ch
Feedback
مدرسه احیاءالعلوم هرات

مدرسه احیاءالعلوم هرات

前往频道在 Telegram
1 153
订阅者
+224 小时
-57
-1630
帖子存档
چهاردهم فبروری امروز برابر است با روز ولنتاین یا روز عاشقان که مردم مختلف جهان از این روز به گونه‌های مختلف تجلیل می‌نمایند. در مورد پیشینۀ تاریخی این روز، روایت‌های مختلفی وجود دارد و پیشینۀ بیشترینۀ این روایت‌ها، به دو روایتی بر می‌گردد که با هم در تضاد قرار دارند. روایت اول حاکی است که در سال ۲۰۷ میلادی، کشیش «ولنتاین» به دختر «کلاودیوس» امپراتور عاشق شد و رفته‌رفته این علاقه به عشق دوجانبه‌ای مبدل شد و در پیوند به آن، امپراتور حکم اعدام این کشیش را صادر کرد. بنا به این روایت، اگر قهرمان این داستان کلاودیوس باشد، وی کسی است که به خاطر حفظ شرف و عزت خود و خانواده‌اش، از ولنتاین که چندین سال از دخترش بزرگتر بود و او را فریفته بود، انتقام گرفت؛ حالانکه وی کشیش بود و به حسب آموزه‌های کلیسا، ازدواج وی با زنان حرام بود چه رسد به ارتباط نامشروع و پیوند از راه نادرست با نامحرمان. اما روایت دوم، حاکی از آن است که در سال ۲۰۷ میلادی، امپراتور کلاودیوس بر اساس فرمانی سربازانِ روم را از ازدواج منع کرد تا به جای پرداختن به امور جنگی و نظامی، به فکر ازدواج و امور مربوط به آن نیفتند؛ اما ولنتاین که خود کشیش بود، به شکل مخفیانه و دور از چشم امپراتور، به عقد ازدواج میان عاشقانِ مرد و زن می‌پرداخت. هنگامی که امپراتور از این امر اطلاع یافت، وی را اعدام نمود. اگر این روایت درست باشد، ولنتاین کسی است که نقش قهرمانانه‌ای در پیوند میان علاقمندان از راه مشروع ایجاد نمود و خود قربانی این ایثار و سلحشوری شد. به هر حال، با صرف نظر از این‌که ولنتاین نقش مثبت داشت یا منفی؛ قهرمان بود که خود را قربانی عشق دیگران نمود تا آنان را از راه مشروع و موافق با تعالیم و آموزه‌های مسیحیت با هم پیوند دهد، یا انسانی عیاش و بزهکار که خود قربانی هوس‌بازی و کام‌جویی خویش گردید، اما این سوال باقی می‌ماند که این رویداد به ما چه ربطی دارد و پیوند ما با آن در چیست؟ آیا ما خود در تاریخ خویش، رویدادها و سرگذشت‌هایی نداریم که ما را از پرداختن به چنین رویدادها و وارد نمودنِ آن به رسم و رواج و فرهنگ و عنعنۀمان بی‌نیاز کند؟ چه نیاز داریم دنباله‌روِ فرهنگ‌های بیگانه باشیم تا چنین رویدادها و مناسبت‌هایی را از بیرون بر فرهنگ اصیل خویش وارد سازیم تا بهانه‌ای برای جشن و تجلیل آن بیابیم؟! تا کی عقدۀ حقارت و احساس نقص در مقابل داشته‌های غرب و اروپا در دل و دنیای ما نهفته باشد؟! چرا فرزندان ما باید بدانند که ولنتاین قهرمان یا بزهکاری بوده است که در چنین‌روزی به خاطر جان‌نثاری یا هوس‌بازی قربانی شده است؟ اگر امروز از هزاران تجلیل‌کنندۀ مسلمانِ این روز بخواهی از قهرمانی و ثبات و استقامت امام احمدبن‌حنبل رحمه‌الله در مقابل دار و دستۀ مأمون خلیفۀ عباسی برایت بگویند، خواهی دید افراد کمی از چنین رشادت‌هایی اطلاع دارند. به راستی این مسخره است که امت ما امروزه قهرمان‌های کذایی دیگران را برای خود به حیث اسوه و الگو اتخاذ کنند؛ حالانکه تاریخ ما مملو از مردان و زنان مؤمن و مصلحی است که هر یک در عرصه‌ای از عرصه‌های اخلاص و ایمان تبارز یافته و برای همه الگوی ماندگار و اسوۀ حسنه‌ای شده اند. بیایید بیشتر بیندیشیم! #تقویم_تاریخ @taqwimtarikh

کاروان رمضان.pdf1.54 MB

مقاله ای جالب و خواندنی جهت آمادگی برای ماه پر فیض رمضان

🌹شوهر صالح🌹 گلثوم بنت ابو بکر می‌گوید: «از الله متعال خواستم برایم شوهری نصیب کند که زندگی‌ام را عشق‌باران سازد و به شدت خداوند را بپرستد». الله متعال طلحه بن عبید الله را به او داد، یکی از کسانی که بشارت بهشت به وی داده شده است. سلف از گلثوم نقل می‌کنند که می‌گفت: «وقتی شوهرم من را می‌دید، چهره‌اش از شادمانی می‌درخشید. وقتی صدایم را می‌شنید، لب‌خند می‌زد. هنگامی که گریه می‌کردم، با من اشک می‌ریخت. تا از راحت‌بودنم در بستر خواب مطمئن نمی‌شد، نمی‌خوابید. هیچ‌نمازی را نمی‌خواند، مگر این‌که پیش از خود، برای من دعا می‌کرد. هرگاه بیمار می‌شدم، دردش از درد من نیز بیش‌تر می‌شد، گویی علتِ بیماری در بدن او است. تا من را کنارش نمی‌نشاند، خاطرش آسوده نمی‌شد. زمانی که غذا می‌خوردم، پیش‌قدم می‌شد و لقمه را در دهانم می‌گذاشت و با دست خود به من غذا می‌داد. در پنهان و آشکار، افتخار و عزّتش بودم». سِیَر أعلام النبلاء، امام ذهبی.

مختصری از تاریخ اسلام (قسمت صدوپنجم) 🏷️ پیروزی هارون‎الرشید بر امپراتوری بیزانس پیش‎تر در برگ‏‌های این کتاب، از رسیدن ارتش عباسی به دروازه‏‌های قسطنطنیه در زمان مهدی خلیفه‎ی عباسی به قیادت فرزندش هارون‎الرشید سخن گفتیم و این‎که این ارتش امپراتور ایرین را مجبور به پرداخت جزیه نمود تا سالانه هفتاد هزار دینار به دربار خلافت بپردازد. هنگامی‏‌که ایرین در سال ۸۰۲ میلادی از کرسی به زیر کشیده شد و کسی به نام نقفور بر تخت امپراتوری تکیه زد، پیمان پرداخت جزیه به خلافت عباسی را نقض نمود و برای هارون‎الرشید نامه‎ای به قرار زیر نوشت و دران او را به بازپرداخت آن‎چه تاکنون از کشورش گرفته بود ملزم نمود.
«از نقفور پادشاه روم به هارون پادشاه عرب. اما بعد، ملکه ایرین که پیش از من عهده‏‌دار امور کشورمان بود، تو را به مقام رخ و خویش را به جایگاه پیاده تنزل داده و به اساس آن، اموال فراوانی به سوی‎تان فرستاده بود؛ حالانکه شایسته بود تو همانند آن را به وی بفرستی؛ این‎کار از ناتوانی و حماقت زنان است. وقتی نامه‎ام به دستت رسید و از محتوای آن مطلع گشتی، همه‎ی آن‎چه از مال و منالی که از سوی وی به تو رسیده است، دوباره برگردان و با این‎کار، خود را از مرگ برهان و انجام کاری جز این، موجب تنش میان دو دولت گشته و آن‎گاه شمشیر میان من و شما حکم‎فرما خواهد بود.»
هنگامی‎که هارون‎الرشید نامه‎ی نقفور را خواند، خشم سراپای وجودش را فراگرفت؛ تا جایی‎که کسی را توان دیدن و نگاه به سوی او نبود. خلیفه دوات و قلمی خواست و در پشت نامه‎اش نوشت:
«بسم الله الرحمن الرحیم. از جانب هارون‎الرشید امیرالمؤمنین به نقفور سگ روم. نامه‎ات را خواندم. پاسخ من به آن، چیزی است که خود خواهی دید؛ نه آن‎که بشنوی. والسلام»
خلیفه در حال دستور داد تا ارتش سان ببیند و برای نبرد تجهیز گردد. خود قیادت نبرد را به دست گرفت و رهسپار دولت بیزانس گردید و تا نواحی دریای سیاه پیش رفت. نقفور پادشاه روم از این امر ترسید و از خلیفه خواست در قبال جزیه‎ای که همه‎ساله از جانب حکومت بیزانس برای دولت پرداخته شود، دست از ادامه‎ی پیش‎رَوی خویش بردارد. خلیفه درخواست وی را پذیرفت و هنگامی‎که به رُفّه در فرات رسید تا مدتی در قصر خویش خستگی از تن در کند، نقفور دوباره تمرد نمود و عهد خویش را نقض کرد. درین هنگام، هوا به شدت سرد بود و کوه‏‌های توروس را برف پوشانیده بود. با وجود این، هارون‎الرشید دوباره به سوی مناطق زیر سلطه‎ی دولت بیزانس برگشت و از مسیر کوه، عازم دیار وی گردید؛ تا این‎که با گذشتن از آسیای صغیر، به سواحل دریای سیاه رسید و حصارهای دولت را شکست و سپاه‎شان را شکست داد. نقفور به دلهره افتاد و در حال گروهی به هدف مصالحه به سوی وی فرستاد. از جمله مواد امضا شده‎ی امپراتور روم این بود که دولت بیزانس مکلف به پرداخت جزیه برای دولت عباسی بود؛ آن‎هم دینارهایی از طلا که در قسطنطنیه به نام هارون‎الرشید و فرزندانش امین و مأمون و مؤتمن سکه زده شده بود و کمال ذلت نقفور را نشان می‎داد. درست درین هنگام که لشکر دولت عباسی در سواحل دریای سیاه مشغول نبرد بود، خلیفه سپاهی از راه دریا برای بازگرفتن جزیره‎ی قبرس که در زمان جنگ‎های داخلی از دست داده بودند، اعزام کرد که توانستند در سال ۱۸۷ هجری برابر با ۸۰۲ میلادی دوباره این جزیره را به سیطره‎ی دولت اسلامی برگردانند و شمار فراوانی از نیروهای دشمن را به اسارت خویش در آورند. #مختصر_تاریخ_اسلام #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

دوازدهم فبروری در چنین روزی از سال ۱۵۰۲ میلادی، پس از فروپاشی دولت مسلمانان در غرناطه، اسپانیایی‌ها کارزاری را برای مسیحی کردن مسلمانان آن دیار آغاز کردند. در خلال صدها سالی که مسلمانان در اندلس حکومت کردند، حتی یک کلیسا را هم از بین نبردند و هیچ فرد مسیحی را نیز به قبول و پذیرش اسلام مجبور نکردند. «زیگرید هونکه» خاورشناس آلمانی نویسندۀ کتاب «شمس‌العرب تشرق علی‌الغرب: اثر الحضارة العربیة فی أروبا» می‌گوید:
«تساهل مذهبی در اندلس، در تاریخ بی‌نظیر بود. کلیساها هنگامی که دیگر نماد و مظهری از مسیحیت در اندلس وجود نداشت، آزادانه زنگ‌های خود را به صدا در می‌آوردند.»
میان ما و آنان در تساهل مذهبی و روحیۀ پذیرش، تفاوت مهمی وجود داشت؛ طوری که تعامل ما بر اساس اصل «لا إکراه فی الدین» استوار بود؛ حالانکه آنان آمدند تا ما را حتی به پذیرش پیتزاهای خود نیز مجبور کنند، چه رسد به دموکراسی کذایی‌شان که با هزار معیار خوبی و برتری آن را بر می‌شمارند. کارزار تنصیر و مسیحی‌سازی‌ای که اسپانیایی‌ها آغاز کردند، به شکل مناظره‌های فکری و گفتگوهای فرهنگی نبود؛ بلکه در قالب محاکم تفتیش عقاید بود که به شهادت خود اروپائیان، بدترین سازمان‌های تعذیب و شکنجه در تاریخ بشر به شمار می‌روند و تاکنون نیز ابزار و آلات شکنجه‌شان در موزیم‌ها به نمایش گذاشته می‌شود. آن‌چه امروزه در فیلم‌های ترسناک علمی-تخیلی نشان داده می‌شود، در حقیقت نوع خفیفی از شکنجه‌هایی است که مسلمانان با آن در اندلس آن روزگار روبرو بودند. ۸۰۰ سال پیش از محاکم تفتیش عقاید در اندلس، ولید بن عبدالملک قسمتی از کلیسای یوحنا را تخریب کرد تا مسجد اموی دمشق را بسازد؛ اما هنگامی که عمر بن عبدالعزیز زمام‌دار امور مسلمانان گردید، مسیحیان شام به وی در مورد کلیسای خود شکایت کردند و در پیوند به آن، عمر بن عبدالعزیز دستور داد این قسمت مسجد دوباره به کلیسای مسیحیان مسترد گردد. فقهای شام جماعتی به نزد خلیفه فرستادند تا وی را از این نظرش منصرف سازند و در مقابل، مبلغی برای مسیحیان داده شود تا از استرداد آن قسمتِ مسجد دست بکشند؛ اما عمر بن عبدالعزیز نظرشان را نپذیرفت و گفت: زمین، متعلق به مسیحیان است؛ اما شما می‌توانید آنان را راضی بسازید تا از گرفتن حق خویش صرف‌نظر کنند. سرانجام تصمیم گرفتند در مقابل زمین مسیحیان، زمینی به مقیاسی بیشتر به آنان بدهند تا مسجد مسلمانان هم‌چنان به حالت خود باقی بماند. هنگامی که عمر بن عبدالعزیز از این تصمیم مطلع شد، گفت: حالا درست است. #تقویم_تاریخ @taqwimtarikh

دهم فبروری در چنین روزی از سال ۱۹۱۸ میلادی، «سلطان عبدالحمید دوم» سی‌وپنجمین خلیفۀ عثمانی وفات نمود. به راستی خلافت عثمانی اسلام و پیام آن را در خلال قرن‌های متمادی به دوش کشید. بی‌انصافی خواهد بود اگر تاریخ این خلافت را به صد سال اخیری خلاصه کنیم که خلافت عثمانی تحت تأثیر اتفاقاتی قرار گرفت که کشورهای در حال ضعف به آن دچار می‌شوند، طوری که خلافت عثمانی قربانی اشتباهات خود و طمع ورزی‌های اروپا شد. بر گردیم به سلطان عبدالحمید؛ وی مردی بزرگ و با شهامت بود. تنها نقص وی، همین بود که عهده‌دار دولتی گردید که از داخل فروپاشیده بود و در سراشیبی سقوط قرار داشت؛ و این امری بود که سلطان عبدالحمید به هر حال در آن دستی نداشت؛ اما تاریخ همیشه موقف جانانه و جاودانۀ وی را به یاد خواهد داشت؛ روزی که تئودور هرتزل به وی پیشنهاد داد تا در بدل فروش زمین و اجازۀ اقامت به یهودیان در فلسطین، تمامی دیون خلافت را بپردازد؛ اما سلطان عبدالحمید در پاسخ به وی گفت:
«من نمی‌توانم یک شبر هم از این زمین بفروشم؛ این زمین ملک شخصی من نیست؛ این زمین، زمین و ملک امت اسلام و هر مسلمان است. اگر جسم و جسدم را تکه تکه کنید، از یک وجب و یک شبر از زمین فلسطین پا پس نخواهم کشید و آن را به کسی واگذار نخواهم کرد.»
کسانی که معتقداند مردم لزوما پیرو دین پادشاهان خود نیستند، زندگی سلطان عبدالحمید را مصداق ادعای خود می‌آورند؛ زیرا وی در زمان زمام‌داری خویش در یک وادی به سر می‌برد و طبقۀ اطرافیانش در وادی‌ای دیگر. سپس بعد از قرن‌ها حکومت‌داری بر اساس مبدأ برابری و عدم تفاوت میان عرب و عجم، احزاب و جمعیت‌های قومی و تعصبی‌ای به وجود آمدند که مدار برتری را بر قومیت گذاشتند و نه تقوی و پرهیزگاری. در زمان سلطان عبدالحمید رأس امور درست بود؛ اما وی نتوانست بقیه اعضای نحیفِ وجودِ خلافتِ عثمانی؛ این مرد بیمار را مداوا و معالجه کند؛ اما تمام کاری که وی کرد، در حالی از دنیا رفت که موقف مهمی اتخاذ کرده و افتخار بزرگی به نام خود ثبت تاریخ نموده بود. اما کسانی که معتقداند مردم لزوما پیرو دین پادشاهان خوداند، زندگی عمر بن عبدالعزیز را مصداق ادعای خود قرار می‌دهند و فرمودۀ علامه ابن‌کثیر در البدایة و النهایة را زمزمه می‌کنند:
«توجه و اهتمام ولید بن عبدالملک، بیشتر به بناء و ساخت‌وساز معطوف بود؛ لذا مردم نیز همین‌طور بودند؛ هرگاه دو مرد با هم روبرو می‌شدند، یکی از دیگری می‌پرسید چه بنایی ساختی و چه عمارتی آباد کردی؟!
اما اهتمام و توجه برادرش سلیمان، خرج امور زنان می‌شد؛ لذا مردم نیز چنین بودند؛ هرگاه دو کس با هم ملاقات می‌کردند، از هم‌دیگر در مورد این‌که چند زن دارد و از چند کنیز بهره می‌برد، می‌پرسیدند.
اما عمر بن عبدالعزیز تمام توجه و اهتمام خویش را در تلاوت قرآن‌کریم و نماز و عبادت قرار داده بود، مردم نیز همین‌طور بودند؛ هرگاه دو فرد با هم روبرو می‌شدند، از هم‌دیگر در مورد ورد تلاوت خویش سوال می‌کردند و این‌که روزانه چقدر تلاوت می‌کنند و دیشب چه مقدار نماز خوانده‌اند؟!»
#تقویم_تاریخ @taqwimtarikh

ضیاء احمد فاضلی، مسوول مدرسه احیاءالعلوم هرات

اگر پرورانی درخت کـرم بَرِ نیکنامی خوری لاجرم #سخن_سعدی #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa
اگر پرورانی درخت کـرم بَرِ نیکنامی خوری لاجرم #سخن_سعدی #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

‏فایل صوتی از طرف ضیاء احمد فاضلی

♦️حکم همبستری شوهر با یک خانمش جلو خانم دیگرش پرسیده اند: همبستری مرد با یکی از دو همسرش در حضور همسر دیگر چی حکمی دارد؟ 🔸الجواب: این گونه رفتار شرعاً درست نیست؛ به چند دلیل: 1-زیرا کشف عورت می شود؛ و اگر میان شوهر و همسرش عورتی در میان نیست؛ اما میان دو همباغ قطعاً عورت وجود دارد؛ چنان که عورت شان در برابر یکدیگر مانند سایر زنان در برابر همدیگر شان است؛ یعنی: از ناف تا زانو از یکدیگر را دیده نمی توانند. 2-هر کدام از خانم ها حق مسکنی جداگانه و نوبتی جداگانه بر دوش شوهر دارند؛ بر وی واجب است تا برای هر کدام شان خانه جداگانه اختصاص دهد و در نوبت یکی از ایشان به هیچ وجه روا نیست دیگری مزاحم وی در بهره وری از شوهرش شده و خلوت خانه وی را درهم و برهم کند؛ نبی(ص) برای هر کدام از همسران، خانه مستقل و نوبتی مستقل در نظر گرفته بودند و رعایت نوبت میان شان را تا آخرین روزهای بیماری وفات هم رعایت می کردند؛ و چون همسران در بیماری وفات شان دیدند که آن حضرت با تکیه بر شانه دو کس، در حالی که پاهای شان کشان کشان بود به خانه های شان به خاطر این که نوبت را رعایت کرده باشند می آیند، آن زمان اجازه دادند تا بقیه ایام را به خانه عایشه صدیقه(رض) سپری کنند. 3- چنین رفتاری، سبب جریحه دار شدن احساسات همسر دیگر شده او را نا آرام ساخته رشک او را بر می انگیزد و سبب کینه و سیه دلی شده به معنویات وی نیز آسیب می رساند؛ پس کاری که چنین زیان هایی را در پی داشته باشد چگونه در شرع جایز و روا بوده می تواند؟ از همین رو، نبی(ص) همه امور مربوط به مسایل جنسی –حتی امور کوچک- را در خلوت محدود کرده و جلو یکی از ایشان، به چیزی از آن امور، با دیگری نمی پرداختند و عواطف شان را جریحه دار نکرده سبب رشک و برانگیختن احساسات شان نمی شدند؛ لذا با آن گونه رفتار که در سوال مطرح شده است همه این نزاکتها شکسته شده و با تمامی این آداب، مخالفت صورت گرفته است از این رو، درست و روا نیست. از این رو، فقهاء کرام می گویند: مکروه است اگر شوهر، جلو روی یکی از ایشان، دیگری را بوسه کند و چیزی از سایر امور که میان زن و شوهر است انجام دهد. ✍️ضیاءاحمد فاضلی، مسوول مدرسه احیاءالعلوم هرات.

♦️حکم همبستری شوهر با یک خانمش جلو خانم دیگرش پرسیده اند: همسبتری مرد با یکی از دو همسرش در حضور همسر دیگر چی حکمی دارد؟ 🔸الجواب: این گونه رفتار شرعاً درست نیست؛ به چند دلیل: 1-زیرا کشف عورت می شود؛ و اگر میان شوهر و همسرش عورتی در میان نیست؛ اما میان دو همباغ قطعاً عورت وجود دارد؛ چنان که عورت شان در برابر یکدیگر مانند سایر زنان در برابر همدیگر شان است؛ یعنی: از ناف تا زانو از یکدیگر را دیده نمی توانند. 2-هر کدام از خانم ها حق مسکنی جداگانه و نوبتی جداگانه بر دوش شوهر دارند؛ بر وی واجب است تا برای هر کدام شان خانه جداگانه اختصاص دهد و در نوبت یکی از ایشان به هیچ وجه روا نیست دیگری مزاحم وی در بهره وری از شوهرش شده و خلوت خانه وی را درهم و برهم کند؛ نبی(ص) برای هر کدام از همسران، خانه مستقل و نوبتی مستقل در نظر گرفته بودند و رعایت نوبت میان شان را تا آخرین روزهای بیماری وفات هم رعایت می کردند؛ و چون همسران در بیماری وفات شان دیدند که آن حضرت با تکیه بر شانه دو کس، در حالی که پاهای شان کشان کشان بود به خانه های شان به خاطر این که نوبت را رعایت کرده باشند می آیند، آن زمان اجازه دادند تا بقیه ایام را به خانه عایشه صدیقه(رض) سپری کنند. 3- چنین رفتاری، سبب جریحه دار شدن احساسات همسر دیگر شده او را نا آرام ساخته رشک او را بر می انگیزد و سبب کینه و سیه دلی شده به معنویات وی نیز آسیب می رساند؛ پس کاری که چنین زیان هایی را در پی داشته باشد چگونه در شرع جایز و روا بوده می تواند؟ از همین رو، نبی(ص) همه امور مربوط به مسایل جنسی –حتی امور کوچک- را در خلوت محدود کرده و جلو یکی از ایشان، به چیزی از آن امور، با دیگری نمی پرداختند و عواطف شان را جریحه دار نکرده سبب رشک و برانگیختن احساسات شان نمی شدند؛ لذا با آن گونه رفتار که در سوال مطرح شده است همه این نزاکتها شکسته شده و با تمامی این آداب، مخالفت صورت گرفته است از این رو، درست و روا نیست. از این رو، فقهاء کرام می گویند: مکروه است اگر شوهر، جلو روی یکی از ایشان، دیگری را بوسه کند و چیزی از سایر امور که میان زن و شوهر است انجام دهد. ✍️ضیاءاحمد فاضلی، مسوول مدرسه احیاءالعلوم هرات.

🌼 سنت‌های جمعه 🌼 🔹 غسل جمعه: پیامبر ﷺ فرمودند: "غسل جمعه برای هر محتلم واجب است". صحيح البخاري: 880 🔹 زود رفتن به مسجد: پ
🌼 سنت‌های جمعه 🌼 🔹 غسل جمعه: پیامبر ﷺ فرمودند: "غسل جمعه برای هر محتلم واجب است". صحيح البخاري: 880 🔹 زود رفتن به مسجد: پیامبر ﷺ فرمودند: "کسی‌که برای جمعه غسل نمود و سپس زود با پای پیاده به مسجد رفت و به نزدیک امام ایستاد، به سخنان گوش داد و کار لغوی نکرد، برایش در مقابل هر گام، پاداش یک سال صیام و قیام است" صحيح أبي داود: 345 🔹 درود بسیار بر پیامبر ﷺ: پیامبر ﷺ فرمودند: "از بهترین روزهای تان، روز جمعه است؛ دران آدم آفریده و قبض روح شده است و درین روز صور دمیده خواهد شد و صعقه (بیهوشی) روی خواهد داد؛ پس درین روز برایم درود فراوانی فرستید؛ زیرا درود تان به من عرضه می‌گردد". صحيح أبي داود: 1047 🔹 تلاوت سوره‌ی کهف: پیامبر ﷺ فرمودند: "کسی‌که سوره‌ی کهف را در روز جمعه تلاوت نماید، خداوند میان دو جمعه اش را نورانی می‌گرداند". صحيح الجامع: 6470 🔹 لحظه‌ی اجابت دعا: با رعایت و درنظرداشت موارد چهارگانه‌ی فوق، خداوند متعال به فضل خویش از این ویژگی نیز برخوردار خواهد ساخت؛ یعنی توفیق می‌دهد تا درین لحظه دست به دعا داشته باشیم! #سنت_جمعه #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

Repost from الفباء
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 🏷️ اصول شهروندی 🛌 اندر باب عیادت 🔹 معمولا انسان در زمان بستری شدن، نیاز بیشتری به توج
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 🏷️ اصول شهروندی 🛌 اندر باب عیادت 🔹 معمولا انسان در زمان بستری شدن، نیاز بیشتری به توجه دارد. در صورت بستری شدن یکی از دوستان یا نزدیکان، شایسته است به عیادت وی بروید و یا حداقل از طریق تمام تلفنی جویای احوال وی شوید؛ 🔹 عیادت نباید باعث مزاحمت برای بیمار یا اطرافیان وی شود؛ عیادت بد موقع نباشد یا زیاد طول نکشد به ویژه وقتی شلوغ باشد؛ 🔹 در هنگام عیادت، از جملات امیدبخش استفاده کنید؛ از ذکر موارد مشابهی که عاقبت خوبی نداشته‌اند، خودداری کنید؛ 🔹 حتی‌الامکان با دست خالی به عیادت نروید؛ 🔹 در بیمارستان، گل‌های بسیار معطر نبرید؛ 🔹 در عیادت از بیمارانی که نیازمند سکوت و آرامش هستند، حتی‌الامکان کودکان خردسال خود را به همراه نبرید؛ 🔹 شایسته نیست بعد از یک‌بار عیادت، بیمار را به کلی فراموش کنید؛ 🔹 اگر بیمار تمایلی به صحبت دربارۀ جزئیات بیماری‌اش ندارد، شما نیز سوال نپرسید؛ ولی اگر مایل به صحبت بود، به احترام، در آن مدت کوتاه شنوندۀ خوبی باشید و زیاد صحبت نکنید؛ 🔹 از بدی حال بیمار، شگفت زده نشوید و ابراز تأسف نکنید. #اصول_شهروندی #دکتر_خلیل_هیبتی @Alefba99 | الفباء

🔊مژده! 🔊مژده! 🔊مژده! مدرسه دینی شهدای غیبتان برگذار می نماید: 🎗مسابقه‌ی نقش اعمال در زندگی در سطح منطقه و شهر. 🌺خواهران
🔊مژده! 🔊مژده! 🔊مژده! مدرسه دینی شهدای غیبتان برگذار می نماید: 🎗مسابقه‌ی نقش اعمال در زندگی در سطح منطقه و شهر. 🌺خواهران و برادران🌸 بشتابید و فرصت را از دست ندهید! ما جوائز نفیس و ارزشمندی برای برندگان تدارک دیده ایم. 💻📱⌚️🕰🚲🍽🥄🍶🫖🎁🎁🎁 جوائز برای ۵۰ نفر این یک فرصت استثنائی است. آغاز ثبت نام: ۱۴ برج دلو سال جاری دوستان و نزدیکان تان را نیز با خبر سازید. جزئیات بیشتر را در عکس بخوانید. #نشر_نمایید! 🔸🔸🔸🔸 ما را در صفحات اجتماعی همراه باشید!   کانال تلگرام مدرسه👇
T.me/shohadaghaibatan
کانال واتساب مدرسه👇
https://whatsapp.com/channel/0029VaFj2myAO7RNBNAAbl3T

پنجم فبروری در چنین روزی از سال ۱۸۸۱ میلادی، «توماس کارلایل» زبان‌شناس، تاریخ‌نگار، مترجم، ریاضی‌دان، فیلسوف، مقاله‌نویس، و نویسندۀ نبیلِ اهل اسکاتلند دیده از دنیا فروبست. وی را نبیل گفته‌ایم؛ زیرا دیدگاهِ منصفانه‌ای که وی در کتابش «الأبطال و عبادتهم/ قهرمانان و عبادت و بندگی‌شان» پیرامون پیامبرمان -صلی‌الله علیه و سلم- داشته است، کمتر کلمه‌ای ورای نبیل می‌توان برای وی یافت تا او را بدان متصف نمود؛ تا جایی‌که برای من عجیب است که چنین سخنانی از دهان کسی برآید که نسبت به پیامبر چنین دیدگاهی داشته باشد؛ اما از وی پیروی نکند. توماس کارلایل با دیدگاه‌هایی که در کتاب‌هایش نگاشته است، در حقیقت همانند امیه بن ابی‌الصلت است که پیامبر -صلی‌الله علیه و سلم- پیرامون وی گفته بود: «شعرش ایمان آورد و دلش کفر ورزید.» توماس کارلایل برای کتابش «الأبطال و عبادتهم» یک قهرمان انتخاب نکرده بود؛ بلکه در هر عرصه و زمینه‌ای، قهرمانی برگزیده بود تا دربارۀ وی بنویسد. در عرصۀ حاکمیت، «ناپلئون» را برگزیده بود. در زمینۀ ادبیات، «شکسپیر» را انتخاب کرده بود. قهرمان رهبانیت و راهبی‌گری، «مارتین لوتر» بود. اما به عنوانِ پیامبرِ قهرمان، حضرت محمد مصطفی پیامبر راستین‌مان -صلی‌الله علیه و سلم- را برگزیده بود. فهرستِ این شخصیت‌‌ها، بسی طولانی و درازدامن است که این مجال، گنجایش یادآوری همه را ندارد. از زمرۀ گل‌گفته‌های وی پیرامون پیامبرمان -صلی‌الله علیه و سلم-، در فصلی از کتابش که زیر عنوان «پیامبرِ قهرمان» آورده است، گفته‌هایی است که اینک با هم می‌خوانیم؛
«اگر قیصر با تاج مرصع و عصای سلطنتی خویش، در عوض این پیامبر در میان قوم عرب گذاشته می‌شد، هرگز نمی‌توانست بسان محمد که با لباسی پینه‌دار زندگی می‌کرد، آنان را پیرو و تابع خویش بگرداند. این‌چنین است که عظمت، قهرمانی و نبوغ به وجود می‌آید. اگر قوم عرب وی را نبیل و برخوردار از ویژگی‌های فضل و نجابت نمی‌دیدند، هرگز در پیشگاه وی گردنِ پذیرش خم نمی‌کردند.»
«محمد در خانه، خوراک و پوشاک خویش زاهد و پارسا بود. روزها می‌گذشت و در خانه‌اش آتشی برای پختنِ غذا روشن نمی‌گردید. وی مردی شکیبا و پارسا بود و همیشه رنج و سختی‌ها را در زمینۀ پخش و نشر دین خویش به جان می‌خرید و هرگز به مقام و منصب و سلطه و سیطره چشم نداشت.»
«محمد را به خاطر نیک‌نهادی و پاک‌سرشتی‌اش دوست دارم؛ وی از ریا و خودسازی به‌دور بود. فرزند بیابان بود و از رأی مستقل برخوردار بود و جز بر خود، به چیزی دیگر تکیه نمی‌کرد و هیچ‌گاه مدعی کاری نمی‌شد که در وی نبود.»
«مایۀ ننگ است که انسان‌های با فرهنگ و روشن‌فکر، به سخنانِ سخیفِ مشتی آدمِ متوهم گوش فرا دهند که مدعی دروغین بودنِ دین اسلام هستند و معتقداند محمد بر حق و حقیقت نبوده است. اینک زمان آن فرا رسیده است که با این ایده‌ها و اندیشه‌های سخیف و بی‌مایه مبارزه کنیم. کتابی که وی مردم را به آن فرا می‌خوانْد، هم‌چنان بیش از چهارده قرن است که برای میلیون‌ها انسان بسان سراج منیر و چراغ روشنی است که در روشنایی آن به حقیقت رسیده‌اند. آیا معقول است ادعا کنیم این کتاب، دروغِ انسانِ دروغ‌پردازی است یا فریبِ انسانی نیرنگ‌باز؟! آیا دیده‌اید مردی دروغ‌گو بتواند دینی بیافریند و به این میزان و مستوا متعهد به انتشار آن در میان مردم باشد؟! انسانِ دروغ‌گو، توانا به روی‌هم‌کردنِ خانه‌ای آجرین از دروغ هم نیست؛ چه فکر می‌کنید دربارۀ کسی که خانه‌ای بسازد که سقف و ستونش این‌همه قرن‌ها و سده‌های عدیدۀ زمان باشد و میلیون‌ها انسان را در خود جای دهد؟!»
«کتاب و رساله‌ای که محمد برای جهانیان به ارمغان آورد، نمادی از صداقت و حقیقت بود؛ همۀ واژه‌هایش سخنان راست و درستی بود که آن را جز شهاب ثاقبی نمی‌توان دانست که همۀ گیتی را به نور خویش روشن و به شعاع خود درخشان کرد.»
و در پایان، از خداوند متعال خواهانیم که این سخنان خوب توماس کارلایل نهفته در دل و برخاسته از قلبش باشد که در ضمیر خویش نهفته داشته است و تنها دواتی نباشد که بر قلمش جاری گردیده است. #تقویم_تاریخ @taqwimtarikh

Repost from امروز...
با سلام به همراهان سافت شماره ۲۵۲ ماهنامه معرفت (سال بیست‌ویکم، شمارهٔ دوازدهم، دلو/بهمن ۱۴۰۲ خورشیدی) که به ابعاد شخصیت مولا
با سلام به همراهان سافت شماره ۲۵۲ ماهنامه معرفت (سال بیست‌ویکم، شمارهٔ دوازدهم، دلو/بهمن ۱۴۰۲ خورشیدی) که به ابعاد شخصیت مولانا نجیبی کروخی پرداخته است، خدمت‌تان تقدیم است؛ آن را از لینک زیر دریافت نمایید:👇 https://t.me/Alefba99/2653 https://t.me/Alefba99/2653 #معرفت_نامه #کتاب_خوب_بخوانیم @Negar_estan

🔰شرح یک حدیث از ریاض الصالحین(6) ❤️فضیلت غنی شاکر و فقیر صابر 🔸وَعَنْ صُهَيْبِ بْنِ سِنَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «عَجَباً لأمْرِ الْمُؤْمِنِ إِنَّ أَمْرَهُ كُلَّهُ لَهُ خَيْرٌ، وَلَيْسَ ذَلِكَ لأِحَدٍ إِلاَّ للْمُؤْمِنِ: إِنْ أَصَابَتْهُ سَرَّاءُ شَكَرَ فَكَانَ خَيْراً لَهُ، وَإِنْ أَصَابَتْهُ ضَرَّاءُ صَبَرَ فَكَانَ خَيْراً لَهُ». رواه مسلم. 🔸ترجمه: از ابو يحيي صهيب بن سنان رضي الله عنه روايت است که: پیامبر صلي الله عليه وسلم فرمودند: کار مسلمان، مایة تعجب و شگفتی است؛ زيرا همة کارش براي او خير است؛ و اين، میسر نیست جز برای مسلمان؛ چنان چه اگر بدو نعمتی رسد شکر می کند و این به خیر او تمام می شود و اگر به مشکل و مصیبتی رسد صبر می¬کند و این هم به خیر او تمام می شود. ♦️کلمات کلیدی عَجَباً: تعجب است، مایة شگفتی است. أَصَابَتْهُ: برسد بدو؛ به وی دست دهد. سَرَّاءُ: خوشی؛ نعمت. ضَرَّاءُ: ناخوشی؛ مصیبت. ♦️فواید علمی و تربیتی این حدیث مبارک، بر فواید آتی دلالت دارد: 1- مسلمان به پاس مسلمانی خود به مزایایی دست می یابد که هیچ فرد غیر مسلمانی در روی زمین از آن برخوردار شده نمی تواند. 2- فواید مسلمانی، قبل از این که نسیه و در آخرت باشد، نقد است و در دنیا. 3- مسلمان، در مقام نعمت، باید از خود شکر نشان دهد و در مقام مصیبت، صبر و بردباری. 4- نعمت، زمانی به خیر مسلمان تمام می شود که شکر آن را بجا کند؛ ورنه، چون آزمونی است برای انسانِِ ناکام که چیزی جز اندوه و زیان در پی ندارد. 5- مصیبت، زمانی به زیان انسان است که در برابر آن، از خود بی صبری و نارضایتی به تقدیر پروردگار نشان دهد؛ ورنه اگر در برابر آن صبر و شکیبایی اختیار نموده و به قضا و قدر الهی راضی باشد؛ سراسر همة آن به خیر او تمام می شود. 6- مسلمان، همان گونه که در تحملش به خاطر رضای خداوند در برابر مصیبت، پاداش دریافت می کند در شکرگزاری اش بر نعمت¬ها نیز صاحبِ پاداش های عظیم می گردد؛ پس وی با شکرگزاری اش، هم لذت دنیا را می برد و هم پاداش آخرت را؛ و این می رساند که اسلام بر رغم پندار سکولارها و یا برخی کج اندیشانِ مسلمان که دنیا و آخرت را دو حریف آشتی ناپذیر یکدیگر معرفی می کنند، بر رغم آن ها میان دین و دنیا جمع کرده و هر دو را به هم¬دیگر طنیده است! 7- خیری که مسلمان از شکر نعمت به دست می آورد فراوان است؛ از یک سو، رضای الهی و پاداش عظیم در آخرت؛ و قبل از آن در دنیا، آرامش و احساس سعادت و محبوبیت نزد بندگان خدا و فواید دیگری از سر این ها. ✍️ضیاءاحمد فاضلی، مسوول مدرسه احیاءالعلوم هرات

شرح دعاهای نبوی(۱۷).m4a2.60 MB

عالم که کامرانی و تن‌پروی کند او خویشتن گم است کِه را رهبری کند #سخن_سعدی #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa
عالم که کامرانی و تن‌پروی کند او خویشتن گم است کِه را رهبری کند #سخن_سعدی #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa