شهر داستان | رمان
前往频道在 Telegram
📈 Telegram 频道 شهر داستان | رمان 的分析概览
频道 شهر داستان | رمان (@dastanromancity) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 24 938 名订阅者,在 书籍 类别中位列第 1 301,并在 伊朗 地区排名第 13 554 位。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 24 938 名订阅者。
根据 13 七月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -524,过去 24 小时变化为 -9,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 12.92%。内容发布后 24 小时内通常能获得 4.39% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 3 224 次浏览,首日通常累积 1 096 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 0。
- 主题关注点: 内容集中在 کون, سینه, ک*ر, کیرمو, سارا 等核心主题上。
📝 描述与内容策略
尚未提供频道描述。
凭借高频更新(最新数据采集于 14 七月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 书籍 类别中的关键影响点。
24 938
订阅者
-924 小时
-997 天
-52430 天
帖子存档
24 938
Repost from N/a
❌تجاوز چند افغان به دختری در تهران
افرادی که بیماری قلبی دارن توصیه نمیشه:
https://t.me/+sMaNXAoarQc2ZTNk
https://t.me/+sMaNXAoarQc2ZTNk
24 938
Repost from N/a
😀اعدام افغانی در ملاء عام امروز در میدان آزادی تهران به دلیل تجاوز به ۹ زن در تهران
مشاهده فیلم صحنه اعدام ➡️
24 938
Repost from N/a
😧کمپین اخراج افغانهای غیر قانونی👇
https://t.me/+g7CJVqEnLyRkMTU8
https://t.me/+g7CJVqEnLyRkMTU8
24 938
👌 اعدام افغانی حرومزاده در ملاء عام امروز در میدان آزادی تهران به دلیل تجاوز به ۹ زن در تهران
◀️ مشاهده فیلم صحنه اعدام
24 938
Repost from N/a
❌تجاوز چند افغان به دختری در تهران
افرادی که بیماری قلبی دارن توصیه نمیشه:
https://t.me/+sMaNXAoarQc2ZTNk
https://t.me/+sMaNXAoarQc2ZTNk
24 938
Repost from N/a
😀اعدام افغانی در ملاء عام امروز در میدان آزادی تهران به دلیل تجاوز به ۹ زن در تهران
مشاهده فیلم صحنه اعدام ➡️
24 938
یگف جوون دختر عجب کوسی داری
یکم خجالت میکشیدم و آب کسم را افتاده بود اونم با انگشتش میکشید رو چوچولم و دلم میرفت بعد یهو زبونش و برد طرف کسم و لیس میزد دیگه خجالت و گذاشته بودم کنار و همراهیش میکردم
میگفتم جوون لیس بزن کسم و مال خودته بخورش جوون
ی ربعی میشد که کسم و لیس میزد شلوارش و در اورد
و کیرش و دیدم البته از عکسایی که میرفستادیم دیده بودیم بدن همو ولی حضوری دیدن ی چیز دیگس
کیر کلفتی داره ۱۳ ۱۴ سانتی میشه فکر کنم در اورد گف بیا کس خوشگله بگیر کیرم و که داره میترکه گرفتم دستم حسابی داغ بود و با دستم این مدل جقی ماساژ میدادم و اونم آروم ناله میکرد
بهم گف برگرد قمبل کن سوراختو ببینم گفتم نه سعیددد درد میکنه گف یجوری میزارم درد و نفهی برگرد ،برگشتم و قمبل کردم جلوش گف آرزوم بود این لحظه آخ …رو کیرش تف انداخت و میمالید به سوراخ کون و کسم گف روغن زیتونی چیزی دارین خونه گفتم آره داریم گف پس برو بیارش روغن و فهمیدم میخواد چرب کنه واسه اون میخواد روغن و ریختم تو ی ظرف و اوردم براش گف جوون خانومی حالا دوباره قمبل کن و با دستات کونتو باز کن انگشت هاشو چرب کرده بود و مالید به کونم و سوراخم و کامل چرب کرد و و یهو انگشت اشاره شو کرد تو سوراخ کونم ی آخی گفتم و گف جوون چه تنگهه چند دیقه ای عقب جلو کرد و در اورد و اینبار دوتا انگشتاش و کرد تو کونم رسما داشتم جر میخوردم و فحشش میدادم
سگگ درش بیار پاره شدممم مادر جندههه آخ
اونم میگف جوونمم وایسا کون تو باز کنمممم انگشتش و کشید بیرون و ی نفسی کشیدم که دیدم داره کیرشو چرپ میکنه ی وایی گفتم گف نترس کلوچه کونی شدی دیگه و خندید راس میگف این باز ک کیرش و کرد مثل اولش درد نگرف سر آلتشو کرد تو سوراخم و با دوتا دستش از شکمم گرفت و یهو تا ته کرد توش کیرش و آروم عقب جلو میکرد و منم که کلا سر و صدام بالا بود و مثل فیلما ناله میکردم که سریعتر کرد از موهام گرفته بود و میکشید و چک میزد رو باسنم و کیرش و کشید بیرون و آخی گف و برم گردوند و گف پاهات و بده بالا و پاهام و جمع کردم و گفتم یادت رفته پردم؟ گف میدونم کونی میزارم لاش کیرش و گذاشت لای کسم و با دستاش با سینم بازی میکرد و لب میرفتیم که من ارضا شدم و براش ساک زدم و گف آبش میاد آبش اومد و ریخت رو سینم و ی ساعتی همون جوری دارز کشیدیم و گفت پاشو برو حموم و سر و وضعت و درس کن و تا نفهمن خودشم لباساش و پوشید و بغلم کرد و گف خیلی وقت بود اینجوری لذت نمیبرد از سکس و بوسیدیم همو و رفت…
تجربه اولین سکسم بود و چندسال میگذره ازش
الان پسرداییم زنش و طلاق داده و هروقت بشه تنها میشیم و باهم رابطه داریم و پشیمون نیستم از کارم .
و رابطه پسردایبم و زنش خودش خراب بود ربطی به سکس ما نداره....
نوشته: زهرا
📚شًًــهـرٍ🔥دآســټـآݩ📚
🍃💦Joίŋ➡️ @DastanRomanCity
🍃💦Joίŋ➡️ @DastanRomanCity
🍃💦Joίŋ➡️ @DastanRomanCity
24 938
زهرا و پسردایی
#آنال #دختر_عمه #اولین_رابطه
این اولین داستانی هست که میفرستم.اگه غلط املایی یا جمله بندی داشته باشم پوزش…
اول اینو بگم کاملا حقیقته و دروغی توش نیس فقط اسم و …رو مستعاره
خب اول از اندامم بگم پوستم سفید نسبت به سنم هیکل پر و رو فرمی دارم کونم گرد و برجستس سینه هام ۷۵ در کل میزونه همه چی…
ماجرا از اونجایی شروع شد که ما یه گروه خانوادگی داریم طرف مامانم اینا همه هستیم اونجا و بگو بخند و جوک های بی مزه هم میفرستن خلاصه این پسرداییم خیلی باهام گرم گرفته بود ولی خب اصلا به ذهنم نمیرسید که نیتش چیه چون هم سنش ازم خیلی بیشتر هم زن داره
از پسرداییم بگم که هیکلش خوب و مردونس و به دل میشینه رابطش با زنش یکم سرده
این پسر داییم خیلی گرم گرفته بود باهام تا اینکه به بهونه های مختلف میومد پی ویم و جوک های ۱۸به بالا میفرستاد اوایل من سین میزدم جواب نمیدادم اما بدم نمیومد
قشنگ یادمه اولین بار ی عکس بهم فرستاد نقاشی چند تا زن لخت بود روشون شماره داشت که دخترا شما کدومین؟
یا چندباری اومدن خونمون هی زل میزد بهم ی بارم اومد اب بخوره کامل خودش و از پشت چسبوند بعد لیوان آب و برداشت
ی چند مدتی اینجوری گذشت تا اینکه منم کم کم دلم میخواست و راحت شده بودم باهاش دیگه وقتی جوکی میفرستاد منم جواب میدادم و چت میکردیم
ی شب که فک کنم مست بود پیام داد بیداری و فلان
منم گفتم آره و اونم شروع کرد از هیکلم و بدنم تعریف کردن میگف از وقتی که سر و سینت برجسته شد و تو کفت بودم و آرزومه ی بار لخت بشی جلوم سیر نگات کنم و قربون صدقه کس و کونم میرف
منم حسابی ذوق کرده بودم و خوشم اومده بود از تعریفاش از فانتزیام میگف و هی ازم سوال میکرد و منم جواب میدادم
گذشت تا اونقد صمیمی شده بودیم که عکس بدنم و میفرستادم بهش اون موقع فک کنم تو برنامه لاین بودیم!یا وایبر یادم نیست
ی روز خونه تنها بودم و بقیه رفته بودن شهرستان خیلی دلم کیر میخواست کل لباسام و در آورده بودم و جلو آینه قدی ور میرفتم و یاد تعریفای پسرداییم افتاده بودم گوشیم و برداشتم گفتم بزار پیام بدم ببینم آنلاینه بحرفیم
از شانسم سه چهار دیقه نشده بود جواب داد و یکم چت کردیم و گفت میتونی عکس بدی گفتم آره تنهام وایسا بگیرم
تا گفتم تنهام گفت چی تنهایی پس مامانت اینا کجان منم گفتم بهش نیستن تا شب گف مطمئنی ؟
گفتم آره بابا نمیان تا شب
گفت پس وایسا بیام تنها نباشی
دودل موندم چی بگم که دیگه هم رودربایسی موندم گفتم باشه بیا
تا اون بیاد ی بیست دیقه ای طول کشید منم یکم بدنم مو داشت اون و شیو کردم و آرایش دخترونه ای کردم و زنگ زد در و باز کن
اومد تو مثل همیشه صورتش اصلاح شده و مرتب و اونقد ادکلن زده بود که کنارش رد میشدی از هوش میرفتی
اومد تو و دیدم چیزی نمیگه فهمیدم داره آنالیز میکنه منم ی تیشرت جذب و شلوار لی پوشیده بودم با صندل البته همیشه اینطوریم پیشش
گفتم برم چایی بزارم دستم و گرف گف نمیخواد بیا بشین خانوم شیطونه
فهمیدم که حسابی زده بالا و میخواد به آرزوش برسه
دستش و گذاشته بود رو رونم و میکشیدش سمت کسم و دوباره در گوشم از هیکلم میگف
تقریبا پچ پچ میکرد در گوشم و نفسش میخورد به گوشم و دستش رو رونم باعث شده بود حسابی حشری بشم با اون یکی سینمو گرفته بود و ماساژ میداد و من کلا بیکار نشسته بودم که گف خانومی رو نمیکنی کلوچه رو؟و اشاره کرد به کسم
دید من سکوت کردم برگردوند و زیپ شلوارم و باز کرد و شلوار و شورتم و کشید پایین کسم که تازه شیو کرده بودم و کرم(لوسیون)زده بودم حسابی نرم و تو چشم بود
میتونم بگم ی پنج دیقه ای فقط نگا میکرد و لای کسم و باز میکرد و حسابی خوشش اومده بود و م
24 938
Repost from N/a
😧کمپین اخراج افغانهای غیر قانونی👇
https://t.me/+g7CJVqEnLyRkMTU8
https://t.me/+g7CJVqEnLyRkMTU8
24 938
👌 اعدام افغانی حرومزاده در ملاء عام امروز در میدان آزادی تهران به دلیل تجاوز به ۹ زن در تهران
◀️ مشاهده فیلم صحنه اعدام
24 938
Repost from N/a
❌تجاوز چند افغان به دختری در تهران
افرادی که بیماری قلبی دارن توصیه نمیشه:
https://t.me/+sMaNXAoarQc2ZTNk
https://t.me/+sMaNXAoarQc2ZTNk
24 938
Repost from N/a
😀اعدام افغانی در ملاء عام امروز در میدان آزادی تهران به دلیل تجاوز به ۹ زن در تهران
مشاهده فیلم صحنه اعدام ➡️
24 938
Repost from N/a
😧کمپین اخراج افغانهای غیر قانونی👇
https://t.me/+g7CJVqEnLyRkMTU8
https://t.me/+g7CJVqEnLyRkMTU8
24 938
👌 اعدام افغانی حرومزاده در ملاء عام امروز در میدان آزادی تهران به دلیل تجاوز به ۹ زن در تهران
◀️ مشاهده فیلم صحنه اعدام
24 938
Repost from N/a
❌تجاوز چند افغان به دختری در تهران
افرادی که بیماری قلبی دارن توصیه نمیشه:
https://t.me/+sMaNXAoarQc2ZTNk
https://t.me/+sMaNXAoarQc2ZTNk
