Shamlouism
الذهاب إلى القناة على Telegram
چه بی تابانه می خواهمت ای دوریت آزمون تلخ زنده بگوری! . http://Instagram.com/_u/Shamlouism
إظهار المزيدإيران120 092الفئة غير محددة
2 241
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
لا توجد بيانات30 أيام
أرشيف المشاركات
2 241
تنها زمانی کوتاه در کنار یکدیگر بودیم
و پنداشتیم که عشق
هزاران سال میپاید...
.
یاکاموکی
ترجمه احمد شاملو
@Shamlouism
.
2 241
اینچنین، در چشمانتظاری،
شبها چندان دراز میگذرد
که ترانه ریشه افشان کرده درختوار بربالیده است.
و آنان که به زندانها اندرند ــ مادر! ــ
و آنان که روانهی تبعیدگاهها شدهاند
هر بار که آهی بر آرند
ــ نگاه کن! ــ
اینجا برگی بر این سپیدار
میلرزد.
شاعر: یانیس ریتسوس
ترجمهی احمد شاملو
ترانههای میهن تلخ
@Shamlouism
2 241
Repost from Shamlouism
اینچنین، در چشمانتظاری،
شبها چندان دراز میگذرد
که ترانه ریشه افشان کرده درختوار بربالیده است.
و آنان که به زندانها اندرند ــ مادر! ــ
و آنان که روانهی تبعیدگاهها شدهاند
هر بار که آهی بر آرند
ــ نگاه کن! ــ
اینجا برگی بر این سپیدار
میلرزد.
شاعر: یانیس ریتسوس
ترجمهی احمد شاملو
ترانههای میهن تلخ
@Shamlouism
2 241
و به بهانهی آنکه دوستت دارم
همهچیز در جنبش است
و برای زیستن تنها باید پیش رفت
باید رفت
در راستایی
در پیش بهسوی آنچه که تو دوست داری
من به سوی تو میرفتم
من برای همیشه به سوی روشنایی میرفتم...
پل الوار - شاعر فرانسوی
برگردان: احمد شاملو
#پل_الوار
#احمد_شاملو
@Shamlouism
2 241
تهران بر درختان حجاب اجباری پوشاند
بر تن آبها عبا پوشاند
بر تن جاده ها جبه پوشاند
بر سر باغچه عمامه پوشاند
به زور
آواز را مجبور کرد که ریش بگذارد
بر تنِ شعر لباس عاشورا پوشاند
موسیقی بیوه شد
و زندگی را تبدیل به عزا کرد
تهران
به روی کسی نمی خندد
غیر از مرگ
تهران از هیچ چیز خوشش نمی آید
غیر از مرگ
زنانش، پسرانش، و دخترانش
نام همه ی آنها مرگ است
و چیزی که از مادر متولد نمی شود
زندگی ست
شیرکو بیکس
2 241
شب همیشه به تمامی شب نیست؛
چرا که من میگویم، چرا که من میدانم
که همیشه در اوج غم یک پنجره باز است
پنجره ای روشن، و همیشه هست،
رویاهایی که پاسبانی میدهند
آرزویی که جان می گیرد
گرسنگی که از یاد می رود
و قلبی سخاوتمند و دستی بخشنده، دستی گشوده
و چشم هایی که میپایند
و زندگی، یک زندگی برای با هم بودن همیشه هست..
پل الوار
ترجمه: احمد شاملو
2 241
کوه گفـت؛
انقلاب چونان رود است
گهـی تند و گهی آرام و
گهی نیز بیگـدار !
رود گفت؛
انقلاب چونان کوه است
گهی بلنـد و گهی پست و
گهی نیز پـرهیبـت !
درخت گفت؛
انقلاب چونان جنگل اسـت
گهی عریان و گهی خشک و
گهی نیز انبوە و باعظمت !
اما زمین گفت؛
نه!
فریاد کشیـد که انقلاب زندگیـست
چونان سر من که به دور چشمان خورشید میچـرخـد و
سر او نیز به دور چشمان ملـت !
و آنچـــه در این میان هرگز هرگز رخ نخواهد داد
بازایستـادن اســت....
.
#شیرکوبیکس
2 241
.کاش بودم و سفت سفت بغلت میکردم عزیزم...کاش همه ایران تو رو بغل کنه تا دنیا برات اندکی، فقط اندکی تحملپذیرتر میشد. ما که مثلا آدمهای سالمی هستیم هم این روزها به آغوش هم احتیاج مبرم داریم، تو که در این دنیای بیرحم جای خود داری...#مهسا_امینی
🔰 @InstaDownloads_RoBot
2 241
درختی سوخت
دودش
شعری گریان برای باغ نوشت.
باغ که سوخت
دودش
داستانی بس غمگین برای کوه نوشت.
کوه که سوخت
دودش
نمایشنـامهای تراژیـک برای روستا نوشت.
روستا که سوخت
دودش
رمانـی اشکآلـود برای شهـر نوشت.
در شهـر اما زنی بود
که زیبایی درخت و کوه و روستا و شهـر را
یک جا در دل و قامتش داشت.
آنگاه کہ به خاطر آزادی خودسوزی کرد،
دودش،
داستانی بی پایان
برای سراسرِ سرزمینـم نوشت...
#شیرکو_بیکس
2 241
آزادی؟
کدامین آزادی؟
آزادی، اسبی ست خسته و لنگان
که هر روز گلوله بارَش می زنند
.
سرزمین؟
کدامین سرزمین؟
آن سرزمینی که هر روز به غارتش می برند؟
آن دشتی که برهوتش کرده اند
یا آن کوهستانی
که صخره اش، سنگِ مُرده شور خانه شد؟
.
کدامین است؟
آن سنگ و آن خاک و آن چشمه و ریگی
که بند و زندان زاییده است؟
.
نمی دانم میهن کدام است!
آزادی کدام است،
نمی دانم!
.
آن جویباری که در روز روشن
سرچشمه اش را غارت کردید؟
آن معشوقه ای که در خواب
چشم هایش را دزدیدید؟
آن ابری که پیش از باریدن
بارانش را به تاراج بردید؟
یا آن ماهی
که شبِ چهارده اش را ربودید؟
.
آزادی، اسبی ست خسته و لنگان
که هر روز گلوله بارَش می زنند
.
.
#شیرکو_بیکس
