2 841
订阅者
无数据24 小时
-227 天
-7830 天
帖子存档
2 842
Repost from N/a
ای بابا تاکی میخوای بگردی دنبال فیلمو سریال های که میخوای؟ایش😒
@Shadowmoviee_botهرجا رو میگردی تگزاس 3 رو پولی گذاشته نمی تونی ببینی؟🥲🥺
@Shadowmoviee_botپس بزن رو لینک زیر تگزاس 3 و کلی فیلم سریال خفن و( رایگان) ببین 🥳🎉🎊
@Shadowmoviee_botدیگه نبینم بخوای پول بدی هاا😒🚶♀️
2 842
Repost from N/a
دنیای جدید برای اهل دل ها👈👉🤍
یه ربات مخصوص فیلم سریال 🍿🎬
@Shadowmoviee_bot
هر فیلمی که بخوای میتونی پیدا کنی💅✨
پشتیبانی24ساعتهبرایدرخواستهای شما🫀🧚♀
@Shadowmoviee_bot
خفن ترین ربات فیلمو سریال 😎🤤
سریع استارت کن تا پاک نکردم😒🔪
@Shadowmoviee_bot
2 842
Repost from N/a
گپ 𝐷𝑂𝑀𝐼𝑁𝐴𝑁𝐶𝐸 𝐷𝐸𝑁🧚♀
https://t.me/+23dZeFyv0zM0YTZk
پراز برت های شیطون کوچولو😈
https://t.me/+23dZeFyv0zM0YTZk
این گپ بهشت برت هاس🙂↕️💕
https://t.me/+Fh37RFFFIOU5YjNk
اینجا میتونید هرسابی باهرطعمی که بخوایید انتخاب کنید🍰👼🏻
https://t.me/+Fh37RFFFIOU5YjNk
اینجا شاهد گونه های مختلف لیتل خواهید بود🩶👽
https://t.me/+23dZeFyv0zM0YTZk
اینجا ددی مسترهارو سرخ میکنیمم🤧🔥
https://t.me/+23dZeFyv0zM0YTZk
بدوید بیایید عقب نمونید👾
2 842
#part323
دیانا_نمیدونم.
راز گفتش که انگار با اهورا میخواید اوکی بشید.
واسه همون گفتم.
ابروهام بالا پرید و پوزخندی زدم.
_چی؟
چندبار چشماش رو از نظر گذروندم تا مطمئن بشم حرفش چقدر موثقه و صحت داره اما انگار کاملا جدی بود.
شونهش رو انداخت بالا که لبهام رو به هم فشردم و تلاش کردم اخمام رو توی هم فرو نکنم.
_خب، موضوع صبح چی؟
مشخص بود سوالم بی مورده و چیزی که راجبش حرف میزنن ربطی به من نداره اما با این حال چشماش رو تنگ کرد و درحالی که دستش رو توی جیب شلوارش فرو میبرد شونههاش رو بالا انداخت.
دیانا_چیز خاصی نبود تو خونه تنها بودیم یه حرکت اشتباه زدیم الانم حالمون از همدیگه به هم میخوره.
لبخند کجی که در انتهای جملهش زد مصادف شد با رسیدن اراز به پلههای بالاترمون.
ابروهام بالا پرید و برای یه لحظه انگار چیزی مثل برق از بدنم رد شد.
مچاله شدن تک به تک سلولهای تنم رو حس کردم و برای چند صدم ثانیه نفسم حبس شد.
اراز نگاه خیرهای بین هردومون رد و بدل کرد و وقتی روی من قفل شد تازه تونستم نفس بکشم.
از اونجایی که وضعیتم واقعا افتضاح بود و تمام اشکام رو چند دقیقه پیش در خونش ریخته بودم چشمام خیس نشد و تونستم خودم رو کنترل کنم.
به دیانا که حالا احساس میکردم میخوام از هفت جهت تیکه تیکهش کنم نگاه کردم و درحالی که سرم رو کج میکردم لبخندی زدم.
_خب اشتباهه.
من و اهورا باهم نیستیم.
اگر قرار باشه به خاطر دو سه بار سکس با کسی وارد رابطه بشی الان من با همتون توی رابطه بودم.
نگاهم رو ازشون گرفتم و چندتا پله باقی مونده رو پایین رفتم.
نفس عمیقی کشیدم و تلاش کردم حرصم رو کنترل کنم.
بغض نکرده بودم اما از شدت خشم احساس میکردم سرم کمی گیج میره و بدنم میلرزه.
انقدر عصبی بودم که میتونستم تیکه تیکهش کنم.
اینکه گفته بود توی خونه یه کاری کردیم که الان حال جفتمون از همدیگه به هم میخوره منظورش سکس بود؟
چیز دیگهای جز این نمیتونست باشه، مگه نه به خونه تنها بودنشون اشاره نمیکرد.
وقتی من اونجا داشتم تیکه تیکه میشدم و همچنان به فکرش بودم اون داشت با کس دیگهای..
حتی تصور اینکه همدیگه رو بوسیده باشن هم حالم رو به هم میزد و نابودم میکرد.
چطور با وجود این موضوع میتونست بگه نگرانم بوده و دنبالم گشته؟
نمیخواستم ببینمش اما ته دلم انتظار داشتم بیاد دنبالم و برام توضیح بده.
بهم بفهمونه که اشتباه متوجه شدم و ثابت کنه که براش مهمم و نمیخواد به خاطر این موضوع از دستم بده.
زیاد دور نشده بودم که صداش رو از پشت سر شنیدم.
اراز_غزل!
توجهی بهش نکردم و به راهم ادامه دادم.
نمیتونستم جلوی خشم و حسادتم رو بگیرم.
نمیتونستم طوری رفتار کنم انگار برام مهم نیست.
پیچیدم توی یکی از کوچه های فرعی تا بیشتر از این ابروریزی به بار نیارم.
صدای سریع تر شدن قدمهاش رو شنیدم و بعد دستم از پشت گرفته شد که خیلی سریع کشیدمش عقب و سرجام ایستادم.
نگاه بدی بهم انداخت و با لحنی که انگار هیچ اتفاقی نیوفتاده گفت؛
_چته؟
زده به سرت؟
پوزخندی زدم و نگاهم رو ازش گرفتم.
من از خیلی وقت پیش به سرم زده بود.
_تو به دیانا گفتی که من و اهورا میخوایم باهم اوکی شیم؟
نوچی کرد و نفس عمیقی کشید.
نگاه طلبکارش رو ازم گرفت و درحالی که موهاش رو از توی صورتش میزد کنار تا باد بیشتر از این به همشون نریزه گفت؛
_یجورایی.
لبهام رو به هم فشردم و با حرص نگاهش کردم.
_چرا؟
اراز_چون داشت چرت و پرت میگفت.
با اینکه نمیدونستم منظورش دقیقا از کلمه چرت و پرت چیه با صدایی بلند تر گفتم؛
_چه ربطی داره؟
چون داشت چرت و پرت میگفت باید چنین حرفی بزنی؟
چه حرکتی انجام دادم که بخوای اینطور فکر کنی؟
اصلا به چه اجازهای پشت سر من چنین حرفی میزنی؟
پوفی کشید و با صدایی ملایم و گرفته گفت؛
_غزل، بس کن.
_یعنی چی بس کن؟
چه مرگته تو و اون دوست احمقت؟
حتما باید ابروی منو همه جا و جلوی همه ببرید؟
تکلیفت با خودت مشخصه اصلا؟
تو روم میگید خرابم با همه میپلکم بعد پشت سرم کاری میکنید که بقیه فکر کنن واقعا اینطوره؟
نمیدونستم دارم چی میگم.
درواقع هدف خاصی هم ازشون نداشتم.
برام مهم نبود که دیانا فکر کنه با اهورا یا ده نفر دیگه خوابیدم.
برام مهم نبود اگر کسی پشت سرم حرف میزاشت و فکر میکردن خراب و دم دستیم.
هیچکدوم از اینها به اندازه موضوعی که دیانا ازش صحبت کرده بود اذیتم نمیکرد و حالا فقط میخواستم حرصم رو به بهونه دیگهای سرش خالی کنم.
اگر گفته بود که من و اهورا با همیم طرز فکر دیگران برام اهمیتی نداشت.
دلیلی که باعث میشد چنین حرفی بزنه من رو میترسوند.
اینکه براش مهم نبودم و قطعا حسی بهم نداشت.
البته حق هم داشت، من واقعا داغون بودم.
احمقانه بود اگر انتظار داشتم حسی رو به من داشته باشه که حتی مادرم هم بهم نداشت.
من برای هیچ احدی مهم نبودم و باید یاد میگرفتم این موضوع رو قبول کنم.
2 842
#part322
چشمای درشت و در عین حال خمارش رو بهم دوخت.
حالا انگار کمی دندوناش رو به هم میفشرد چرا که دو طرف صورتش فرو رفته و فکش منقبض شده به نظر میرسید.
شونش رو بالا انداخت و کمی بهم نزدیک شد که احساس کردم چیزی توی وجودم تکون خورد.
اراز_سیصد بار بهت زنگ زدم جواب ندادی.
گفتم شاید بخاطر چیزی بوده که ارشیا دیده.
برام مهم نبود که ارشیا چی دیده و یا ادرس خونش رو از کجا اورده بود.
این حس که نگرانم شده و من اونقدرها تنها و بدبخت و دوست نداشتنی نبودم دلم رو گرم میکرد.
اینکه زمانی که فکر میکردم هیچکس رو توی دنیا ندارم تا وضعیت بدم براش مهم باشه بهم فکر میکرد واقعا تسلی دهنده بود.
لبهام رو به هم فشردم تا لبخند نزنم و به جاش نفس عمیقی کشیدم.
_نمیدونم.
داستانش خیلی طولانیه.
سرم رو پایین انداختم و به صداهای توی خیابون گوش سپردم.
حالا دیگه خبری از قطرات بارون نبود و فقط رعدو برق و همهمه توی کوچه و رد شدن ماشین ها با سرعت زیادی از روی چاله های اب طنین انداز فضا میشد.
با یاداوری اتفاقاتی که افتاده بود لبهام لزید و چشمام رو بستم و محکم روی هم فشردم.
بغضم رو به زور قورت دادم و نفس عمیقی کشیدم.
وقتی چشمهام رو باز کردم تصویر اخمالودش تار به نظر میرسید.
اراز_غزل؟
نگاهم رو به چشمای جدی اما ناراحتش دوختم.
نمیخواستم چیزی رو توضیح بدم.
نیاز داشتم فقط از حالت نگاه و چشمام و لرزش بدنم متوجه بشه که چقدر داغونم.
دلم میخواست توی بغلش ساعتها گریه کنم و به بد بودن زندگیم با دیدن اونهمه هق هق و زجه پی ببره.
لازم بود بدون حرف تک تک زخمام و اون جای سرنگ لعنتی رو نشونش بدم.
نگاهم رو ازش گرفتم و به دیوار سبز رنگ و پوست پوستی شده دوختم.
صدای نفس کلافش رو شنیدم و بعد دستش زیر فکم نشست و اروم برم گردوند سمت خودش.
چشمام به خاطر جوشش اشکی که غرورم اجازه نمیداد بریزه و با کم کردن شرش راحتم کنه میسوخت.
با همون اخمی که روی چهرش بود و نگاه نه چندان خوشحالش دستش رو روی گونم کشید.
نگاهش محبت امیز نبود.
همین باعث میشد خیال کنم که گم شدن من براش مهم نبوده.
شاید فقط میترسید که پای خودش هم به خاطر این موضوع گیر باشه چون به هرحال اون هم مقصر بود.
شاید خیال میکرد که من به خاطر ارشیا گم و گور شده بودم و احتمالا داشتم برای اینکه توی مهمونی از زیر دخترا جمعم کرده بودن کتک میخوردم.
حتی فکرشم نمیکرد که اون کوچکترین مشکلی بود که میتونستم داشته باشم.
کاش مثل یه ادم عادی نگران اون داستان بودم، مثل خودش.
نه اینکه از شب گذشته تا الان حداقل سیصد بار بمیرم و زنده بشم!
ای کاش درک میکرد.
ای کاش این نگاهش رنگ دیگه ای داشت.
ترحم، محبت، غم و غصه.
هرچیز دیگه ای غیر از اینطوری که الان بود.
نفس کوتاهی کشید که ارزو کردم کاش براش مهم بود تا همه چیز رو بهش میگفتم.
کاش به من اهمیت میداد.
نگاهش رو ازم گرفت و درحالی که دستش هنوز زیر فکم بود با لحنی که انگار به زور صحبت میکرد گفت؛
_کسی اذیتت کرده؟
اب دهنم رو قورت دادم که انگار متوجه بالا و پایین شدن گلوم شد چون خیلی سریع نگاهم کرد.
لبام رو به هم فشردم و به زور گفتم؛
_همیشه میکنه..
جابه جا شدن چیزی زیر پوست فکش رو احساس کردم.
اراز_کی!؟
کی اذیتت میکنه؟
شونم رو بالا انداختم و نگاهم به جای سوزن روی دستم خشک شد.
قبل از اینکه بخواد متوجهش بشه استینم رو کشیدم پایین و به زور گفتم؛
_احمد.
اراز_احمد کیه؟
با وجود تمام ترسم و صدایی که مدام میگفت دهنم رو ببندم و هیچی نگم به زور نالیدم؛
_بابای ارشیا.
ابروهاش بالا پرید و خواست چیزی بگه که صدای کسی رو شنیدیم.
_راز.
هردومون به شخصی که بالای پلهها ایستاده بود نگاه کردیم.
من حافظه کوتاه مدت خوبی داشتم و زیاد سخت نبود که تشخیص بدم کسی که اون بالا ایستاده کیه.
البته که با اون موهای نارنجی که زیر نور لامپ برق میزدن زیاد فراموش کردنی نبود.
انگار اونم انتظار دیدن من رو نداشت چون از پله ها پایین اومد و درحالی که با نگاهش ازمون توضیح میخواست باهام دست داد.
دیانا_نمیدونستم قراره بیای، چرا اهورارو با خودت نیوردی؟
ابروهام بالا پرید.
_چی؟
اراز نگاه بدی بینمون ردوبدل کرد و روبه دیانا گفت؛
_من یه کاری پیش اومده برام باید برم، امیدوارم ناراحت نشی.
دیانا که انگار متوجه شده بود توی وضعیت زیاد جالبی نیستیم سرش رو تکون داد و درحالی که دست به سینه میشد گفت؛
_نه برو به هیچ جام نیست.
از بعد اتفاق صبح دلم نمیخواد ریختتو ببینم زیاد.
اراز_خوبه، منم همینطور!
بحثشون صمیمی اما گنگ و غیرعادی به نظر میرسید.
اراز_میرم وسایلمو بیارم.
نگاه خیره ای به دیانا انداخت و بعد از پله ها بالا رفت.
دیانا کمی جابه جا شد و درحالی که همچنان در شیشه ای رو از نظر میگذروند گفت؛
_این چرا یهو انقدر عجیب شد.
توجهی به حرفش نکردم و خیلی سریع گفتم؛
_موضوع اهورا و اتفاق صبح چیه؟
2 842
Repost from N/a
ای بابا تاکی میخوای بگردی دنبال فیلمو سریال های که میخوای؟ایش😒
@Shadowmoviee_botهرجا رو میگردی تگزاس 3 رو پولی گذاشته نمی تونی ببینی؟🥲🥺
@Shadowmoviee_botپس بزن رو لینک زیر تگزاس 3 و کلی فیلم سریال خفن و( رایگان) ببین 🥳🎉🎊
@Shadowmoviee_botدیگه نبینم بخوای پول بدی هاا😒🚶♀️
2 842
Repost from N/a
https://t.me/+23dZeFyv0zM0YTZk
گپ ما 𝐷𝑂𝑀𝐼𝑁𝐴𝑁𝐶𝐸 𝐷𝐸𝑁
ولی میتونی با هر گرایشی داری جویین شی 😌
https://t.me/+23dZeFyv0zM0YTZk
🍼💕
https://t.me/+23dZeFyv0zM0YTZk
🧚♀💕
https://t.me/+23dZeFyv0zM0YTZk
ویسکال 4⃣2⃣ فعال و میتونیی با بقیه حرف بزنی و دوست شی 🤗
https://t.me/+23dZeFyv0zM0YTZk
خوشحال میشیم که به گپ ما جویین شی و جمع دوشتانه ی کارو بزرگ تر کنی دوست عزیز🥺😍
🔥
https://t.me/+23dZeFyv0zM0YTZk
درضمن فعال باشی ادمین میشی💥
🔥
https://t.me/+23dZeFyv0zM0YTZk
2 842
Repost from N/a
اوهه یه ربات دارم پره از فیلم سریال های BDSM😈⛓
خفن ترین فیلم سریال های بروز دنیا💅🤭
میخوایکلیفیلمخفن یک جا داشته باشی؟🦋😌💯
بزن رو ربات کارتو راه میندازه🍭🔞🍓
@Shadowmoviee_bot
2 842
Repost from N/a
⛓گپ دوستانه ی اس امی ⛓
🌈با هرگرایشی میتونی اینجا باشی 🌈⚡️
🥸مستر ها و ددی های خشن 🥸
🙍♀میس ها و مامی های مهربون🙍♀
😌اسلیوهای مطیع و لیتل های شیطون😉
🐈🦮پت ها و برت ها🦮🐈
❄️اینجای دنیای بی دی اس ام ❄️
😍میتونی با همگرایشی های خودت دوست شی و لذت ببری 😍
خوشحال میشیم روی لینک زیر بکوبی و وارد جمع ما شی🥰😌👇
https://t.me/joinchat/axFa5IaGInNhYzU0
2 842
Repost from N/a
دنیای جدید برای اهل دل ها👈👉🤍
یه ربات مخصوص فیلم سریال 🍿🎬
@Shadowmoviee_bot
هر فیلمی که بخوای میتونی پیدا کنی💅✨
پشتیبانی24ساعتهبرایدرخواستهای شما🫀🧚♀
@Shadowmoviee_bot
خفن ترین ربات فیلمو سریال 😎🤤
سریع استارت کن تا پاک نکردم😒🔪
@Shadowmoviee_bot
2 842
Repost from N/a
گپ 𝐷𝑂𝑀𝐼𝑁𝐴𝑁𝐶𝐸 𝐷𝐸𝑁🧚♀
https://t.me/+23dZeFyv0zM0YTZk
پراز برت های شیطون کوچولو😈
https://t.me/+23dZeFyv0zM0YTZk
این گپ بهشت برت هاس🙂↕️💕
https://t.me/+Fh37RFFFIOU5YjNk
اینجا میتونید هرسابی باهرطعمی که بخوایید انتخاب کنید🍰👼🏻
https://t.me/+Fh37RFFFIOU5YjNk
اینجا شاهد گونه های مختلف لیتل خواهید بود🩶👽
https://t.me/+23dZeFyv0zM0YTZk
اینجا ددی مسترهارو سرخ میکنیمم🤧🔥
https://t.me/+23dZeFyv0zM0YTZk
بدوید بیایید عقب نمونید👾
2 842
Repost from N/a
https://t.me/+23dZeFyv0zM0YTZk
گپ ما 𝐷𝑂𝑀𝐼𝑁𝐴𝑁𝐶𝐸 𝐷𝐸𝑁
ولی میتونی با هر گرایشی داری جویین شی 😌
https://t.me/+23dZeFyv0zM0YTZk
🍼💕
https://t.me/+23dZeFyv0zM0YTZk
🧚♀💕
https://t.me/+23dZeFyv0zM0YTZk
ویسکال 4⃣2⃣ فعال و میتونیی با بقیه حرف بزنی و دوست شی 🤗
https://t.me/+23dZeFyv0zM0YTZk
خوشحال میشیم که به گپ ما جویین شی و جمع دوشتانه ی کارو بزرگ تر کنی دوست عزیز🥺😍
🔥
https://t.me/+23dZeFyv0zM0YTZk
درضمن فعال باشی ادمین میشی💥
🔥
https://t.me/+23dZeFyv0zM0YTZk
2 842
ای کاش حداقل کور بودی.
انتخاب کردن شیشه با وجود الماس اون هم وقتی که تخم چشمات سالمه و میبینی کار ابلهانهایه.
2 842
Repost from N/a
همه توجه کنن🔥
گپ داریم مخصوص کوبص های ناب 𝔰𝔪🎀
https://t.me/+LSzBJS0gRjg1MzBk https://t.me/+LSzBJS0gRjg1MzBkلیتل های هورنی ددی های جذاب و کار بلد🧸 اسلیو های مطیع و سکسی مستر های خشن😈
https://t.me/+LSzBJS0gRjg1MzBk https://t.me/+LSzBJS0gRjg1MzBkاسلیو بوی هستی دلت تنبیه میخواد توسط یه میسترس هات؟😺 پس سریع بزن رو لینک بیا تو دنیای بزرگ خانواده 𝔟𝔡𝔰𝔪 ༆💞
https://t.me/+LSzBJS0gRjg1MzBk https://t.me/+LSzBJS0gRjg1MzBkپیام رسان بنرزن حرفه ای: @moon_ttab_bot @moon_tab_bot
2 842
Repost from N/a
👶🏻بابایی چرا جایی نیست که راحت حرف بزنیم خب😿
👨🏻بیبی گرل الان میبرمت یه گپ راحت جلو همه
بابایی صدام کن🩸⛓
👶🏻اخه گپا نمیشه که بیرونمون میکنن😿
👨🏻اینجا مخصوص خانواده 𝔅𝔇𝔖𝔐 و 𝔏𝔊𝔅𝔗
هستش😈
👨🏻مخصوص گرایشای خاص بیا سریع🎀
👶🏻چشم چشم اومدم😻
شماهم بیاین عشق کنین💞
https://t.me/+LSzBJS0gRjg1MzBk
https://t.me/+LSzBJS0gRjg1MzBk
https://t.me/+LSzBJS0gRjg1MzBk
https://t.me/+LSzBJS0gRjg1MzBk
پیام رسان بنرزن حرفه ای:
@moon_ttab_bot @moon_tab_bot
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
