ch
Feedback
Shamlouism

Shamlouism

前往频道在 Telegram

چه بی تابانه می خواهمت ای دوریت آزمون تلخ زنده بگوری! . http://Instagram.com/_u/Shamlouism

显示更多
伊朗120 092未指定类别
2 241
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
تنها زمانی کوتاه در کنار یکدیگر بودیم و پنداشتیم که عشق هزاران سال می‌پاید... . یاکاموکی ترجمه احمد شاملو @Shamlouism .

این‌چنین، در چشم‌انتظاری، شب‌ها چندان دراز می‌گذرد که ترانه ریشه افشان کرده درخت‌وار بربالیده است. و آنان که به زندان‌ها اندرند ــ مادر! ــ و آنان که روانه‌ی تبعیدگاه‌ها شده‌اند هر بار که آهی بر آرند ــ نگاه کن! ــ این‌جا برگی بر این سپیدار می‌لرزد. شاعر: یانیس ریتسوس ترجمه‌ی احمد شاملو ترانه‌های میهن تلخ @Shamlouism

Repost from Shamlouism
این‌چنین، در چشم‌انتظاری، شب‌ها چندان دراز می‌گذرد که ترانه ریشه افشان کرده درخت‌وار بربالیده است. و آنان که به زندان‌ها اندرند ــ مادر! ــ و آنان که روانه‌ی تبعیدگاه‌ها شده‌اند هر بار که آهی بر آرند ــ نگاه کن! ــ این‌جا برگی بر این سپیدار می‌لرزد. شاعر: یانیس ریتسوس ترجمه‌ی احمد شاملو ترانه‌های میهن تلخ @Shamlouism

آنجا که هیچ نیست، به یادبیاور که دوستت دارم...

جهان استوار نمی‌ماند مگر با سری خمیده بر روی شانه‌ی کسی که دوستش داریم... @Shamlouism

و به بهانه‌ی آن‌که دوستت دارم همه‌چیز در جنبش است و برای زیستن تنها باید پیش رفت باید رفت در راستایی در پیش به‌سوی آن‌چه که تو دوست داری من به سوی تو می‌‌رفتم من برای همیشه به سوی روشنایی می‌رفتم... پل الوار - شاعر فرانسوی برگردان: احمد شاملو #پل_الوار #احمد_شاملو @Shamlouism

Shamlouism.mp32.98 MB

photo content

photo content

photo content

photo content

تهران بر درختان حجاب اجباری پوشاند بر تن آبها عبا پوشاند بر تن جاده ها جبه پوشاند بر سر باغچه عمامه پوشاند به زور آواز را مجبور کرد که ریش بگذارد بر تنِ شعر لباس عاشورا پوشاند موسیقی بیوه شد و زندگی را تبدیل به عزا کرد تهران به روی کسی نمی خندد غیر از مرگ تهران از هیچ چیز خوشش نمی آید غیر از مرگ زنانش، پسرانش، و دخترانش نام همه ی آنها مرگ است و چیزی که از مادر متولد نمی شود زندگی ست شیرکو بیکس

💔

شب همیشه به تمامی شب نیست؛ چرا که من می‌گویم، چرا که من می‌دانم که همیشه در اوج غم یک پنجره باز است پنجره ای روشن، و همیشه هس
شب همیشه به تمامی شب نیست؛ چرا که من می‌گویم، چرا که من می‌دانم که همیشه در اوج غم یک پنجره باز است پنجره ای روشن، و همیشه هست، رویاهایی که پاسبانی می‌دهند آرزویی که جان می گیرد گرسنگی که از یاد می رود و قلبی سخاوتمند و دستی بخشنده، دستی گشوده و چشم هایی که می‌پایند و زندگی، یک زندگی برای با هم بودن همیشه هست.. پل الوار ترجمه: احمد شاملو

آزادی آزادی آزادی ✌️ @Shamlouism

کوه گفـت؛ انقلاب چونان رود است گهـی تند و گهی آرام و گهی نیز بی‌گـدار ! رود گفت؛ انقلاب چونان کوه است گهی بلنـد و گهی پست و گهی نیز پـرهیبـت ! درخت گفت؛ انقلاب چونان جنگل اسـت گهی عریان و گهی خشک و گهی نیز انبوە و باعظمت ! اما زمین گفت؛ نه! فریاد کشیـد که انقلاب زندگیـست چونان سر من که به دور چشمان خورشید می‌چـرخـد و سر او نیز به دور چشمان ملـت ! و آنچـــه در این میان هرگز هرگز رخ نخواهد داد بازایستـادن اســت.... . #شیرکوبیکس

.کاش بودم و سفت سفت بغلت میکردم عزیزم...کاش همه ایران تو رو بغل کنه تا دنیا برات اندکی، فقط اندکی تحمل‌پذیرتر می‌شد. ما که مثلا آدم‌های سالمی هستیم هم این روزها به آغوش هم احتیاج مبرم داریم، تو که در این دنیای بی‌رحم جای خود داری...#مهسا_امینی 🔰 @InstaDownloads_RoBot

درختی سوخت دودش شعری گریان برای باغ نوشت. باغ که سوخت دودش داستانی بس غمگین برای کوه نوشت. کوه که سوخت دودش نمایشنـامه‌ای تراژیـک برای روستا نوشت. روستا که سوخت دودش رمانـی اشک‌آلـود برای شهـر نوشت. در شهـر اما زنی بود که زیبایی درخت و کوه و روستا و شهـر را یک جا در دل و قامتش داشت. آنگاه کہ به خاطر آزادی خودسوزی کرد، دودش، داستانی بی پایان برای سراسرِ سرزمینـم نوشت... #شیرکو_بیکس

آزادی؟ کدامین آزادی؟ آزادی، اسبی ست خسته و لنگان که هر روز گلوله بارَش می زنند . سرزمین؟ کدامین سرزمین؟ آن سرزمینی که هر روز به غارتش می برند؟ آن دشتی که برهوتش کرده اند یا آن کوهستانی که صخره اش، سنگِ مُرده شور خانه شد؟ . کدامین است؟ آن سنگ و آن خاک و آن چشمه و ریگی که بند و زندان زاییده است؟ . نمی دانم میهن کدام است! آزادی کدام است، نمی دانم! . آن جویباری که در روز روشن سرچشمه اش را غارت کردید؟ آن معشوقه ای که در خواب چشم هایش را دزدیدید؟ آن ابری که پیش از باریدن بارانش را به تاراج بردید؟ یا آن ماهی که شبِ چهارده اش را ربودید؟ . آزادی، اسبی ست خسته و لنگان که هر روز گلوله بارَش می زنند . . #شیرکو_بیکس