ch
Feedback
Minerva

Minerva

前往频道在 Telegram

📈 Telegram 频道 Minerva 的分析概览

频道 Minerva (@miinervaa) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 11 943 名订阅者,在 音乐 类别中位列第 6 060,并在 伊朗 地区排名第 26 649

📊 受众指标与增长动态

невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 11 943 名订阅者。

根据 01 七月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -245,过去 24 小时变化为 -13,整体触达仍然可观。

  • 认证状态: 未认证
  • 互动率 (ER): 平均受众互动率为 0%。内容发布后 24 小时内通常能获得 N/A% 的反应,占订阅者总量。
  • 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 0 次浏览,首日通常累积 0 次浏览。
  • 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 0
  • 主题关注点: 内容集中在 ldreamingl, #nonvocal, #persian, #alternative, #indie 等核心主题上。

📝 描述与内容策略

尚未提供频道描述。

凭借高频更新(最新数据采集于 02 七月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 音乐 类别中的关键影响点。

11 943
订阅者
-1324 小时
-437
-24530
帖子存档
Minerva
11 943
حتی اگر روزی این غم پایان یابد، من دیگر شاد زیستن را از یاد برده‌ام.‌ نویسنده‌ای ناشناخته minerva

Minerva
11 943
در این مدت زندگی به گونه ای سپری شده است که میتوانم سالها بدون آنکه هیچ اتفاق غم انگیزی رخ بدهد غمگین بمانم. جنایات و مکافات داستایوفسکی minerva

Minerva
11 943
هر وقت سعی می‌کنم لبخند بزنم، احساس می‌کنم به آنچه درونم رخ داده است؛ خیانت می‌کنم. جنایات و مکافات داستایوفسکی

Minerva
11 943
• Death and the Masks • - by James Ensor ____ خدا به شما چهره‌ای داده است، ولی شما خودتان را به صورت دیگری در می‌آورید. - ویل
• Death and the Masks • - by James Ensor ____ خدا به شما چهره‌ای داده است، ولی شما خودتان را به صورت دیگری در می‌آورید. - ویلیام شکسپیر • هملت / ترجمهٔ م.ا. به آذین

Minerva
11 943
از رنج بشر رنج می‌برد. از وزن این رنج له می‌شد و آن را برای خود بیش از اندازه بزرگ می‌کرد. زیرا اگر بشر این همه رنج را طاقت می‌آورد به خاطر آن بود که پوستی کلفت‌تر از پوست نازک نوجوانی نحیف داشتند. اما آنچه را برای خود بزرگ نمی‌کرد و آنچه او را بیشتر از رنج بشری آزار می‌داد، بلاهت بشر بود. پی‌یر و لوسی رومن رولان minerva

Minerva
11 943
برشی از کتاب: وضعی که میخائیل در آن زندگی می‌کند قسمی جهنم وجودی است. او نمی‌تواند با هیچکس، چنان که واقعاً هست، ارتباط برقرار کند. گویی او همانی نیست که دوستش می‌دارند و احترامش میگذارند. میخائیل در یگانگی با خود و دیگران نمی‌زید، بلکه قسمی دوگانگی آزارنده در کار است که حتی در رفتار دیگران منعکس می‌شود: «افراد جامعه به خاطر نیکوکاری‌اش به دیدهٔ احترام نگاهش می‌کنند، گو اینکه همگی از شخصیت عبوس و اندوهگینش دچار خوف می‌شوند.» زوسیما بعدها جهنم را چنین تعریف می‌کند: « پدران و استادان! از خود می‌پرسم جهنم چیست؟ و پاسخ می‌دهم که رنج ناتوانی از دوست داشتن است. » و سپس، با مقایسهٔ عذاب جسمانی آتش و عذاب روحانی تنهایی، اظهار می‌کند که «اگر آتش به مفهوم جسمانی در میانه باشد» ، آنان که عشق نورزیده‌اند «از آن خوشحال می‌شوند، چون به گمان من، در عذاب جسمانی، عذابِ بسی بیش‌ترِ روحانی فراموش می‌شود.»

Minerva
11 943
همین زیست منحصر به فرد، زیستنی که فرد را در مقام یک نسبت و گشودگی با خود و دیگران قرار می‌دهد، داستایفسکی را به یکی از محبوب‌ترین راویان بحران وجودی انسان نزد کسانی چون نیچه، هایدگر و سارتر کرد. و از قضا شاید همین انضمامی بودن و ملموس بودن این رنج به‌ خصوص، یا به قول خود داستایفسکی به نمایش گذاشتن قلب آدمی که آوردگاه خدا و شیطان است، وی را بدل به یکی از محبوب‌ترین نویسندگانی کرده است که عینی بودن و ملموس بودن مضامینش باعث شده خواننده به سرعت خود را در جهان آثار این نویسنده بیابد. هیوبرت دریفوس را بیشتر با شرح‌هایش از هایدگر و کیرکگارد میشناسیم. اما همانطور که فلسفه هیچگاه از زندگی جدا نیست، میتوانیم رد مضامین فلسفی ، به خصوص فلسفه اگزیستانس را در ادبیات که خود نمونه‌ای به نمایش گذاشته از زندگی انضمامی انسانیست بیابیم. در این کتاب، که حاصل درسگفتار دریفوس و شرحش بر رمان نام آشنای برادران کارامازوف، از منظری فلسفی-وجودی است ، با نقشی که عنصر رنج در جهان داستایفسکی بازی میکند بیشتر آشنا میشویم. زانیار ابراهیمی این درسگفتار را به زبان فارسی ترجمه و به صورت اثری کتبی گردآوری کرده است. عنوان کتاب: دلدادهٔ زمین، برادران کارامازوف به روایت هیوبرت دریفوس ـــــــ ترجمه و گردآوری: زانیار ابراهیمی انتشارات: هرمس

Minerva
11 943
پدران و استادان! از خود می‌پرسم جهنم چیست؟ و پاسخ می‌دهم که رنج ناتوانی از دوست داشتن است. «فیودور داستایفسکی/برادران کاراماز
پدران و استادان! از خود می‌پرسم جهنم چیست؟ و پاسخ می‌دهم که رنج ناتوانی از دوست داشتن است. «فیودور داستایفسکی/برادران کارامازوف» در نقل قول فوق، هوشمندانه سخن از رنج در میان است، و کسانی که با آثار داستایفسکی آشنا هستند به خوبی میدانند که در این آثار، از راسکولنیکوف گرفته تا استاوروگین، ایوان کارامازوف تا آرکادی دالگورکی و حتی گالیادکین در رمان همزاد، قریب به اتفاق شخصیت‌های محوری در ساحت رنجی وجودی و استحاله‌ای وجودی زیست می‌کنند.

Minerva
11 943
ای مرد اندوهگین، غم گساری بس است. نگذار روزهایت تباه شوند. چراکه سرانجام آزادت گذاشتم که بروى. الهه کالیپسو خطاب به هومر minerva

Minerva
11 943
روزهایی فرا می‌رسد که چهره‌ی آشنای کسی که پیش از آن، ماه‌ها و سال‌ها دوستش می‌داشتیم، برایمان بیگانه می‌شود. و در این بیگانگی
روزهایی فرا می‌رسد که چهره‌ی آشنای کسی که پیش از آن، ماه‌ها و سال‌ها دوستش می‌داشتیم، برایمان بیگانه می‌شود. و در این بیگانگی، تنهایی آغاز می‌شود. افسانه‌ی سیزیف آلبر کامو

Minerva
11 943
• Still Life with a Skull • - by Paul Cézanne ___ راستی که در پس هر چیز دلربا غمنامه‌ای هست؛ جهان را جان‌کندنی باید تا از خاک
• Still Life with a Skull • - by Paul Cézanne ___ راستی که در پس هر چیز دلربا غمنامه‌ای هست؛ جهان را جان‌کندنی باید تا از خاک خرده‌گلی زاید. - اسکار وایلد • تصویر دریان گری / ترجمهٔ سپاس ریوندی

Minerva
11 943
• Still Life with a Skull • - by Paul Cézanne ___ راستی که در پس هر چیز دلربا غمنامه‌ای هست؛ جهان را جان‌کندنی باید تا از خاک
• Still Life with a Skull • - by Paul Cézanne ___ راستی که در پس هر چیز دلربا غمنامه‌ای هست؛ جهان را جان‌کندنی باید تا از خاک خرده‌گلی زاید. - اسکار وایلد • تصویر دریان گری / ترجمهٔ سپاس ریوندی

Minerva
11 943
و با وجود این من رؤیاهایی داشته‌ام... در رؤیاهای من دنیا نجیب شده بود، روحانی شده بود؛ آدم‌هایی که من در بیداری از آن‌ها آن‌همه وحشت داشتم، در رؤیاهایم همچون انکساری تابان پدیدار می‌شوند، انگار که تابناک شده بودند و از نور سرشار بودند که در هوای خفه خطوط اشیاء را جان می‌بخشد؛ صداهایشان، قدم زدنشان، حالت چشم‌هایشان و حتّی حالت لباس‌هایشان معنایی هیجان انگیز می‌یافت، به عبارتی ساده‌تر، در رؤیاهایم جهان زنده می‌شد، و چنان به نحو گیرایی پر شکوه، آزاد و اثیری می‌شد که پس از تنفس گرد و غبار این جهان نقاشی شده خردکننده می‌شد. اما در آن هنگام دیری بود که به این اندیشه خو گرفته بودم که آنچه را رؤیا می‌نامیم نیمه واقعیّت است، نوید واقعیّت است، نظری است بر آن و نَفخه‌ای است از آن، یعنی، این رؤیاها در خود به صورتی مبهم، و دقیق، واقعیّتی راستین‌تر از زندگی پر از لاف و گزاف ما به هنگام بیداری دارند، و این زندگی به نوبه‌ی خود، نیمه‌خواب است، چرتی سیه‌کارانه است که آواها و مناظر جهان واقعی با نقابی عجیب و غریب در آن رسوخ می‌کنند، و به آن سوی حاشیه‌ی ذهن جریان می‌یابند. - ولادیمیر ناباکوف • دعوت به مراسم گردن‌زنی / ترجمهٔ احمد خزاعی

Minerva
11 943
اتاقی از آن خود 🌱📚 minerva
اتاقی از آن خود 🌱📚 minerva

Minerva
11 943
و آن کسی که از اشتیاقش رو برگردانده است، بی آن‌که خود بداند، گاهی به کسی می‌ماند که درد خود را فقط تسکین داده است، اما هرگز ن
و آن کسی که از اشتیاقش رو برگردانده است، بی آن‌که خود بداند، گاهی به کسی می‌ماند که درد خود را فقط تسکین داده است، اما هرگز نمی‌تواند آن را کاملا فراموش کند. امیدی بیهوده. از کتاب سه گانه خواب‌گردها نوشته هرمان بروخ minerva

Minerva
11 943
آزادی؟ آزادی برای چه؟ سعادت فقط در این است که کسی را دوست داشته باشی و آرزویت آرزوهای او باشد و فکرت افکار او و این آزادی نیس
آزادی؟ آزادی برای چه؟ سعادت فقط در این است که کسی را دوست داشته باشی و آرزویت آرزوهای او باشد و فکرت افکار او و این آزادی نیست، خوشبختی است. آنا کارنینا لئون تولستوی minerva

Minerva
11 943
• Evening. Melancholy I • by Edvard Munch ـــــــــ ‌‌‌‌تعقلی که هرگز به خواب نمی‌رود، هیولا می‌آفریند. - کارلوس فوئنتس • کنس
Evening. Melancholy I • by Edvard Munch ـــــــــ ‌‌‌‌تعقلی که هرگز به خواب نمی‌رود، هیولا می‌آفریند. - کارلوس فوئنتس • کنستانسیا / ترجمهٔ عبدالله کوثری

Minerva
11 943
در برابر فجایع بزدلانی شرم‌آوریم و در مقابل قدرت و زور ، بردگانی پلید چونان ثمره‌ای ضعیفیم، که تا زمان بالیدن و رشد طعم و رنگمان حتی چشمی را بر سر شوق نمی‌آورد ثمره‌ای غریب؛ یتیمانی معلق میان گل‌ها که ساعت زیبایی‌اش زمان سقوطش است! به وهن و سخره گرفتیم بهترین آرزوها را هر نوای عاشقانه را و هر نهال نوخاسته از خرَد خشکاندیم از هر شادی و شوق به بهانهٔ دلزدگی گریختیم و آمال شعر و کمالات هنر مغز خُردمان را تلنگری نزدند! - میخاییل لرمانتف • عصر طلایی و نقره‌ای شعر روس / ترجمهٔ حمیدرضا آتش برآب

Minerva
11 943
وقتی میان آدم‌های زیادی هستم، مثل آن‌ها زندگی می‌کنم و آنطور که باید فکر نمی‌کنم؛ پس از چند صباحی احساس می‌کنم که می‌خواهند از خودم دورم کنند و مرا از روح و جانم بربایند. فلسفه تنهایی - لارس اسوندسن minerva

Minerva
11 943
فیلیپ گفت: «یکی از فرمول‌های شوپنهاور که خیلی به من کمک کرد، این ایده بود که شادی نسبی از سه منبع سرچشمه می‌گیره: آنچه هستی،
فیلیپ گفت: «یکی از فرمول‌های شوپنهاور که خیلی به من کمک کرد، این ایده بود که شادی نسبی از سه منبع سرچشمه می‌گیره: آنچه هستی، آنچه داری و آنچه در چشم مردم جلوه می‌کنی. اون اصرار داره که ما باید فقط بر اولی تمرکز کنیم و بر دومی و سومی – بر داشته‌ها و بر وجهه‌مان – سرمایه‌گذاری نکنیم چون کنترلی بر اون دو تا نداریم، چون از ما گرفته می‌شن – درست مثل پیری گریزناپذیر که داره زیبایی تو رو ازت می‌گیره. در واقع، شوپنهاور گفته «داشتن» معکوس می‌شه: آنچه داریم، اغلب صاحبمان می‌شود. درمان_شوپنهاور اروین_د_یالوم minerva