KAR TANESI❄️
前往频道在 Telegram
به عبارتی، دونه برف هستم. RAHE ERTEBAT: https://t.me/Harfmanrobot?start=1356461702
显示更多456
订阅者
无数据24 小时
-17 天
-1930 天
帖子存档
289
میخواهم ذهنم را از قفس آهنینش بیرون بیاورم و بگذارم شنا کند، میخواهم رویا ببینم.
هیچ میدانید کار من به کجا کشیده شده بود؟
من مجبور بودم سالگرد رویاهای خود را جشن بگیرم.
-شیت
289
همیشه همین بوده؛
همه چیز قبل از فرو ریختن خوب پیش میره،
فکرمیکنی معجزه ای اتفاق می افته
مثل همیشه که زنده میمونی!
-قورباغه
289
همه چیز خوب پیش میره تا وقتی همه چیز مخفیه. همه چیز شوخیه تا وقتی درد نکشی. همه چیز دروغه تا وقتی حقیقت تاریکه
-قورباغه
289
کشمکشی بیرحم جریان داشت؛
کشمکشی که تنها خودش میدانست.
شب ها دشوارترین زمانها بودند. وقتی سکوت همه جا را دربرمیگرفت و نور چراغ ها کم رنگ میشد، بدنش به آرامی فریاد میزد و ذهنش درگیر جریان درد بود.
یادآوری هر روز، هر نگاه کوتاه، هر لبخند سرد و هر حرکت بی اثر دیگران.
مانند وزنه ای سنگین بر شانههای او مینشست.
حتی در همان لحظه ای که هیچکس حضور نداشت.
او حس میکرد که بیماری نه تنها جسمش، بلکه روح و ذهنش را نیز در بند گرفته است.
-آخرین تپش یک رویا
289
اگه یک شهر تورو جذب کنه،
به این دلیله که چیزی اونجا منتظره توعه و داستان تو، توی اون شهر نوشته شده”
-صائبه
289
شعر خوبی توی کتابخانهام پیدا کردم.
هیجان زده شدم،
بارها و بارها خواندمش و
سعی کردم به یادش بسپارم تا وقتی که فقط
در یک لحظه به یاد آوردم خودم این شعر را قبل از فراموشی گفتهام!
-خاطرات یک آدم کش
289
مرا به یاد آر، آنگاه که از اینجا رفتهام،
آنگاه که دور، بسیار دورم و
به سرزمین های تاریک کوچ کردهام.
-کریستینا روزتی
289
نمیدونم عزیزِمن؛
شاید همینه کله داستان که تو بلاخره قبول کنی نمیتونی اتفاقات زندگیتو مثل یه راویِ داستان، کنترل کنی.
نمیتونی جلویِ چیزی که برات مقدر شده قد علم کنی و فکرکنی که تو اونی هستی که میتونی عوض کنی ته قصه رو،
اتفاقات میوفتن، پخش زمین میشن و درنهایت، عموما تصویری رو میبینی که خوابش رو خیلی قبل تر دیده بودی.
-دونه برف
289
آقایان، به خدا قسم که آگاهیِ بیش از حد، نوعی بیماری است؛ یک بیماریِ واقعی و مطلق. برای زندگی کردن، همین حد از آگاهی که یک انسانِ معمولی دارد، نه تنها کافی است، بلکه زیاده هم هست. کافی بود آدم به اندازهی نیمی از آن چیزی آگاهی میداشت که مردانِ روشنفکرِ قرن ما با آن دستبهگریباناند.
-داستایفسکی؛یادداشت های زیر زمینی
