازم بازی اطفال در خانه موجود باشد؛ مانند: عروسک، گودی و.. اشکالی ندارد؛ زیرا اطفال بدانها احتیاج دارند و در حدیث هم هست که نبی(ص) اسب بالداری را در طاق خانه پشت پرده دیدند که از اسباب بازی عایشه (رض) بود؛ زیرا عایشه(رض) تا این زمان هنوز خردسن بود؛ پیامبر(ص) با آن مخالفت نکردند.
3- تصویر روی زیرپیراهنی که زیر لباس پوشیده بماند اشکالی ندارد.
4- به جیب داشتن پیسه ای که روی آن نقش تصویر است اشکالی ندارد.
5- تصویر کوچک به مثل تصویر روی ربع طلا، چون کوچک است اشکالی ندارد.
6- استفاده از اشیای تصویر دار –مانند: کمپل، بالش، فرش و..- جواز دارد؛ به شرط این که در مقام عزت –مثلا: دیوار خانه- نباشد.
7- جمعی از علما بر این اند که هر تصویری که استعمال آن روا باشد، وجود آن در خانه مانع ورود فرشتگان نمی شود؛ در حالی که برخی دیگر، آن را مانع ورود فرشتگان می دانند؛ اگر چه استعمالش هم روا باشد؛ از این رو، رعایت احتیاط بهتر است. اما اسباب بازی اطفال که در مقام توهین در دست اطفال قرار داشته باشند باید از این امر مستثنی باشد زیرا در باره جواز آن حدیث صریح است که بدان اشاره شد.
8- نماز خواندن با مبایلی که در آن تصویر است، اشکالی ندارد، زیرا تصویر داخل مبایل در حکم تصویر حرام نیست. تصویر آن بعد از تغییر صفحه و یا خاموش کردن مبایل از بین می رود و دیگر باقی نیست.
9- تصاویر کارتنی شکل، که دلالت بر یک موجود حیه بکند، اگر چه نظیری در عالم واقع هم نداشته باشد، حکم تصویر کامل حیه را دارد. به جز آن چه برای بازی اطفال است.
10- نماز در محلی که در جای نماز تصویری از نوع تصاویر ممنوعه باشد، یا بالای سر، یا مقابل رو، یا به طرف راست یا چپ، مکروه است.
Repost from امروز...
شیخ طنطاوی رحمهالله میفرمود:
«امروز و دیروز من، مانند ایام خردسالیام هستند؛ بیشتر وقتام را در خانه و به مطالعه و کتابخوانی سپری مینمایم. چه بسا روزی بر من گذشته است که دران ۳۰۰ صفحه مطالعه داشتهام. معدل مطالعهام از سال ۱۳۴۰ هجری قمری تا کنون (۱۴۰۲ هجری قمری)، روزانه ۱۰۰ صفحه بوده است؛ درست شصت و دو سال. ببینید این سالها مجموعا چند روز میشوند، سپس آن را ضرب ۱۰۰ کنید، حاصل آن، مقدار صفحاتی میشود که تاکنون در حوزههای مختلف خواندهام.»
به نظر من، کسیکه کتاب و نوشتههای شیخ طنطاوی رحمهالله را نخواند، در واقع از خیر کثیری در عرصههای ادب، بلاغت، حکمت و اندرز از دست داده است.
کتابهای شیخ طنطاوی رحمهالله، از ارزندهترین کتابهایی است که در کتابخانهام دارم و بسان پیوند کودک با مادرش، من با این کتابها گرویدهام.
شیخ طنطاوی رحمهالله از قلمی فیاض، عقل و خردی استوار و قلبی مهربان برخوردار بود.
محال است که کتابی از شیخ بخوانی و با هر قیمتی شده، در پی کتابهای دیگری از وی برنیایی.
نوشتۀ خمیس جمـــــال
ترجمۀ عبدالرحمن عزام
#مهارتهای_زندگی
@Negar_estan
مختصری از تاریخ اسلام
(قسمت هفتادودوم)
🏷️مشارکت موسی بن نصیر در فتح اسپانیا
موسی بن نصیر در فتح و گشایش اسپانیا با طارق بن زیاد همراه گردید. او در رأس سپاهی متشکل از هجده هزار جنگجو در سال ۹۳ هجری برابر با ۷۱۲ میلادی به طرف اشبیلیه که بعد از خروج نیروهای طارق بن زیاد دوباره شورش نموده و سر به تمرد زده بود رفت. اشبیلیه را محاصره نمود و اهل آن را وادار به تسلیم و اطاعت کرد. سپس قرمونه –سپارنیا- و شهر ماردا را فتح نمود و در نزدیکی آن به طارق بن زیاد پیوست. موسی بن نصیر وی را به علت مخالفت از دستورش ملامت و توبیخ نمود؛ چون موسی بن نصیر وارد شدن بدون مشورت طارق بن زیاد به شهرهای اسپانیا را عصیان و تمرد از دستورات خویش میشمرد، لذا او را تنبیه و توبیخ نمود.
طارق بن زیاد تلاش کرد تا برای موسی بن نصیر سبب مخالفت از دستور وی را به علت ضرورتی که او را مجبور به اتخاذ این تصمیم و ادامهی نبرد نموده بود ابراز دارد؛ طوریکه اگر طارق بن زیاد اقدام به چنین امری نمینمود و از مبارزه خود را عقب میکشید، او و سپاهیانش از بین میرفتند. گر چه در ابتدای امر موسی بن نصیر به دلایل طارق بن زیاد قانع نشد؛ اما در نتیجه سوء تفاهم میان این دو رفع گردید و طارق بن زیاد توانست در معیت با موسی بن نصیر فتح اسپانیا را کامل نماید.
#مختصر_تاریخ_اسلام
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
Repost from الفباء
با اشتراک در چالش «کتابخوان برتر سال»، نام و تصویر (ارسال تصویر اختیاریاست) کتابهایی که در سال ۱۴۰۱ خورشیدی خواندهاید، برایمان بفرستید و با رأی و انتخاب همراهان کانال، برندهی جایزه شوید.
🗃️برای پنج بیشترین امتیاز، جایزه داده میشود.
📑نام و تصویر کتابهایتان را به هدف اشتراک در مسابقه، تا تاریخ پنجشنبه ۲۵ حوت/اسفند به نشانی زیر بفرستید👇
@Alefba01
@Alefba01
#کتاب_بخوانیم
#کتابخوانان_برتر_سال
@Alefba99
بنای شکوهمند!
⏺ امام ذهبی در «السیر اعلام النبلاء» و خطیب در «تاریخ بغداد» و ابن جوزی در «صفة الصفوة» آورده اند:
هنوز فرزندش متولد نشده بود که سی هزار دینار در خانه می گذارد و رهسپار جهاد می شود.
بعد از شانزده سال دوری و جهاد به خانه اش بر می گردد و با شمشیر دروازه خانه اش را باز می کند که با ربیعة روبرو می شود.
ربیعة: چرا بدون اجازه وارد خانهٔ من شدی؟
فروخ: من به خانه ام آمدم، تویی که وارد منزل من شدی!
جنگی تن به تن میان پدر و فرزند شکل می گیرد، زورآزمایی ها بالا می گیرد و فریادها بلند می رود تا اینکه خانم خانه آشفته و سراسیمه از راه می رسد و نبرد پدر و فرزند را می بیند، و فریاد می کشد: شما پدر و فرزند هستید، دست بردارید.
قلب ها به تپش می افتند، اشک ها بر دیده حلقه می زنند، و پدر و فرزند همدیگر را سخت به آغوش می کشند و کاری را انجام می دهند که هر پدر و فرزندی در اولین دیدار خویش انجام می دهند.
بعد از گذشت ساعتی فروخ از همسرش می خواهد که سی هزار دیناری را که نزدش امانت گذاشته بود بیاورد و این چهار هزار دینار را هم به آن بیفزاید.
همسرش می گوید: دینار ها را در جایی دفن کردم و بعد از چند روزی آنها را بیرون می آورم.
فردایش ربیعة روانهٔ مسجد می شود و سپس حلقه درسش شکل گرفته و کسانی همچون مالک بن انس، حسن بن زید، شماری دیگر از فقها و دانشمندان مدینه در گرداگردش زانوی شاگردی زده اند.
مادر ربیعة به شوهرش می گوید: برای ادای نماز به مسجد برو و به پیامبر درود بفرست.
وقتی وارد مسجد می شود، حلقهٔ درس فرزندش را می بیند که مردم در گرداگرد آن جمع شده اند، چشمانش تار می شود، حیران و سرگردان، باورش نمی شود که فرزندش باشد، از این و آن می پرسد: این جوان کیست؟ می گویند: این جوان ربیعة فرزند فروخ است.
شادمان و خرامان از مسجد بیرون می زند و به نزد همسرش می آید: به خدا فرزندت را در حالی دیدم که تا حال هیچ یک از فقها و دانشمندان مدینه را در آن حالت ندیده ام.
همسر : کدام یک بهتر است، سی هزار دینار و یا این صحنهٔ که دیدی؟
شوهر : به خدا قسم این صحنه برایم بهتر است.
همسر: تمام سی هزار دینارت را در راه این خرج کردم.
شوهر: به راستی که بیهوده خرج نکردی.
☑️ بهترین و زیباترین بنایی که ساخته می شود، انسان است.
☑️ مجلل ترین، و باشکوه ترین سازهٔ جهانی که شکل می گیرد، انسان است.
☑️ خداوند تمامی پیامبران و کتاب های آسمانی را جهت ساختن انسان فرستاده است، تا راز هستی خویش را بدانند، و خدایی که ایشان را پدید آورده و هستیِ که در آن زندگی می کنند را، بشناسند.
هرگاه به این درک و شعور رسیدند، انسانیت در آنها شکل می گیرد و به معنی واقعی انسان می شوند.
پایین تر از این شناخت، انسانیتی ناقص، تباهی ژرف، پراکندگی عقلیِ وجود دارد که کیان و هستی انسان را نابود می کند، تباهیِ که دلباخته دنیا شده و شب و روز در پی دنیا است و هرگز به آن نمی رسد.
☑️ اگر خانه های زیبا و مجلل داریم، مشکلی نیست، مباح است.
☑️ ساختن کاخ های خیره کننده، گناهی نیست ولی تربیت انسان ها باید در اولویت باشد.
⁉️ خانه های زیبا چه سودی دارد وقتی که افراد درون خانه ویران اند؟!
⁉️ قصرهای بلند چه سودی دارد، هنگامیکه روح و روان انسان ها آرامش نداشته، و پریشان و سرگردان اند؟!
⁉️ دیوارهای که شهرها را به هم پیوند می دهد، چه سودی دارد، وقتی که روابط انسان ها از هم گسسته است؟
⏺ روی فرزندانتان سرمایه گذاری کنید، زیرا این سرمایهٔ ماندگار و سود آوری است، با سرمایه گذاری روی فرزندان مان است که امانت خویش را ادا خواهیم کرد.
فرزندان ما، امانت هایی اند که خداوند آنان را به ما سپرده، تا ایشان را بسازیم.
نوشته: أدهم شرقاوی.
ترجمه: عبدالقاهر فقیری، فارغ مدرسه احیاءالعلوم هرات.
Repost from الفباء
فرهنگ تماس تلفنی را تمرین کنیم!
📱 وقتی با کسی تماس میگیریم و جواب نمیدهد، به او پیام بدهیم، خودمان را معرفی کنیم و بنویسیم در صورت امکان با ما تماس بگیرد.
📱 این روزها به دلایل مختلف امکان دارد شماره تماس ما در گوشی دیگران پاک شود، اگر زنگ میزنیم و طرف مقابل ما را نمیشناسد نگوییم: بیمعرفت! دیگه ما را فراموش کردی! نارفیق! دوستای تازه پیدا کردی و...
به جای این حرفها، عذر طرف مقابل را بپذیریم و حرفمان را بزنیم؛ چون هیچ بعید نیست فردا شمارههای گوشی خودمان پاک شود.
📱 عمر شوخیهایی مثل «اگه گفتی من کی هستم؟!» «نه! کمی بیشتر فکر کن ببین صدایم را نمیشناسی و...» سر آمده و مردم اعصاب و حوصله این چیستانها را ندارند. سلام و علیک کنیم و خودمان را معرفی کنیم. خلاص!
📱 ما از وضعیت کاری، روحی و موقعیت طرف مقابل خبر نداریم، وقتی تماس میگیریم، بعد از معرفی خودمان بپرسیم «الان امکان صحبت کردن را دارید یا نه؟» اگر گفت نه!.. درک کنیم و در یک موقعیت مناسب تماس بگیریم.
📱 اگر رانندگی میکنیم به تلفن پاسخ ندهیم. اگر متوجه شدیم کسی که آنطرف خط ماست، رانندگی میکند، عذرخواهی کرده و قطع کنیم یا تماس را بسیار کوتاه کنیم.
📱اینکه شماره تلگرام ایمو وایبر انستگرام وغیره کسی را داریم دلیل نمیشود هر پستی که میپسندیم را برایش ارسال کنیم. در ارسال اخبار بد، تلخ و گزنده هم به شدت صرفهجویی کنیم.
📱 اگر کسی در فیسبوک آنلاین است یا در اینستاگرام پُست میگذارد، دلیل نمیشود حتماً اگر آن لحظه تماس میگیریم، وظیفه دارد پاسخ ما را بدهد و اگر ندهد ما را تحقیر کرده است. نه! ممکن است دل و دماغ پاسخ دادن را نداشته باشد. همدیگر را درک کنیم.
📱 شب، زمان استراحت اکثر انسانهاست. تماسهای «کاری» مان را در طول روز بگیریم. آن چند دقیقه را به خودمان و دیگران استراحت بدهیم.
📱 در تاکسی، بس، یا جاهای عمومی، تلفنی حرف نزنیم، اگر حرف میزنیم، سروصدا نکنیم، اگر داد میزنیم، فحش ندهیم.
🏷️صفحه فسبوک فرید شریعتی
#مهارتهای_زندگی
@Alefba99
مختصری از تاریخ اسلام
(قسمت هفتادویکم)
🏷️داخل شدن طارق بن زیاد به اسپانیا
بنا به خبر مشهور، طارق بن زیاد از موالی مورد اعتماد موسی بن نصیر بود که او را به خود نزدیک کرد و سرکردگی بعضی از گردانهای نظامی علیه بربر و روم در آفریقا را به وی سپرد. هنگامیکه موسی بن نصیر در پی تسخیر اندلس برآمد، طارق بن زیاد امیر طنجه بود؛ لذا موسی بن نصیر از وی خواست تا با هفت هزار نیرو از مسلمانان بربر رهسپار اندلس گردد.
در سال ۹۲ هجری برابر با ۷۱۱ میلادی طارق بن زیاد از تنگهی سبته با کشتیهای ژولیان گذشت و هنگام عبور از دریا، کشتیها را آتش زد تا هنگام رویارویی با سختیها، فکر فرار از سر سربازهای وی دور شود. از ناحیهی صخرهی اسد به منطقه وارد شد که بعدها به نام وی مسمی و جبل طارق نام گرفت.
طارق بن زیاد بعد از به آتشکشیدن کشتیها، در میان ارتش خویش به سخنرانی ایستاد و آنان را مورد خطاب قرار داد. خدای را ستایش نمود و لشکریان خویش را بر نبرد با شجاعت و صبر و ثبات تشویق نمود. وی در فرازی از سخناناش گفت:
«ای مردم! راه گریزی وجود ندارد! دریا در پسِ پشت و دشمن پیشِ روی شماست، و به خداوند متعال سوگند جز صداقت و شکیبایی، پناهگاهی ندارید. بدانید شما درین جزیره، از یتیمان سر سفرهی ناکسان، ضایعشدنیتر هستید. دشمن با ساز و برگ و سپاه و ارتش خویش به شما روی آورده است. نان و توان او بسیار است و شما جز شمشیرهایتان پناه و پشتیبانی ندارید. نان و آذوقهای جز آنچه خود از دشمن به غنیمت گیرید، در دست نیست. اگر با وجود تهیدستیتان این جنگ به درازا بکشد، و شما کاری از پیش نبرید، هیبت و هیمنت شما از بین میرود و دل دشمن بعد از ترس و رعب و وحشت از شما، بر شما نیرو میگیرد و قویدل میگردد. بدانید شما را از چیزی نمیترسانم که خودم از آن دور و سالم بمانم...» تا جاییکه گفت: «اگر من پیش از رسیدن به حاکمیت رودریک پادشاه گوتها از بین رفتم، شما این راه و هدفم را دنبال کنید.»
بعد از این سخنان شیوا، سراپای سپاهیان را شور و حماسه در بر گرفت و همه همراه و همگام و شانهبهشانهی رهبرشان به پیش رفته و نمادی از سلحشوری و شجاعت را به نمایش گذاشتند.
شکست ارتش رودریک
طارق بن زیاد برای رویارویی با سپاه رودریک که متشکل از گروه سوارکاران و پیاده نظام بود، عازم شد و در وادی بکه در نزدیکیهای آبریزهی نهر سلادو هر دو سپاه به هم رسیدند و با هم درگیر شدند. این نبرد هفت روز ادامه یافت و در روز هشتم مسلمانان پیروز میدان کارزار گردیدند و سپاه گوتها به سختترین حالت شکست خوردند و حاکمشان رودریک فرار کرد؛ اما در میانهی راه در آب غرق شد و از بین رفت. این واقعه به نبرد شریش جهت انتساب به شهر شریش اسپانیا مسمی گردید.
بعد از این پیروزی بزرگ که توسط مسلمانان تحقق یافت، طارق بن زیاد از طریق استجه بهسوی طلیطله پایتخت اسپانیا رفت و بر آن استیلا یافت و سپس قریهها و شهرها یکی بعد از دیگری به دست مسلمانان فتح گردید و به سرعت سرسامآوری قرطبه (کوردوبا) و اشبیلیه (سویل یا سویلا) و شهرهای بسیاری در سیطرهی مسلمانان قرار گرفت.
طارق بن زیاد توانست به مدت پنج ماه بیشترینهی شهرهای اسپانیا را تحت پرچم اسلام در آورده و این پیروزی بزرگ را به نام نامی خود رقم زند.
#مختصر_تاریخ_اسلام
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
🌲 زنانِ مردساز!
✍د.نابلسی.
✒ترجمه: عبد القاهر، فارغ مدرسه احیاءالعلوم هرات.
⏺ یکی از آموزگاران علوم قرآنی، در مسجدی می گفت: پسربچه ای برای ثبت نام در صنف قرآن به نزدم آمد.
برایش گفتم: آیا چیزی از قرآن حفظ داری؟
گفت: بلی، از او خواستم تا از جزء «عَمّ» بخواند، و خواند.
گفتم: سوره «ملک» را حفظی؟
بی درنگ گفت: چرا که نه، از زیبایی و پختگی حفظش، با آن سن کم، هنوز در شگفتم.
از سورهٔ «نحل» پرسیدم، دیدم آن را هم حفظ دارد. شگفتی و حیرانی سراسر وجودم را فراگرفت.
از سوره های بلند از او پرسیدم، از سورهٔ «بقره»، دیدم آن را هم با زیبایی و بدون هیچ لغزش و بندشی می خواند.
آخر برایش گفتم: پسرم، مگه تمام قرآن را حفظی؟ گفت: بلی، حفظم.
سبحان الله، ما شاءالله، تبارک الله.
از او خواستم تا فردا همراه با پدرش بیاید، با نهایت تعجب با خودم می گفتم: پسر که این باشد، پدر چگونه خواهد بود؟!
عجیب تر از امروز، فردایش بود. وقتی پدرش حاضر شد، اصلا ژست و قیافه اش به انسان پایبند به دین نمی خورد.
جلوتر از من گفت: می دانم از اینکه من پدرش هستم در تعجبی، بگذار که برایت روشن کنم:
*«پشتیبان این پسر، زنی است، که برابر با هزار مرد است».*
و خوشبختانه سه فرزند دیگر هم دارم که همه حافظ قرآن اند.
و دختر چهارساله ام تمامی جزء «عَمّ» را حفظ دارد.
با شگفتی گفتم: چگونه، مگه میشه؟!
گفت: وقتی اطفال ما شروع به حرف زدن می کنند، مادرشان با تشویق و ترغیب آنان را به حفظ قرآن وادار می کند. به اینکه:
◀️ هرکس جلوتر حفظش را تمام کند، او غذای شام را سفارش می دهد.
◀️ هرکس جلوتر حفظش را تکرار (دوره) نماید، او می گوید که در تعطیلی هفته به کجا برویم.
◀️ و هرکس جلوتر قرآن را ختم کند، او انتخاب می کند که به تعطیلات آخر سال به کجا سفر کنیم.
با این روش، حسِ رقابت در حفظ قرآن را، در میانشان شعله ور می سازد.
⏺ «هُما خاتون» مادر سلطان محمد فاتح:
محمدِ کوچک «که هنوز فاتح نشده» مادرش هر روز او را بعد از نماز صبح، تا مرزهای قسطنطنیه می برد، «365 روز در سال» و دستش را می گرفت و برایش این حدیث پیامبر (ص) را می خواند:« قطعا قسطنطنیه فتح خواهد شد، با دستان «توانای» امیری که او بهترین امیر، و لشکری که بهترین لشکر است».
و می گفت: می خواهم این امیرِ توانا تو باشی، محمد!
اسم ترا، هم اسم پیامبر گذاشته ام، و از تو می خواهم که مرزهای قسطنطنیه را فتح نموده و از دیوارهایش بگذری.
⏺ می گویند که: مادرش همواره از نبردها و فتوحات جنگاوران اسلامی در زمان پیامبر، برایش تعریف می کرد، تا اینکه براساس تربیت اسلامی رشد نموده و مفاهیم دینی در دلش جای گرفت.
⏺ وقتی محمد فاتح به سن 22 می رسد، پدرش وفات می کند، مادرش می بیند که محمد اشک می ریزد و گریه می کند. به نزدش می رود و [به طعنه] می گوید: گریه کن، بنشینُ گریه کن، و مرزهای قسطنطنیه را رها کن!!
تو برای گریه کردن خلق نشدی، پسرم!
ترا به دنیا نیاوردم، تا بر مُلک و دارایی گریه کنی، من ترا برای فتح قسطنطنیه به دنیا آوردم!
محمد اشک هایش را پاک کرد، و شروع کرد به نقشه کشی، تا چگونه قسطنطنیه را فتح نماید؟.
سرانجام محمد در سن 23 سالگی قسطنطنیه را فتح کرد « و فاتح نام گرفت». سبب چه بود؟ سبب مادری بود که به محمد فاتح آموخته بود که فتح قسطنطنیه سخت است، اما ناممکن نیست.
مادران امروز کجا و مادر محمد فاتح کجا؟
⏺ امام احمد بن حنبل «رحمه الله» از مادرش می گوید: مادرم باعث شد که در سن ده سالگی قرآن را حفظ نمایم، پیش از نماز صبح مرا از خواب بیدار می کرد، در آن سرمای سوزناک شب های بغداد، آب وضو برایم گرم می کرد، لباس هایم را می پوشاند و سپس خودش حجابش را پوشیده و مرا بخاطر دوری مسجد و تاریکی راه، به نماز می برد.
⏺ یکی از علما می گوید: زنان و مادران فکر نکنند که: هر مادری اگر فرزندش را در راه کسب علم و دانش فرستاد، روزی مانند امام مالک و سفیان ثوری بر می گردد، بحث در امام مالک شدن و سفیان شدن نیست، بحث این است، چه کسی آنها را فرستاده باشد.
«راز امام مالک شدن و سفیان شدن، در مادر مالک و سفیان نهفته است».
خداوند به فرزندان، بر اساس نیت و پرورش پدران و مادران شان خیر و برکت و نفع می دهد.
⏺ اندرزها:
این ها مادرانِ نیکوکار و درستکاری بودند که با اصلاح و درستی یکی از آنها، تمام خانه، فرزندان و جامعه اصلاح شدند.
آنان زنانی هستند که پیامبر گرامی اسلام، به ازدواج با آنها از بین زنان صاحب مال، زیبایی، و شهرت سفارش کرده است.
⏺ پس خوشا به حال آن زنانی که:
آینده فرزندان شان را ساختند و جایگاهی نیکو برای خود و فرزندان شان در بهشت مهیا کردند، روزی که قرآن برای شفاعت خود و فرزندان شان آید، چه روزی زیبا و جذابی است، آن روز.
خداوند فرزندان را براساس نیت پدران و مادران شان، نفع می رساند.
Repost from معلمان و یادگیری
نگاهی کوتاه به عملکرد و تعامل معلمان:
معلم معمولی فقط حرف میزند؛
معلم خوب توضیح میدهد؛
معلم عالی اثبات میکند؛
و معلم استثنایی تأثیر میگذارد و الهام می بخشد.
# ویلیام وارد
پ.ن
1- معلم معمولی فقط حرف میزند، هدف خاصی از درس و بیان خود ندارد، دغدغهای این را هم ندارد که کسی میآموزد یا نمیآموزد، یا که مخاطبان توجهی دارند یا ندارند، خود را مسئول احساس نمیکند؛ فقط نگویند که فلان معلم چیزی به گفتن ندارد!
2- معلم خوب فقط توضیح میدهد؛ خود را مکلف میسازد که درس را به نحو احسن آماده و تشریح دهد؛ اما اینکه مخاطب توجهی دارد یا ندارد، فضای یادگیری آمده شده یا خیر، اینکه مخاطب را جذب کند، به رفتار و تعامل مخاطبان تاثیر بگذارد یا که موضوع را به زندهگی روزانه شان ارتباط دهد اهمیتی نمیدهد.
3- معلم عالی اثبات میکند؛ این است که در درس خود تبحر دارد و قبل از ارائهی بحث آمدهگی مفصل میگیرد و موضوعات را عمیق تدریس میکند، از موضوعات سرسری عبور نمیکند و ویژهگیهای معلم خوب را نیز دارد.
4- معلم استثنایی تاثیر میگذارد؛ این است که به همه توجه دارد یعنی همه خود را در دل معلم مییابند و شریک بحث هستند؛ همه مخاطبین را شیفتهی خود میسازد؛ خود را مکلف میداند تا هر پیام خود را تا رسیدن و نشاندن به قلب مخاطب همراهی کند؛ بعد از اینکه شناختی از اوضاع و احوال مخاطبین حاصل کند بحثها را ارائه میکند؛ مخاطبین خسته و نا امید را قوت میدهد و تشویق را هرگز فراموش نمیکند؛ شخصیت میدهد و شخصیت کسی را هتک حرمت نمیکند؛ اعتماد به نفس را به دانشآموزان القا میکند؛ به نظریات مخاطبین اهمیت قایل میشود؛ سخنانش خشک و بیجوهر نیست بلکه الهامآفرین است؛ معمولاً بحث خود را با تبسم و مهربانی، ضرب المثل، شعر زیبا، داستان، مثالهای واقعی و سایر وسیلههای متنوع جذاب و پذیرفتنی میسازد.
https://t.me/ttc1399
مختصری از تاریخ اسلام
(قسمت هفتادم)
🏷️مراحل فتح اندلس
همزمان با فتح بلاد ترکستان توسط قتیبه بن مسلم و فتح بلاد سند توسط محمد بن قاسم ثقفی، موسی بن نصیر والی آفریقا جهت به تصرف در آوردن مناطق باقیماندهی شمال آفریقا اقدام نموده بود. به استثنای سبته که دران زمان تحت استعمار کانت ژولیان از یاران گیتشه پادشاه سابق اسپانیا که توسط گوتها خلع گردید و سپس کشته شد، و بهجایش رودریک قرار گرفته بود، توانست بیزانسها را از دیگر مناطق ساحلی کوچ دهد.
هنگامیکه پیشقراولان سپاه موسی بن نصیر به سبته رسید، حاکم منطقه ژولیان با موسی بن نصیر ارتباط گرفت و پیشنهاد کرد تا با اندلس وارد نبرد گردد. همچنان ژولیان متعهد شد تا خود نیز با گوتها و پادشاهشان رودریک به نبرد بپردازد. موسی بن نصیر از این امر تعجب نمود؛ لذا پیشنهاد ژولیان را به خلیفه ولید بن عبدالملک فرستاد. خلیفه در پاسخ به وی با قبول این پیشنهاد موافقت نمود؛ اما موسی بن نصیر را متوجه ساخت که کاملا احتیاط نماید تا مبادا به نیرنگ و فریبی از جانب ژولیان حاکم سبته دچار شود.
عملیات آزمایشی
جهت امتحان اهداف و خواستههای پنهان ژولیان، موسی بن نصیر در سال 91 هجری برابر با 710 میلادی از وی خواست تا گروهی اکتشافی متشکل از پنجصد نفر به طور مشترک به قیادت طریف بن مالک بربری جهت کشف و استخبارات فرستاده شوند. ژولیان کشتیهای مورد نیاز را آماده نمود و این گروه توانست وظیفهی محولهی خویش را به درستی انجام دهد. با بازگشت از این عملیات، طریف توانست اخباری از پراکنده شدنِ گوتها و خشم اهالی منطقه و شکایت مردم از حاکم مستبدشان به موسی بن نصیر برساند. این عملیات مشترک موسی بن نصیر را به حسن نیت ژولیان و اهداف و خواستههای پنهان وی، و ضعف وسایل دفاعی اندلس متیقن ساخت؛ لذا در صدد فتح اندلس برآمد.
#مختصر_تاریخ_اسلام
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
♦️چرا چنین نسبتی شدید!
حدیث بالا در بخاری با سند عالی آمده است، از آن حدیث معلوم می شود که در حق کسی است که قصداً و عمداً از امام جلو می شود؛ چون در بالاکردن سر از سجده آمده است، نه در رفتن به سجده که گاهی به خطا از عده ای سر می زند.
اهل علم بر آنند که منظور از چنین تشبیهی، نشان دادن حماقت شخص است، زیرا این عین حماقت است که با وجود آن که به امام اقتدا کرده و نیز هرگز نمی تواند از او جلو شود باز چنین می کند. و چون الاغ به حماقت شهرت دارد به آن مثال زده شده است و برخی گفته اند که ممکن است معنی این نیز باشد که اگر خداوند او را به گناهش بگیرد، با وی چنین می کند؛ اما دیده نشده است که الله متعال کدام کسی از این گونه افراد را در دنیا چنین مجازات کرده باشد و این از فضل او است.
فراموش مان نشود، معمولاً این اشتباه از انسان های شریف و آگاه سر نمی زند و تنها برخی انسان های بی پروا و نافهم چنین می کنند، پس این یک نوع سیلی است برای تفهیم اشتباه ایشان که چرا با امور دین شان چنین معامله می کنند.
✍ضیاءاحمد فاضلی، مسوول مدرسه احیاءالعلوم.
Repost from فضل احمد مهاجر
رسول الله صلى الله عليه وسلم صحابه را به روزه گرفتن 13-14-15 هر ماه توصیه و تشویق می نمودند.
چقدر خوب است تا ما هم به روزه های ایام بِیْض اهتمام بورزیم!😍
یکشنبه 13 شعبان _5 مارچ
دو شنبه 14 شعبان _ 6 مارچ
سه شنبه 15 شعبان _7 مارچ
@ostad_muhajer
ابنرجب دمشقی از انس ابن مالک نقل میکند که میگفت:
«وقتی ماه شعبان میرسید، مسلمانان به فراوانی قرآن میخواندند و زکات اموال خود را میپرداختند تا افراد تهیدست و نیازمند در ماه مبارک رمضان با خاطری آرام و آسوده عبادت کنند.»
لطائفالمعارف، جلد 1 صفحۀ 135
درودها یادمان نرود!
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَعَلَى آلِ مُحَمَّد، كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى إِبْرَاهِيْمَ وَعَلَى آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيد.
اللَّهُمَّ بَارِكْ عَلَى مُحَمَّدٍ وَعَلَى آلِ مُحَمَّد، كَمَا بَارَكْتَ عَلَى إِبْرَاهِيْمَ وَعَلَى آل إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيد.
صلیاللهعلیهوسلم
🔶مشکل خلط میان معانی قرآنی اصطلاح "اسلام" و "مسلِم"
✍ضیاء احمد فاضلی، استاد دانشکاه و مسوول مدرسه احیاءالعلوم هرات.
♦️خواهر مسلمانی مقیم آلمان سوالی به شرح زیر مطرح کردند:
دخترم که دانش آموز است،
گفت: معلم ما میگه که پیروان عیسی هم مسلمان گفته می شدن. ما گناهکار میشویم اگه بگیم آنها عیسوی هستن.
میگه نباید بگیم یهودی ونصارا ویا عیسوی.
امیدوارم مر رهنمای کنید
تا بتوانم درست برایش بفهمانم
ان شاءالله که خوب وخوش باشین. الله نگهدارتان
♦️ الجواب:
در قرآن کریم، اسلام و مسلم بدو معنی آمده است:
1⃣ به معنی لغوی خود که همان تسلیم و گردن نهادن برای الله متعال باشد، چناچه خداند له ابراهیم گفت: " اذ قال له ربه اسلم، قال اسلمت لله رب العالمین" [سوره بقره] (آنگاه که پروردگارش بدو گفت که تسلیم و فرمانبردار ما شو! گفت: برای پرورگار جهانیان، سراپا تسلیم شدم).
پس به این معنی، هم به ابراهیم و عیسی و هم به تمام پیامبران و پیروان واقعی شان صدق کرده و می توان به همگی، مسلم/ مسلمان گفت و بلکه از نظر قرآن، اسلام دین تمام کائنات اس، چنانچه الله می فرماید: "و له اسلم من فی السماوات ومن فی الارض"
2⃣ به معنی اصطلاحی خود که نام است به شریعتی که محمد(ص) آورده اند و به این معنی تنها به کسی نام "مسلم" / "مسلمان" و صفت "اسلام" نسبت شده می تواند که به آن ایمان داشته باشد، الله می فرماید:
"ان الدین عند الله الاسلام و من یبتغ غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه وهو فی الاخرة من الخاسرین" [ألعمران:٨٥]
(و هر كس دينى جز اسلام بجويد، هرگز از او پذيرفته نمى شود و او در آخرت از زيانكاران است)
و چون مسیحیان و یهودیان امروز به آئین و شریعت محمد(ص) ایمان ندارند پس نمی توان به این معنی نام اسلام / مسلمان را به آنها گذاشت وبلکه به لحاظ معنی لغوی هم نمی توان آنها را مسلم / مسلمان گفت: چون اگر به الله تسلیم می بودند باید به کتاب او(قرآن) و به پیامبر او (محمد) ایمان می آوردند. از هممین رو، قرآن کریم، به آنان که خود را پیروان موسی(ع) و عیسی(ع) دارند و به محمد(ص) ایمان نیاوردند مسلم /مسلمان نگفته در عوض آن ها را به نام قوم شان "یهود" و"نصارا"یاد کرده و گاهی هم بخاطر تآلف قلوب شان، آن ها را "اهل کتاب" خوانده است و علاوتاً از آن ها خواسته است تا به اسلام ایمان آورند.
Repost from دارالافتاء مدرسه احیاءالعلوم هرات
🔶مشکل خلط میان معانی قرآنی اصطلاح "اسلام" و "مسلِم"
✍ضیاء احمد فاضلی، استاد دانشکاه و مسوول مدرسه احیاءالعلوم هرات.
♦️خواهر مسلمانی مقیم آلمان سوالی به شرح زیر مطرح کردند:
دخترم که دانش آموز است،
گفت: معلم ما میگه که پیروان عیسی هم مسلمان گفته می شدن. ما گناهکار میشویم اگه بگیم آنها عیسوی هستن.
میگه نباید بگیم یهودی ونصارا ویا عیسوی.
امیدوارم مر رهنمای کنید
تا بتوانم درست برایش بفهمانم
ان شاءالله که خوب وخوش باشین. الله نگهدارتان
♦️ الجواب:
در قرآن کریم، اسلام و مسلم بدو معنی آمده است:
1⃣ به معنی لغوی خود که همان تسلیم و گردن نهادن برای الله متعال باشد، چناچه خداند له ابراهیم گفت: " اذ قال له ربه اسلم، قال اسلمت لله رب العالمین" [سوره بقره] (آنگاه که پروردگارش بدو گفت که تسلیم و فرمانبردار ما شو! گفت: برای پرورگار جهانیان، سراپا تسلیم شدم).
پس به این معنی، هم به ابراهیم و عیسی و هم به تمام پیامبران و پیروان واقعی شان صدق کرده و می توان به همگی، مسلم/ مسلمان گفت و بلکه از نظر قرآن، اسلام دین تمام کائنات اس، چنانچه الله می فرماید: "و له اسلم من فی السماوات ومن فی الارض"
2⃣ به معنی اصطلاحی خود که نام است به شریعتی که محمد(ص) آورده اند و به این معنی تنها به کسی نام "مسلم" / "مسلمان" و صفت "اسلام" نسبت شده می تواند که به آن ایمان داشته باشد، الله می فرماید:
"ان الدین عند الله الاسلام و من یبتغ غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه وهو فی الاخرة من الخاسرین" [ألعمران:٨٥]
(و هر كس دينى جز اسلام بجويد، هرگز از او پذيرفته نمى شود و او در آخرت از زيانكاران است)
و چون مسیحیان و یهودیان امروز به آئین و شریعت محمد(ص) ایمان ندارند پس نمی توان به این معنی نام اسلام / مسلمان را به آنها گذاشت وبلکه به لحاظ معنی لغوی هم نمی توان آنها را مسلم / مسلمان گفت: چون اگر به الله تسلیم می بودند باید به کتاب او(قرآن) و به پیامبر او (محمد) ایمان می آوردند. از هممین رو، قرآن کریم، به آنان که خود را پیروان موسی(ع) و عیسی(ع) دارند و به محمد(ص) ایمان نیاوردند مسلم /مسلمان نگفته در عوض آن ها را به نام قوم شان "یهود" و"نصارا"یاد کرده و گاهی هم بخاطر تآلف قلوب شان، آن ها را "اهل کتاب" خوانده است و علاوتاً از آن ها خواسته است تا به اسلام ایمان آورند.
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
