ch
Feedback
همسـرایی ادیبان ایران

همسـرایی ادیبان ایران

前往频道在 Telegram

گزارش همسرایی های گروه فاخر ادیبانه

显示更多
1 742
订阅者
+124 小时
+47
无数据30
帖子存档
sticker.webp0.64 KB

🍃🌸 فرارسیدن "روز قلم" را به تمام نویسندگان، شاعران، اهل اندیشه و دوستداران واژه تبریک می‌گوییم. 🍃🌺باشد که قلم‌هایمان همیش
🍃🌸 فرارسیدن "روز قلم" را به تمام نویسندگان، شاعران، اهل اندیشه و دوستداران واژه تبریک می‌گوییم. 🍃🌺باشد که قلم‌هایمان همیشه در مسیر حقیقت، زیبایی و بیداری جاری بماند و نوشته‌هایمان پلی برای پیوند دل‌ها و ساختن جهانی مهربان‌تر باشد... 🖋روز قلم گرامی باد 🖋 🍃💮#گروه‌ادیبانه💮🍃

⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️
تک بیت های سروده شده روز جمعه
اشعار سروده شده در پاسخ به شعر چالش سپاس و قدردانی بی‌پایان از همراهان فرهیخته‌ای که با ذوق و هنر خویش، طنین شعر را در چالش تک‌بیت، معنا بخشیدند. بیت ارائه شده در چالش در فراق گوهری سر در گریبانم هنوز همنشین روح مجنون در بیابانم هنوز  #غلامعباس_جانشکر
پاسخهای ارسالی دوستان
سوخت این جان و تن خسته از آلام فراق ای که با نغمه ی تو ، دل شده دمساز بیا #شهرام_آذین ای که آرامش،کنارِ نامِ تو پهلو  گرفت ساحلِ بیداری این چشم بیخوابی، هنوز #بهار_راد صدف قلب من از گوهر عشق تو تپیدن دارد وسط خاطره ها رقص خیال تو چه دیدن دارد #اکرم_محمدی عندلیب و سهره و آمد صدای فاخته من همان فرهاد شیرینم غزلخوانم هنوز #فرهاد_شکوهی جانا به آسمان دلم اختری  هنوز ای عشق اولین به سر دفتری هنوز #بهار می کشم درد فراق آن سپهر آسمان تا سحر  در هجر او از دیده گریانم هنوز #یسار از همیشه تشنه تر زرد و پریشانم هنوز از ترک لبریز تر دلتنگ بارانم هنوز #اڪرم‌_نورانی بی تو در تالاب حسرت منتظر چون که ابری پر ز بارانم هنوز #نازگل_میم_غین دل چه خواهد جز دل آرامی که باشد باوفا جستجو آخر چرا برگرد، من آنم هنوز #حسینی_f من تورا در قاب دل آویخته ام جانی هنوز مثل گل های بهاری غرق بارانی هنوز #سپیده رفتی و در بوستانِ عاشقی غمگین شدم ای گل زیبا به یادت دل پریشانم هنوز #محمود_عباسی_عقدا«م.بیرنگ» خانه ات را نازنین پیدا نکردم عاقبت جی پی اس دارم ولی در کوچه حیرانم هنوز #ع_مژگانی آورَد شور و طراوت گر بیاید لیلی‌ام در هوای بارش زیبای بارانم هنوز #شاهد نیست مجنون هرکه ساکن دردلِ آبادی است دل به لیلا هرکه  بندد رو به صحرا می کند #اکبر_علی‌بیکی یک جهان دیوانه‌اش بودند و عاقل گشته‌اند من نه از اینان، که پا بر جا، از آنانم هنوز #عباس_خورشیدی در فراقت روز و شب، اشکم گواهِ حالِ من همچو مجنون در پیِ آن گوهرِ نابم هنوز #حورا_خورشید در خاطرم برای تو! گل میخرم هنوز تب می کنم تا نامِ تو را می برم هنوز #پندار‌زنگنه داستان عشق را ابر و بیابانم هنوز ... قطره ای افتاده از چشمان بارانم هنوز ... #آرام_لک فراقم سخت می‌آید ولیکن صبر می‌باید که گر بگریزم از سختی رفیق سست پیمانم... ‌#سعدی منتخب ارسالی بانو فاطمه از فراق و دوريش يك عمر مجنون گشته ام يك نفس، با جان ودل هر بار ، تنها مى روم #علي_رضا(صوفي) شب را به یادت تا سحر بیدار ماندم بی خبر دلخوش بُدم با چشم تر بشکسته ام مجنون و خوش #روژا همچنان چشمی به پایان افق می دوزد و چشم دیگر انتظار چشم لیلی می کشد #حسام_خراسانی تیر مژگانت به قلبم خورد اما زنده ام کشت ما را سخت جانی ها پریشانم هنوز #احمد_آرام‌نژاد درفراق تو چنان سردرگم و درمانده ام پشت ابر حسرتی ای ماه تابانم هنوز #راحله_هاشمی زندگی رنج است و من در رقص میدانم هنوز مثل مجنون عاشقم محو بیابانم هنوز #لیلاقلاوند_الیا در نبودن های تو دل سوختن شد کار من شمع جانم اشک غم می ریزد از تنهایی اش #محسن_اسکندری در کویرِ فاصله مانندِ بارانم هنوز در تبِ دیدارِ تو یک عمر سوزانم هنوز #فرزانه_صیاد‌ همنشینِ روحِ مجنون در بیابانم اگر علتی دیگر ندارد بَندِ هجرانم هنوز #مجیدکرمی_زرندی در هوای رویِ ماهش، مثل بارانم هنوز خسته از داغِ جــدایی، باز ویرانم هنوز #ستاره_حسینی هر کجا هستی دلت آباد باشد؛ بعد تو مثل لبخندی میان گریه ویرانم هنوز... #سیامک_عشقعلی تا کی مرا بدرد فراق امتحان کنی از وصل مژده‌ای بمن ممتحن رسان #خواجوی_کرمانی منتخب ارسالی بانو تارا در فراقش مجمری آتش، فروزانم هنوز دردِ عشقش را به دل خواهان و مهمانم هنوز #فهیمه_کرامت در اگر بسته است  از دیوار میآیم فرود در میان عاشقانت مرد میدانم هنوز #احمد_رضانیا «الف_تنها» در شعاع چشم تو عکسی ز من افتاده است پس چرا آواره کوی و خیابانم هنوز #ناهید بی تو من مجنون ترین مجنونِ دورانم هنوز   از تو و از  بی وفایی هات ، حیرانم هنوز   #فارا همه جا بوی و تو و روی تو و خوی تو است دل سرگشته ی من پر ز هیاهوست هنوز #کبری_صیادی_هما در فراقت روح سرگردان و حیرانم هنوز همچو مجنون فارغ از خود در بیابانم هنوز #لیلاگروسی غصه‌هایم رابه کوه ِ بیستون گویم اگر تیشه‌ی فرهاد را راز مگو دارم هنوز #زهره_طریقی من به شوقِ عشق تو،جانا،غزل ها گفته ام کاش میشد تا بگویم دوستت دارم هنوز.... #دنیـــا_کریمی پر گشودی گرد من تامن تماشایت کنم سوختی و سوختم ،چون شمع گریانم هنوز #شرافت_قلعه‌نوی

sticker.webp0.25 KB

#غزل_مشترک_ادیبانه #نهم_تیر_۱۴۰۵ ‌‌‌ ๑࿐๑๑࿐๑๑࿐๑๑ غم‌نیست‌گرکه‌گردنشیندبه‌روی‌مرد #دکترسیدمحمود_الهام‌بخش اشکم روان ببین تو بر این گونه های زرد #پروین_رمضانی در حسرت تو پنجره‌ها باز مانده‌اند #منیره_امینی دیدی شرابِ جاری لب‌های ما چه کرد؟ #پرویز_شالی ​پاییز بی‌ملاحظه تن‌پوشِ شهر شد #سروناز_زندیه_دولابی تا سر بَرد ز سِرّ ِ من این صبرهای  زرد #اڪرم_نورانی بس خونِ دل که خوردم  و  ساکت گریستم #فرح_فردوسی_فارا در سینه برد هردل عاشق چو رهنورد #رحیمه_گودرزیان_سپیده شعرت مرا به مرحلۀ بی کسی نشاند #هاجر_ملک_حسینی با خلق گرم گیرد و با، بنده هست سرد #شمس_امجدی حسرت به دل نشسته دلم در کویرِ عمر #فهیمه_کرامت وز آستان ِ عشرت ِ عالم هماره طرد #شیوا_حق‌بر دارد غزل به دل، سخن از روزِ دیگرم #پندار_زنگنه ای در صفا و لطف و کرم، بی‌بدیل و فرد #دنیـــا_کریمی من تیر خورده ام زِ رقیبان هزار بار #مصطفی_مطهری_راد بین سپاهِ ظلمت و نور است  این نبرد #مرتضی_حسین_آبادی ‌‌‌ ๑࿐๑๑࿐๑๑࿐๑๑࿐ تنـظیـم:  #مـحمـــــد_مـمــتـــــاز

sticker.webp0.38 KB

ای قلبِ پر‌اُمید، ولی خسته از نبرد تسلیمِ غصه‌ها نشو؛ از راه برنگرد دنیای ما ست مهد گسل‌های بی‌شمار مانندِ بم  نلرز  از آوارِ رنج و درد تاول زده‌است پای دویدن ، ولی هنوز زخمِ عمیقِ فاصله را هیچ حس  نکرد! عشق آمده‌ به عرصۀ سازش کنار ِ عقل دلگرم‌تر بمان تو  به پایانِ جنگ سرد تنها به عشق، قدرت ایثار داده  اند چیزی شبیه معجزهء منحصر به فرد در آسمانِ کهنه بزن  طرحِ تازه ای نقشی بکِش به رنگِ سرابیّ ِ  لاجورد ای زن، شبیه آینۀ دل شدی؛ بمان در انزوای خلوت ِ بغضِ  ِ غریبِ مرد تقویمِ روزگار ، ورق خورده  از"بهار" "مهر"آمده است باز،در  آغوشِ فصلِ زرد #بهار_راد #گروه_ادیبانه #نهم_تیر۱۴۰۵

بنشین دمی به پای سخن های سرد مرد تا بشنوی حکایت این روزگار سرد بین عاشق شکسته دلی روبروی توست بنگر چگونه قامت او غم مچاله کرد چیزی بگو که دل بِرَهانی ازآنچه هست فصلم بهار و رنگ بهارم خزان زرد ای عشق ماندگار زمان در تمام عمر یاد کسی به جز تو شبم را سحر نکرد روزی اگر به جاه و جلالت نظرکنی بینی به راه وصل تو  باشم شبیه ِ گرد یک شب شدی به عالم رؤیا مقابلم نورِ  نگاه نافذ تو  منحصر به فرد دلبر، روان به عالم رؤیا شدی تو باز با موی ارغوانی و تن پوش لاجورد #محمد_ممتاز #گروه_ادیبانه #نهم_تیر۱۴۰۵

ای برکه‌‌ آه ، با دلت ، ابرِ سیه چه کرد؟ تنها شدی در آن شبِ موهومِ تار و سرد دیگر نه در بَرَت اثرِ  نورِ ماهتاب بین سپاهِ ظلمت و نور است  این نبرد دستِ دعا برآر و خدا را بخوان به اشک باشد که  ماه و مِهر بیاید دوای درد #مرتضی_حسین_آبادی #گروه_ادیبانه #نهم_تیر۱۴۰۵

داد از هوایِ بی تو شدن،دادِ فصلِ درد تو تیستی که شرح دهم زخمِ فصلِ سرد من تیر خورده ام زِ رقیبان هزار بار اما شکست نیست‌مرامم در این نبرد #مصطفی_مطهری_راد #گروه_ادیبانه #نهم_تیر۱۴۰۵

افتاد رقص سرخ دلم روی برگ زرد شدسینه همنشین زمستان سخت سرد رستم نیم ولی شده این بار گردنم باید شوم کنار تو پیروز این نبرد یادم نمی رود نفس تازه لبت می گفت از مسیر تب بوسه برنگرد فهمیده اند مردم این شهرکوفه بار همراه تو نمی شوم از بیخ وریشه سرد بهمن به روی شانه ما آب می شود باران ترین ترانه تویی عشق رهنورد کاری که عشقِ پایه ی تو عاشقانه کرد حتی خدای خوب جهان آفرین نکرد این روزها هوای من اردیبهشتی است اندوه از زمان و زمین باتو گشته طرد حس می کنم کتاب غزل خوانده می شود جای دوا به گوش پریشان هرآنچه درد #علی_اکبر_مقدم_فریمان

فریاد و مرگ باد بر این سوز داغ و درد بنشسته بر دلم غم عالم بسان گرد آن دم که در هوای  نگاهِ دگر شدی آه و فغان من ز ثریّا عبور کرد می بینمت ز دور و دلم لرزه می کند مُهر خموش زد به زبانم سکوت سرد لعنت به انتظار و به امید و آرزو برخاطرات رنگ پریده ز فصل زرد #مرضیه_دلبری #گروه_ادیبانه #نهم_تیر۱۴۰۵

غیراز دلی شکسته و خونین وروی ِ زرد بنگردراین میانه فراقت به من چه کرد؟ زخمی که بر دلم زده ای مرهمی نداشت لب بسته و خموشم از این قصّه های درد از دیده  خون دل چکد وآه می کشم یاری نمانده غیر ِِ غم ودرد ِ همنورد می سوزم از فراق  وسراپا در آتشم سوز ِدلم نمی شود از رفتن ِ تو سرد راندی مرا به سردی وبی مهری ات ز خویش ماندم شکسته بال وپر از درد این نَبَرد رفتم که تاکنم سر و جان را نثار تو کاری که غیراین من بیدل کسی نکرد فریاد ازاین زمانه و ازچرخ واژگون داد وفغان ز گنبد دوّار ِ لاجورد ازناله های داغ وجگر سوز من چه سود؟ چون در دل چوسنگ سیاهت اثرنکرد #مدرس_صفا #گروه_ادیبانه #نهم_تیر۱۴۰۵

افتاد رقص سرخ دلم روی برگ زرد شدسینه همنشین زمستان سخت سرد رستم نیم ولی شده این بار گردنم باید شوم کنار تو پیروز این نبرد یادم نمی رود نفس تازه لبت می گفت از مسیر تب بوسه برنگرد فهمیده اند مردم این شهرکوفه بار همراه تو نمی شوم از بیخ وریشه سرد بهمن به روی شانه ما آب می شود باران ترین ترانه تویی عشق رهنورد کاری که عشقِ پایه ی تو عاشقانه کرد حتی خدای خوب جهان آفرین نکرد این روزها هوای من اردیبهشتی است اندوه از زمان و زمین باتو گشته طرد حس می کنم کتاب غزل خوانده می شود جای دوا به گوش پریشان هرآنچه درد #علی_اکبر_مقدم_فریمان

بی‌نهایت عالی .....،هرآنچه درد بهتر