ch
Feedback
Lyrics Notes

Lyrics Notes

前往频道在 Telegram

ای مطرب آن ترانه‌ی تر بازگو ببین تو ترّی و لطیفی و ما از تو ترتریم «مولانا»

显示更多
1 684
订阅者
+124 小时
-17
+2730
帖子存档
اکی بنایی (اکرم بنایی) ۱۳۲۳-۱۴۰۴ @LyricsNotes
اکی بنایی (اکرم بنایی) ۱۳۲۳-۱۴۰۴ @LyricsNotes

«گیسوی باران» خواننده: علی‌رضا قربانی ترانه‌سرا: امیرعلی سلیمانی ملودی: علی‌رضا افکاری تنظیم: حسام ناصری @LyricsNotes

اثر شنیده نشده از همراهی استاد شجریان و استاد فرهنگ شریف: آواز بیات ترک آواز: محمدرضا شجریان شعر: حافظ تار: فرهنگ #شریف تنبک: رضا ترشیزی اجرای خصوصی در آمریکا ۲۶ آبان ۱۳۷۱ @LyricsNotes

«پناه» خواننده: محسن چاوشی ترانه‌سرا: امید روزبه ملودی: محسن چاوشی تنظیم: رضا فؤادیان @LyricsNotes

«ماه‌پیشونی» خواننده: گوگوش ترانه‌سرا: ایرج جنتی‌عطایی موسیقی: واروژان @LyricsNotes

ترانه‌ی «ماه‌پیشونی» را ایرج جنتی‌عطایی سروده است، اما این ترانه، زنانه است، از زبان یک زن خطاب به یک مرد سروده شده! شکی نیست که زیبایی موسیقی واروژان و اجرای گوگوش در هم‌نشینی با ترانه‌ی شگرف ایرج، هر خواننده‌ای را برای بازخوانی چنین ترانه‌ای وسوسه می‌کند. با این حال ترانه‌های بسیاری حتی از همین مثلث آفرینش و اجرا هست که می‌شود اجرا کرد و متناسب با صدای مرد خواننده باشد! باور کنید فارغ از هر تعارف و توجیه و توضیحی، تنها دلیل این انتخاب نامتناسب، نفهمیدن و عدم درک معنا و محتوای ترانه است. و همین نفهمیدن‌ها آفت ترانه‌ی امروز است. @LyricsNotes

«چه دانستم» خواننده: همایون شجریان شعر: مولانا موسیقی: سهراب پورناظری @LyricsNotes

تا پیش از مشروطه، شعر کلاسیک فارسی در همه‌ی سطوح جامعه زنده بود: از شاه و وزیر تا پیشه‌ور و کودک مکتب‌خانه، هرکس بخشی از شعر فارسی را می‌دانست، می‌خواند و نقل می‌کرد. شعر تا زمان قاجار محدود به خواص نبود و مانند زبان دوم زندگی مردم عمل می‌کرد. با این‌حال گسترش سریع و فراگیر تصنیف و آواز در میان مردم از حوالی مشروطه مسیری جدید برای آشنایی با شعر شد. اشعاری که در ترانه‌ها و تصنیف‌ها و آوازها استفاده می‌شوند به واسطه‌ی زمزمه‌پذیر بودن، رسوب سریع‌تر و فراگیرتری در ذائقه و ذهن و خاطره‌ی مردم دارند. یکی از نکات جالب در این جریان، واکنش شعرا به این تأثیر مهم ترانه‌ها بر مردم است که فارغ از کیفیت ادبی، گوی سبقت را در محبوبیت سروده‌ها از اشعار شعرای مطرح ربوده و می‌ربایند. خطاب‌های ایرج‌میرزا به عارف قزوینی از نمونه‌های جدی این رویاروییست: کنی با شعر بد عرض کیاست غزل سازی و آن هم در سیاست تو آهویی مکن جانا گرازی تو شاعر نیستی تصنیف‌سازی عجب اشعار زشتی ساز کردی عجب مشت خودت را باز کردی! ... کسانی می‌زنند از بهر تو دست که مانند تو نادانند یا مست شود شعر تو خوش با زورِ تحریر چو با زورِ بزک روی زن پیر به داد تو رسیده ای دل ای دل وگرنه کار شعرت بود مشکل در این ابیات، ایرج به مضامین سیاسی ترانه‌های عارف، تشویق مردم و آرایه‌های آوازی آن ترانه‌ها از قبیل تحریر و دل‌ای‌دل اشاره می‌کند و در واقع به استقبال مردم از ترانه‌های او نیز اعتراف می‌کند اما تمام این ویژگی‌ها را از کاستی‌های سروده‌‌های عارف می‌شمارد و به نوعی با تلقی نقاط قوت تصنیف‌های عارف به عنوان نقاط ضعف، با او او روبه‌رو می‌شود. و این رویارویی تا امروز میان شعرا و ترانه‌سرایان ادامه دارد و با این‌که در سال‌های اخیر بخش مهمی از شعرا ترانه‌سرایی را به عنوان هنری ارجمند پذیرفته‌اند و خود نیز اشعارشان را در کار ترانه می‌آورند اما هنوز هستند شعرایی که از همان موضع ایرج‌میرزای بزرگ، شعرشان را در برج عاج می‌نشانند و از ترانه و ترانه‌سرایی و تأثیرات مثبت و جدی و گسترده‌ی آن برائت می‌جویند! اما جدا از این ماجرا نکته‌ی مهم این است که تصنیف و ترانه و آواز از مشروطه به این سو نقش مهمی در حفظ بخش قابل‌توجهی از گنجینه‌ی شعر فارسی در ذائقه و خاطره‌ی جمعی داشته است. در روزگار ما دیگر این‌ حقیقت مهم که عمده‌ی محفوظات شعری مردم مدیون اجرای اشعار در قالب‌های موسیقاییست، غیرقابل‌انکار است. آوازها و تصنیف‌های بزرگانی چون بنان و خوانساری و شهیدی و گلپا و ایرج و شجریان و البته بسیاری دیگر از خواننده‌های خوب موسیقی ایرانی و حتی اجراهای ترانه‌خوان‌های پاپ، تبدیل به نقاط اتصال شعر فارسی و خاطره‌ی جمعی مردم و درنتیجه، ادامه‌ی رسوب شعر کلاسیک در ذائقه‌ی آن‌هاست. در سال‌های اخیر خوانندگان زیادی توانسته‌اند در این مسیر قدم بردارند و بی‌شک از مؤثرترین آن‌ها همایون شجریان و محسن چاوشی بوده‌اند. این دو خواننده سال‌هاست به سطحی از محبوپیت رسیده‌اند که هر اجرایی از آن‌ها فارغ از کیفیتشان می‌تواند کلام آن اجرا را تبدیل به خاطره‌ی جمعی کند. همایون از اشعار متقدمین و متأخرین و حتی از شاهنامه، اجراهای بسیاری داشته است و چاوشی نیز پس از این‌که در دوره‌ای با مولاناخوانی (همانند بخش مهمی از کارنامه‌ی شهرام ناظری) آشنایی با شعر مولوی را دوباره درمیان جوانان به اوج رسانید هرازگاهی شعری کلاسیک را در قالب یک ترانه‌ی پاپ اجرا کرده و می‌کند. به‌راستی چگونه می‌شد بدون همراهی آواز مانند همایون شجریان چنین سروده‌ای چندلایه از دیوان شمس را به ذهن ساده‌جوی جوان امروز دعوت کرد؟: چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون دلم را دوزخی سازد دو چشمم را کند جیحون چه دانستم که سیلابی مرا ناگاه برباید چو کشتی‌ام دراندازد میان قُلْزُم پرخون یا مانند چاوشی: آمد بهارِ جان‌ها ای شاخِ تَر به رقص آ چون یوسف اندر آمد مصر و شکر به رقص آ ای شاهِ عشق‌‌پرور‌ مانندِ شیرِ مادر ای شیر، جو‌ش‌! در رو جانِ پدر‌، به رقص آ به این‌ها چندین اجرا از اشعار بزرگان شعر کلاسیک به‌ویژه حافظ و سعدی و‌ معاصرینی مانند سیمین بهبهانی و منزوی را اضافه کنید. باور کنید اگر همایون و چاوشی در ضعیف‌ترین سطح خود نیز شعر خوب فارسی را بخوانند به واسطه‌ی آشناکردن جوان امروز با پاره‌ای طلایی از ادبیات، خدمتی بزرگ به هنر ازنفس‌افتاده‌ی این مرزوبوم کرده‌اند. حالا دیگر این غزل حافظ را نیز باید به مدد صدای چاوشی در حافظه‌ی نسل امروز ماندگار بدانیم: آن تُرکِ پری‌چهره که دوش از بَرِ ما رفت آیا چه خطا دید که از راهِ خطا رفت؟ تا رفت مرا از نظر آن چشمِ جهان‌بین کس واقفِ ما نیست که از دیده چه‌ها رفت @LyricsNotes

تعامل شعر کلاسیک و ترانه در خدمت ادبیات و موسیقی @LyricsNotes
تعامل شعر کلاسیک و ترانه در خدمت ادبیات و موسیقی @LyricsNotes

«بامداد خمار» خواننده: محسن چاوشی شعر: حافظ ملودی: محسن چاوشی تنظیم: رضا فؤادیان @LyricsNotes

قرار بود بحث «دُرد شراب» ادامه نیابد اما دلم نیامد پاسخ این دوست عزیز را ندهم: نکته‌ای که دوستان ظاهرا از آن غافلند این است که اصلا بحث بر سر دستور زبان یا محدوده‌های آن نیست. بدیهیست که می‌توان هر چیزی را به هر چیزی تشبیه کرد. نکته اما در کانسپتی است که حس و لحن محتوای ما قرار است در آن قرار بگیرد. در موضوع تشبیه و استعاره باید در نظر داشته باشیم که یا آن‌چه استفاده می‌کنیم در ادبیات فارسی سابقه دارد و یا ندارد. اگر سابقه ندارد می‌شود نوآوری و اگر دارد و کارکرد جدیدی به آن داده‌ایم می‌شود آشنازدایی؛ اما این آشنازدایی باید در بستری اتفاق بیفتد که منطق هنری و بلاغی در آن هویدا باشد. سابقه‌ی استفاده از «دُرد شراب» در ادبیات فارسی معطوف به معنایی از آن است که ربطی به مفاهیم زیبایی و خوبی ندارد و در نتیجه تشبیه معشوق به آن موضع واسوخت به اثر می‌دهد. درباره‌ی سوء‌تفاهم در ارزیابی معنای ماهوی و معنای نسبی هم در کامنت‌های پست قبل توضیح دادم. تلاش برای پیداکردن صفات خوب در «دُرد شراب» برای توجیه این تشبیه هم ظاهرا به صفات «گیرایی و مست‌کردن بیشتر» می‌رسد. برای این‌که بدانیم این صفات در ارتباط با درد شراب اتفاقا نشانه‌های خوبی هم نیستند خوب است به جایگزین‌های آن در دنیای دنیای واقعی فکر کنیم. «عرق سگی» آن هم از نوع بی‌کیفیتش در زمانه‌ی ما همان نقش درد شراب را دارد. گیراست، بیشتر مست می‌کند و البته سردردآور و مضرتر است. حالا فرض کنید شهیار قنبری به جای «شراب صدساله‌ی من» می‌سرود «عرق سگی مردافکن من»! که قطعا از آن نمی‌شود تحسین معشوق را برداشت کرد. تشبیه معشوق به غزال هم در ادبیات فارسی سابقه دارد و زیبا تلقی می‌شود و دیگر وجه حیوان‌بودنش به واسطه‌ی آن سابقه در نظر کرفته نمی‌شود. اما فرض کنیم شاعری در شعرش معشوق را به الاغ تشبیه کند و بعد در توجیه این تشبیه به چشمان زیبای الاغ متوسل شود! وقتی منطق هنری در فرم و محتوا و نوع استفاده از سابقه‌ی واژه و تعبیر نباشد، نتیجه هراندازه هم که با اصول و دستورالعمل‌های زبان و ادبیات منطبق باشد از منظر زیبایی‌شناسی، نقد ادبی و فصاحت و بلاغت پذیرفتنی نخواهد بود. حالا در این ترانه از «دُرد شراب» استفاده‌ای آشنازدایانه شده است اما این آشنازدایی منطق ادبی و هنری ندارد. @LyricsNotes

photo content

این فقط یک اشتباه ساده نیست! وقتی کسی مدعیست که در خلوت غربت، با مثنوی‌خوانی متحول شده است و بعد مصداقی از شعر مولانا که متحو
این فقط یک اشتباه ساده نیست! وقتی کسی مدعیست که در خلوت غربت، با مثنوی‌خوانی متحول شده است و بعد مصداقی از شعر مولانا که متحولش کرده را به اشتباه با خواندن شعری از معینی‌کرمانشاهی می‌آورد (و همان را هم اشتباه می‌خواند) نشان از این است که اولا کل قصه‌ی تحول و تنهایی و مثنوی‌خوانی‌اش یک سناریوی دروغ برای تاثیرگذاشتن بر مخاطب است. بعد این‌که این دغل‌باز برخلاف مدعیاتش کم‌ترین آشنایی با ادبیات و شعر فارسی ندارد که اگر داشت از سبک و فرم و محتوا و حتی وزن این شعر می‌فهمید که از مولانا نیست. بعدتر این‌که آن‌قدر به قدرت دغل‌بازی خود و زودباوری و ساده‌انگاری مردم ایمان داشته که حتی تلاش نکرده برای شعری که قرار است بخواند یک گوگل‌سرچ ساده انجام دهد و اتفاقا همین نکته‌ی آخر، مهم‌ترین بخش ماجراست: فضای مجازی و حقیقی پر است از انبوه ابرازنظرها در حمایت از او و اشاره به این نکته که «حالا یک اشتباه لفظی، چیزی از ارزش‌های دکتر کم نمی‌کند!» و این‌چنین است که دغل‌بازان رانت‌خوار، بی‌سواد و دروغگو، الگوی مردم ما در دنبال‌کردن مسیر زندگی می‌شوند! @LyricsNotes

«عالم عشق» خواننده: حمیرا ترانه‌سرا: هدیه موسیقی: صادق نوجوکی @LyricsNotes

زنده‌یاد لیلا کسرا (هدیه) در ترانه‌‌ی «عالم عشق» با موسیقی نوجوکی و صدای حمیرا سروده است: نری دنبال مستی! خودت دُرد شرابی! واست می چی بریزم؟ خودت باده‌ی نابی! «دُرد شراب» در ادبیات فارسی به ته‌مانده و ته‌نشین بی‌ارزش شراب اطلاق می‌شود و دُرد و دُرده و لرد که امروز در زبان فارسی به معنای ته‌نشین مایعات استفاده می‌شود دقیقا در همان معناست. در نتیجه تشبیه معشوق به دُرد شراب، نوعی تحقیر و تخفیف اوست. در شعر فارسی دُرد شراب را تنگ‌دستان می‌نوشیدند و به آن‌ها دردی‌کش می‌گفتند و عوارضش هم ناخوش‌احوالی و سردرد بوده است. هر چند در عمده‌ی موارد هم ارزشی برای دردی‌کشی قائل بودند که برآمده از همین بی‌ارزشی ذاتی و دَرد همراهش بوده است، از آن ‌گونه که فقر را هم در بسیاری اوقات صاحب ارزش می‌دانسته‌اند. با این حال ماهیت دُرد شراب همان ته‌مانده و بی‌ارزش بودن است و تشبیه آن به معشوق، نقض غرض می‌شود. جالب‌تر این‌که خانم هدیه در بخش اول، معشوق را به دُرد شراب تنزل داده و بلافاصله در بخش دوم برای تکمیل قافیه، او را به اعلا‌درجه‌ی باده‌ی ناب رسانده است! @LyricsNotes با این حال این ترانه یکی از زیباترین و خاطره‌انگیزترین آثار تیم هدیه و نوجوکی حمیراست که هربار شنیدنش لذتی تازه دارد:

«عاشق‌کشی» خواننده: مهدی یغمایی ترانه‌سرا: مهرزاد امیرخانی ملودی: نویان افشار تنظیم: مهدی معظم @LyricsNotes

«سلام» خواننده: محمد اصفهانی ترانه‌سرا: ندا جوادی ملودی: ندا جوادی تنظیم: بهروز صفاریان @LyricsNotes

«قول دادی» خواننده: محمد اصفهانی ترانه‌سرا: ندا جوادی ملودی: ندا جوادی تنظیم: بهروز صفاریان @LyricsNotes

«گریز» خواننده: ابی ترانه‌سرا: اردلان سرفراز ملودی: فرید زلاند تنظیم: منوچهر چشم‌آذر @LyricsNotes

وقتی کسی کارنامه‌ای درخشان دارد و بخشی از خاطرات جمعی مردم با نام او پیوند خورده است به شکل طبیعی طرفدارانی هم پیدا می‌کند. عده‌ای از این طرفداران به تعصب نیز می‌رسند. این‌جاست که هر نقدی پیرامون آن نام خاطره‌ساز، حمله‌ی طرفداران متعصب را هم به همراه خواهد داشت. هر انسانی در هر جایگاهی و با هر کارنامه‌ای قطعا اشتباهاتی هم مرتکب شده است. اشاره به این اشتباهات حق هر منتقدیست که می‌خواهد اشتباه یک چهره‌ی تأثیرگذار، مخاطب ناآگاه را گمراه نکند. زنده‌یاد استاد شجریان در اولین انتشارهای تصنیف «یعنی چه» و در کاور آلبوم «دل مجنون» نام خود را به عنوان آهنگ‌ساز این اثر درج کرد اما بعد مشخص شد آهنگ اولیه از زنده‌یاد استاد مهرتاش بوده است. اعلام این اشتباه توسط منتقدین، منجر به دو نوع واکنش عمده شد. عده‌ای از این فرصت استفاده کردند و تلاش کردند به همین بهانه کل کارنامه و جایگاه شجریان را زیرسؤال ببرند و عده‌ای هم از طرفداران متعصب، طرح این موضوع را به نیت تخریب شجریان مرتبط دانستند. اما نکته‌ی مهم این بود که بدانیم شجریان آهنگساز تصنیف «یعنی چه» نیست و اعتبار این خلق هنری، متعلق به استاد مهرتاش است، همین! در موضوع نقد ویدئوهای فرید زلاند با خواننده‌ها در استودیو نیز با چنین رویکردهایی مواجه شدیم اما نکته‌ی مهم این است که بدانیم فرید زلاند، یک پرودیوسر تأثیرگذار و خاطره‌ساز در تاریخ موسیقی پاپ ماست که قطعا در غیاب او ما بسیاری از شاهکارهای موسیقی پاپ خود را نداشتیم. اما زلاند هم بدون همراهی خوانندگان باکیفیت، نوازندگان توانا و تنظیم‌کنندگان ماهر قادر به خلق و انتشار چنان آثاری نبود. ویدئوهای زلاند در استودیو با آن نمایش غیرواقعی و نافی اصول تخصصی خلق و انتشار یک قطعه ی موسیقی، می‌تواند مخاطب عام را به این اشتباه بیندازد که در آن قطعات، همه چیز را مدیون زلاندیم. چندی پیش یکی از دوستان، پارتیتور اورتور ترانه‌ی معروف «گریز» را بر روی اینستاگرام به شکل صوتی و تصویری منتشر کرد. کامنت‌های زیر آن پست گویای این حقیقت تلخ بود که حتی بخشی از مخاطب جدی هم در این موضوع دچار سوء‌تفاهم است! اورتور و تنظیم گریز را منوچهر چشم‌آذر انجام داده است اما عده‌ی زیادی کامنت‌هایی در حیرت و تحسین آکوردها، سازآرایی و‌ ملودی اورتور درج کرده بودند! حال این‌که زلاند فقط ملودی مونوفونیک کلام را خلق کرده است. هر کسی هم که این دیدگاه غلط را یادآوری می‌کرد عمدتا متهم به تخریب زلاند می‌شد. خاطره‌ی جمعی را به تعصب طرفداری بدل نکنیم و با این تعصب به جنگ حقیقت نرویم. @LyricsNotes