[ﻗــــــــﺎف کافه]
前往频道在 Telegram
قافکافه ،کانالیکاملاتخصصیدرعرفان ( #Full_specialized_mystical_channel ) درکلیهءشاخههایمرتبطباعرفانوفرا فیزیک، اعمازفرقههایمختلفعرفاناسلامی،مسیحی، یهودی،زرتشتی...ونیزآشناییباپیامهایخداجویی غیرزمینیان ادمین: https://t.me/Ghaf_cafe
显示更多496
订阅者
无数据24 小时
-17 天
+330 天
帖子存档
چرا قمر در عقرب باعث انرژی منفی میشود؟
قمر در عقرب یکی از پدیدههای نجومی است که درمتون اسلامی، علوممتافیزیکی و حتی برخی شاخههای نجوم باستانی به عنوان زمانی حساس و پرانرژی شناخته شده است. این دوره زمانی که ماه در صورت فلکی عقرب قرار میگیرد، بهطور خاص با افزایش انرژیهای ناپایدار، تأثیرات منفی و تغییرات شدید درونی همراه است. اما چرا این اتفاق میافتد؟
۱. تأثیر فرکانسی و انرژی بالای صورت فلکی عقرب
صورت فلکی عقرب از دیدگاه نجومی یکی از پرقدرتترین و دگرگونکنندهترین صور فلکی است. انرژی این صورت فلکی عمیق، شدید، رازآلود و گاهی ویرانگر است. هنگامی که ماه، که خود نماد احساسات، ناخودآگاه و تأثیرات درونی است، وارد این محدوده میشود، انرژیهای پرتنش و تغییرات غیرمنتظره را پذیرش و فعال میکند. این میتواند باعث افزایش اضطراب، بیقراری و حتی بروز درگیریهای احساسی شود.
۲. اختلال در امواج الکترومغناطیسی و تأثیر بر بدن
ماه دارای تأثیر گرانشی قوی بر زمین و بدن انسان است، بهویژه بر مایعات بدن و جریانهای الکترومغناطیسی.
در زمان قمر در عقرب، این تأثیرات به دلیل انرژی خاص این صورت فلکی، شدت میگیرد. بسیاری از افراد در این دوره احساس سنگینی، خوابهای آشفته، عدم تمرکز و حتی علائم جسمانی مانند سردرد و بیحوصلگی را تجربه میکنند.
۳. تداخل با میدان انرژی بدن (هاله و چاکراها)
در متافیزیک، بدن انسان دارای یک میدان انرژی (هاله) است که تحت تأثیر اجرام آسمانی قرار میگیرد. قمر در عقرب میتواند این میدان را تضعیف کرده یا نوسانات شدیدی در آن ایجاد کند. چاکراهای مرتبط با احساسات (مانند چاکرای قلب و چاکرای خورشیدی) ممکن است بیش از حد فعال شوند یا دچار اختلال شوند، که نتیجه آن افزایش استرس، احساسات سرکوبشده و حتی بروز اختلافات در روابط است.
۴. افزایش احتمال تصمیمگیریهای نادرست و مشکلات ارتباطی
در بسیاری از روایات اسلامی و متون کهن ذکر شده است که در زمان قمر در عقرب، بهتر است از انجام کارهای مهم، عقد قرارداد، ازدواج یا شروع پروژههای جدید پرهیز شود. علت این توصیه این است که انرژی این دوره ناپایدار بوده و ممکن است باعث تصمیمگیریهای اشتباه یا بروز مشکلات غیرمنتظره شود.
۵. تأثیر بر خواب، رؤیاها و ادراکات شهودی
بسیاری از افراد گزارش کردهاند که در زمان قمر در عقرب، خوابهای عجیب و گاهی کابوسگونه میبینند. این دوره میتواند باعث افزایش فعالیت غده صنوبری و تحریک ناخودآگاه شود، اما به دلیل شدت انرژیهای موجود، این تحریک میتواند به شکل آشفتگی ذهنی و عدم تعادل احساسی بروز کند.
کانالتخصصیعرفانومتافیزیکدرتلگرام ویوتیوب:
@Ghafcafe181 قاف کافه
ای برگ، قوّت یافتی تا شاخ را بشکافتی
چون رستی از زندان؟ بگو تا ما در این حبس آن کنیم
مولانا
غزل شمارهٔ ۱۳۸۶
کانال تخصصی عرفان و متافیزیک در تلگرام و یوتیوب
@Ghafcafe181 قاف کافه
🤲 400 بار ذکر شریف «استغفر الله واتوب الیه» در هر شب و روز ماه مبارک رمضان مورد تأکید و موجب برکات معنوی فراوان است.
یکی از برکات استغفار باز شدن دل به جذب فیضهای رحمانی و توسعه رزق الهی در زندگی است.
همچنین استماع ویا قرائت سوره مبارکهء واقعه نیز در گشایش رزق بسیار مفید است.
کانالتخصصیعرفانومتافیزیکدرتلگرام ویوتیوب:
@Ghafcafe181 قاف کافه
﷽
صافی نشود قدم هیچکس اندر عبودیّت تا آنگاه که همه کارهای خویش را ریا بیند و حالهای خویش دعوی بیند.
رسالهٔ قشیریه،باب26:
در عبودیت، ص305
‐-------------
درویش آن بود که او را بخدای حاجت نبود.
رساله قشیریه،باب41:
در فقر، ص461
کانالتخصصیعرفانومتافیزیکدرتلگرام ویوتیوب:
@Ghafcafe181 قاف کافه
دشمن درونی از نگاه سعدی و مولانا
از یک نگاه کلان میتوانیم دشمنانمان را به دو دستۀ بزرگ تقسیم کنیم: دشمنان بیرونی و دشمن درونی. منظور از دشمنان بیرونی همۀ انسانهایی هستند که با ما مخالفند و قصد دارند به ما آسیب بزنند یا ما را از بین ...
... و سعدی نیز دقیقاً بر همین باور است که هیچ کسی به اندازۀ ما به ما زیان نمیرساند. اگر ما این نکته را دریابیم، به جای ناله کردن از دست دیگران، فقط از دست خودمان ناله میکنیم:
همه از دست غیر ناله کنند
سعدی از دست خویشتن فریاد
(کلیات سعدی، بوستان، چاپ استاد مظاهر مصفا، ص ۵۸۷)
در این سخنرانی کوتاه ، سعی کردهام سخنان سعدی و مولانا را درمورد دشمن درونی برای شما دوستان عزیزم توضیح دهم. امیدوارم که این بحث کوتاه را بپسندید.
ایرج شهبازی
هشتم شهریور ۱۴۰۴
کانالتخصصیعرفانومتافیزیکدرتلگرام ویوتیوب:
@Ghafcafe181 قاف کافه
جناب حافظ ره میفرمایند:
سلطان و فکر لشکر و سودای تاج و گنج
درویش و امن خاطر و کنج قلندری
یک حرف صوفیانه بگویم اجازت است
"ای نور دیده صلح به از جنگ و داوری"
کانالتخصصیعرفانومتافیزیکدرتلگرام ویوتیوب:
@Ghafcafe181 قاف کافه
زاهدا بر ما مزن کآئینهی ذاتیم ما
بر جمالِ بیمثالِ دوست مرآتیم ما
گر تویی از پاردمساییدگان مدرسه
پاچهوَرمالیدهی کوی خراباتیم ما
حسین دودی اصفهانی
تصویر: جناب درویش دکتر بکتاش منور علیشاه از مشایخ حضرت خیرالحاج مطهر علیشاه
کانالتخصصیعرفانومتافیزیکدرتلگرام ویوتیوب:
@Ghafcafe181 قاف کافه
سالکِ صالح را سزاوار است که بر حدّ مشروع نیفزاید تا از پیروان شرع باشد، زیرا ترکِ عمل بهسبب پیروی و اتباع، اجرش از عملِ ابتداعی (بدعت شده) و بدعت بیشتر است...
شیخ الاکبر محیی الدین ابن العربی
فتوحات مکیه
باب ۱۰۶
کانالتخصصیعرفانومتافیزیکدرتلگرام ویوتیوب:
@Ghafcafe181 قاف کافه
🛎 تازه منتشر شده 👇
https://youtu.be/INu3aZaoIs4
آشنایی با شرایط و آداب جوع و گرسنگی مریدان و سالکین طریقت (آداب مرید 11 از ابن عربی)
کس تو را دشمن نمانَد در دیار
آیا میتوان به وضعیتی رسید که هیچ دشمنی نداشت؟
پاسخ مولانا آری است. میگوید کسی که با ماه و آفتاب و دریا دشمنی میکند، در حقیقت با خودش دشمنی دارد. آخر، ماه و آفتاب و دریا که گزندی از دشمنی کسی نمیبینند. و در واقع، دشمنی ندارند. و بعد از این مقدمه، توضیح میدهد که چگونه انسان میتواند وضعیتی همچون ماه، همچون آفتاب، همچون دریا داشته باشد. گزندناپذیر شود. و دیگر از آسیبهای بیرونی بیمناک نباشد.
دشمن به آنکه زنده است میتواند آسیب بزند، وقتی کسی از خود میمیرد تا در خدا زندگانی کند، از ابر عبور کرده و ماه شده است:
راه تو چون فنا بوَد خَصمِ تو را کجا بود؟
طاقت تو کِرا بود؟ کآتش تیزِ مطلقی
(کلیات شمس، غزل ۲۴۷۰)
به بیخویشان، نمیتوان آسیب زد:
تو باخویشی، به بیخویشان مپیچ، ای خصم درویشان
مزن تو پنجه با ایشان، به دستانی که نتوانی
(غزل ۲۵۴۶)
عاشق به یُمنِ عشق، دریایِ فزونی و فراوانی میشود. دریا، از دشمنی دیگران نمیترسد:
مترس از خصم و تو فارغ همی باش
که عاشق هست آن بحر فزونی
(غزل ۳۱۸۸)
مولانا بعد از آنکه میگوید تنها دشمنِ تو نفسِ توست که تو را از بودنی شبیه آفتاب و مهتاب و دریا، بازداشته است، اشاره میکند که با رَستن از نفس و کنار زدنِ ابرها، دیگری کسی دشمن ما نخواهد بود. احساس اینکه دشمنی در بیرون از ما وجود دارد، به طورِ کلّی از میان میرود:
از وی این دنیای خوش بر توست تنگ
از پیِ او با حق و با خلق جنگ
نفس کُشتی، باز رَستی زاعتذار
کس تو را دشمن نمانَد در دیار
(مثنوی، ۲: ۷۸۵ـ۷۸۶)
آن وقت خودش به اشکالی مقدَّر پاسخ میدهد. اگر رستگانِ از خویش، دشمنی ندارند، پس اینهمه بدخواه و دشمن که انبیا و اولیا داشتند چه؟
گر شِکال آرَد کسی بر گفتِ ما
از برای انبیا و اولیا
کانبیا را نی که نفْسِ کُشته بود
پس چراشان دشمنان بود و حسود؟
آنان دشمن خود بودهاند نه دشمنِ دوستان خدا. در معنای دشمنی تأمل میکند. دشمن کسی است که ما را از درک و تماشای آفتاب بازدارد و محروم کند. بر این اساس، دشمنی کودک با معلم، دشمنیِ بیمار با طبیب، دشمنیِ ماهی با دریا، دشمنیِ خفاش با آفتاب، در حقیقت دشمنی با خودشان است.
بشنو این اِشکال و شُبهت را جواب:
دشمنِ خود بودهاند آن منکران
زخم بر خود میزدند ایشان چنان
دشمن آن باشد که قصدِ جان کند
دشمن آن نبوَد که خود جان میکَنَد
نیست خُفّاشک عدوِّ آفتاب
او عدوِّ خویش آمد در حجاب
تابشِ خورشید او را میکُشد
رنجِ او خورشید هرگز کی کشد؟
دشمن آن باشد کز او آید عذاب
مانع آید لعل را از آفتاب
مانع خویشاند جملهیْ کافران
از شعاعِ جوهرِ پیغامبران
کی حجابِ چشمِ آن فردند خلق؟
چشم خود را کور و کژ کردند خلق
گر شود بیمار دشمن با طبیب
ور کند کودک عداوت با ادیب
در حقیقت رهزنِ جانِ خودند
راهِ عقل و جانِ خود را خود زدند
گازری گر خشم گیرد زآفتاب
ماهیی گر خشم میگیرد ز آب
تو یکی بنگر که را دارد زیان؟
عاقبت کهبْوَد سیاهاختر از آن؟
و در ضمن این پاسخ، داستانکی میآورد: غلامی هندو با خواجه و آقای خود کینه و دشمنی دارد و میخواهد به او آسیب بزند. خودش را از بام خانه میاندازد و به کُشتن میدهد. خود را میکُشد تا صاحب خود را متضرّر کند:
چون غلام هندویٖ کاو کین کَشد
از ستیزهیْ خواجه خود را میکُشد
سرنگون میافتد از بامِ سرا
تا زیانی کرده باشد خواجه را
(مثنوی، ۲: ۷۹۹ـ۸۰۰)
با آن خودِ ناپایدار که معنای خود را از داشتنها میگیرد، میتوان دشمنی کرد. اما با دلی که خود را در اتصال با دریا معنا کرده، در دریا گریخته و بَدَل به دریا شده، چگونه میشود دشمنی داشت؟ به کسی که حقیقت و هویّت خود را در عشق یافته، چگونه میشود آسیب زد؟ کسی که از زندانِ خودی گریخته و به فراخنای بیخودی رسیده، دیگر هیچ دشمنی ندارد.
صدیق قطبی
کانالتخصصیعرفانومتافیزیکدرتلگرام ویوتیوب:
@Ghafcafe181 قاف کافه
ترجمه ای از کتاب جهیزیه درویش (ترکی استانبولی)
قسمت چهارم
زیارت قبرهای عبدالمحمد و سپس امیر سلطان در مراسم "سوپ کوفته" نیز بخشی از این سنت بود. بازدید اشرفیها از امیر سلطان احتمالاً ادامه جشنواره معروف درخت یهودا در بورسا بود که قرنها جشن گرفته میشد اما در اواخر قرن نوزدهم متوقف شد.
در طول ماههای بهار، هزاران امیر سلطان درویشان از روستاهای اطراف، به ویژه اورهان-ایلی، جبل-آی آتیک، سیماو و تاوشانلی، برای دیدار امیر سلطان به بورسا میآمدند. ابتدا، در امیر سلطان، سپس در خانههای اوفتاده، اینجیرلی و اوچکوزلار.
نسخه دیگری از این متن با کمی تفاوت وجود دارد: "ای خدا! شکرت! باشد که خیر و نیکی پیروز شود!" باشد که شرّ دور شود!... بیایید در این میدان عشق فرود آییم!» بیایید از سنت شریف مولایمان، سلطان عاشقان، حجت خوبان، مظهر اسرار، پیر قائم به ذات، ذات اعلی، بخشنده، مقدس، سرّ اعلی، عبدالله رومی پیروی کنیم. بیایید از راهنمایی سلطان عاشقان پیروی کنیم. سپس به سوی سلطان باشکوه برویم. بیایید با فرمان پیر، سر تعظیم در برابر سلطان امیر فرود آوریم. بیایید با آداب و رسوم شایسته، از سنت مولایمان پیروی کنیم... بیایید با تضرع به درگاه الهی، از روح خدا پناه و یاری بجوییم. بیایید، ای هزاران خردمند، بیایید در این مناسبت مبارک و گرانبها، با هم آش کوفته بخوریم و یاد رفتگان را گرامی بداریم!»
( م: صفیالدین ارهان، «سنت سوپ کوفته در میان اشرافیهای بورسا»، صفحات ۳۰۰-۳۰۱.)
«هر ساله در بهار، جمعیت زیادی از مردم در مقبره امیر سلطان جمع میشدند و جشنواره درخت جودا را جشن میگرفتند...
سپس، فاتحهای برای عالمدار دده خوانده میشد و مردم در مقابل قبر آنها، "سبعه اشرفیان"، که کمی جلوتر بود، میایستادند. در اینجا، شیخ لژ امیر سلطان به همراه درویشانش، که توسط دو عودسوز که سکه معروف نقشبندی را به خود بسته بودند، رهبری میشدند، ظاهر میشدند. دو شیخ مقام با هم دست میدادند و شعار میدادند: «درود بر عاشقان حقیقی! چه روح زیبایی دارد امیر سلطان!» سپس، دو شیخ مقام وارد مقبره امیر سلطان میشدند، درویشان بر اساس مقامشان در جای خود مینشستند و شیخ مقام شروع به خواندن سوره ملک میکرد. در پایان توحید، صلواتی حاوی مدح و نعت رسول قرائت میشد و درست مانند خانههای قادری، «دراویش جمع» با «سرود کومهور» برای ذکر میایستادند. سپس شیخ اشرفی ذکر را در میدان رهبری میکرد. پس از بازدید از مقبره، مردم به بیرون میرفتند، از پلههای دروازه غربی مسجد پایین میآمدند و با دو شیخ صاحب مقام ملاقات میکردند. سپس، شیخ و درویش به نوبت دست میدادند. سپس شیخ اشرفی کلمه توحید (قرائت مناجات الهی) را شروع میکرد. پنج دقیقه بعد، آنها دوباره با شیخِ مقام، شیخِ لژ امیر سلطان، ملاقات میکردند و از همان مسیر برمیگشتند.
کانالتخصصیعرفانومتافیزیکدرتلگرام ویوتیوب:
@Ghafcafe181 قاف کافه
اگر کسی بپرسد که چرا خدا اجازه داد انسان آزموده شود، در حالی که از پیش میدانست انسان در برابرِ وسوسهگر تسلیم خواهد شد؟ من تابِ رسوخ به اعماقِ حکمتِ الهی را ندارم، و اعتراف میکنم که حلّ این مسئله بسی فراتر از تواناییِ من است! شاید رازی پنهان در کار باشد که تنها برای کسانی که از من بهتر و مقدّسترند آشکار شده، نه به خاطرِ شایستگیهایشان، بلکه صرفاً به لطفِ خدا.
امّا تا آنجا که خدا به من توانِ فهم عطا میکند یا اجازهی سخن گفتن میدهد، من چنین میاندیشم که : انسان سزاوارِ ستایشِ بزرگ نمیبود اگر تنها از این رو میتوانست نیکو زندگی کند که هیچکس او را وسوسه نمیکرد تا ابد زندگی کند. طبیعتاً، او میتوانست این توان را داشته باشد که، با یاریِ همان خدایی که «در برابر متکبّران مقاومت میکند و به فروتنان فیض میبخشد»، نخواهد به وسوسهگر تن دهد.
پس چرا بگوییم خدا نباید اجازه میداد انسان آزموده شود، هرچند از پیش میدانست که او تسلیم خواهد شد؟ انسان این کار را با ارادهی آزادِ خویش انجام میداد و بنابراین گناهکار میشد، و میبایست مطابقِ عدالتِ خدا مجازات را متحمّل شود تا نظمِ راستین بازگردانده شود. بدینسان، خدا ارادهی خویش را برای نفسِ متکبّر آشکار میکرد، برای آنکه مقدّسان در نسلهای آینده از آن پند گیرند. زیرا او حتّی از ارادههایِ بدِ نفوس نیز، هنگامی که طبیعتِ نیکوی خود را به کژراهه میکشانند،بهگونهای حکیمانهبهره میگیرد.
آگوستین، تفسیرِ تحتاللفظیِ پیدایش ۱۱.۴.۶–۷
کانالتخصصیعرفانومتافیزیکدرتلگرام ویوتیوب:
@Ghafcafe181 قاف کافه
از بویزید پرسیدند، رحمه اللّه:
«بِمَ وَجَدْتَ ماوَجَدْتَ؟» قال: «بِحُسْنِ الصّحبةِ مَعَ اللّه، عزّ و جلّ.»
گفتندش: «به چه یافتی آنچه یافتی؟» گفت: «بدانکه با حق تعالى صحبت نیکو کردم و با ادب بودم و اندر خلأ همچنان بودم که اندر ملأ.»
کشف المحجوب، ص ۲۰۰
کانالتخصصیعرفانومتافیزیکدرتلگرام ویوتیوب:
@Ghafcafe181 قاف کافه
خوشا آنانکه با عزت ز گیتی
بساط خویش برچیدند و رفتند
ز کالاهای این آشفته بازار
محبت را پسندیدند و رفتند
خوشا آنانکه در میزان وجدان
حساب خویش سنجیدند و رفتند
نگردیدند هرگز گِرد باطل
حقیقت را پسندیدند و رفتند
خوشا آنانکه بر این عرصه خاک
چو خورشیدی درخشیدند و رفتند
خوشا آنانکه از پیمانه دوست
شراب عشق نوشیدند و رفتند
خوشا آنانکه با ایمان و اخلاص
حریم دوست بوسیدند و رفتند
خوشا آنانکه بذر آدمیت
در این ویرانه پاشیدند و رفتند
چو نخل باروَر بر تنگدَستان
ثمر دادند و بخشیدند و رفتند
ز جزر و مدّ ِ این گرداب هایل
سبکباران نترسیدند و رفتند
خوشا آنانکه پا در وادی حق
نهادند و نلغزیدند و رفتند
ز تقوا جامه در بر کُن که نیکان
ز تقوا جامه پوشیدند و رفتند
مشو غافل که پاداش بد و نیک
ز گیتی رفتگان دیدند و رفتند
خوشا آنانکه بار ِ دوستی را
کشیدند و نرنجیدند و رفتند
“رسا” در راه خدمت باش کوشا
خوشا آنانکه کوشیدند و رفتند
پروین اعتصامی
کانالتخصصیعرفانومتافیزیکدرتلگرام ویوتیوب:
@Ghafcafe181 قاف کافه
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
