1 786
订阅者
无数据24 小时
+17 天
+2730 天
帖子存档
1 785
از سال ۱۹۹۰ فیفا سنت انتخاب «ترانهی رسمی» را بهصورت منظم آغاز کرد. پیش از آن نیز موسیقیها و سرودهایی برای مسابقات ساخته میشد، اما از جام جهانی ایتالیا به بعد، ترانهی رسمی به بخشی از هویت رسانهای مسابقات تبدیل شد.
ترانهی «Un’estate Italiana»که در سال ۱۹۹۰ توسط ادواردو بناتو و جیانا نانینی اجرا شد هنوز برای بسیاری از فوتبالدوستان بهترین ترانهی تاریخ جام جهانی است. مورودر، آهنگساز مشهور ایتالیایی، خالق این ترانه است. عبارت «Notti Magiche» (شبهای جادویی) پس از آن بود که در فرهنگ فوتبال ایتالیا ماندگار شد. این ترانه بیش از هر اثر دیگری حس نوستالژی جام جهانی را بازنمایی میکند. اما ترانهی«Gloryland» با اجرای Dariel Hall و Sounds of و Blackness
در جام جهانی ۱۹۹۴ هرگز نتوانست موفقیت و فراگیری قابل قبولی پیدا کند. اتفاقی که برای ترانههای جامهای ۲۰۰۲ با صدای آناستازیا و ۲۰۰۶ با اجرای ایل دیوو و تونی براکستون هم افتاد.
در جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه، ریکی مارتین با اجرای زندهی ترانهی «La Copa de la Vida» نهتنها قدم به میدان شهرت جهانی گذاشت بلکه این ترانه تبدیل به یکی از محبوبترین آثار موسیقی پاپ دههی نود شد.
اما موفقترین ترانهی تاریخ جام جهانی از نظر بازدید و پخش جهانی ترانهی «Waka Waka» با صدای شکیرا در جام جهانی ۲۰۱۰ آفریقای جنوبیست. با این حال شائبههایی در اصالت این ترانه و ادعای شکیرا و داستانسراییهایش دربارهی خلق آن هنوز وجود دارد.
ترانهی We Are One (Ole Ola) با اجرای پیتبول، جنیفر لوپز و کلودیا لیت در جام ۲۰۱۴ و ترانهی Live It Up با اجرای نیکی جم، ویل اسمیت و اِرا ایسترفی در جام ۲۰۱۸ نیز با وجود اجراکنندگان سرشناس به دلیل توجه بیشتر به وجه تجاری ترانه و دورشدن از اتمسفر فوتبالی موفقیت چندانی نیافتند.
در سال ۲۰۲۲ و در کشور قطربرای نخستین بار فیفا بهجای یک قطعهی واحد، یک آلبوم کامل از ترانههای رسمی منتشر کرد. «Hayya Hayya» نخستین قطعهی رسمی بود و «Dreamers» با اجرای جونگکوک به مشهورترین اثر این دوره تبدیل شد.
در نهایت در جام جهانی ۲۰۲۶ شکیرا بار دیگر با «Dai Dai» و اینبار با همراهی بورنا بوی به این عرصه برگشته است، ترانهای که همین حالا هم مشخص است چندان مورد اقبال عمومی قرار نگرفته و احتمالا به جمع ترانههای فراموششدهی جامهای جهانی خواهد پیوست.
@LyricsNotes
1 785
«مریض تخت آخری»
خواننده: محسن چاوشی
ترانهسرا: کاظم بهمنی
ملودی: محسن چاوشی
تنظیم: رضا فؤادیان
@LyricsNotes
1 785
«من ادامه میدمت»
خواننده: رضا صادقی
ترانهسرا: روزبه رادمهر
ملودی: امیر آرسین
تنظیم: محمدرضا صادقی
@LyricsNotes
1 785
اینکه در بحبوحهی حوادث سیاسی و اجتماعی، ترانههایی ساخته و منتشر شوند امری طبیعیست اما در حوادث اخیر، آن روال طبیعی و متعارفی که انتظار آن در کمیت و کیفیت خلق و انتشار وطنترانهها و ترانههای سیاسی، اجتماعی میرفت برآورده نشد. در این شرایط ویژه و تاریخی شاید اختلافات پررنگ سیاسی کارورزان هنر ناشی از سوگیریهای مختلف جناحی و سیاسی میان مردم یکی از مهمترین دلایل شکلگیری این فضای تعلیق و تردید در آفرینشهای هنری و بهویژه در فضای موسیقی و ترانه باشد.
برجستهترین و احتمالا بیدردسرترین موضوع ترانهها در این بحبوحه، موضوع وطن است اما همین موضوع هم حالا محل مناقشات جدی شده است. حالا دیگر میان وطنترانهی مجوزدار و زیرزمینی اختلافات عمیقی در ارزشگذاریهاست. رویکرد سیاسی خوانندگان و دیگر کارورزان ترانه، محل مناقشه میشود و فقط موضوع و محتوای ترانهی میهنی ملاک ارزشگذاری آن نیست و اینکه یک طرفدار سیستم حاکم یا یک پادشاهیخواه یا یک دموکراسیخواه و یا چپگرا و سکولار و ... ترانهای وطنی بخواند، ارزشهای افزودهی آن را تعیین میکند.
به گمان من در چنین بزنگاههایی هر کسی مختار است رویکرد مورد علاقهاش را در ترانهی وطنیاش نمایان کند اما تجربههای تاریخی نشان داده که سوگیریهای سیاسی و جناحیِ روشن و بیپرده در وطنترانهها و یا در عملکرد خوانندههایشان فارغ از ارزشهای ادبی و هنری به جایگاه تاریخی اثر خدشه وارد خواهد کرد.
بسیاری از ترانههای این ایام و خوانندگانشان نیز در این مسیرند.
محسن چاوشی در همان آغاز حوادث تکلیف خودش را با مخاطب روشن کرد و با اینکه در سالهای گذشته اصرار داشت که اجرای ترانههای مذهبی ربطی به همسویی با نظام حاکم ندارد با انتشار ترانهی «حسبیالله» سمت و سوی خود را به وضوح مشخص نمود. با اینحال برخی خوانندگان مطرح داخلی نیز در این روزها ترانههایی مرتبط خواندند. مهدی یراحی با ترانهای از حسین شنبهزاده به نام «آشوئیتس» بازهم نگاه مخالف خود را منعکس کرد اما بعضی از داخلیها هم هرچند نه به صراحت چاوشی اما به شکلی مجوزپسند سمت سیاسی و اجتماعی خود یا دستکم رویکرد موردعلاقهشان را نشان دادند.
از میان خوانندگان خارجنشین نیز ترانههایی منتشر شد که پادشاهیخواهان در آن میان سهم قابلتوجهی دارند. آخرین کار از این دست هم همخوانی ابی و شاهین نجفی در ترانهی «شاهراه» است. ترانهای که هم در عنوان و هم در مضمون، گرایش سیاسی خود را به شکلی عریان نشان میدهد.
با این حال هیچ کدام از این ترانهها جدا از سطح کیفی خود نتوانستهاند مانند ترانههایی که در حوادث تاریخی مشابه، برجسته شدند به فراگیری قابل قبولی برسند و این ویژگی مهم است که شرایط سیاسی و اجتماعی و هنری این روزها را از نمونههای تاریخی و مشهور، متمایز میکند.
@LyricsNotes
1 785
این یادداشت، سال گذشته در روزنامهی هممیهن منتشر شد و در صفحهی اینستاگرام جناب کورش یغمایی بازنشر شده است.
https://www.instagram.com/p/DZCpDkHxAuQ/?igsh=MW92Z2s0cnJ1a2pqOQ==
@LyricsNotes
1 785
من با ایشان در این موضوع موافقم که «عجیب است هنوز جوانها ابی و گوگوش و داریوش» گوش میدهند. یک سبک و جریان موسیقی باید چه ویژگیهایی داشته باشد که بعد از پنجاه سال هنوز جوانها را به سمت خود بکشد؟
اما فاجعه اینجاست که این فرد هرچه بیشتر میگوید بیشتر میفهمیم که نمیفهمد! برای نقد یک کلام طبیعتا اول باید آن را بلد باشی! از «پوست شیر» فقط پوست و شیر را یادش مانده! و با همان دو واژه کمر به نقد ترانه بسته است! در یک سرودهی پاپ رمانتیک و کلاسیک، شاعرانه بودن را نقطهی ضعف میداند و با همین مثال دههی پنجاهی به این نتیجه میرسد که پاپخوانهای آن دوره در همان دوره ماندهاند در حالی که باید یک مثال از ترانههای امروزشان بیاورد. وقتی هم میخواهد وارد نقد موسیقی شود هم موسیقی واروژان را سبک و چرتوپرت میداند اما جز «بیت» و «ریتم» که به نظرش مشکل این موسیقیست از «رنگ» بودنش میگوید! رنگ را از کجا آوردی عموجان؟ پس ملودی و تلفیق و هارمونی و سازبندی و کنترپوآن و موضوع و محتوا و هنر و ادبیات، کجای مغز تو را درگیر میکند؟
وقتی حتی در حرفزدن عادی هم نیاز به یک مربی اصلاح گفتار و بیان داری کاش دستکم موسیقی روز جهان را گاهی بشنوی تا بدانی معیارهای ارزیابی، چیزهایی هستند که اصلا هیچوقت وارد ذهن بیتپرورت نشدهاند.
این سطح از بیسوادی کلامی و موسیقایی و ضعف بیان وقتی تبدیل به «ستارهی رپ فارسی» میشود یعنی اوضاع رپ فارسی خیلی خرابتر از حد تصور است.
@LyricsNotes
1 785
«بینقاب»
تیتراژ سریال «بیستویک»
خواننده: روزبه بمانی
ترانهسرا: روزبه بمانی
موسیقی: حامد حسینی
@LyricsNotes
1 785
در سالهای اخیر چند بار موسیقی ایران به رکودی عمیق وارد شده است. هر کدام از این رکودها نیز ویژگیهای خاص خودشان را داشتهاند. در دوران کرونا به دلیل تعطیلی کنسرتها، صنعت موسیقی بیدروپیکر ما دچار شوک عظیمی شد اما اتفاقات سیاسی و اجتماعی متعدد در سالهای اخیر، موسیقی و ترانه را وارد عصر جدیدی کرده است. در حوادث سالهای نود و هشت و پس از آن در جنبش زن، زندگی، آزادی، خیل ترانههای اعتراضی و اجتماعی خلق و منتشر شدند و این جنبشها مانند موارد مشابه در تاریخ، موتور محرک آفرینش ترانههای تازه بودند.
اما حوادث و خیزشهای ۱۴۰۴ رنگوبویی دیگر و تأثیر و تأثری متفاوت داشتند. از آن جا به این سو تاریخ ما وارد برههای عحیب شده است. حالا دیگر وطنترانه هم کار نمیکند، بهویژه اینکه میشود با نام وطن حتی از رانتها و حمایتهای بیشائبهی حکومتی هم بهرهمند شد.
در کنار برخی چهرههای سرشناس در این میان، خیل کارورزان میانمایه و فرصتطلب نیز وارد گود شدهاند تا از این سفرهی گستردهی سینهزنی برای وطن در قاب حکومتپسند سهمی ببرند. حالا دیگر برای بدنهی پویای ترانه و موسیقی ما دلودماغی نمانده است. تکلیفها مشخص نیست. کنسرتها تعطیل و استودیوها تقولقند. پرداختن به هیچ موضوعی هم توجیهپذیر نیست.
با این حال شبکههای موسیقی در حال پخش ترانههای رنگارنگند و البته تیتراژنویسی و تیتراژخوانی هم برای حلقهای محدود برقرار است و باقی اهالی ترانه هم باید منتظر بمانند تا سایهی ترکشهای معلقبودن میان جنگ و صلح از سر موسیقی مملکت کوتاه شود.
ترانههای بسیاری در صف انتشار و تولیدند و باید منتظر بمانیم تا این برههی عجیب را نیز از سر بگذرانیم و هرچند به قول ایرج برای ما همواره «شب رفته و شب اومده» اما دل به همان امیدی میبندیم که دلخوشانه، دههها با ماست.
@LyricsNotes
