❤زادگاه من چاپشلو❤
前往频道在 Telegram
کانال فرهنگی ، نوستالژی، خاطرات ،با عشق تقدیم به شما عزیزان🌹 اینستاگرام👇 https://www.instagram.com/chapeshloo1347?igsh=cmZvdWkyZXQ0ZDE4
显示更多1 523
订阅者
无数据24 小时
-17 天
+1630 天
帖子存档
1 522
پاییز میآید تا یادمان باشد زیبایی همیشه سبز نیست، گاهی هم در رنگ باختن معنا میگیرد ...🍁
🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁✨✨🍁🍁🍁🍁🍁
1 522
پاییز میآید تا یادمان باشد زیبایی همیشه سبز نیست، گاهی هم در رنگ باختن معنا میگیرد ...🍁
🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁✨✨🍁🍁🍁🍁🍁
1 522
✍ داستانکهای زیبا و آموزنده📚
🦋 رفیق تراپی
🍃 سالها قبل در شهری کار می کردم که از شهر زادگاهم فاصله داشت و هیچ قوم و خویشی در آن نداشتم.
تقریبا بیشتر همکارانم وضعیت من را داشتند.
برای اینکه در روزهای کوتاه پاییز و زمستان که هیچ وسیله سرگرمی نداشتیم حوصله امان سر نرود و تمدد اعصابی بکنیم، قرار گذاشتیم هفته ای یکبار به صرف عصرانه در منزل یک نفر دور هم جمع شویم.
این برنامه عصرانه یک قانون داشت و آن این بود که یک عصرانه بسیار ساده با یک نوع میوه و چای.
و هر کسی از این قانون پیروی نمی کرد جریمه میشد. جریمه اش هم این بود که دو نوبت پشت سرهم از حضور در مهمانی محروم میشد.
دور همی ها عالی بود. میگفتیم و می خندیدیم. آنقدر بهمان خوش می گذشت که گذشت زمان را احساس نمی کردیم.
تا اینکه روزی رسید که قانون شکسته شد، در خانه یکی از همکاران، کنار سینی چای، یک ظرف بزرگ شیرینی تر خود نمایی کرد. البته میزبان گفت که دیشب مهمان داشته و آنها برایش آورده اند و خودش تهیه نکرده است، اما طعم شیرینی تر بدجوری زیر دندانمان رفت، خصوصا اینکه در ظرف زیبا و مخصوصی چیده شده بود.
دورهمی بعدی که شد، شیرینی بیشتری در یک ظرف زیباتر همراه یک ظرف آجیل در خانه همکار دیگر سرو شد. قانونی را که خودمان وضع کرده بودیم را شکستیم.
کم کم تعداد خوراکیها در ظرفهای شکیل بیشتر و بیشتر شد.
بعد عصرانه جای خود را به ناهار داد و ناهار های ساده به تدریج با انواع سالاد و دسر و چندین نوع خورشت و کباب مزین شد.
هر چقدر غذاها متنوع تر شد، رفت و آمدها سخت تر شد، هرکس میخواست روی دست نفر قبلی بلند شود و دست پخت و سلیقه اش را به رخ همه بکشد.
و این آغاز شروع چشم و هم چشمی ها شد، دیگر به غذا بسنده نکردیم و رفتیم سراغ وسایل خانه،..
🍃 اما بعد از مدتی تغییر دکوراسیون هم راضی مان نکرد و شروع کردیم به بزرگ تر کردن خانه ها، خانه هایی بزرگ با وسایل لوکس.دور همی های هفتگی جای خودش را به دیدارهای چند ماهه یک بار داده بود، آنقدر سرگرم شیک کردن خانه هایمان شدیم که گذر عمر را متوجه نشدیم، زمانی به خودمان آمدیم که کمی دیر شده بود.
این را زمانی فهمیدیم که خانه هایمان بزرگ و شیک بود، اما خالی از مهمان. همه ما در خانه هایی بزرگ با لوازم و اسباب و اثاثیه ای لوکس و شیک تنهای تنها صبح را به شب می رساندیم .
دیگر روابط مان در حد تماس های تلفنی و حضور در تلگرام و واتساپ شد.
🍃 اما برای از بین بردن این فاصله ها باید فکری می کردیم.
یک نفر یک جا میبایست کاری می کرد .
با خودم گفتم چرا آن یک نفر من نباشم.
پس دست به کار شدم.
یک روز همه را به یک رستوران دعوت کردم، اما یکی کار داشت، آن یکی وقت دکتر داشت، دیگری با دو نفر قهر بود و نمی خواست با آنها روبرو شود و خلاصه هر کس برای نیامدن بهانه ای تراشید.خیلی دلخور شدم.
ولی نباید نا امید می شدم، چند هفته ای که گذشت به یکی از همکاران زنگ زدم و گفتم بیمار شده ام و در فلان بیمارستان بستری هستم.
ساعتی نگذشت که سیل تماس ها و پیام ها روانه شد. من هم با حال زار گفتم دلم می خواهد همه شما را با هم ببینم، گفتم شاید فرصت دیگری نباشد.
بعد هم زدم زیر گریه ...
سپس ساعتی را تعیین کردم تا همگی در زمان مقرر آنجا باشند. درست روبروی بیمارستانی که نام برده بودم یک پارک بزرگ بود. نقشه ام کار خودش را کرد و حسابی کلکم گرفت.
🍃 روز موعود که رسید ...
یک آش رشته جانانه درست کردم، یک فلاسک بزرگ چای و یک زیر انداز، این همه چیزی بود که همراه خودم برده بودم .
همه سر ساعت آمدند برای عیادت از بیمار ی که من باشم .اما من همه را سوپرایز کردم ...صورت های مهربان همکارانم که بعضی از خوشحالی گریه می کردند دیدنی بود. حالا عیادت از یک بیمار در محیط بیمارستان تبدیل شده بود به یک دور همی صمیمانه در یک پارک با صفا.
حال و هوای همان سال های قبل به همه ما دست داده بود، مثل آن زمان از هر دری گفتیم و شنیدیم و خندیدیم .
الان مدت هاست که این برنامه دور همی را داریم، هر هفته همان پارک همان ساعت.
(خانه ها و وسایل قیمتی اش را هم گذاشتیم به حال خودشان باشند و اصلا اجازه نمی دهیم وارد دور همی هایمان شوند.)
البته چند وقت یکبار چند نفری به جمع مان اضافه میشود. آن قدر لحظات خوبی را در کنار هم داریم که هرگز راضی به از دست دادنش نیستیم. زندگی و لحظه لحظه اش را غنیمت می دانیم و از کنار هم بودن ها لذت می بریم.قدر خانواده، نزدیکان، عزیزان و دوستان خود را بدانیم و از هر لحظه بودن در کنار آنها لذت ببریم.
https://t.me/chapeshloo_1
1 522
Repost from ❤زادگاه من چاپشلو❤
شب های بلند پاییزی 🌙🍃🍁
شب مشغولیها کلید خورد😊😋
#کدو_حَلوایی
خاصیت کدو حلوایی , با توجه به فیبر بالای موجود در کدو حلوایی باید گفت که مصرف آن برای کسانی که قصد لاغر شدن دارند بسیار مناسب است و همچنین دارای امگا ۳ بوده و خاصیت ضدالتهابی و ضد دیابتی دارد و انسولین خون را نیز تنظیم میکند.
خاصیت کدو حلوایی برای بدن
خاصیت کدو حلوایی , کدو حلوایی یکی از میوه های پاییزی می باشد که دارای خواص درمانی بسیاری برای بدن است. از خواص این میوه می توان به جلوگیری از سرطان و تقویت سیستم ایمنی بدن اشاره کرد.
اضافه میکنم
ازکدو حلوایی صبحونه هم میتونید یا همان بورانی درست کنید،
کدوحلوایی آب پز شده را که خوب پخته شده،میتونید در روغن زرد تفت بدید وگردو آسیاب شده هم به آن اضافه کنید
نوش جان کنید👌
@chapeshloo_1
1 522
Repost from ❤زادگاه من چاپشلو❤
#چاپشلو
جوشاندن #شیره_انگور
0 تا 100
بسیار پر زحمت بیش از ۲۴ساعت همه را درگیر خودش میکنه وقتی هم شیره آماده میشه دیگه زحمات فراموش میشه😊
تشکر از این عزیزان که این شیرینی را برسر سفره ما میآورند
لحظاتتون همیشه شیرین🌺👍🌺
👇
https://t.me/chapeshloo_1
1 522
سلام تسلیت به خانواده محترم مرحوم محمودی رنجبران خداوند بیامرزه روحشان شاد مردی بسیار آروم خوش اخلاق دوست داشتنی حیف شد از طرف بقالچی
1 522
بازگشت همه بسوی اوست 🖤🥀
درگذشت مرحوم احمد محمودی را به خانواده داغدیده محترم محمودی و همه فامیل وابسته تسلیت میگویم
از خداوند بزرگ برای باز ماندگان صبر مسئلت داریم
روحش شاد و یادش گرامی 🖤🖤🙏
کانال زادگاه من چاپشلو
https://t.me/chapeshloo_1
1 522
شیره انگور 404 چاپشلو
https://www.instagram.com/majid.akbari.1595?igsh=MTV3ZTdyNTh2Z2p6Zg==
جهت سفارش↙️
09012906452
https://t.me/chapeshloo_1
اضافه میکنم هندوانه دیم چاپشلو هم نقدا فروشی داره 🍉
