ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

شیدایی

شیدایی

前往频道在 Telegram

📬راه ارتباطی با شما:https://telegram.me/BiChatBot?start=sc-973278-R3a7YAY شرط هواداری ما، شیدایی و شوریدگی ست گر یار ما خواهی شدن، شوریده و شیدا بیا.... 🍃 #شهریار

显示更多
394
订阅者
无数据24 小时
-27 天
-430 天
帖子存档
گفت : دیگر هیچ حوصله‌ی نمانده ؛ بگذارید بدِ داستان شما من باشم ...

- چَشمانَت به زیبایی باران رَشت است بی قرار و تمام نشدنی...

إن ظننت أنني لا أفتقدك فإن بعض الظن إثم!
اگر گمان می‌بری که دلم برایت تنگ نمی‌شود بدان که بعضی گمان‌ها گناه است!

4_5868274547362372994.mp33.51 MB

4_5877473508316946837 (1).mp34.52 MB

گر نسیم سحر از خلق تو بویی آرد جان فشانیم به سوغات نسیم تو نه سیم #سعدی #صبح_بخیر

چه فایده‌ای دارد نگرانِ من باشی ولی از من دفاع نکنی؟ خیلی دوستم داشته باشی، اما من را نفهمی؟ جای خالی‌ام را حس کنی، اما سراغم را نگیری؟ چه فایده‌ای دارد در میان دارایی‌هایِ تو باشم اما مهم‌ترینِ آن‌ها نباشم؟ -نزار قبانی

هر آدمی به یه نفر احتیاج داره که براش مثل بقیه نباشه؛ وگرنه دنیا پُر از بقیه‌هاست.

4_5866386874876035624 (1).mp313.51 MB

4_5956402916884488772.mp38.40 MB

4_5857088614277599514.mp33.89 MB

4_5847940437016318574.mp39.57 MB

. پاییز جان... نارنجیِ خوش آب و رنگم... لطفا هوای چشم های خیس... و گونه های تر را داشته باش.... کمی هم حواست به قدم زدن های ... طولانی و بی هدف ، بغض های بی شانه.... و دست های سرد و خالی باشد این روزها دل های بی قرار کم نیست... فدای تو شهریور ! ➰سوسن_درفش .

و شاید عشق همین باشد، تمایل به تکرار یک نفر تا همیشه.

هیچوقت به چیدمان خدا شک نخواهم کرد. صبح است و خیر 🌱

...🗣 گفته بودی بلدی حال مرا خوب کنی! حال ما خوب خراب است... به آن دست نزن! .

...🗣 مثلِ نفس هایم دوستت دارم ؛ همانقدر بی اختیار همانقدر تا پایِ جان #مونا_واعظی .
...🗣 مثلِ نفس هایم دوستت دارم ؛ همانقدر بی اختیار همانقدر تا پایِ جان #مونا_واعظی .

🔍💚🌱 در ستایشِ فاصله بارها در ستایشِ جمع نوشته‌ام؛ در ستایشِ رابطه‌ها و دوستی‌ها، در ستایشِ قبیله. ولی از آنجایی که من جمعِ اضدادم، امروز می‌خواهم در ستایشِ فاصله بنویسم. به تصویرِ درختان در جنگل نگاه می‌کنم؛ درختانی تنومند و باشکوه که جور معناداری تلاش می‌کنند فاصله‌شان را از هم حفظ کنند. هر درخت جوری شاخ و برگ‌هایش را جمع کرده، انگار دختری روستایی دامنِ بلندش را از ترسِ گل‌آلود شدن بالا نگه داشته است؛ یا زنی زیبا در ازدحام جمعیت، شانه‌هایش را مچاله کرده که به هیچ‌کس برخورد نکند. یک پدیده‌ی طبیعی‌ست که در بعضی جنگل‌ها اتفاق می‌افتد. گونه‌ای از درخت‌ها از برخورد به هم اجتناب می‌کنند. بین شاخ و برگِ هر درخت با درختِ کناری، فضایی خالی است که لابد برای عبورِ نور ایجاد شده؛ یک جور فاصله‌ی اجتماعی! دیرگاهی‌ست که ما آدم‌ها هم مبتلا بهCrown Shyness شده‌ایم. ما آدم‌ها که امنیت را در «با هم بودن» و «برای هم زیستن» می‌جستیم، جایی آگاهانه از هم فاصله گرفتیم تا کمی راحت‌تر نفس بکشیم. فضایی ایجاد کردیم تا کمی رهاتر زندگی کنیم. فضایی که در آن خبری از برخوردهای دردناک، از زخم و نمک روی زخم نباشد؛ فضایی برای راحت‌تر نفس کشیدن، و برای عبورِ نور و جریانِ هوا. سروش صحت می‌گوید: «من تنهایی را دوست دارم که در اتاقم تنها باشم، اما هر وقت در را باز کنم، کسی توی پذیرایی نشسته باشد.» تنهاییِ این درخت‌ها، از همان نوع است؛ اما کاش تنهاییِ انسانِ مدرن هم همین‌شکل بود. ما یا آنقدر در هم می‌تنیم که راهِ نفس را می‌بندیم، یا آنقدر دور می‌شویم که انگار هرگز نبوده‌ایم. ایستادن در فاصله‌ی مناسب با دیگران، نوعی مراقبت است. این فاصله‌ای اجازه می‌دهد هر یک از ما، در عینِ حضور، «خود» باقی بمانیم. مثل درخت‌ها، مثل کوه‌ها با همان تنهایان. • الهه افشار

...🗣 من اینجا درست وسط پاییز ایستاده ام؛ و دارم برگ به برگ دوباره عاشقت می شوم... #شهناز_اسحاقی .

4_5942943631840127647.mp39.64 MB