3 087
订阅者
无数据24 小时
+37 天
-1330 天
帖子存档
3 087
بخشی از کتاب خاطرات استاد محمد علی فرزانه
کتاب *سالهای سپری شده* شرح خاطرات با ارزش استاد محمدعلی فرزانه از دوران کودکی و مبارزاتش در سالهای پر آشوب دهه بیست و سی شمسی در شهرهای تبریز و تهران است. مرحوم استاد فرزانه، ادیب، پژوهشگر، محقق و فولکلور شناس آذربایجانی در سال ۱۳۰۲ شمسی در تبریز به دنیا آمد. شصت سال از عمر پر بارش را صرف تحقیق، ترجمه و تألیف کرده و حدود چهل جلد کتاب و دهها مقاله در باره فرهنگ، تاریخ و زبان ترکی آذربایجانی به رشته تحریر در آورد.
Axar.az بخشی از خاطرات استاد را که در سایت تریبون درج شده است، تقدیم خوانندگان گرامی مینماید.
در سال 1319 شمسی، مدتها قبل از امتحان کلاس نهم که ضمناً امتحانی برای انتخاب شغل معلمی هم بود، من تصمیم گرفته بودم که در دانشسرا2 اسم نویسی کنم.در آن زمانها دانشسرا پناهگاهی بود برای بچه هایی که امکان تحصیل آزاد را نداشتند. اینها برای اینکه بتوانند در مدت کوتاهی کاری پیدا کرده و به خانواده شان کمک کنند، در دانشسرا اسم نویسی می کردند. من از زمانی که در کلاسهای پایین تر درس می خواندم با حال و هوای دانشسرا آشنایی داشتم.
جوانهایی که از تبریز و یا دیگر شهرهای آذربایجان در اینجا قبول می شدند، بعد از اتمام تحصیل بر اساس تعهدی که داده بودند، می بایستی در شهرها و یا قصبه های دور و نزدیک به معلمی مشغول می شدند. می توان گفت که در این سالها اگر چه سیاست فارس کردن آذربایجان در اینجا کم کم خودش را نشان می داد، اما هنوز خیلی شدید نشده بود. جوانهایی که دانشسرا را تمام کرده به شهرهای دیگر آذربایجان می رفتند، برای تفهیم کردن بهتر مطالب، حتی درس فارسی را هم به زبان ترکی توضیح می دادند. ولی دانشسرایی که من در سال 1319 شمسی در آن اسم نویسی کردم، از این لحاظ و لحاظ دیگر با دانشسرای قبلی فرق داشت. این فرق از زمانی شروع شد که دانشسرا از ساختمان کهنۀ چهار اطاقه به ساختمان مفصل و مجهز تازه اسباب کشی کرد. از آنجایی که این ساختمان به قسمت شبانه روزی مجهز بود، آنهایی را که شبانه روز در آذربایجان در آرزوی تسلط شوونیزم بودند، به خیال دیگری انداخته بود. آنها عوض دادن امکان مسکن به جوانان فقیر شهرستانی آذربایجانی، به جوانانی که از شهرهای مختلف فارس نشین آمده بودند، جای می دادند.
در سالهایی که در دانشسرا مشغول به تحصیل بودم، دو نوع شاگرد در آنجا درس می خواندند. شاگردان فارس زبان که در قسمت شبانه روزی دانشسرا می ماندند و شاگردان آذربایجانی که روزها در دانشسرا درس می خواندند و شبها به خانه هایشان بر می گشتند. البته جوانانی که از مناطق فارس نشین آمده بودند، اکثراً از خانواده های فقیر بودند که از بد حادثه به اینجا پناه آورده بودند. برای همین بین آنها و بچه های آذربایجانی فرق چشمگیری وجود نداشت. لاکن مسئولین دانشسرا با سیاستی که در پیش گرفته بودند، باعث بوجود آمدن سوء تفاهم و تضادهایی بین این دو گروه می شدند. در کارهای روزانه به فارس زبانها برتری داده، با آنها مثل بچه های تنی و با آذربایجانی ها مثل بچه های ناتنی رفتار می کردند. از عیب و ایراد فارسها چشم پوشی کرده، مرتب سعی در پیدا کردن عیب و ایراد جوانان آذربایحانی بودند. حتی در خیلی از موارد آنها را غیر اجتماعی خوانده و با آنها رفتار زشتی داشتند.
این رفتارها همان قدر که زشت بود، دور از حقیقت هم بود. خیلی از جوانان آذربایجانی از لحاظ اخلاق و رفتار نمونه و لایق معلم شدن بودند. در حالیکه بین دانشجویان فارس زبان تعداد کسانی که رفتار ناشایست داشتند، کم نبود. اگرچه بین اینها بعضی ها درس خوان بودند ولی خیلی هاشان به هیچ قانون و نظامی پایبند نبوده و حتی خیلی وقتها در میخانه های پاساژ3 و یا خانه های عمومی آنروز تبریز که «قره دام- داش»4 نامیده می شد، پلاس بودند. با اینکه در آذربایجان برای ثبت نام در دانشسرای تبریز به اندازۀ کافی داوطلب وجود داشت، معلوم نبود به چه علت این جوانان را از نقاط مختلف ایران از یزد، کرمان، کاشان و کرمانشاه به اینجا می آوردند.
با توجه به رفتار این جوانها، بی شک و شبهه هدف از آوردن اینها به تبریز نمی توانست صادر کردن اخلاق باشد. هدف اصلی کمک به سیاست فارسیزه کردن جوانان آذربایجانی بود. این جوانان از دانشسرای تبریز فارغ التحصیل شده، با معلم شدن در مناطق دور و نزدیک آذربایجان، سعی در عوض کردن زبان مردم و بخصوص زبان بچه هایی را که درس می خوانند، می کردند. لاکن خنده دار بود که این کار در عمل نتیجۀ عکس داد. اینها بلافاصله بعد از تمام کردن دانشسرا از اینجا فرار کردند. رفتند و موقع فرار کردن هم نه دلخوشی فارس کردن آذربایجانیها، بلکه دلخوری ترکی یاد گرفتن خودشان را برای آنهایی که سعی در فارس کردن آذربایجان داشتند، باقی گذاشتند.
3 087
هاشم_ترلان
عزیز وطن! سنین دوغما ائلینده
بیتن لاله، آچان گوللر منیمدیر
بو شؤوکتلی، عظمتلی تورپاغین
قوینونداکی ایگید ائللر منیمدیر
آسلان کیمی خالقیمداکی چوخ هونر
تاریخ بیلیر ووقارلیدیر داغ قدر
بولبول کیمی نغمه دئین هر سحر
سازینداکی سسلی تئللر منیمدیر
سعادتدن الهام آلدی ائلیمیز
گونش چیخدی ایشیقلاندی گونوموز
یوردوموزون شؤهرتیدیر دیلیمیز،
بو شؤهرتلی شیرین دیللر منیمدیر
ایندی دوغما دیار گئیینیر الوان
وطن گؤیلریندن چکیلیر دومان
فخریدیر کؤنلومه بو نور هر زامان،
آذربایجان آدلی ائللر منیمدیر!...
3 087
زهره ایله طاهیر میرزه نین ناغیلی ادبیات سئونلر کانالیندا 1402/12/14
آلتینجی بؤلوم
حاضیرلاییب سسلندیرن:«نیره اردلانی»
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
3 087
زبان مادری یا زبان پدری؟
مساله این نیست!
رامیز قلی نژاد، کارشناس رسانه و ارتباطات
در حقیقت، زبان دستگاهی ادراکیست و نه صرفا ابزار ارتباطی. ( جولیان جینز )
مقدمه
نخست و پیش از هرگونه بررسی و اظهار نظر میخواهم اشارهکنم که طرح موضوع از سوی خانم رایحه مظفریان، بسیار اولیه، بدون بررسی مبانی نظری و صرفا در حد اظهارنظری شخصی یا در قالب پرسشی استفهامی بیان شدهاست. بنابراین بی آن که قصد نقد مطلب یادشده را داشته باشم، صرفا در قالب پرسشی از خود و با مطالعهی چند منبع علمی قابل اعتنا و معتبر به بررسی موضوع پرداختهام. دوم این که در بررسی تعاریف موضوع با وجود هردو عنوان، البته برای کاربردهای متفاوت مواجه شدم. زبان اول یا زبان مادری، اولین زبانیست که فرد از بدو تولد یا در دورهی حساس شکلگیری وجودی با آن مواجه شدهاست.
در برخی کشورها، اصطلاح زبان مادری به زبان گروه قومی فرد اشاره دارد تا زبان اصلی و واقعی فرد. از سوی دیگر زبان پدری، زبانی مجزاست برای بیان عقاید، بر خلاف زبان عامیانه (زبان مادری) که برای گفتار روزمره بهکار میرود؛ شکل زبانی که از طریق آموزش و خواندن به دست میآید، بر خلاف لهجهئی که فرد با صحبت کردن رشد میکند.
تعریف زبان
" زبان (language) نمایندهی یک نظم جمعی و یک نظم معنایی و شناختیست و چونان یک جهان بینالاذهانی (intersubjectivity) تاریخیست. از اینرو زبان، هم اندوختهی فرهنگی و انباشتگاه آگاهی و جهانبینی و ارزشهای یک گروه یا یک ملت است و هم روش موجهسازی و شیوهی استدلالآوری و داوری آنها است." (دکتر رحیم محمدی، مقالهی نسبت زبان مادری و زبان ملی در جوامع چندزبانه و چندقومی؛ با تکیه بر مورد ایران)
"زبان مادری در گام نخست زبان احساسات مادر و کودک و روابط مادر و کودک است. در گام دوم زبان روابط و احساسات پدر و بقیهی اعضای خانواده با کودک است و در گام سوم زبان فامیل و قوم و قبیله و محله است. پس زبان مادری، زبان دورهی کودکی انسان و زبان احساسات و خواسته های غریزی و خواهشهای نخستین است. چون کودک با زبان مادری میگرید، میخندد، نیازهایش را می طلبد، بازی میکند، مشاجره و بگومگو میکند و نخستین شناختهای خود را از دنیای پیرامون، تنها با زبان مادری کسب و بیان میکند و با سخن گفتن به زبان مادری، از فردیت و تنهایی خارج و از تعلق به یک گروه آگاه میشود." (دکتر رحیم محمدی، همان)
دوگانهی مادری یا پدری
دریدا به عنوان فیلسوفی شالودهشکن و پادمتافیزیسین، پیوند متافیزیکی دال و مدلول را که اساس متافیزیک حضور را شکل میدهد، میگسلد تا بدین وسیله دالها، انرژی بیپایان خود را پیوسته پویا و فعال داشته باشند و هرگز در یک نظامِ همزمان به ایستایی نرسند. (دریدا، 1977)
دریدا بر این نکته اصرار میورزد که
3 087
احد فرهمندی
زبان مادری چیست؟
آموزشگاه زبان ایران آکسفورد برای پاسخ به این سوال متن زیر را می آورد .
زبان مادری زبانی است که یک شخص از بدو تولد و یا در دوران بحرانی Critical Period كسب ميكند. دوران بحرانی در اصطلاح زبان شناسی به سنی گفته میشود که از ابتدای تولد شروع و تا شکل گرفتن تارهای صوتی (دوران بلوغ) ادامه پیدا میکند.
پس بر این اساس زبان كودك داراي مشخصات زیراست:
• شخص زبان را در دوران کودکی کسب ميكند. (دقت داشته باشیم که اصطلاح کسب کردن با یاد گرفتن « در زبانشناسی» متفاوت است).
• شخص میتواند از زبان خود به صورت خودکار و بدون فکر استفاده کند.
• دارای توانایی در برقراری ارتباط با این زبان میباشد.
تفاوت اصلی زبان مادری با زبان دوم و یا سوم در این است افراد زبان اول را کسب میکنند و آن را یاد نمیگیرند. در کسب زبان اول شخص دارای زبان بینابینی Interlanguage نیست و میتواند بدون مقایسه زبان را کسب کند اما در زبان دوم معمولا ذهن افراد زبان دوم را با زبان اول مقایسه میکنند. بنابراين زبان مادری زبانیست که از مادر، پدر و نزدیکان و مراقبانمان ميآموزيم. پس زبان مادری یک اصطلاح است و لزوماً به معنی زبانی که مادر انسان به آن سخن میگوید نیست. در بعضی از کشورها، اصطلاح زبان مادری بیشتر به زبان قومی فرد دلالت میکند تا زبان اول او.
اصطلاح زبان مادری
اصطلاح زبان مادری که غالباً به جای زبان اول به کار میرود، واژهای ترکیبی است و ورود آن به زبان فارسی به احتمال زیاد ترجمهای مستقیم از یکی از زبانهای اروپایی است.
اصطلاح زبان مادری در لغتنامه دهخدا یافت نمیشود، حال آنکه، در واژهنامههای برخی از زبانهای اروپایی حضور دارد (برای نمونه "Muttersprache" در زبان آلمانی یا «mother tongue» در زبان انگلیسی).
در بسیاری از لغتنامههای انگلیسی، از این واژه به عنوان نخستین زبانی که یک کودک میآموزد یادشدهاست، در حالی که، در لغتنامه American Heritage ویرایش سوم از این واژه به معنی «زبان بومی یا زبان والدین فرد» یاد شدهاست.
لغتنامه Longman Language Activator تأکید میکند که در انگلیسی این اصطلاح اغلب هنگامی مورد استفاده قرار میگیرد، که فرد در یک کشور خارجی باشد (این توضیح تعریف ارائه شد در لغتنامه American Heitage را هم توجیه میکند)
اصطلاح زبان مادری اصطلاحی است که اکثر دانشمندان سعی در پرهیز از آن دارند و در علوم زبانشناسی، روانشناسی، عصبشناسی رفتاری (Neurobehaviour) اغلب واژه زبان اول (First Language) به جای این اصطلاح به کار برده میشود.
با عنايت به موارد يادشده در بالا، نگاه جنسيتي به اصطلاح «زبان مادري» از ترجمه ناصحيح آن به وجود آمده است. در شروع مطلب اشاره شد كه كودك از بدو تولد زبان را كسب ميكند و اين كسب كردن تنها از مادر نيست، پدر، اهل خانه و مراقبان را نيز شامل ميشود. با فاكتور گرفتن از استثناهاي كسب زبان براي كودك مثل:« كودكان پرورشگاهي، بيسرپست و كودكان لال كه مبحث كسب زبان آنها متفاوت است» ميتوان گفت در كسب كردن زبان توسط كودك نه تنها پدر بلكه ساير اهل خانواده و مراقبان نيز سهيم هستند. خيلي از خانمها بعلت شاغل بودن كودك نوزاد خود را در شروع روز به مهد كودك سپرده و پس از بازگشت از كار بههمراه شوهر كودك را از مهدكودك برميدارند و تا روز بعد هر دو در كنار كودك قرار دارند. در اين دوران كودك نوزاد، نصف روز زبان را از مراقبان و افراد مهدكودك كسب ميكند. يا زنان شاغل نصف روز نوزاد خود را براي نگهداري به مادر خود يا مادرشوهرانشان و يا مراقبان كودكان در خانه ميسپارند و چه بسا كودك زبان را غير از مادر و پدر خود كسب ميكند.
در انتهاي نوشته، نتيجه سخن خود را -منهاي استثناهايي كه در متن اشاره شده است- با اين جمله خانم «رايحه مظفريان» همسو و هماهنگ ميدانم كه نوشتهاند: «می توان به جای اصطلاح زبان مادری از اصطلاح زبان اول استفاده کرد اما از آن هم کاملتر اصطلاح زبانهای خانوادگی یا زبانهای خانگی است.»
موفق و مانا باشيد.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
3 087
«قاسم ترکان»
آنا دیلی باره سینده من رایج بحثلره گیریشمه میشم، بلکه دیل باره سینده، مطالعه ام اولوب.
هر بیر ذاتین باره سینده بحث آچماق اولار، بو موضوع دا اولاردان بیری دی. ظاهرٱ دنیا سطحینده و ملت لر آراسیندا انسانلارین دانیشدیقلاری ایلک دیله، آنا دیلی دیییلیر. عینا آنا سودو کیمی که آند و قسمه دونوب و قداست ده داشییر. یا بئله بیر عبارت کی دده نین بئلیندن گلماغا تأکید و گاهدان تهدیدلر گؤرونور، من بئله ائله مه سم، دده مین بئلیندن عمله گلمه میشم.
بو رایج اولونان عبارت لر تاریخ بویو الک قلبیرلردن کئچیب، سایسیز حسابسیز و دفعه لرله آرانیب، سئنانیب، دیللرده و آغیزلاردا ابدی یاشاماق مقامینا چاتیبدی.
جنسیت مسئله سی خصوصا جنسیت موضوع سی، دیللرده کوکلی و اساسلی حالدا یاشدیقدا، دیللرین سرنوشتین ده رقم وورور. مثلا فرانسه دیلینده، غالبٱهر بیر شیئین آدیندا بیز مؤنث و مذکر بابینا شاهد اولوروق. اونا گؤره گاستون باشلار ین شاعرانه فلسفه سینده هر شیئین مؤنث و مذکر اولدوغویله راستلاشیریق. عرب دیلینده ه حرفیتأنیث علامتی کیمی آدلاردا اساس رل ایفا ائدیر. بیز فائق آدینا راست گلنده طرفین اوغلان و کیشیلیغین و فائقه آدینا راست گلنده، قیز و آرواد اولدوغونو دوشونوروق.
جنسیت داشییه ن آدلار و کلمه لر دیللرده و دوشونجه لرده اساس خصوصأ فلسفی معنالاردا داشییر.
شاید دنیا سویه سینده آنا دیلیندن مراد، ائله آناسودو کیمی بیر مقامدا دیر. بو آنا دیر کی کؤرپه سینی أمیشدیره أمیشدیره، بالاسینین بویونا، یوزونه اوخشییب، ابدی دیللر ازبری اولان نازلامالار بایاتی قالبینده زمزمه ائلییر.
اوشاق کؤرپه لیق چاغلاریندان اسکی به لکدن قورتولوب بویا یاشا دولانا کیمی آنا اته گینده بویویور. اؤرگه شدیقلاری آنادان اولور، ادالاردا آتاسینی یانسیلیر.
اگر کی بئله بیر بحثی زاید تلقی ائلیره م، واضحات اولدوغو اوچون، چون عزیزیم جناب قربانزاده تکلیف بویوردولر بو سطرلره قناعت ائلیره م.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
