345
订阅者
无数据24 小时
-97 天
-1530 天
数据加载中...
吸引订阅者
六月 '25
六月 '25
+3
在0个频道中
五月 '25
+7
在0个频道中
Get PRO
四月 '250
在0个频道中
Get PRO
三月 '250
在0个频道中
Get PRO
二月 '250
在0个频道中
Get PRO
一月 '250
在0个频道中
Get PRO
十二月 '24
+52
在0个频道中
Get PRO
十一月 '24
+67
在0个频道中
Get PRO
十月 '24
+32
在1个频道中
Get PRO
九月 '24
+32
在0个频道中
Get PRO
八月 '24
+41
在0个频道中
Get PRO
七月 '24
+6
在0个频道中
Get PRO
六月 '24
+7
在0个频道中
Get PRO
五月 '24
+9
在0个频道中
Get PRO
四月 '24
+13
在0个频道中
Get PRO
三月 '24
+3
在0个频道中
Get PRO
二月 '24
+2
在0个频道中
Get PRO
一月 '24
+1 201
在1个频道中
Get PRO
十二月 '23
+7
在0个频道中
Get PRO
十一月 '23
+1
在0个频道中
Get PRO
十月 '23
+1
在0个频道中
Get PRO
九月 '23
+2
在0个频道中
Get PRO
八月 '230
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+1
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+2
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+5
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+3
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+3
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+2
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+3
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+2
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+2
在0个频道中
Get PRO
十月 '22
+4
在0个频道中
Get PRO
九月 '22
+4
在0个频道中
Get PRO
八月 '22
+5
在0个频道中
Get PRO
七月 '22
+5
在0个频道中
Get PRO
六月 '22
+6
在0个频道中
Get PRO
五月 '22
+2
在0个频道中
Get PRO
四月 '22
+170
在0个频道中
Get PRO
三月 '22
+155
在0个频道中
Get PRO
二月 '22
+1 573
在0个频道中
Get PRO
一月 '22
+1 549
在0个频道中
Get PRO
十二月 '21
+6
在0个频道中
Get PRO
十一月 '210
在0个频道中
Get PRO
十月 '21
+5 314
在0个频道中
Get PRO
九月 '210
在0个频道中
Get PRO
八月 '21
+2
在0个频道中
Get PRO
七月 '210
在0个频道中
Get PRO
六月 '21
+1
在0个频道中
Get PRO
五月 '21
+1
在0个频道中
Get PRO
四月 '21
+4
在0个频道中
Get PRO
三月 '21
+1
在0个频道中
Get PRO
二月 '210
在0个频道中
Get PRO
一月 '210
在0个频道中
Get PRO
十二月 '20
+492
在0个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 12 六月 | 0 | |||
| 11 六月 | 0 | |||
| 10 六月 | 0 | |||
| 09 六月 | 0 | |||
| 08 六月 | 0 | |||
| 07 六月 | 0 | |||
| 06 六月 | +1 | |||
| 05 六月 | +1 | |||
| 04 六月 | 0 | |||
| 03 六月 | 0 | |||
| 02 六月 | 0 | |||
| 01 六月 | +1 |
频道帖子
مگه چقدر زنده ای ….؟
تاحالا بهش فکر کردی …
نمیگم یه جوری زندگی کن که انگار فردایی وجود نداره
ولی یه جوری ام زندگی نکن که انگار امروزی نیست همش فرداو آینده مهمه !
چندماهه من بسیار آدمه امروز کاملا حالشو ببر ولی حواست به فردات هم باشه ای شدم ،
تو هم امتحان کن.
| 2 | بخوام اونو توصیف کنم باید بگم:
رنگِ او آبی بود. یک آبیِ کمرنگ، یک آبیِ غمگین و آرووم، مثل رودخونه ای کوچک در دل یک جنگل. | 134 |
| 3 | AgADBAADNagxG76G0FBQ-CuZE45rL3uNZBkABOCVd2aNdAqqiMkCAAEC.mp3 | 128 |
| 4 | خوشی های کوچک؛
ادمینتون در حوالی؛ | 128 |
| 5 | یه یادداشت برا کسی که در آینده ممکنه دوسش داشته باشم:
منو از دست نده! من بعد کلی اذیت شدن و باور نداشتن بهت پناه آوردم.لطفا الکی بهم نگو عاشقتم دوستت دارم من زود باور میکنم🥹 | 130 |
| 6 | @playliste_ahangam Talk Down Sami Beigi Vasleh.mp3 | 119 |
| 7 | بریم کف اتوبان موزیک گوش بدیم | 117 |
| 8 | شما آدمها
درست در برههای که پرشورترین احساساتم را نثارتان میکردم،
جواب اشتیاقم را با آزار دادید و تا آخر عمر رنجیده خاطرم کردید.
حالا من مسلما حق دارم بین شما و خودم دیوار بکشم..
سحر. | 119 |
| 9 | از واژه دست تنها هم خوشم اومده
غم و استقلالِ زیادی توشه.
انگار میتونی آستینت رو بکشی رو چشمات، اشکات
رو پاک کنی و بعر کوه رو بذاری رو دوشت
و به جلو حرکت کنی
دست تنها، دست تنها، دست تنها | 116 |
| 10 | نوشتم من یک گل نقاشی میکنم و آن هرگز نخواهد مرد💙 | 114 |
| 11 | نوشتم من یک گل نقاشی میکنم و آن هرگز نخواهد مرد💙 | 1 |
| 12 | زنده می مانم عزیز من
اما هیچکس نمی داند که چه چیزهایی را تحمل می کنم و دم نمی زنم. | 96 |
| 13 | مینویسم با چشمان خیس | 95 |
| 14 | تا حالا بوسه به دستای خودتون زدین من روزی هزار بار میبوسمشون ...میبوسم تا قسمتی از دردهای ناشی از داروهام توسط سرم التیام پیدا کنن من به دستام مدیونم. | 95 |
| 15 | دلم برای دستات تنگ شده؛ | 90 |
| 16 | دیگه تو پشت اون در نیستی و این انتظار،
این امید؛ واهی یه سرطان افتاده به جونم
سرطانی که میدونم هیچوقت درمان نمیشه اما بخاطر بقیه مجبورم کنترلش کنم، برم دنبال دوا درمون که نکنه یه وقت اطرافیانم ناراحت شن… | 89 |
| 17 | در وا میشه اما | 97 |
| 18 | ولی گذشت. همه ی اون شبایی که میگفتم اگه صبح نشه چی؟ گذشت
اینارو نوشتم که بگم نصف چیزایی که میخونی توی مجازی، در قالب متن ادبی، عام و … پشت همشون یه تجربه خوابیده، یه غم بزرگ که آدما اون رو به روش های مختلف بیان میکنن؛ اینا رو گفتم که بگم توی این دنیای فانی هیچ چیز و هیچکس ارزش غم و غصه و حرص و فشار رو نداره!
تو تنها به دنیا اومدی و تنها از این دنیا میری
پس رها کن، هرچیزی که آزارت میده رو رها کن…! | 104 |
| 19 | اسمشو گذاشتم بزرگترین نبرد زندگی | 98 |
| 20 | یادمه یه بازه زمانی، از درد زیاد۹ شب بدنم قفل میکرد و تمام وجودم درد میگرفت جوری که حتی نای حرف زدن برام نمیموند. خودمو میرسوندم به تخت و میگفتم « امشب آخرین شبه» با درد میخوابیدم و با درد بیدار میشدم با درد نفس میکشیدم . دلیل میخوای؟ دلیل خاصی پشتش نیست | 95 |
