🇪🇺مطالعات اروپا و بریتانیا🇬🇧
前往频道在 Telegram
🔴مطالعات اروپا و بریتانیا 🇪🇺نخستین مطلب کانال در لینک زیر https://t.me/Britishstudies/5 مسائل اروپا و بریتانیا ارتباط با ما Telegram-ID: @Britishstudiess Britishstudiess@gmail.com Instagram.com/European_and_British_studies
显示更多6 816
订阅者
+324 小时
+737 天
+14830 天
帖子存档
با سلام و احترام،
بدینوسیله از پژوهشگران و استادان علاقهمند دعوت میشود در صورت تمایل به همکاری در دوفصلنامهی مطالعات اروپا با شرایط زیر درخواست خود را از طریق ایمیل info@europeanstudies.ir ارسال نمایند.
شرایط لازم؛
۱- حداقل مدرک تحصیلی: دانشجویان دکتری که آزمون جامع را گذرانده باشند
۲- رشته تحصیلی: کلیه گرایشهای علوم سیاسی و روابط بین الملل
۳- رشتههای تحصیلی: حقوق بین الملل، تجارت بین الملل، اقتصاد، جامعه شناسی، زبان و ادبیات انگلیسی، جغرافیا (با تمایل به گرایش در حوزه اروپا و بریتانیا و آمریکای شمالی)
۴- اعضای هیئت علمی نباید هنگام ارائه درخواست در بیش از ۲ نشریه به عنوان هیئت تحریریه دارای سمت باشند.
مشتاقانه منتظر دریافت رزومه شما عزیزان هستیم.
وب سایت دوفصلنامه ایرانی مطالعات اروپا را در لینک زیر ببینید
https://www.ijoes.ir
Repost from N/a
📊جدیدترین نظرسنجی انتخابات اسرائیل
تاریخ: ۱۸ اکتبر ۲۰۲۶
کانال ۱۴: لیکود ۲۹، یاشار ۲۲ کرسی
i24NEWS: لیکود ۲۵، یاشار ۲۱ کرسی
کان ۱۱: یاشار ۲۳، لیکود ۲۱ کرسی
☑ با نمایه اسرائیل، اسرائیل را دقیق و عمیق مطالعه کنید.
🆑 @Israel_Index
📆 روزشمار تاریخ اروپا و بریتانیا، آمریکا و روسیه | ۱۸ اکتبر ۲۰۲۶
اروپا و بریتانیا 🇪🇺 🇬🇧
۱۷۴۸ – امضای پیمان اکسلاشاپل و پایان جنگ جانشینی اتریش
در ۱۸ اکتبر ۱۷۴۸، پیمان پیمان اکسلاشاپل میان بریتانیا، فرانسه و جمهوری هلند امضا شد و به جنگ جانشینی اتریش پایان داد. توافق، بازگرداندن بخش بزرگی از فتوحات جنگی را مقرر کرد، اما اختلافهای بنیادین قدرتهای اروپایی را برطرف نساخت. نارضایتی دولتها از نتایج پیمان و رقابت بر سر مستعمرات و موازنه قوا، در شکلگیری صفبندیهای تازه و وقوع جنگ هفتساله در سال ۱۷۵۶ نقش داشت.
۱۸۶۰ – سوزاندن کاخ تابستانی قدیمی پکن در جنگ دوم تریاک
در ۱۸ اکتبر ۱۸۶۰، نیروهای بریتانیایی به دستور لرد الگین، نماینده ارشد بریتانیا در چین، آتشزدن مجموعه کاخ تابستانی قدیمی یوانمینگیوان در پکن را آغاز کردند. این مجموعه از مهمترین مراکز معماری، باغسازی و هنر دربار دودمان چینگ بود. تخریب آن در جریان جنگ دوم تریاک و پس از غارت مجموعه به دست نیروهای بریتانیایی و فرانسوی رخ داد. این اقدام بهعنوان یکی از نمادهای برجسته خشونت امپریالیستی و تحمیل نظامی قدرتهای اروپایی بر چین شناخته میشود. بخش بزرگی از بناها و آثار هنری مجموعه نابود شد و بسیاری از اشیای آن به خارج از چین انتقال یافتند. این واقعه همچنان در حافظه تاریخی چین جایگاهی مهم دارد و در بحثهای مربوط به میراث فرهنگی غارتشده مورد استناد قرار میگیرد.
۱۹۲۲ – تأسیس شرکت پخش بریتانیا؛ آغاز تاریخ بیبیسی
در ۱۸ اکتبر ۱۹۲۲، بیبیسی ابتدا با نام شرکت پخش بریتانیا (British Broadcasting Company) تأسیس شد. این شرکت را گروهی از تولیدکنندگان تجهیزات رادیویی تشکیل دادند تا خدمات پخش رادیویی را سازماندهی کنند. نخستین پخشهای روزانه آن در نوامبر همان سال آغاز شد و در سال ۱۹۲۷، ساختار آن به یک نهاد عمومی مبتنی بر منشور سلطنتی تغییر یافت. بیبیسی بعدها به یکی از مهمترین سازمانهای رسانهای جهان تبدیل شد و در شکلگیری استانداردهای روزنامهنگاری و پخش عمومی نقش برجستهای ایفا کرد.
۱۸۵۱ – انتشار نخستین نسخه رمان «موبی دیک»
در ۱۸ اکتبر ۱۸۵۱، رمان موبی دیک اثر هرمان ملویل در لندن با عنوان The Whale منتشر شد. نسخه آمریکایی کتاب، با عنوان شناختهشده Moby-Dick; or, The Whale، ماه بعد انتشار یافت. این اثر که روایت تعقیب وسواسگونه نهنگی سفید به دست ناخدایی به نام اهب است، بعدها به یکی از آثار برجسته ادبیات آمریکا و ادبیات مدرن جهان تبدیل شد.
۱۹۲۴ – نخستین ارتباط رادیویی دوسویه میان نیوزیلند و لندن
در ۱۸ اکتبر ۱۹۲۴، فرانک بل، اپراتور رادیویی آماتور نیوزیلندی، از مزرعه خانوادگی خود در شَگ ولی در جزیره جنوبی نیوزیلند، پیامی مورس فرستاد که توسط سیسیل گویدر در لندن دریافت شد و پاسخ گرفت. این ارتباط از دستاوردهای اولیه ارتباطات رادیویی دوربرد به شمار میرفت و توانایی امواج کوتاه را برای برقراری ارتباط میان نقاط بسیار دور از یکدیگر نشان داد. این موفقیت جایگاه نیوزیلند را در تاریخ ارتباطات رادیویی تثبیت کرد و به گسترش اعتماد به ارتباطات بیسیم بینقارهای کمک رساند؛ فناوریای که در دهههای بعد برای ارتباطات دریایی، هوانوردی، مخابرات و پخش رادیویی اهمیت فزایندهای یافت.
آمریکا 🇺🇸
۱۸۶۷ – انتقال رسمی آلاسکا از روسیه به ایالات متحده
در ۱۸ اکتبر ۱۸۶۷، مراسم رسمی انتقال آلاسکا در شهر سیتکا برگزار شد. نمایندگان روسیه و ایالات متحده پرچمها را جابهجا کردند و اداره سرزمین به دولت آمریکا واگذار شد. این منطقه پیشتر بر اساس معاهدهای به ارزش ۷٫۲ میلیون دلار از روسیه خریداری شده بود؛ معاهده در مارس همان سال امضا شده بود، اما انتقال رسمی در اکتبر صورت گرفت. این معامله که با ابتکار ویلیام سوارد، وزیر خارجه آمریکا، انجام شد، گسترش قلمرو ایالات متحده در شمال اقیانوس آرام را در پی داشت. اهمیت راهبردی آلاسکا در دهههای بعد، بهویژه با کشف منابع طبیعی و افزایش اهمیت نظامی منطقه، آشکارتر شد.
۱۸۹۸ – استقرار رسمی حاکمیت آمریکا بر پورتوریکو
در ۱۸ اکتبر ۱۸۹۸، نیروهای آمریکایی پرچم ایالات متحده را در پورتوریکو برافراشتند و کنترل این جزیره را در جریان جنگ آمریکا و اسپانیا رسمی کردند. نیروهای آمریکایی از ژوئیه همان سال در جزیره حضور نظامی یافته بودند. انتقال حاکمیت در چارچوب شکست اسپانیا در جنگ صورت گرفت و معاهده پاریس در دسامبر ۱۸۹۸ آن را در سطح بینالمللی تثبیت کرد. این تحول نقطه عطفی در گسترش نفوذ آمریکا در کارائیب و آغاز مرحله تازهای از رابطه سیاسی پورتوریکو با واشینگتن بود.
۱۹۷۲ – تصویب قانون آب پاک در آمریکا
در ۱۸ اکتبر ۱۹۷۲، کنگره آمریکا با غلبه بر وتوی رئیسجمهور ریچارد نیکسون، قانون اصلاحشده کنترل آلودگی آب را به قانون تبدیل کرد؛ قانونی که به قانون آب پاک (Clean Water Act) شهرت یافت. این قانون چارچوب اصلی تنظیم تخلیه آلایندهها به آبهای ایالات متحده و تعیین استانداردهای کیفیت آبهای سطحی را ایجاد کرد.
۱۹۶۸ – رکورد تاریخی باب بیمون در پرش طول
در ۱۸ اکتبر ۱۹۶۸، باب بیمون، ورزشکار آمریکایی، در بازیهای المپیک مکزیکوسیتی با پرشی به طول ۸٫۹۰ متر رکورد جهانی پرش طول را شکست. فاصله پرش او حدود ۵۵ سانتیمتر بیشتر از رکورد قبلی بود؛ اختلافی استثنایی در سطح رقابتهای بینالمللی دوومیدانی. این رکورد تا سال ۱۹۹۱ پابرجا ماند و به یکی از عملکردهای نمادین تاریخ ورزش تبدیل شد.
۱۹۳۱ – درگذشت توماس ادیسون
در ۱۸ اکتبر ۱۹۳۱، توماس ادیسون، مخترع و صنعتگر آمریکایی، در ۸۴سالگی در وست اورنج ایالت نیوجرسی درگذشت. ادیسون در توسعه و تجاریسازی فناوریهایی چون گرامافون، سامانههای روشنایی الکتریکی و تجهیزات ضبط صدا نقش مهمی داشت. او بیش از هزار اختراع ثبتشده داشت و آزمایشگاههای صنعتیاش الگویی اثرگذار برای سازماندهی پژوهش و توسعه فناوری در شرکتهای مدرن شدند. میراث او را باید در پیوند میان اختراع، تولید صنعتی و تجاریسازی فناوری بررسی کرد.
روسیه / شوروی و اروپای شرقی 🇷🇺 🟥
۱۹۱۸ – انتشار اعلامیه واشینگتن و حرکت به سوی استقلال چکسلواکی
در ۱۸ اکتبر ۱۹۱۸، اعلامیه واشینگتن، با عنوان رسمی اعلام استقلال ملت چکسلواکی بهوسیله دولت موقت آن، منتشر شد. این سند حاصل تلاش دیپلماتیک رهبران جنبش استقلالطلب، بهویژه توماش مازاریک، بود و تشکیل دولتی مستقل و جمهوریخواه را اعلام میکرد. اعلامیه در شرایط فروپاشی اتریشمجارستان در پایان جنگ جهانی اول اهمیت ویژهای داشت. استقلال چکسلواکی در روزهای پایانی اکتبر رسماً اعلام شد و این کشور به یکی از دولتهای تازهتأسیس اروپای مرکزی پس از جنگ تبدیل شد.
۱۹۸۹ – کنارهگیری اریش هونکر از رهبری آلمان شرقی
در ۱۸ اکتبر ۱۹۸۹، اریش هونکر پس از ۱۸ سال رهبری حزب اتحاد سوسیالیستی و جمهوری دموکراتیک آلمان از مقامهای خود کنارهگیری کرد. اگون کرنتس جانشین او شد. کنارهگیری هونکر در شرایط اعتراضهای گسترده خیابانی، مهاجرت شهروندان به غرب و بحران مشروعیت حکومت کمونیستی رخ داد. این تحول بخشی از فروپاشی ساختار سیاسی آلمان شرقی بود. کمتر از یک ماه بعد، در ۹ نوامبر ۱۹۸۹، گذر از دیوار برلین آزاد شد؛ رویدادی که مسیر اتحاد دوباره آلمان و پایان نظم دوقطبی در اروپا را هموار کرد.
۱۹۹۱ – تصویب قانون احیای استقلال جمهوری آذربایجان
در ۱۸ اکتبر ۱۹۹۱، شورای عالی جمهوری آذربایجان قانون اساسی درباره استقلال دولتی جمهوری آذربایجان را تصویب کرد. این اقدام در بستر فروپاشی اتحاد شوروی و گسترش جنبشهای استقلالطلبانه در جمهوریهای شوروی صورت گرفت. آذربایجان در اوت همان سال اعلامیه احیای استقلال را تصویب کرده بود و قانون اکتبر چارچوب حقوقی آن را تکمیل کرد. این رویداد مرحلهای مهم در پایان حاکمیت شوروی بر قفقاز جنوبی بود و آغاز دورهای تازه در سیاست خارجی، اقتصاد و منازعات منطقهای آذربایجان را رقم زد.
۱۹۶۷ – مأموریت ونرا ۴ و نخستین دادههای مستقیم از جو سیارهای دیگر
در ۱۸ اکتبر ۱۹۶۷، کاوشگر شوروی ونرا ۴ وارد جو سیاره زهره شد و هنگام فرود با چتر، حدود ۹۳ دقیقه داده به زمین فرستاد. این مأموریت اطلاعات مستقیمی درباره فشار، دما و ترکیب جو زهره فراهم کرد و نخستین موفقیت بزرگ در اندازهگیری مستقیم جو سیارهای غیر از زمین به شمار میرود. کاوشگر پیش از رسیدن به سطح سیاره، در اثر شرایط بسیار شدید محیطی از ارسال داده بازماند. بااینحال، مأموریت ونرا ۴ شناخت علمی بشر از زهره را بهطور چشمگیری گسترش داد و از دستاوردهای مهم برنامه فضایی شوروی در رقابت علمی جنگ سرد بود.
❤️ کانال تلگرامی #مطالعات_اروپا_و_بریتانیا
╭────────────╮
🌐🆑🌐: @Britishstudies 🇪🇺 🇬🇧
╰────────────╯
Repost from 📘دانشنامه آنلاین علوم سیاسی📘
📘کتاب تراژدی سیاست قدرتهای بزرگ
✍️ نویسنده: جان مرشایمر
❇️ دانشنامه آنلاین علوم سیاسی و روابط بین الملل
@oeps_ir
🔺چرا بریتانیا ایران را مستعمره نکرد؟ (قسمت سوم / پایانی)
استقلال در سایهی امپراتوری و جایگاه دولت ایرانی
✍️گردآوری و تدوین: کانال مطالعات اروپا و بریتانیا
سرمقالهای تاریخی – ژئوپلیتیکی بر پایهی پژوهشهای دانشگاهی، اسناد دیپلماتیک و مکاتبات مأموران بریتانیایی
۶- چرا اشغال و ادارهی مستقیم ایران برای بریتانیا گزینهای پرهزینه بود؟
تا پیش از این به امنیت هند، رقابت با روسیه، جنگ هرات و تلاشهای سال ۱۹۱۹ پرداختیم. اما برای پاسخ کامل به پرسش اصلی باید به مسئلهی هزینه نیز توجه کنیم.
ادارهی مستقیم ایران مستلزم هزینههای نظامی، مالی و اداری قابلتوجهی بود. ایران سرزمینی وسیع با مناطق جغرافیایی متفاوت، جمعیت پراکنده در بسیاری از نواحی و ساختارهای سیاسی محلی متعدد بود. تسلط بر بنادر یا مسیرهای ارتباطی لزوماً به معنای توانایی ادارهی پایدار سراسر کشور نبود.
در عین حال، تصرف ایران میتوانست واکنش روسیه و دیگر قدرتها را برانگیزد. رقابت بر سر ایران خود بخشی از معمای راهبردی بود: اقدامی که نفوذ بریتانیا را در کوتاهمدت افزایش میداد، ممکن بود در بلندمدت هزینهی تقابل با رقیب را بالا ببرد.
عباس امانت در بررسی روابط ایران و بریتانیا به این نتیجه میرسد که بریتانیا در اوایل قرن نوزدهم دریافته بود تبدیل ایران به مستعمره یا تحتالحمایه، ارزش هزینهی تحمیل آن را ندارد. در عوض، دیپلماسی، تجارت، امتیازات و نفوذ غیررسمی راههایی عملیتر برای پیشبرد منافع بریتانیا بودند.
این نتیجه را نباید به این معنا گرفت که بریتانیا هرگز خواهان کنترل بیشتر بر ایران نبود. تجربهی ۱۹۱۹ نشان میدهد که در شرایط خاص، لندن به ترتیباتی نزدیک شد که میتوانستند استقلال عملی ایران را بهشدت محدود کنند. بهتر است بگوییم گزینهی ترجیحی بریتانیا در بسیاری از دورهها، نفوذ بر یک دولت ایرانیِ باقیمانده بود، نه لزوماً جایگزینی آن با یک دستگاه استعماری مستقیم.
۷- نقش ایرانیان؛ عاملی که در روایتهای امپراتوری کمرنگ میشود
هیچ توضیحی دربارهی دوام استقلال ایران کامل نیست، مگر آنکه نقش تصمیمگیرندگان و جامعهی ایرانی را جدی بگیرد.
دولت قاجار با ضعف مالی و نظامی، اختلافات درباری و فشار خارجی روبهرو بود. اما ضعف به معنای فقدان کامل قدرت سیاسی نبود. شاهان، صدراعظمها، دیپلماتها، تجار و بعدها مشروطهخواهان، هرکدام به شیوهای در تعیین حدود نفوذ خارجی نقش داشتند.
گاهی رجال ایرانی برای کسب حمایت یک قدرت خارجی به آن نزدیک میشدند؛ گاهی از قدرت دیگر برای مهار آن استفاده میکردند؛ و گاهی با مقاومت در برابر توافقها، مانع اجرای ترتیبات موردنظر بریتانیا میشدند.
همین واقعیت، روایت سادهی بریتانیا هرچه میخواست انجام میداد را زیر سؤال میبرد. مطلبی در ایرانیکا نیز بر انعطافپذیری و مقاومت دولت ایران در حفظ تمامیت سیاسی کشور تأکید دارد.
البته این مقاومت همیشه از یک ارادهی ملی یکپارچه سرچشمه نمیگرفت. منافع درباری، رقابتهای شخصی، اختلافات منطقهای و محاسبات کوتاهمدت نیز در تصمیمات نقش داشتند. بنابراین بهتر است از «عاملیت سیاسی ایران» سخن بگوییم، نه از یک سیاست ثابت و هماهنگ که همهی نیروهای ایرانی در آن مشارکت داشتند.
این تمایز مهم است زیرا استقلال ایران نه نتیجهی یک طرح واحد بود و نه دستاورد انحصاری یک بازیگر. بلکه حاصل تعامل رقابت خارجی، محدودیتهای قدرت امپراتوری و کنشهای سیاسی داخل ایران بود.
پایان سخن/ ایران مستعمره نشد، اما استقلال آن همواره کامل نبود
این پرسش که چرا بریتانیا ایران را مستعمره نکرد؟ ما را به پرسشی گستردهتر میرساند. آن پرسش بزرگتر این است که در عصر امپراتوری، استقلال یک کشور چگونه حفظ میشد و چه زمانی به یک واقعیت عملی تبدیل میشد؟
شواهد تاریخی نشان میدهند که چند عامل در دوام استقلال رسمی ایران اهمیت داشتند: جایگاه راهبردی کشور در رقابت روسیه و بریتانیا، هزینههای تصرف و ادارهی مستقیم، ارزش ایران بهعنوان دولت حائل، و توانایی دولت و نیروهای سیاسی ایران برای مانور و مقاومت.
اما هیچکدام از این عوامل بهتنهایی کافی نیستند. بریتانیا در مقاطعی از تمامیت ایران حمایت میکرد، در مقاطعی به حاکمیت آن فشار میآورد و در مواردی نیز از نیروی نظامی برای تحمیل خواستههایش استفاده میکرد. قرارداد ۱۹۰۷ و تلاش نافرجام ۱۹۱۹ نشان میدهند که احترام اعلامشده به استقلال ایران میتوانست با برنامههایی برای گسترش نفوذ خارجی همزمان باشد.
بر همین اساس، شاید بتوان گفت دقیقترین صورتبندی به شرح زیر است:
بریتانیا ایران را مستعمره نکرد، زیرا در بسیاری از مقاطع، حفظ یک دولت مستقل اما آسیبپذیر، از نظر راهبردی و اقتصادی برایش عملیتر از تصرف و ادارهی مستقیم آن بود. بااینحال، این انتخاب به معنای احترام بیقیدوشرط به استقلال ایران نبود؛ بلکه بخشی از سیاستی بود که میکوشید میان حفظ دولت حائل و گسترش نفوذ امپراتوری توازن برقرار کند.
این تفسیر نه نقش بریتانیا را کوچک میکند و نه عاملیت ایران را نادیده میگیرد. مهمتر از همه، به ما کمک میکند تاریخ روابط ایران و بریتانیا را بهصورت داستانی یکدست از توطئه یا دوستی نخوانیم بلکه بهعنوان تاریخ رقابت بر سر امنیت، حاکمیت و حدود نفوذ قدرتهای بزرگ بفهمیم.
❤️ کانال تلگرامی #مطالعات_اروپا_و_بریتانیا
╭────────────╮
🌐🆑🌐: @Britishstudies 🇪🇺 🇬🇧
╰────────────╯
📆 روزشمار تاریخ اروپا و بریتانیا، آمریکا و روسیه | ۱۷ اکتبر
اروپا و بریتانیا 🇪🇺 🇬🇧
۱۸۱۳ – ادامه نبرد لایپزیگ و تقویت ائتلاف ضدناپلئونی
در ۱۷ اکتبر ۱۸۱۳، نبرد لایپزیگ که از روز پیش آغاز شده بود، ادامه یافت. نیروهای روسیه، پروس، اتریش و سوئد در حال تقویت مواضع خود علیه ارتش ناپلئون بناپارت بودند. ورود نیروهای کمکی ائتلاف، برتری عددی آن را افزایش داد و موقعیت فرانسه را دشوارتر کرد. نبرد در ۱۹ اکتبر با شکست ناپلئون پایان یافت و به سلطه نظامی او بر بخش بزرگی از اروپای مرکزی ضربهای تعیینکننده وارد کرد.
۱۹۱۲ – آغاز جنگ اول بالکان
در ۱۷ اکتبر ۱۹۱۲، صربستان و یونان بهدنبال مونتهنگرو به امپراتوری عثمانی اعلان جنگ کردند و جنگ اول بالکان وارد مرحلهای گسترده شد. بلغارستان نیز در همان مقطع علیه عثمانی وارد جنگ شد. ائتلاف دولتهای بالکانی میکوشید سرزمینهای باقیمانده تحت سلطه عثمانی در جنوبشرقی اروپا را تصرف کند. شکستهای عثمانی به عقبنشینی گسترده این امپراتوری از اروپا انجامید، اما اختلاف بر سر تقسیم سرزمینهای تصرفشده، زمینه جنگ دوم بالکان در سال ۱۹۱۳ را فراهم کرد. این جنگها همچنین به افزایش تنش میان صربستان و اتریش – مجارستان کمک کردند؛ تنشهایی که در آستانه جنگ جهانی اول اهمیت زیادی یافتند.
۱۹۵۶ – افتتاح نخستین نیروگاه هستهای تجاری جهان در بریتانیا
در ۱۷ اکتبر ۱۹۵۶، ملکه الیزابت دوم نیروگاه هستهای کالدر هال را در کامبریا افتتاح کرد. این نیروگاه نخستین نیروگاه هستهای جهان بود که در مقیاس تجاری برق تولید میکرد. طراحی آن به توسعه صنعت هستهای غیرنظامی بریتانیا کمک کرد، هرچند تولید پلوتونیوم برای برنامه تسلیحات هستهای نیز از اهداف اولیه این مجموعه بود. افتتاح کالدر هال نقطه عطفی در تاریخ بهرهبرداری صنعتی از انرژی هستهای به شمار میرود.
۱۹۶۱ – سرکوب خونین تظاهرات الجزایریها در پاریس
در ۱۷ اکتبر ۱۹۶۱، هزاران الجزایری در پاریس در اعتراض به منع رفتوآمد تبعیضآمیزی که علیه جامعه الجزایری اعمال شده بود، تظاهرات مسالمتآمیز برگزار کردند. پلیس فرانسه به فرماندهی موریس پاپون با خشونت گسترده به معترضان حمله کرد؛ هزاران نفر بازداشت شدند و شماری از آنان کشته شدند یا در رود سن جان باختند. شمار دقیق قربانیان همچنان محل بحث تاریخی است، اما پژوهشها از دهها کشته و برآوردهایی بالاتر حکایت دارند. این واقعه به یکی از مهمترین نمونههای خشونت دولتی در دوران جنگ استقلال الجزایر و به موضوعی محوری در مناقشه فرانسه درباره میراث استعمار تبدیل شد.
آمریکا 🇺🇸
۱۷۷۷ – تسلیم ارتش بریتانیا در ساراتوگا
در ۱۷ اکتبر ۱۷۷۷، ژنرال بریتانیایی جان بورگوین ارتش خود را به نیروهای آمریکایی به فرماندهی ژنرال هوراشیو گیتس تسلیم کرد. این تسلیم، پس از شکستهای بریتانیا در نبردهای ساراتوگا در ایالت نیویورک رخ داد و بیش از ۶۰۰۰ سرباز بریتانیایی و نیروهای وابسته را دربر گرفت. پیروزی آمریکا یکی از نقاط عطف جنگ استقلال آمریکا بود. این موفقیت به متقاعدشدن فرانسه برای گسترش حمایت نظامی و مالی از انقلابیون کمک کرد و موازنه جنگ را به زیان بریتانیا تغییر داد.
۱۹۳۱ – محکومیت آل کاپون به فرار مالیاتی
در ۱۷ اکتبر ۱۹۳۱، آل کاپون، از مشهورترین چهرههای جرایم سازمانیافته در آمریکا، به جرم فرار مالیاتی محکوم شد. پیگرد او نشان داد که دولت فدرال میتواند از قوانین مالیاتی برای مقابله با رهبران شبکههای جنایی استفاده کند؛ حتی زمانی که اثبات مستقیم برخی جرایم دیگر دشوار است. کاپون به زندان محکوم شد و پرونده او به نمونهای مشهور از استفاده از ابزارهای مالی و قضایی علیه جرایم سازمانیافته تبدیل شد.
۱۹۳۳ – ورود آلبرت اینشتین به ایالات متحده در پی فرار از آلمان نازی
در ۱۷ اکتبر ۱۹۳۳، آلبرت اینشتین وارد ایالات متحده شد تا فعالیت خود را در مؤسسه مطالعات پیشرفته پرینستون ادامه دهد. او پس از به قدرت رسیدن نازیها و تشدید یهودستیزی در آلمان، تصمیم گرفت به کشورش بازنگردد. مهاجرت اینشتین بخشی از جابهجایی گسترده دانشمندان و روشنفکران اروپایی در دوران نازیسم بود؛ جابهجاییای که بر توسعه علمی آمریکا در دهههای بعد تأثیر گذاشت.
۱۹۸۹ – زمینلرزه ویرانگر لوما پریتا در کالیفرنیا
در ساعت ۵:۰۴ بعدازظهر ۱۷ اکتبر ۱۹۸۹، زمینلرزهای با بزرگای ۶٫۹ در منطقه لوما پریتا در شمال کالیفرنیا رخ داد. این زمینلرزه ۶۳ کشته و بیش از ۳۷۵۷ زخمی بر جای گذاشت و به بزرگراهها، پلها، ساختمانها و زیرساختهای حیاتی خسارت سنگینی وارد کرد. فروریختن بخشی از بزرگراه سایپرس در اوکلند عامل ۴۲ مورد از مرگها بود. این فاجعه به بهبود استانداردهای مهندسی لرزهای، ارزیابی آسیبپذیری زیرساختها و پژوهش درباره رفتار سازهها در زمینلرزه کمک کرد.
۲۰۱۸ – قانونیشدن مصرف تفریحی کانابیس در کانادا
در ۱۷ اکتبر ۲۰۱۸، قانون کانابیس در کانادا اجرایی شد و مصرف تفریحی آن برای بزرگسالان، با رعایت محدودیتهای قانونی، در سطح فدرال قانونی شد. کانادا پس از اروگوئه دومین کشور جهان و نخستین کشور بزرگ صنعتی بود که چنین چارچوبی را در سراسر کشور اجرا کرد. این تصمیم نقطه عطفی در سیاستگذاری مواد مخدر بود و بحثهای بینالمللی درباره جرمزدایی، تنظیمگری بازار و پیامدهای سلامت عمومی را گسترش داد.
روسیه / شوروی و اروپای شرقی 🇷🇺 🟥
۱۹۸۹ – برکناری اریش هونکر از رهبری آلمان شرقی
در ۱۷ اکتبر ۱۹۸۹، اعضای دفتر سیاسی حزب اتحاد سوسیالیستی آلمان، اریش هونکر، رهبر جمهوری دموکراتیک آلمان، را از قدرت کنار زدند. روز بعد، استعفای رسمی او اعلام شد و اگون کرنتس جانشینش شد. این تغییر در شرایطی رخ داد که اعتراضهای خیابانی، مهاجرت شهروندان از طریق کشورهای همسایه و بحران مشروعیت حکومت، نظام سیاسی آلمان شرقی را بهشدت تحت فشار قرار داده بود. برکناری هونکر یکی از نشانههای فروپاشی قریبالوقوع حکومتهای کمونیستی اروپای شرقی بود. کمتر از یک ماه بعد، دیوار برلین گشوده شد؛ رخدادی که مسیر اتحاد دوباره آلمان و پایان جنگ سرد در اروپا را هموار کرد.
❤️ کانال تلگرامی #مطالعات_اروپا_و_بریتانیا
╭────────────╮
🌐🆑🌐: @Britishstudies 🇪🇺 🇬🇧
╰────────────╯
Repost from 📘دانشنامه آنلاین علوم سیاسی📘
🎥 آموزش روابط بین الملل با پروفسور ایان شاپیرو استاد دانشگاه ییل آمریکا
📘درس دوم: از کمونیسم شوروی تا سرمایهداری گانگستری روسیه
زمان: ۱:۱۰:۴۲
زبان ویدئو: انگلیسی
این دوره به بررسی تحولات سیاسی و نهادهای سیاسی در ربع قرن پرآشوب گذشته میپردازد و پیامدهای این تحولات را برای آینده بررسی میکند.
از جمله موضوعات مورد بررسی در این درس عبارتاند از:
چه عواملی به فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی انجامید و چرا این فروپاشی تا این اندازه مسالمتآمیز بود؟
پروفسور ایان شاپیرو به بررسی رویدادهای منتهی به سقوط رژیم کمونیستی و پیامدهای آن میپردازد؛ از ظهور سرمایهداری گانگستری در روسیه و انتقال قدرت از بوریس یلتسین، رئیسجمهور وقت، به ولادیمیر پوتین گرفته تا این پرسش که چرا فساد همچنان در روسیه امروز تا این اندازه رواج دارد.
درس اول را در لینک ببینید
📎 https://t.me/oeps_ir/417
❇️ دانشنامه آنلاین علوم سیاسی و روابط بین الملل
@oeps_ir
📌مرکز مطالعات اروپا برگزار میکند؛
☑دوره آموزشی کاربرد هوش مصنوعی در فناوریهای نظامی
تعداد جلسات: ۵ جلسه
مشاهده جزئیات و ثبتنام در طریق لینک زیر
📎 https://www.europeanstudies.ir/events/ai-and-military/
❤️ کانال تلگرامی #مطالعات_اروپا_و_بریتانیا
╭────────────╮
🌐🆑🌐: @Britishstudies 🇪🇺 🇬🇧
╰────────────╯
🔺توافق پاریس و برلین بر سر ساخت اروپا / حمایت صنعتی در برابر رقابت چین، با انعطاف بیشتر در مقررات اقلیمی
✍️ مطالعات اروپا | ۱۷ اکتبر ۲۰۲۶ | اقتصاد سیاسی اروپا
فرانسه و آلمان روز جمعه ۱۶ اکتبر به توافقی مشترک برای حمایت از صنعت خودروسازی اروپا دست یافتند که دو اولویت متفاوت را به هم پیوند میدهد. برلین خواهان انعطاف بیشتر در مقررات کاهش انتشار کربن خودروهاست و پاریس بر حمایت از تولید داخل اروپا و محدودکردن دسترسی رقبا به مشوقهای عمومی تأکید دارد. این توافق میتواند موضع مشترک دو قدرت صنعتی اصلی اتحادیه اروپا را در مذاکرات آینده درباره سیاست خودروسازی و طرح ساخت اروپا تقویت کند، اما هنوز قانون نهایی اتحادیه نیست و برای اجرا به توافق دیگر دولتهای عضو و پارلمان اروپا نیاز دارد.
☑مفاد اصلی این توافق چیست؟
۱- انتشار کربن در سال ۲۰۳۵: فرانسه و آلمان از هدف کاهش ۹۰ درصدی انتشار دیاکسید کربن خودروهای جدید نسبت به سال ۲۰۲۱ حمایت میکنند، اما برخلاف پیشنهاد قبلی کمیسیون اروپا، جبران ۱۰ درصد باقیمانده از طریق اقداماتی مانند استفاده از فولاد کمکربن یا سوختهای جایگزین را الزامی نمیدانند. این تغییر به خودروسازان انعطاف بیشتری میدهد، اما به معنای آزادی نامحدود برای تولید خودروهای بنزینی و دیزلی نیست.
۲- تولید اروپایی قطعات: بر اساس گزارش یورونیوز از توافق، ۷۰ درصد قطعات خودرو، بهاستثنای باتریها، باید در اروپا تولید شوند و ۱۰ درصد محتوای باتری نیز منشأ اروپایی داشته باشد. هدف اعلامشده این است که کارخانههای اروپایی به مراکز مونتاژ محصولاتی تبدیل نشوند که بخش عمده ارزش افزوده آنها در خارج از اروپا ایجاد میشود.
۳- دسترسی به حمایتهای دولتی: خودروها و محصولات واجد شرایط ساخت اروپا میتوانند در چارچوب قواعد پیشنهادی از اولویت در قراردادهای عمومی، مناقصهها و برخی طرحهای یارانهای برخوردار شوند. این سازوکار میتواند سرمایهگذاری را به سمت تولید داخل اروپا سوق دهد؛ هرچند اثر آن به جزئیات نهایی مقررات و نحوه اجرای آنها بستگی خواهد داشت.
☑دلیل اهمیت این توافق چیست؟
صنعت خودروسازی اروپا با سه فشار همزمان روبهروست: هزینه بالای تولید و انرژی، هزینه سرمایهگذاری در گذار به خودروهای برقی و رقابت فزاینده خودروسازان چینی. پاریس و برلین میخواهند با ترکیب حمایت صنعتی و انعطاف مقرراتی، سرمایهگذاری و اشتغال را در اروپا حفظ کنند. صنعت خودرو و زنجیره تأمین آن نیز اهمیت اقتصادی گستردهای دارد. بر اساس گزارش شبکه ملی رادیو و تلویزیون ایرلند به نقل از رویترز، این بخش حدود ۱۳ میلیون شغل و ۷ درصد تولید ناخالص داخلی اتحادیه اروپا را به خود اختصاص میدهد.
بااینحال، توافق فرانسه و آلمان دو برداشت متفاوت از سیاست صنعتی را به هم پیوند میدهد. آلمان خواهان انعطاف فناوری است تا تولیدکنندگانش بتوانند در شرایط تقاضای متغیر، از خودروهای هیبریدی و برخی فناوریهای احتراقی نیز استفاده کنند. فرانسه در مقابل میخواهد حمایت عمومی از تولید، به ایجاد ظرفیت واقعی صنعتی در اروپا گره بخورد. این مصالحه میتواند مبنای مذاکره مشترک آنها با دیگر اعضای اتحادیه باشد، اما اختلاف درباره دامنه حمایت و سرعت گذار سبز را از بین نمیبرد.
☑بریتانیا چه جایگاهی پیدا میکند؟
یکی از مهمترین ابعاد توافق، امکان گنجاندن بریتانیا در چارچوب ساخت اروپا است. پیشنهاد فرانسه و آلمان، علاوه بر ۲۷ عضو اتحادیه، امکان مشارکت بریتانیا و برخی کشورهای اروپایی خارج از اتحادیه، از جمله نروژ، ایسلند و سوئیس را پیشبینی میکند مشروط به توافق درباره رفتار متقابل در دسترسی به بازار و همسویی با برخی قواعد تجاری اتحادیه.
این موضوع برای بریتانیا اهمیت اقتصادی دارد، زیرا زنجیره تأمین خودرو میان این کشور و اتحادیه اروپا بهشدت درهمتنیده است. بااینحال، ورود به این چارچوب ممکن است مستلزم پذیرش برخی اقدامات تجاری اتحادیه علیه خودروهای چینی باشد. بنابراین، لندن باید میان حفظ استقلال سیاست تجاری و دسترسی ترجیحی به بازار و مشوقهای اروپایی توازن برقرار کند.
در مجموع میتوان گفت توافق پاریس و برلین نشانه حرکت به سوی سیاست صنعتی فعالتر در اروپاست. سیاستی که دیگر صرفاً بر رقابت آزاد و مقررات اقلیمی تکیه نمیکند، بلکه منشأ تولید، تابآوری زنجیره تأمین و حفظ ظرفیت فناوری را نیز در مرکز تصمیمگیری خود قرار میدهد.
اما موفقیت آن قطعی نیست. خودروسازان ممکن است از انعطاف مقرراتی استقبال کنند، درحالیکه گروههای زیستمحیطی هشدار میدهند کاهش فشار برای سرمایهگذاری در خودروهای برقی میتواند گذار فناوری را کند کند. از سوی دیگر، حمایتگرایی بیش از حد ممکن است هزینه تولید را بالا ببرد و واکنش شرکای تجاری را برانگیزد.
مهمترین مسئله برای امروز اروپا این است که چه سهمی از فناوری، باتری، نرمافزار، قطعات کلیدی و ارزش افزوده در اروپا باقی میماند. ساخت اروپا زمانی به تقویت رقابتپذیری منجر خواهد شد که حمایت از تولید با نوآوری، بهرهوری، انرژی مقرونبهصرفه و سرمایهگذاری پایدار در فناوریهای کمکربن همراه شود. این توافق هنوز یک موضع مشترک برای مذاکرات اروپایی است، نه قانونی که اجرای آن نهایی شده باشد.
❤️ کانال تلگرامی #مطالعات_اروپا_و_بریتانیا
╭────────────╮
🌐🆑🌐: @Britishstudies 🇪🇺 🇬🇧
╰────────────╯
📀 نسخه شنیداری: فاراژ خواستار قطع هرگونه ائتلاف حزب کارگر با سبزها شد؛ مناقشه بر سر صهیونیسم به بحران تازه سیاست بریتانیا تبدیل میشود
❤️ کانال تلگرامی #مطالعات_اروپا_و_بریتانیا
╭────────────╮
🌐🆑🌐: @Britishstudies 🇪🇺 🇬🇧
╰────────────╯
🔺فاراژ خواستار قطع هرگونه ائتلاف حزب کارگر با سبزها شد؛ مناقشه بر سر صهیونیسم به بحران تازه سیاست بریتانیا تبدیل میشود
✍️ کانال مطالعات اروپا و بریتانیا
نایجل فاراژ، رهبر حزب راستگرای اصلاحات بریتانیا (Reform UK)، از حزب کارگر خواسته است هرگونه ائتلاف انتخاباتی یا مشارکت در تشکیل دولت با حزب سبز به رهبری زک پولانسکی را بهطور رسمی منتفی اعلام کند. این درخواست پس از آن مطرح شد که کنفرانس حزب سبز در ۴ اکتبر ۲۰۲۶ قطعنامهای را تصویب کرد و اعلام داشت که صهیونیسم را شکلی از نژادپرستی میداند و خواستار جایگزینی اسرائیل با یک کشور فلسطینی واحد با حقوق برابر برای همگان است. فاراژ این موضع را تعصب یهودستیزانه خوانده و گفته است حزبی که چنین موضعی اتخاذ میکند، نباید در دولت بریتانیا جایگاهی داشته باشد.
این قطعنامه با ۱٬۰۲۲ رأی موافق در برابر ۸۱۳ رأی مخالف تصویب شد. بااینحال، تنها حدود ۰٫۴ درصد اعضای حزب سبز در رأیگیری شرکت داشتند. چهار نفر از پنج نماینده پارلمانی این حزب نیز با قطعنامه مخالفت کردند. همین شکاف میان تصمیم کنفرانس، موضع نمایندگان و دیدگاه بخشی از اعضا، بحران مشروعیت و انسجام داخلی حزب را تشدید کرده است.
فاراژ در مقالهای اختصاصی برای روزنامه جوییش کرونیکل استدلال کرده است که حزب کارگر باید معیار یکسانی برای مواجهه با جریانهای افراطی در جناح چپ و راست اعمال کند. او با اشاره به موضع پیشین خود علیه گروههای راست افراطی، از جمله حزب ملی بریتانیا، خواستار آن شده است که حزب کارگر نیز هرگونه همکاری با سبزها را رد کند. برخی چهرههای حزب کارگر نیز از این درخواست حمایت کردهاند. یکی از وزیران پیشین این حزب گفته است، با وجود مخالفت سیاسی با فاراژ، در این موضوع با او موافق است.
اندی برنهام، نخستوزیر بریتانیا، نیز در نشست پارلمانی ۱۴ اکتبر قطعنامه حزب سبز را محکوم کرد و گفت حزب کارگر نمیتواند با حزبی که چنین موضعی اتخاذ کرده است، مشارکت سیاسی داشته باشد. روز بعد، بریجت فیلیپسون، رئیس حزب کارگر، اعلام کرد شوراهای محلی این حزب باید توافقهای همکاری با سبزها را بازبینی کنند و در صورتی که شرکای سبز آنها قطعنامه را صریحاً رد نکنند، به این توافقها پایان دهند. این تصمیم نزدیک به ۲۰ شورای محلی و ائتلاف سیاسی را تحت تأثیر قرار میدهد.
اهمیت سیاسی این تحول فراتر از اختلاف بر سر اسرائیل و فلسطین است. حزب سبز در نظرسنجیهای اخیر حدود ۱۰ درصد حمایت داشته و تلاش کرده است رأیدهندگان ناراضی از حزب کارگر را، بهویژه در میان رأیدهندگان چپگرا و حامی فلسطین، جذب کند. اکنون مناقشه بر سر صهیونیسم میتواند به مانعی برای گسترش ائتلاف انتخاباتی این حزب تبدیل شود و حزب کارگر را در موقعیتی قرار دهد که برای حفظ اعتبار خود در مبارزه با یهودستیزی، ناچار به فاصلهگیری رسمی از سبزها باشد.
بااینحال، در وضعیت فعلی یک پارادوکس هم وجود دارد که باید آن را در نظر داشت. هرچه حزب کارگر فاصله خود را با سبزها بیشتر کند، ممکن است در رقابت برای جذب رأیدهندگان ناراضی از سیاستهای دولت، فضای بیشتری برای حزب سبز باقی بگذارد. در مقابل، اگر حزب کارگر همکاری را ادامه دهد، ممکن است با اتهام چشمپوشی از یهودستیزی مواجه شود. بنابراین، این مناقشه میتواند بر آرایش ائتلافهای سیاسی و محاسبات انتخاباتی بریتانیا در ماههای آینده تأثیر بگذارد.
❤️ کانال تلگرامی #مطالعات_اروپا_و_بریتانیا
╭────────────╮
🌐🆑🌐: @Britishstudies 🇪🇺 🇬🇧
╰────────────╯
🔺خاورمیانه در آستانه دور تازه جنگ؛ انباشت قدرت نظامی آمریکا و معمای بازدارندگی ایران
✍️ امیرحسین عسکری
ایالات متحده در حال تقویت حضور نظامی خود در خاورمیانه است و همزمان، ایران برای احتمال ازسرگیری درگیریهای گسترده آماده میشود. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، ۹ اکتبر اعلام کرد جنگ بهزودی، به یک شکل یا شکل دیگر پایان خواهد یافت و مدعی شد بخش بزرگی از توان نظامی و رهبری ایران از بین رفته است. بااینحال، گزارشهای منتشرشده از آمادهسازی گزینههای تازه حمله در پنتاگون و اعزام گروه سوم ناو هواپیمابر به منطقه حکایت دارند؛ تحولاتی که نشان میدهد احتمال بازگشت به جنگ گسترده همچنان جدی است.
نکته محوری این است که افزایش قدرت نظامی آمریکا الزاماً به معنای تصمیم قطعی برای حمله نیست؛ اما توانایی واشنگتن برای آغاز عملیات را افزایش میدهد و همزمان، تهران را به تقویت آمادگی دفاعی و بازدارندگی وادار میکند.
☑آرایش نظامی آمریکا؛ آمادهسازی برای حمله یا ابزار فشار؟
بر اساس گزارش اکسیوس در ۷ اکتبر، پنتاگون به فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) دستور داده است آمادگیهای لازم برای ازسرگیری عملیات گسترده علیه ایران را تکمیل کند. این دستور به معنای صدور فرمان حمله نیست؛ منابع آمریکایی گفتهاند هنوز تصمیم نهایی درباره زمان و اجرای عملیات گرفته نشده است. گزینههای بررسیشده شامل حمله به زیرساختهای موشکی، پهپادی، انرژی و اهداف نظامی ایران است.
در همین حال، اعزام سومین گروه رزمی ناو هواپیمابر، با محوریت ناو تئودور روزولت، ظرفیت آمریکا را برای اجرای عملیات هوایی و دریایی طولانیتر افزایش میدهد. گزارش مؤسسه سوفان در ۸ اکتبر نیز ارزیابی میکند که تقویت نیروهای آمریکا، گزینههای تشدید نظامی را گسترش داده است؛ هرچند دیپلماسی همچنان بهطور کامل کنار گذاشته نشده است.
از منظر نظامی، حضور چند گروه رزمی ناو هواپیمابر تنها افزایش شمار هواپیماها نیست. این آرایش امکان ایجاد چرخههای مستمر عملیات هوایی، حفاظت از مسیرهای دریایی، پشتیبانی اطلاعاتی و حملات دوربرد را تقویت میکند. بااینحال، قدرت آتش بیشتر لزوماً به معنای توان دستیابی به یک نتیجه سیاسی پایدار نیست. مسئله اصلی این است که آیا حملات جدید میتوانند تهران را به پذیرش شروط واشنگتن وادار کنند، یا صرفاً مرحله تازهای از جنگ فرسایشی را آغاز خواهند کرد.
☑راهبرد ایران؛ افزایش هزینه جنگ برای طرف مقابل
گزارش ۱۳ اکتبر والاستریت ژورنال میگوید ایران در حال تقویت دفاع از تأسیسات هستهای و راهبردی خود است و مقامهای این کشور احتمال گسترش جنگ در صورت حمله مجدد آمریکا را مطرح کردهاند. این اقدامات را باید در چارچوب بازدارندگی نامتقارن تحلیل کرد: ایران برای جبران برتری آمریکا در نیروی هوایی و فناوری نظامی، بر توان موشکی و پهپادی، تهدید مسیرهای دریایی و افزایش هزینه اقتصادی عملیات تکیه میکند.
در این الگو، تهران الزاماً به دنبال شکست نظامی مستقیم آمریکا نیست؛ هدف میتواند متقاعدکردن واشنگتن به این نتیجه باشد که هزینه ادامه جنگ از منافع مورد انتظار آن بیشتر است. تهدید زیرساختهای انرژی کشورهای خلیج فارس، اختلال در کشتیرانی و افزایش ریسک برای پایگاههای منطقهای، ابزارهایی برای ایجاد همین محاسبه هزینه هستند.
بااینحال، این راهبرد محدودیت مهمی دارد: هرچه حملات ایران به زیرساختهای کشورهای عربی یا مسیرهای بینالمللی گستردهتر شود، احتمال نزدیکشدن این کشورها به ائتلاف نظامی آمریکا افزایش مییابد. بنابراین، ابزار بازدارندگی تهران میتواند همزمان ابزار ایجاد ائتلاف علیه آن نیز باشد.
☑تنگه هرمز؛ نقطه اتصال جنگ و اقتصاد جهانی
تنگه هرمز در این بحران صرفاً یک موقعیت جغرافیایی نیست؛ یکی از مهمترین اهرمهای فشار راهبردی دو طرف است. ایران میتواند با تهدید عبور کشتیها، هزینه بیمه و حملونقل را بالا ببرد. آمریکا نیز با محاصره دریایی و اسکورت کشتیها میکوشد این اهرم را محدود کند. خبرگزاری آسوشیتدپرس در ۱۰ اکتبر گزارش داد که تردد نفتکشها همچنان پایینتر از سطح پیش از جنگ قرار دارد و برخی اپراتورها برای پذیرش ریسک عبور از منطقه، نرخهایی در حدود یک میلیون دلار در روز یا بیشتر مطالبه میکنند.
پیامد این وضعیت به بازار نفت محدود نمیشود. افزایش هزینه حملونقل انرژی میتواند به تورم، هزینه تولید صنعتی، قیمت کالاها و فشار بر بودجه خانوارها منتقل شود. به همین دلیل، حتی بدون حمله گسترده جدید، ادامه وضعیت فعلی میتواند بهعنوان یک بحران اقتصادی مزمن عمل کند.
☑متغیر سیاسی واشنگتن؛ انتخابات ۳ نوامبر
یکی از عوامل محدودکننده تصمیمگیری ترامپ، انتخابات میاندورهای کنگره در ۳ نوامبر است. آسوشیتدپرس در ۱۰ اکتبر گزارش داد که ۶۹ درصد آمریکاییها معتقدند جنگ ارزش هزینهکردن را نداشته است و تنها ۲۸ درصد عملکرد ترامپ در قبال ایران را تأیید میکنند. این ارقام نشان میدهد که ادامه جنگ برای دولت آمریکا هزینه سیاسی قابل توجهی دارد.
در نتیجه، واشنگتن با یک تناقض روبهروست. افزایش فشار نظامی میتواند برای تحمیل امتیاز به ایران ضروری تلقی شود، اما گسترش جنگ ممکن است قیمت انرژی را بالا ببرد و نارضایتی رأیدهندگان را تشدید کند. به همین دلیل، آمادهسازی نظامی و تلاش دیپلماتیک الزاماً دو مسیر متضاد نیستند و ممکن است هر دو برای بهبود موقعیت چانهزنی آمریکا دنبال شوند.
☑آیا جنگ دوباره آغاز میشود؟
شواهد موجود تا ۱۶ اکتبر ۲۰۲۶ از افزایش آمادگی نظامی دو طرف، تعمیق بنبست دیپلماتیک و استمرار فشار اقتصادی حکایت دارند. بااینحال، این شواهد بهتنهایی برای پیشبینی قطعی زمان حمله کافی نیستند. حتی گزارش الجزیره در ۱۵ اکتبر اشاره میکند که ترامپ حمله پیش از انتخابات را رد کرده، درحالیکه تقویت نیروهای آمریکا ادامه دارد.
با توجه توضیحات بالا سه سناریوی اصلی قابل تصور است؛ نخست، توافق محدود درباره تنگه هرمز و تحریمها؛ دوم، تداوم فشار نظامی و اقتصادی بدون بازگشت به جنگ تمامعیار؛ و سوم، ازسرگیری حملات گسترده و پاسخ متقابل ایران علیه اهداف منطقهای.
مهمترین شاخص برای ارزیابی خطر جنگ، صرفاً تعداد ناوها یا حجم تسلیحات منتقلشده نیست بلکه همزمانی سه تحول است. تکمیل آرایش عملیاتی آمریکا، شکست آشکار کانالهای مذاکره و افزایش حملات مستقیم یا تلفات نیروهای دو طرف. اگر این سه عامل بهطور همزمان تشدید شوند، خطر محاسبه اشتباه و بازگشت به جنگ گسترده بهطور محسوسی افزایش خواهد یافت. برعکس، حفظ ارتباطات دیپلماتیک و توافق حداقلی درباره کشتیرانی میتواند از تبدیل آرایش نظامی به حمله عملیاتی جلوگیری کند.
❤️ کانال تلگرامی #مطالعات_اروپا_و_بریتانیا
╭────────────╮
🌐🆑🌐: @Britishstudies 🇪🇺 🇬🇧
╰────────────╯
