ch
Feedback
مصدع اوقات

مصدع اوقات

前往频道在 Telegram
870
订阅者
-124 小时
+87
+9930
帖子存档
به قدری تو تمام عید دیدنی‌ها عین آدم‌ندیده‌ها توی اتاق قایم شدم و از آدم‌ها فرار کردم که مطمئنم فامیل‌هامون حتی اطلاع ندارن که من وجود دارم

دو ساعت قبل سال تحویل می‌خوابم تا حاجی فیروز بفهمه رئیس کیه

خانومی شما تو استوری لبات رو شکل کون مرغ نکن، نمی‌خوام عید رو بهمون تبریک بگی

شبیه مجری‌های صدا و سیما شدم. برم مقنعه‌ی صورتیم رو بپوشم و به فامیلیم یه «راد» اضافه کنم و در حالی که با مجری مرد برنامه لاس می‌زنم بگم در ماه میهمانی خدا، هوای بندگان خدا رو هم داشته باشیم. یه میان‌برنامه ببینیم.

یه بیت زیبا و مناسبتی از جامی هست که من خیلی دوستش دارم. شما هم اگه دوست نداشتید به کیرم. میفرمایند: «اگر چه نیست درین عید رسم مه دیدن نمی رود ز ضمیرم خیال ابرویت».

خیلی جالبه اینکه مهمه که شما هر حرف رو در چه زمانی بزنید. من اگه این رو دوباره و دو سال پیش میگفتم قطعا کونم رو پاره می‌کردید ولی الان شاید خیلی‌ها باهاش موافق باشن. به عبارتی، خیلی برام جالبه که عقاید آدم‌ها چقدر متاثر از عقاید جمعیه. نه بقیه، خودمون هم. انگار جوری که بقیه فکر میکنن یه چارچوبیه که افکارمون در همون قالب شکل میگیرن و توی جامعه با افکار مثلث، نمیشه مربع فکر کرد. اگه هم کسی مربع فکر کنه، خودمون گارد می‌گیریم و باهاش درگیر میشیم. واقعا آدمیزاد موجود عجیبیه.

به نظرم مشکل نسل جدید که به اسم «آزادی» و «روشنفکری» هرکاری میکنن، و معتقدن مخالفانشون هنوز در «گذشته» زندگی میکنند، اینه که متوجه نیستن اینکه در «حال» حاضر هر کسی هرکاری انجام بده، باعث نمیشه اون کار درست باشه. درواقع به صِرفِ حرکت رو به آینده فکر میکنن هر سنتی که از گذشته باقی‌مونده اشتباه و احمقانه‌ست و هر عقیده‌ی بی‌قید و بند و رهایی، احترام به آزادی هست.

Repost from عاصی.
واسه ی شماها مخالف بودن با چیزی دقیقا به معنی موافق بودن با ضد اون چیز هست.

‏کراش یعنی کمبودِ اطلاعات راجع به یک نفر. _aphrodite_ @uttweet

بهترین لحظه‌ی من از سال ۱۴۰۲ اون لحظه بود که

مثل اینکه این کاغذای دور کیک یزدی جدی جدی باورشون شده کیکن.

Heydoo Hedayati.Ghatar-e Khaali.mp38.48 MB

ببخشید اگه گفتم خیلی خوشگلی. عینکم رو نزده بودم.

هرچقدر به لحظات آخر سال نزدیک میشیم به لحظات اول سال هم نزدیک میشیم. این ماتریکس نیست؟ از توهماتتون بیایید بیرون

یه روز سه تا الف (ااا) تصمیم میگیرن برای هدف والایی که دارن کنار هم بایستند و نشینند. اما طولی نمیکشه که خستگی به الف وسطی غلبه می‌کنه و اون رو مینشونه. دوتای دیگه میگن پس هدفمون چی میشه؟ الف وسطیه میگه کسخلها شما هم باورتون شده ها، ما که از اول هم اصلا هدفی نداشتیم. همینجوری اومده بودیم یه قیافه‌ای بگیریم که آره ما هم هدف و مقصودی داریم از کارمون. آخه ما الف‌های علاف رو چه به هدف؟ و از اونجا بود که کلمه‌ی «ادا» ساخته شد و ادایی به افرادی گفته شد که خودشون هم دقیقا نمیدونن دارن چه گوهی می‌خورن، فقط می‌خوان اعلام کنن که دارن اون گوه رو می‌خورن. مهم نیست که درست بخورنش یا نه، مهم اینه که ظاهر خوردن اون گوه رو حفظ کنن.

دوستان لطفا انقدر افرادی که قد کوتاهی دارن رو مسخره نکنید شاید یه کروموزوم اضافی داشته باشن

البته سو برداشت نشه. من عاشق تهرانی‌ها هستم. اما گاها باهاشون دچار اختلاف نظر میشم. برای مثال، وقتی چایی سوپرمارکتی دم نکشیده رو سرد سرد می‌خورن و می‌گن "ولرمه". خوب خوار

تهرانی کل اسفند فن گرلی خلوت بودن شهرش در ۱۳ روز اول فروردین رو می‌کنه و تاکید می‌کنه که اصلا نباید تهران رو این موقع سال از دست داد و بعد باز هم تا خود سال تحویل در جاده‌های منتهی به شمال و سایر شهرستان‌ها در حال ایجاد ترافیکه. خوب مگه نمیگی خیلی قشنگ و خلوت و تمیز و فوق العادست عزیزم؟ پس چرا نمی‌مونی توی همون گوه؟ دنبال چی هستی اینجا؟ با کی کار داری؟ خونه‌ت کجاست؟ چرا دو هفته دلت نمیاد ما شهرستانی‌های مزاحم رو راحت بذاری شلوارک پوش گنده گوز؟

به طور میانگین، بنده ممه‌های این سیدنی سویینی رو از قیافه بابام بیشتر دارم می‌بینم.

هیچکس بهت نگفت ولی صبح‌ زودهایی که تو بهار پا میشدی بری مدرسه در حالی که مه و بوی بهارنارنج همه‌جا رو گرفته بود و آسمون بنفش و صورتی بود قشنگترین صبح‌های زندگیت بودن