ch
Feedback
مدرسه احیاءالعلوم هرات

مدرسه احیاءالعلوم هرات

前往频道在 Telegram
1 153
订阅者
+224 小时
-57
-1630
帖子存档
♦️حکمت این همه غم و رنج زندگی چی است؟ ⁉️برادری پرسیده اند: سوالی از طرف یک دوست از خارج مطرح شده است اینکه: یکی از عزیزان ما چند سال است با نفس تنگی دست و پنجه نرم میکند و حال وضعیتش وخیم تر شده است. او باری اظهار نمود که: (انسان آفریده شده برای درد کشیدن و زجر کشیدن. مچم خداجان چری ایته کار ها دارده و چی تصمیم دیشته و انسان ها را آفریده و آرامش را کم داده) از من خواستند چیزی برایش بنویسم. 🔸در پاسخ این برادر چند نکته را نوشتم:‌ 1- دنیا جای خوشی ها و ناراحتی ها هر دو هست؛ نه تنها برای انسان؛ بلکه برای تمام موجودات زنده و این بخشی از سنت لایتغیر الهی است. 2- انسان ها در مقدار رنج و راحتی همه یکسان نیستند؛ در برخی این و در برخی آن، بیشتر است. 3- حدت و شدت رنج و راحتی انسان در دنیا بستگی به نوع نگاه وی به دنیا و تابع جهان بینی او از این جهان نیز می باشد؛ لذا، گاهی دو نفر به یک درجه دچار مشکل اند، اما نزد یکی سبک جلو می کند و حتی برخی از این ها آن را اصلاً مشکل هم نمی گویند در حالی که نزد دیگری بسیار سنگین جلوه کرده حتی تا مرز خودکشی نیز برخی ها را به پیش می برد. 4- مسلمانِ معتقد تا انسان بی باور، وضعیت شان در برابر مشکلات از هم بسیار متفاوت است؛ فرد باورمند هنگامی که باور دارد مصیبت از جانب الله متعال است و باور دارد که پروردگارش که به باور او از والدین برایش مهربانتراست به سبب خشم و سرکوبی، او را با مصیبت مواجه نکرده؛ بلکه خود را همانند مریضی می داند که داروی تلخ داکتر و حتی فرورفتن تیغ وی در سینه اش؛ نه از روی دشمنی داکتر؛ بلکه کاملا از اثر مهربانی و دلسوزی وی است و باور دارد که حتی –طبق حدیث مبارک- اگر خاری هم به پایش بخلد هدر نرفته و از گناهانش کفاره می شود و یا بر درجاتش افزون می گردد و نیز شاید اگر مصیبت نمی دید دچار غرور و غفلتی می شد که عاقبتی وخیم تر از این داشت؛ لذا مصیبت هر چه سنگین باشد با این اندیشة مثبتش برایش سبک جلوه کرده و سهل می گردد و ای چه بسا اگر دارای ایمانی قویتر باشد علاوتاً با زبان حالش می گوید: هر چه از طرف دوست آید نیکو است و از حالتش از اعماق جان راضی هست. 5- برخی مشکلات طوری هستند که انسان در آن نقشی ندارد و ناشی از تقدیر محض هستند که الله متعال حسب موقف و ادب بندگی این بنده، به وی پاداش می بخشد؛ اما بسا مشکلات یک انسان، ناشی از کوتاهی های گذشتة وی است؛ و آیا اگر خویشتن را از بام به زیر اندازیم و از آن، بقیه ی عمر را از پای شکسته زنج ببریم و عذاب بکشیم آیا معقول است که کسی غیر از خود را ملامت نماییم؟ 6- چنان نیست که مسلمان به سبب مسلمانی خویش و یا کافر به سبب کافری خویش مصیبت ببیند؛ بلکه بسا مصایب زندگی، مانند: بیماری، غم از دست دادن عزیزان و.. کفر و اسلام نمی شناسد؛ بلکه همه تابع قوانین کونی الهی هستند؛ بلی، مسلمان واقعی با باور مثبتش و نیز با رعایت تعادل و توازن در امور زندگی و رعایت مقررات شرع الهی که همه به خاطر تأمین مصالح زندگی او است می تواند از مقدار و از شدت مصایب در حق خود بکاهد. به هر حال، نوع انسان با همین سرشت و با همین وضعیت خلق شده است و الحمد لله که ما مسلمانیم و از برکت مسلمانی ما –اگر خوب مسلمانی کنیم- نعمت ها هم به خیر ما و حتی نقمت ها هم به خیر ما مبدل می شود؛ چنان چه نبی(ص) فرمودند: «شگفتا به کار مسلمان که همه کارش یکسر به خیر او است؛ اگر نعمتش رسد شکر می کند پس به خیر او تمام می شود و اگر مصیبتش رسد صبر می کند و این هم به خیر او تمام می شود و این میسر نیست مگر برای مسلمان». [صحیح البخاری] وای به حال، انسان بی باور یا بدباور که همه چیز زندگی برایش پوچ و بی هدف است؛ نه برای نعمت حکمتی قایل است ونه برای مصیبت. ✍️ضیاءاحمد فاضلی، مسوول مدرسه احیاءالعلوم هرات.

یکم فبروری در چنین روزی از سال ۱۱۰۱ میلادی، «امام ابوحامد غزالی» از تألیف کتاب گران‌سنگ «إحیاء علوم‌الدین» فراغت یافت. إحیاء علوم‌الدین نه تنها از مشهورترین کتاب‌های امام غزالی است؛ بلکه با گذشت سال‌ها، از مشهورترین کتاب‌های مسلمانان به شمار می‌رود. امام ابوحامد غزالی شخصیتی است که هیچ‌کس در باب فضل و علم وی اختلاف ندارد؛ اما نوع نگاه به کتاب وی، متفاوت است و مردم دیدگاه‌های مختلفی در باب این کتاب دارند؛ عده‌ای با بیان گفته‌ای که به امام نووی منتسب می‌دانند و ما به دلایلی که در پی خواهد آمد بیان آن را دور از شأن این امام همام می‌دانیم، می‌گویند؛ «إحیاء علوم‌الدین نزدیک بود که قرآن باشد.» و عده‌ای هم گفته‌اند: «اگر همه کتاب‌های اسلام از بین بروند، دوباره با استخراج از احیاء به دست می‌آیند.» اما از سویی هم، عده‌ای با نوع نگاهی دیگر، این کتاب را رد نموده‌اند. نگاه عادلانه به این کتاب، همانی است که امام ابن‌السبکی و علامه ابن‌الجوزی بیان نموده‌اند؛ ایشان این کتاب را ستوده‌اند؛ اما هر کدام به جای خود، مستقلانه به بیان ایراداتی نیز بر آن پرداخته‌اند که از جمله امام ابن‌السبکی ۹۴۳ حدیث آن را بدون سند دانسته است؛ اما امام ابن‌الجوزی دربارۀ آن گفته است: «در کتاب إحیاء علوم‌الدین آفاتی وجود دارد که به جز علما و دانشمندان اسلامی کسی دیگر متوجه آن نمی‌شود؛ کمترین آن، وجود احادیث موضوع و مردود در آن است.» از همین‌جا بود که گفتم بیان آن گفته را به دور از شأن امام نووی می‌دانیم. به باور من، منطقی نیست که برای محدثی مانند امام نووی که صاحب کتابی به عظمت ریاض‌الصالحین است، این پیمانه از احادیث ضعیف و غیر صحیح در إحیاء علوم‌الدین پنهان بماند و وی در باب آن بگوید نزدیک بوده است که این کتاب قرآن باشد. هر چه باشد، إحیاء علوم‌الدین، کتابی است بس بزرگ، و برای کسی که نسخۀ تخریج‌شده‌اش را در دسترس داشته باشد، سود فراوان دارد؛ زیرا در آن همه احادیث تخریج شده و شایبۀ پنهان ماندنِ حدیث صحیح از غیر آن از بین رفته است. آنچه سبب این نوع نگاه منفی به إحیاء علوم‌الدین گردیده است، روایت فراوان حدیث است؛ حالانکه امام غزالی خود محدث نبوده و به میزان دیگر عرصه‌ها، دستی در جرح و تعدیل نداشته است. از شگفتی‌های زندگی امام غزالی، قصۀ گفتگوی وی با رئیس دزدان در یکی از سفرهای علمی وی است. باری امام غزالی در یکی از سفرهایش در طلب علم، با جماعتی از دزدان بر می‌خورد که همه مال و منال از وی می‌گیرند؛ تا جایی که قلم و کاغذ و دوات و دفتری نیز برایش باقی نمی‌گذارند. دزدان می‌روند و امام غزالی نیز در پی شان به راه می‌افتد و سایه‌به‌سایۀ‌شان می‌رود. رئیس دزدان بر وی نهیب می‌زند و وی را در صورت ادامۀ تعقیب، به مرگ تهدید می‌کند؛ اما امام غزالی همچنان به تعقیب‌شان ادامه می‌دهد. سپس رئیس دزدان از وی علت تعقیبش را جویا می‌شود؛ در حالی که به مرگ تهدید شده است و سلاحی هم برای دفاع از خود ندارد. امام غزالی می‌گوید: من همان کیسه‌ام را می‌خواهم که حاوی اوراق و یادداشت‌هایم است. رئیس دزدان به وی می‌گوید: آیا برای همین، این‌همه راه تعقیب‌مان نموده‌ای؟! امام غزالی می‌گوید: بله. سپس رئیس دزدان با غرور تمام، کیسه‌اش را به سوی وی می‌اندازد و به وی می‌گوید: نفع این علم چیست وقتی فقط در دیوان و دفتر ثبت شود و با از بین رفتنِ آن، علم هم از بین برود؟ این مقوله، از بهترین گفته‌هایی است که دزدان در طول تاریخ گفته‌اند. رحمت خداوند همهٔ ائمهٔ‌مان باد! #تقویم_تاریخ @taqwimtarikh

🔰شرح یک حدیث از ریاض الصالحین(5) 🔸موضوع: ضرورت به کنترل حرص نفس وَعَنِ ابْنِ عَبَّاس وأنس بن مالك رَضِي الله عنْهُم أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قال: «لَوْ أَنَّ لابْنِ آدَمَ وَادِياً مِنْ ذَهَبِ أَحَبَّ أَنْ يَكُونَ لَهُ وادِيان، وَلَنْ يَمْلأَ فَاهُ إِلاَّ التُّرَاب، وَيَتُوب اللَّهُ عَلَى مَنْ تَابَ» مُتَّفَقٌ عَليْه. 🔸ترجمه:‌ از ابن عباس - رضي الله عنهما - و انس بن مالک - رضي الله عنه - روايت شده است که پيامبر - صلى الله عليه وآله وسلم - فرمودند: «اگر انسان، صاحب يک دره ي پر از طلا باشد، باز مي خواهد که مالک دو برابر آن باشد، و به جز خاک، هيچ چيز دهان انسان را پر نمي کند و خداوند، توبه ي هر توبه کننده اي را مي پذيرد. 🔸کلمات کلیدی وَادِي: دره. ذهب: طلا لَنْ يَمْلأَ فَاهُ: پُر نمی¬کند دهانش را. 🔸توضیح اجمالی پیامبر(ص) حرص سیری¬ناپذیر آدمی بر مال و ثروت را در این حدیث، به تصویر کشیده و از آن چنین تعبیر کردند که اگر آدمی یک درة کامل، طلا داشته باشد باز دوست دارد تا دو چند آن را داشته باشد و علاوه کردند که این حس خطرناک تا انسان زنده است او را رها نمی کند؛ از این رو، وی را به توبه توصیه فرموده و تشویقش کردند تا هنوز که دیر نشده و فرصت را از دست نداده است، هر چه زودتر به خدا مراجعه کرده و به تهذیب و تزکیة نفس خویش بپردازد. 🔸فواید علمی و تربیتی از این حدیث فواید آتی به دست می آید: 1- می رساند که کشش مال در سرشت آدمی نهاده شده و انسان در برابر آن، همواره تحت امتحان و آزمون الهی قرار دارد. 2- دلالت دارد که اگر انسان خویشتن را تزکیه نکرده و این کشش قوی درونی را کنترل نکند چه بسا وی را تا اوج وابستگی به خود کشانده و تا دم مرگ او را رها نخواهد کرد. 3- به ما می فهماند که تسلیم این حس درونی خویش نشویم و زمام زندگی را به دست او نسپاریم. 4- انسان حریص را متوجه می سازد که این دغدغه درونی که گویا همین که نیازهای زندگی را تأمین کرد به زودی از حِدّت حرصش کاسته خواهد شد و یا خواهد کاست، یک اشتباه بیش نمی باشد، بلکه هر چه بیشتر ثروتمند شود به همان اندازه عطش او بالا می گیرد پس فریب این وسوسة شیطانی را نخورده و از همین حال خویشتن را تحت تربیه و کنترل قرار دهد تا در او حرص جای نگرفته و وی را تسخیر خویش نسازد. ✍️ضیاءاحمد فاضلی، مسوول مدرسه احیاءالعلوم هرات

♦️آیا رنگ ناخن مانع صحت غسل می‌شود؟ خواهری پرسیده اند: اگر شخصی غسل جنابت کند و در ناخن هایش رنگ ناخن باشه بعد از غسل متوجه شود که در ناخن هایش رنگ ناخن اس دو باره غسل کند؟ الجواب: رنگ ناخن اگر جِرم داشته و مانع رسیدن آب شود، مانع صحت غسل می شود، پس قبلا باید تراشیده شود و اگر بعد از غسل هنوز که شکننده‌ی وضو از وی انجام نیافته متوجه شد می تواند آنها را دور کرده و جایش را بشوید در آن صورت غسلش کامل می گردد و اگر آن را قبلا با یکی از شکننده ها شکسته بود از سر غسل می کند. ✍ضیاءاحمد فاضلی

♦️گرفتار چت با جنس مخالف از طریق ربات های دوستیابی بوده ام و حالا...! ❓خواهری سوالی به شرح زیر مطرح کردند: باری، ربات های دوست یابی داخل تلگرام را باز کردم و بخاطر ساعت تیری و بیینم کار میکنه یا نه واردش شدم و دیدم میتونم هر گذینه ای که مورد نظر آدم باشد -اعم از اینکه طرف دختر باشه یا پسر چند ساله باشه اهل کجا- انتخاب کنم و با او وصل شوم و چت کنم بدون اینکه شناخته بشم و سازنده این ربات هم در اصل از ایران هست چندیدن بار واردش شدم و با پسر ها و مرد هایی هر بار با یک سنی چت کردم و حوصله ام که سر رفت چت رو‌پایان دادم از ربات بیرون شدم به همین سادگی و کم‌کم احساس کردم معتاد این برنامه شدم هر بار که تنها میشدم و خصوصا شب ها وارد این برنامه میشدم و با یکی وصل میشدم و شروع میکردم به چت کردن کارم که تمام میشد چت رو پایان میدادم. تا جایی که طرفم خواسته هایی داشت و ویدیو و عکس مبتذل از من میخواست و بخاطرش از اینترنت دانلود میکردم و برایش میفرستادم و یا هم از بقیه کسایی که هر شب با اونها وصل میشدم ویدیو میخواستم و اونهارو ذخیره میکردم تا اگر شب های آینده کسی از من خواست برایش بفرستم من حالا ازدواج کردم و هر بار که همسرم به من کمی کم رسی میکرد وارد این برنامه میشدم و باز همان داستان ها بود حالا به این فکر شدم که این تمام کسانی که هر شب با یکی چت میکردم و یا هم شبی دو تا بخاطر چت با من و حرف های من تحریک شده اند و دست به خود ارضایی زده باشند گناه اونها هم گردن من هست؟ و الان باید چه کنم ؟ اون برنامه رو از داخل مبایلم پاک کرده ام ولی بازم هر وقت یاد اون ویدیو ها عکس ها و اون حرف های زشت می افتم حالم از خودم بهم میخورد من الان باردارم و میترسم عذاب گناهان من را خداوند به فرزندم بدهد میترسم و شبها خواب میبینم‌که فرزندم ناقص است و یا مشکلی دارد من خیلی عذاب وجدان دارم اگر میشه راهنمایی ام کنید که چه کنم ؟ ♦️الجواب: سپاس خداوندی که با زبان ضعف ها و آسیب پذیری های ما هم که شده ما را به اشتباهات مان متوجه ساخته و به طرف توبه می کشاند. شکی نیست که در شرایط حاضر، فتنه های خطرناکی ایمان و اخلاق دختر و پسر–وحتی زن ها و مردهای متـأهل- ما را تهدید می کند و می طلبد تا هرکدام ما بیش از هر زمان دیگر، مواظب ایمان و اخلاق خویش باشیم و این هم میسر نیست؛ مگر: ـ با دعا و التجای دوامدار به بارگاه الله؛ ـ با التزام بیشتر به فرایض و نوافل؛ ـ با حفظ احتیاط و دوری از مظان فتنه ها و اتهامات؛ ـ با به یادآوردن مرگ و آخرت؛ ـ و مهمتر از همه با زنده ساختن این احساس که هر لحظه، تحت نظر و مراقبت الله به سر می بریم؛ همو که گفته: {إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ} [الفجر: 14] (بی شک، پروردگار تو در کمین است) و نیز فرموده: {أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ} [فصلت: 53] (آیا برای پروردگارت همین کافی نیست که به هر چیز او شاهد و گواه است؟) آنچه از عملکرد تان، مطرح کردید، در چند نکته پاسخ می¬دهم: 1-ارتباط با جنس مخالف و گرم گرفتن با او که طبعاً به انگیزه ی شهوانی و نفسانی است، گناه و بسا موجب گرفتار شدن به دام فتنه است. 2-این ارتباط اگر از یک خانم شوهردار باشد علاوتاً نوعی خیانت به شوهر و به مخاطره انداختن زندگی مشترک نیز محسوب می شود. 3-این که گفتید نگران هستید که مبادا به شومی و سزای این گناه در امر فرزند آیندة تان گرفتار امتحان الهی شوید هم امری ممکن است؛ چه بسا انسان به شومی یک گناه -اگر او توبه نکند و یا الله او را نبخشد- شومی آن را در اموری از ندگی همین دنیا به وی نشان دهد. 4-اگر الآن از آن دست کشیده و از گذشتة تان پشیمان شده باشید، جای شکرگزاری است چه این که این خود توبه است و الله متعال وعده نموده که بنده اگر از کارش پشیمان شده و دست از آن بردارد و از الله مغفرت بخواهد قطعاً او می بخشد. و البته این بستگی دارد به صدق توبه ی بنه که هر قدر توبه اش صادقانه تر باشد آثار گناه را بیشتر از خود زدوده و حتی گاه، توبه گر به درجه ای بالاتر از کسانی که مرتکب گناه نشده اما چنان عجز و بندگی را از خود هم نشان داده نتوانستند- ارتقا می دهد. پس خوب است که هر کسی که مرتکب گناهی می شود بعد از توبه از گناه گذشتة خویش شرمنده باشد، اما ایمان به وعده های الهی در حق توبه کاران از وی می طلبد تا زیاد به رحمت او تعالی امیدوار شده و هرگونه یأس را از خود دور سازد. 🔸نکته: این که در متن سوال گفته شده : «هر بار که همسرم به من کمی کم رسی میکرد وارد این برنامه میشدم و باز همان داستان ها بود..». یک پیام مهم به شوهران دارد و آن این که باید شرایط پرفتنه را درک کرده مواظب همسران شان بیشتر باشند و از جمله این که محبت و مهر از آن ها را دریغ نداشته و شیطان را در دسیسه هایش بر عیله آنها یاری نکنند. ✍️ضیاءاحمد فاضلی، مسوول مدرسه احیاءالعلوم هرات

جریان امتحان ورودی متعلمین جدیدالشمول سال تعلیمی ۳-۱۴۰۲ خورشیدی دوشنبه ۹ دلو ۱۴۰۲ @Aehyaa
+2
جریان امتحان ورودی متعلمین جدیدالشمول سال تعلیمی ۳-۱۴۰۲ خورشیدی دوشنبه ۹ دلو ۱۴۰۲ @Aehyaa

♦️شرح یک حدیث از ریاض الصالحین(۴) 🔰موضوع: درِ توبه همیشه باز است ✍️ضیاءاحمد فاضلی، مسوول مدرسه احیاءالعلوم هرات 💓وعن أبي مُوسى عَبْدِ اللَّهِ بنِ قَيْسٍ الأَشْعَرِي، رضِي الله عنه، عن النَّبِيَّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قال: «إِن الله تعالى يبْسُطُ يدهُ بِاللَّيْلِ ليتُوب مُسيءُ النَّهَارِ وَيبْسُطُ يَدهُ بالنَّهَارِ ليَتُوبَ مُسِيءُ اللَّيْلِ حتَّى تَطْلُعَ الشَّمْسُ مِن مغْرِبِها» رواه مسلم. 🔸ترجمه:‌ از ابوموسي عبدالله بن قيس اشعري - رضي الله عنه - روايت شده است که پيامبر - صلى الله عليه وسلم - فرمودند: الله متعال، شبانه دستش را مي گشايد تا بنده اي که در روز گناه کرده است، توبه کند و در روز، دستش را مي گشايد، تا گناهکار از گناه شبش توبه کند، و اين وضع تا وقت طلوع خورشيد از مغرب، (قرب قيامت) ادامه دارد. 🔸کلمات کلیدی: يبْسُطُ: هموار می‌کند، دراز می‌سازد. مُسيء: گنهکار. حتی تَطْلُع: تا آن‌که طلوع کند. 🔸فواید علمی و تربیتی: این حدیث مبارک، فواید آتی را افاده می‌کند: 1- دلالت دارد بر این‌که لطف و رحمت پروردگار در حق ما بندگان گنهکار بی‌نهایت و فراتر از ادراک ما است؛ چنان‌چه طوری تعبیر شده که تو گویی، انسان، با ارتکاب گناه، خویشتن را به دریا انداخته و هر آن در حال غرق شدن است که نا گهان متوجه می‌شود از آن بالاها دست غیبی برای نجاتش به سمت وی دراز شده تا او را از این گرداب هلاکت برهاند؛‌ و کافی است که وی به خاطر نجات خویش به آن اعتماد نموده و دست در دست او گذارد تا نجات پیدا کرده و از هلاکت مصون بماند؛ پس بی‌شک، ارتکاب گناه، سقوط در ورطة هلاکت است و توبه، تنها راه نجات از آن. 2- می‌رساند که زمان، به لحاظ عرض و طول، همه‌اش همواره برای توبة ما گنهکاران، مساعد بوده و فرصت، بس فراخ و گسترده است؛ چنان-چه به لحاظ عرض، تمام لحظات شب و روز حیات ما را در بر می‌گیرد و به لحاظ طول، تمام ادوار عمر ما را –تا بدان‌گاه که نفس به گلو نرسیده باشد- احتوا می‌کند؛ هم‌چنان‌که درِ توبه برای همه نسل‌ها تا نزدیک قیامت که هنوز خورشید از مغرب سر بر نیاورده است باز است. 3- می‌رساند که قبول توبه، امری زمان‌بر نیست؛ بلکه گنهکار روز می‌تواند به دون تاخیر، در همان شب که پیوست روز است توبه کند و توبه اش پذیرفته شود و گنهکار شب هم، به محض پایان یافتن شب، در همان روز پیش رو توبه نماید و توبه اش پذیرفته شود. 4- دلالت دارد که اگر انسان تمام روز را در گناه باشد باز هم فرصت توبه برای او بلا فاصله مهیا است؛ به همین‌گونه اگر تمام شب را به گناه سپری کند باز هم به دنبال آن از لحظة توقف گناه تا آخرین لحظة حیاتش که هنوز نفس در گلو نرسیده درِ توبه بر رویش باز است. 5- دانسته شد که می‌توان به الله متعال "ید" را که در فارسی "دست" ترجمه می‌شود نسبت کرد؛ و بی‌شک، این نسبت که به او تعالی درچندین آیت از قرآن هم شده است حق است و ایمان به آن واجب؛ البته این از بدیهیات اعتقادی ما امت اسلام است که چه "ید" و یا سایر اموری مانند: انگشت، ساق، قدم و چند مورد دیگر که در قرآن کریم و یا در احادیث صحیح برای الله تعالی نسبت شده هرگز از سر آن چه به مخلوق نسبت می‌شود؛ نیست؛ چه این که خداوند منزه از تشبیه و تجسیم و مانند است؛ بلکه به آن معنی است که لایق شأن او تعالی و در خور ذات پاک او است.

بیست‌وهفتم جنوری در چنین روزی از سال ۱۸۵۰ میلادی، «ادوارد جان اسمیت» کاپیتان کشتی بزرگ تایتانیک دیده به جهان گشود. «آر‌اِم‌اِس تایتانیک، کشتی بخار بزرگی بود که در ۱۵ آوریل ۱۹۱۲، در هنگام سفر از بندر ساوت‌همپتون انگلستان به نیویورک آمریکا به علت برخورد با کوه یخی غرق شد و ۱۵۱۴ نفر از مسافران و خدمۀ آن جان خود را از دست دادند. طراح اصلی این کشتی بزرگ، مهندس ایرلندی «توماس اندروز»، و ناخدای کشتی کاپیتان ادوارد جان اسمیت افسر نیروی دریایی بریتانیا بود که در حادثۀ غرق شدن تایتانیک به عنوان کاپیتان کشتی حضور داشت. مدیر شرکت دریایی ستارۀ سفید (صاحب کشتی تایتانیک) «جی بروس ایزمی»، نیز سرنشین کشتی بود؛ او نجات یافت و زنده ماند. ۷۱۰ نفر از ۲۲۲۴ نفری که در کشتی بودند زنده ماندند.» [ویکیپیدیا] کشتی تایتانیک دومین کشتی مشهور بعد از کشتی حضرت نوح علیه‌السلام در تاریخ است. روز ساخت این کشتی، معجزه‌ای در صنعت مهندسی و پیشرفتی انسانی در عرصۀ ناوبری دریایی به شمار می‌رود. طول تایتانیک ۲۶۹ متر، عرض آن ۲۸ متر و ارتفاع آن ۱۸ متر بود که گنجایش ۲۴۳۵ مسافر را داشت که علاوه بر آن، تعداد خدمۀ این کشتی را تا ۸۹۲ نفر نیز گفته‌اند که مجموعا به ۳۳۲۷ نفر می‌رسد. مشهورترین کشتی در تاریخ همانی است که خداوند متعال در کتاب خویش از آن یاد کرده است؛ «وَهِيَ تَجْرِي بِهِمْ فِي مَوْجٍ كَالْجِبَالِ» یعنی (کشتی با سرنشینانش امواج کوه پیکر را می‌شکافت و به پیش می‌رفت.) اما دومین کشتی مشهور در تاریخ، تایتانیک بود که در نخستین سفرش در دریا غرق شد. هنگامی که برای نخستین بار کشتی تایتانیک را به آب انداختند، روزنامه‌نگاران گردآمدند تا این رویداد را پوشش دهند و در همین هنگام، یکی از روزنامه‌نگاران از توماس اندروز طراح آن در باب نیرو و میزان امنیت این کشتی پرسید که وی در پاسخ به آن گفت: «تایتانیک غیر قابل غرق شدن است؛ حتی خدا هم نمی تواند آن را غرق کند.» سپس مدت مدیدی نگذشت که توماس اندروز به خوبی به این حقیقت پی برد که خداوند توان چنین کاری را دارد. همۀ گناهانی که ما انسان‌ها مرتکب می‌شویم در یک کفه، و گناه سوء ادب با خداوند متعال در کفه‌ای دیگر است. خداوند متعال انسان گنهکار را فرصت می‌دهد و از گناه وی می‌گذرد تا جایی که احیانا انسان‌ها از حلم و بردباری خداوند متعال تعجب می‌کنند؛ اما من هرگز نشنیده‌ام انسانی که نسبت خداوند متعال گستاخی کرده است، نجات یافته باشد؛ از نمرود گرفته تا فرعون و قارون و عاد و ثمود و قوم لوط. این سنت خداوند متعال در آفریده‌هایش است. هیچ کسی نسبت به خداوند متعال گستاخی و اسائه ادب نکرده است، مگر اینکه خداوند متعال عجایب قدرت خویش را در وی به مردم نشان داده است. «تانکردو نوس» رئیس جمهور برزیل در مبارزات انتخاباتی خود گفته بود اگر ۵۰۰,۰۰۰ رأی به دست آورم، حتا خدا هم نمی‌تواند مرا از کرسی ریاست‌جمهوری دور کند. وی در انتخابات پیروز شد و رأی مطلوب را به دست آورد؛ اما یک روز پیش از شروع کار و مراسم تحلیف، به بیماری زمین‌گیری مبتلا شد و بعد از یک ماه جان به حق سپرد و حتا یک روز هم بر کرسی ریاست جمهوری ننشست. #تقویم_تاریخ @taqwimtarikh

بیست‌وششم جنوری در چنین روزی از سال ۱۸۰۲ میلادی، کنگرۀ آمریکا، قانونی را به امضا رسانید که بر اساس آن، کتابخانه‌ای در کنگره ایجاد گردید و بعدا این کتابخانه به کتابخانۀ کنگرۀ آمریکا شهرت یافت. «کتابخانۀ کنگره، کتابخانه‌ای تحقیقاتی است که به طور رسمی به کنگرۀ ایالات متحده خدمات ارایه کرده است. این کتابخانه، قدیمی‌ترین مؤسسۀ فرهنگی فدرال در این کشور است. کتابخانه کنگره یکی از بزرگترین کتابخانه‌های جهان است. مجموعه‌هایش جهانی است و موضوعات، قالب یا مرزهای ملی آن محدودیت نداشته و شامل مواد تحقیقاتی از تمامی بخش‌های جهان با بیش از ۴۷۰ زبان است. توماس جفرسون رئیس جمهور وقت آمریکا، در ۲۶ جنوری ۱۸۰۲، همچنان بودجه‌ای را امضا نمود که به رئیس جمهور این امکان را می‌داد که کتابدار کنگره را گماشته و کمیته مشترکی در رابطه با امور کتابخانه برقرار نماید تا به تنظیم، نظارت و هدایت آن بپردازد.» [ویکیپیدیا] کتابخانۀ کنگره، امروزه بزرگترین، باهزینه‌ترین و ایمن‌ترین کتابخانه در جهان است. مساحت آن ۳۹ هکتار بوده و طول مجموعی رف‌های آن به ۸۵۶ کیلومتر می‌رسد که حاوی ۱۶۴ میلیون کتاب، نسخۀ خطی، نقشه، عکس، فیلم و غیره بوده و از نظر وسعت و طراحی بی‌نظیر است. کتابدار کنگره یا رئیس کتابخانه کنگره با مشاوره و رضایت مجلس سنای ایالات متحدۀ آمریکا و به دست رئیس جمهور آن برای یک دوره ده ساله تعیین می‌شود. در ۱۳ جولای ۲۰۱۶، سنای آمریکا «کارلا هایدن» را به عنوان کتابدار کنگره معرفی کرد که با ۷۴ رأی موافق در برابر ۱۸ رأی مخالف، انتخاب و در ۱۴ سپتامبر ۲۰۱۶ توسط رئیس جمهور، منصوب شد. از کتابخانه و کتابخوانی است که سیطرۀ ملت‌ها آغاز می‌شود و از همین‌جا نیز سقوط و زوال‌شان شروع می‌گردد. کتابخانۀ کنگره و رویداد امروز، مرا به یاد کتابخانۀ قدیم بغداد انداخت. دران روز، کتابخانۀ بغداد، بزرگترین کتابخانۀ جهان به شمار می‌رفت. مأمون خلیفۀ عباسی، برای هر مترجمی که کتابی به زبان عربی ترجمه می‌نمود، هم وزن کتابش طلا تحفه می‌داد. بدترین‌کاری که با اشغال بغداد توسط مغول‌ها رخ داد، آتش‌زدنِ این کتابخانه و انداختن کتاب‌هایش به دجله بود. آتش‌زدن کتابخانۀ بغداد را بدین‌منظور بدترین کار گفتیم، چون تخریب بغداد و از بین بردنِ زیرساخت‌های آن، بعد از چند سال دوباره بازسازی شد؛ اما کتاب‌های کتابخانه‌اش هرگز دوباره به دست نیامد و برای همیشه از بین رفت. ملت و مردمی که به فرهنگ و ادبیات توجهی مبذول ندارند، برای آن ملت و از آن مردم چیزی باقی نخواهد ماند و ماندگار نخواهد گشت. مغول‌ها، مردم جنگجویی بودند. نه کتاب‌هایی به نام آنان شناخته می‌شود و نه ادیبانی؛ آنان چیزی ننوشتند و بنایی به جا نگذاشتند؛ بلکه آمدند و جنگیدند و پیروز شدند و کشتند و به آتش کشیدند؛ سپس جنگیدند و شکست خوردند و رفتند و نابود شدند؛ تا جایی که امروزه هیچ اثری از آنان باقی نیست و گویا اصلا از بغداد گذری هم نکردند؛ اما اندلس و تمدن اسلامی آن، تاکنون باقی است و قصرها و مساجد و کتاب‌ها و ادیبان و فن و حرفه‌های آن تا همین‌حال باقی و پا برجا و ماندگار است و گویا همین اکنون نیز خود در آن سرزمین حضور داریم و از تمدن ساختۀ خویش مراقبت می‌کنیم. جای شگفتی نیست اگر این امت، پرچم علم و دانش و فرهنگ را به دست گیرد و برای قرن‌ها بر بشریت رهبری کند. این دین، با شمشیر نیامده است و با آن گسترش نیز نیافته است؛ بلکه شمشیر، وسیله‌ای بوده است که راه را برای رسیدنِ پیام خداوند به مردم هموار کرده است تا این دین قویم به همه برسد و کسی از پیام آن محروم نگردد. در همۀ فتوحات، جنگ آخرین انتخاب و فرجامین گزینۀ روی میز مسلمانان بود که آن را در مقابل دشمنی که مانع رسیدنِ پیام دین به مردم می‌گردید و آنان را از رسیدنِ پیام پروردگارشان محروم می‌گردانید، مورد استفاده قرار گرفته است. نخستین کلمه‌ای که قرآن‌کریم با آن آغاز گردید، واژۀ «إقرأ» یعنی «بخوان» بود و در روز بدر، پیامبر صلی‌الله علیه و سلم بر اسیران قریش شرط گذاشت تا آنانی که توان خواندن و نوشتن دارند، در بهای آزادی خویش به ده تن از فرزندان مسلمانان خواندن و نوشتن یاد دهند. آیا بسان اسلام، دیگر دینی در روی این کرۀ خاکی وجود دارد که با دشمنش چنین تعامل درخوری داشته باشد؟! دشمن با سلاح و شمشیر آمده است تا با وی بجنگد و وی را نابود کند، اما او بر دشمن پیروزی یافته است و با آن‌هم شمشیر از سرشان دور می‌دارد و به آنان می‌گوید: من قلم‌های‌تان را می‌خواهم؛ این امت می‌بایست بخوانند! #تقویم_تاریخ @taqwimtarikh

شمشير نيک ز آهن بد چون کند کسی ناکس به تربيت نشود ای حکيم کس باران که در لطافت طبعش خلاف نيست در باغ لاله رويد و در شوره زار
شمشير نيک ز آهن بد چون کند کسی ناکس به تربيت نشود ای حکيم کس باران که در لطافت طبعش خلاف نيست در باغ لاله رويد و در شوره زار خس #سخن_سعدی #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

♦️حکم خونی‌که در حاملگی دیده شود 🔸سوال شده است: اگر زن حامله در ماه چهارم مايع قهوه ای رنگ را مشاهده کندآیا می تواند نماز بخواند الجواب: در تمام دوران حاملگی، حتی خون خالص هم حیض گفته نشده بدان استحاضه می‌گویند که مانند ادرار، فقط شکننده‌ی وضو است. ✍ضیاءاحمد فاضلی

♦️حکم آب ظرفی که دست به آن داخل شود و نیز آب استعمال شده در غسل که بر ظرفِ آبِ غسل بریزد 🔸پرسیده اند: اگر دست آدم به آب –مثلاً- سطل غوطه خورد آیا به آن آب وضو غسل صحیح می‌شود؟ و دیگر اینکه هنگام غسل اگر از دست یا موی سر مقداری آب بر تشت آب بریزد به آن آب وضو غسل می‌شود؟ 🔸الجواب: 1- دست آدمی پاک است؛ با تماس دست و غوطه دادنش در آب –مثلاً- تشت، آن را نجس نمی¬کند و می¬توان به آن آب وضو و غسل نمود؛ حتی اگر آن دست، دست شخص جنب یا حایض باشد و یا حتی دست کافر باشد؛ به شرطی که دست، آلوده به نجاست ظاهری نباشد، به همین گونه عرق انسان و پسخوردش چه پاک و چه جنب و یا حتی کافر باشد پاک است. 2- پاشیده شدن آب از اعضای شسته شده ی کسی که غسل می کند بر ظرف آب آن آب را نجس نکرده و از قابلیت وضو وغسل خارجش نمی-سازد، مگر این که بدن هنگام ششتن، آغشته به نجاست ظاهری بوده باشد. ✍️ضیاء احمد فاضلی، مسوول مدرسه احیاءالعلوم هرات

ضیاء احمد فاضلی، مسوول مدرسه احیاء العلوم هرات

Repost from الفباء
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 🏷️ اصول شهروندی 🧛 اندر باب پوشش 🔹 به خاطر داشته باشید که قبل از هر چیزی این ظاهر شماست که در ارتباط با دیگران دیده می‌شود؛ ظاهر آراسته در لحظات اول، باعث قضاوت مثبت در مورد شما می‌شود؛ 🔹 لباس و کفش‌تان را منظم بپوشید و پیش از بیرون شدن از خانه و داخل شدن به جلسه، محیط کاری و جای دیگر، متوجه باشید لباس و کیف و کفش‌تان درست و منظم باشند؛ 🔹 همیشه با لباس منظم و سنگین و با وقار در اماکن عمومی و محیط‌های جمعی حضور یابید؛ 🔹 در هر جای و جلسه، لباس و پوشش مناسب همان مکان و موقعیت را داشته باشید؛ 🔹 از پوشیدنِ لباس‌های تنگ و نامنظم که موجب نمایان شدن بدن می‌گردد، اجتناب کنید؛ 🔹 همیشه بعد از پوشیدن لباس یا رفتن به اماکن عمومی، از عطر استفاده کنید؛ 🔹 حد اقل هفته‌ای دو بار دوش گرفته و لباس‌های‌تان را تبدیل کنید؛ 🔹 هنگام ورود به خانه، لباس‌های اضافی مانند دستمال و پتو (برای مردان) و چادر (برای زنان) و دیگر لباس‌های خویش را در جایی مناسب بگذارید تا هنگام نیاز، به آسانی به آن دسترسی داشته باشید و موجب سرگردانی‌تان نگردد؛ 🔹 لباس‌های ورزشی و کفش و جوراب‌تان را در خانۀ نشیمن نگذارید و هر از گاه آن‌ها را شسته و در جایی دور از محیط نشست‌وبرخاست بگذارید؛ 🔹 اگر در پوشش کسی مشکلی دیدید که وی متوجه نیست، بدون آنکه دیگران متوجه شوند، وی را آگاه سازید؛ 🔹 در صورتی که لباس‌تان کثیف و ناتمیز است و یا از سر کار بر گشته‌اید، فاصلۀ خویش را با دیگران رعایت نموده و به زودترین فرصت به فکر دوش گرفتن و تبدیل لباس خویش باشید؛ 🔹 کسانی که تعرق بدن‌شان بالاست یا بوی بد دهان دارند، در قدم نخست در جهت رفع آن به دکتور مراجعه کنند و سپس حتی‌الامکان رعایت فاصله را بنمایند؛ 🔹 جان سخن این‌که همیشه طوری لباس بپوشید که مناسب شخصیت‌تان بوده و در نظر مردم انگشت‌نما نشوید. #اصول_شهروندی #دکتر_خلیل_هیبتی @Alefba99 | الفباء

Repost from الفباء
به پیامد سخن خویش بیندیش! جوانی از جوانی می‌پرسد کجا کار می‌کنی؟ جوان می‌گوید: به فلان‌جا. می‌پرسد: چقدر معاش می‌دهند؟ می‌گوید: ۸۰۰۰. با نیشخندی که انکار از آن هویداست، می‌گوید: فقط ۸۰۰۰؟ چگونه با این مبلغ زندگی می‌کنی؟ صاحب‌ْکارت مستحق تلاش و تقلای تو نیست و مزد واقعی تو، به مراتب بیشتر از این چندرغازی است که برایت می‌دهند. جوان کارمند با این مکالمۀ کوتاه، نسبت به کاروبارش بی‌علاقه می‌شود و می‌رود از صاحبْ‌کارش معاش بیشتری می‌طلبد، صاحب‌ْکار هم نمی‌پذیرد و جوان هم کار را رها می‌کند و می‌آید به خانه می‌نشیند؛ بی‌کارِ بی‌کار. این از این. زنی از زنی که تازه فرزندی به دنیا آورده، می‌پرسد: همسرت به مناسبت تولد فرزندت، چه هدیه‌ای برایت داد؟ زن می‌گوید: هیچ؛ اصلا تاکنون که چندین فرزند به دنیا آورده‌ام، همسرم برایم هدیه‌ای نداده است. می‌پرسد: آیا این کار عاقلانه‌ای است؟ آیا تو ارزش یک هدیۀ کوچک هم نداشتی که برایت در نظر می‌گرفت؟! آخر تو مادر فرزندش هستی و با سختی تمام، برایش فرزندی به دنیا آورده‌ای و فلان و فلان و... می‌گوید و می‌گوید و هر سخنش بسان یک بمب بر قلب این زنِ بیچاره تأثیر می‌گذارد و دنیای درونش را تیره و تار می‌کند و بعد خودش راه خویش را می‌گیرد و می‌رود. شب، مرد از راه می‌رسد و بعد از یک روز خستگی، سر به خانه و کاشانه می‌دهد تا خستگی از تن در کند و فردا دوباره برود به کاری که روزهای دیگر رفته بود تا لقمۀ نان حلالی بر سر سفرۀ زن و فرزندش بگذارد. زن اما، بسان زمین مین‌گذاری‌شده‌ای، دلش پر از خشم است و می‌رود تا غدۀ دلش بترکد و بغض گلویش باز شود و زبان به نیش و کنایه باز می‌کند و می‌گوید و می‌گوید و مشاجره‌ای سخت میان مرد و زن شعله‌ور می‌شود و بعد از بگو و بشنو و بزن و بخور زیاد، مرد سخنی بر زبان می‌آورد که این دو را بعد از سالیانی زندگی، از هم جدا می‌کند. این.هم از این. پدری آسوده‌خاطر سر به سودایی دارد و دست و دل به کاری مشغول. یکی می‌آید و می‌گوید: چرا فرزندت با تو رفت و آمدی ندارد؟ چگونه باور می‌کنی که مصروفیتش به حدی باشد که نتواند از تو خبری بگیرد؟ می‌گوید و می‌گوید و دل و دید پدر نسبت به فرزندش مکدر می‌سازد. با تیرگی این ارتباط، صفای رابطۀ پدرپسری می‌رود تا خراب و خراب‌تر گردد و بعد از سالیانی رضایت، به کینه و کدورت و بغض و خشم و خشونت تبدیل گردد. این همه، سخنانی شیطانی است که چه بسا بر زبان یک انسان جاری شود. روزانه چندین‌بار به چنین سوال‌هایی بر می‌خوریم که در واقع پیامد خوبی ندارند؛ سوال‌های بیجا و بجایی که چرا فلان چیز را نخریدی و چرا خریدی؛ چرا چنین کسی را تحمل می‌کنی و چرا تحمل نمی‌کنی؛ چگونه به چنین کاری اجازه می‌دهی و چرا اجازه نمی‌دهی؛ چرا چنین می‌کنی و چرا چنین نمی‌کنی؛ چی و چرا و چگونه و کِی و کَی و کجا و فلان و بهمان و بیسار و بامدان. گاهی این سوال‌ها را از روی نادانی می‌پرسیم و یا هم بر اساس غریزۀ فضولی و سرک‌کشی به زندگی و کار دیگران؛ اما نمی‌دانیم این سوال‌های گذری ما، چه پیامدهای منفی و مخربی بر دیگران و زندگی‌شان به بار می‌آورند و چه تأثیری بر آنان و زندگی‌شان به‌جا می‌گذارند. بهتر این است این‌بار که با چنین سوالی در ذهن و ضمیر خویش برخوردیم، پیش از آن که از دیگران بپرسیم، اندکی به پاسخ و تأثیر آن بر دیگران توجه کنیم و به خود بنگریم اگر چنین سوالی از ما شد، چه تأثیر و تغییری بر ما و زندگی ما خواهد داشت و اگر چنین سوالی نپرسیم و یا اگر پرسیده شدیم پاسخی ندهیم، چه چیزی از دست خواهیم داد که با پرسیدن و پاسخ دادن به آن به دست خواهیم آورد؟! بیایید اندکی بیندیشیم! #یادداشت_های_آزاد @Alefba99 | الفباء

♦️شرح یک حدیث از ریاض الصالحین(درس چهارم: فضایل ومسایل توبه) ✍️ضیاءاحمد فاضلی، مسوول مدرسه احیاءالعلوم هرات 💓وعن الأَغَرِّ بْن يَسار المُزنِيِّ -رضي الله عنه- قال: قال رسول الله -صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم-: «يا أَيُّها النَّاس تُوبُوا إِلى اللَّهِ واسْتغْفرُوهُ فإِني أَتوبُ في اليَوْمِ مائة مَرَّة»ز رواه مسلم. 🔸ترجمه: از اغر بن يسار مزني -رضي الله عنه- روايت است که گفت: آنحضرت -صلي الله عليه وسلم فرمود-: اي مردم از خدا آمرزش طلبيده، و به درگاه او توبه کنيد؛ زيرا من در هر روز صد بار توبه مي کنم. 🔸توضیح اجمالی: این حدیث مبارک، فراخوانی است از رسول الله(ص) برای عموم ما امت بر لزوم توبه و استغفار و این که باید همواره به حیث یک برنامه مهمِ یومیه بدان اهمیت دهیم و از آن غافل نشویم و این حقیقت را نیز می رساند که هیچ کس از توبه و استغفار بی نیاز شده نمی تواند؛ حتی اگر از پیامبران الهی باشد؛ چناچه اظهار داشتند که جناب ایشان با آن که مزین به خلعت عصمت‌اند و به اتفاق تمامی امت مسلمه، سید و سرور اولین و آخرین هستند باز هم روزانه یک صد بار آن را عملی می‌کنند. 🔸تحلیل: برای وضاحت بیشتر حدیث مبارک به توضیحات آتی نیازمندیم: 1️⃣ توبه، لغتاً به معنی رجوع و بازگشت است و در اصطلاح عملی است از انسان به خاطر پاک شدن از گناه و راضی ساختن پروردگار که در آن، سه حصة مهم از بدن سهم دارد: قلب، زبان و اراده. سهم قلب پشیمان شدن از گناه است؛ سهم زبان، اعتراف به گناه و آمرزش خواستن از الله متعال و سهم اراده، تصمیم قاطع بر ترک آن گناه و عدم تکرار آن در آینده است و اگر توبه از گناهی بود که تعلق به حقوق العباد داشت در آن صورت، رکن چهارمی هم دارد و آن: جبران حق بنده و یا عذرخواهی از وی و راضی ساختن او است. هر گاه این ارکان جمع شد آن زمان، توبه‌ای که اسلام در ازای آن، پاک شدن از گناه و رضایت پروردگار و رفع درجات را وعده کرده است، تحقق یافته است. 2️⃣ توبه از استغفار عام‌تر است؛ زیرا استغفار، تنها کار زبان است و توبه کار: زبان، دل و اراده هر سه می¬باشد و این از نوع عطف عام بر بر خاص است. 3️⃣ کلمه "ناس" هر چند به لحاظ لغت، معنی عامی دارد؛ اما در این جا منظور از آن، امت اسلامی است؛ زیرا پیامبر(ص) در این حدیث، خود را در امر توبه برای "ناس" الگو معرفی کرده و فرمودند که روزانه آن را صد بار انجام می دهند و روشن است که توبه از کفر و شرک، این همه تکرار پذیر نیست. 4️⃣ پیامبر(ص) که از گناه معصوم بودند توبه و استغفار ایشان یا به خاطر آن‌است که مبادا دچار غفلت شده باشند و یا به خاطر رفع درجات و کسب پاداش است و یا ناشی از ترس عظیمی است که از الله متعال داشتند. 5️⃣ منظور از "یوم"، شبانه روز است و تعبیر از شبانه‌روز به "یوم" در زبان عربی امری معمول است. 🔰فواید علمی و تربیتی: این حدیث مبارک فواید زیر را افاده می‌کند: 1- توبه و استغفار، ضرورت همگانی است؛ هیچ کس از آن بی‌نیاز شده نمی‌تواند؛ حتی اگر آراسته به خلعت عصمت و نبوت باشد. 2- توبه و استغفار، باید برنامه دوامدار و ورد روزانه ی یک مسلمان باشد. 3- توبه و استغفار تنها نیاز گنهکاران نیست؛ بلکه پیامبران الهی که از گناه پاک بودند نیز سخت بدان احساس نیاز می‌کردند. 4- پیامبران الهی، ارتباط مستمر با توبه و استغفار داشتند؛ چنان چه قرآن نیز بر آن گواهی می‌دهد و ممکن نبود روزی و شبی از ایشان سپری شود که در آن مکرراً از الله آمرزش نخواسته و به سوی او باز نگشته باشند. 5- اگر چه عموم پیامبران الهی، اهل توبه و استغفار بودند؛ اما این حدیث نشان می‌دهد که حضرت محمد(ص) در این میدان، درخشش خاصی داشتند، تا جایی که لا اقل در هر روز یک صد بار بدان مبادرت می‌ورزیدند؛ پس جناب ایشان، نه تنها سید الاولین والآخرین، بلکه "سید المستغفرین" نیز بودند.

ضیاء احمد فاضلی مسوول مدرسه احیاءالعلوم