کمونیسم نوین
前往频道在 Telegram
سنتز نوین کمونیسم با جمعبندی علمی از دستاوردها و کمبودهای انقلابات کمونیستی پیشین، از کمون پاریس تا دو جامعه سوسیالیستی در شوروی و چین سامانی برای پیشروی و گسست از دگماتیسم، در جا زدن و به بقایای گذشته تبدیل شدن، هست! لینک کانال کمونیسم نوین https://t.
显示更多1 043
订阅者
+124 小时
+37 天
+730 天
数据加载中...
相似频道
标签云
进出提及
---
---
---
---
---
---
吸引订阅者
六月 '26
六月 '26
+31
在0个频道中
五月 '26
+19
在0个频道中
Get PRO
四月 '26
+5
在0个频道中
Get PRO
三月 '26
+11
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+20
在0个频道中
Get PRO
一月 '26
+31
在2个频道中
Get PRO
十二月 '25
+18
在0个频道中
Get PRO
十一月 '25
+13
在0个频道中
Get PRO
十月 '25
+25
在0个频道中
Get PRO
九月 '25
+23
在0个频道中
Get PRO
八月 '25
+26
在0个频道中
Get PRO
七月 '25
+35
在0个频道中
Get PRO
六月 '25
+25
在0个频道中
Get PRO
五月 '25
+14
在1个频道中
Get PRO
四月 '25
+29
在0个频道中
Get PRO
三月 '25
+23
在1个频道中
Get PRO
二月 '25
+18
在0个频道中
Get PRO
一月 '25
+35
在0个频道中
Get PRO
十二月 '24
+37
在1个频道中
Get PRO
十一月 '24
+34
在1个频道中
Get PRO
十月 '24
+28
在0个频道中
Get PRO
九月 '24
+27
在1个频道中
Get PRO
八月 '24
+23
在0个频道中
Get PRO
七月 '24
+23
在0个频道中
Get PRO
六月 '24
+29
在0个频道中
Get PRO
五月 '24
+31
在0个频道中
Get PRO
四月 '24
+27
在0个频道中
Get PRO
三月 '24
+28
在0个频道中
Get PRO
二月 '24
+49
在0个频道中
Get PRO
一月 '24
+48
在0个频道中
Get PRO
十二月 '23
+56
在0个频道中
Get PRO
十一月 '23
+36
在1个频道中
Get PRO
十月 '23
+23
在1个频道中
Get PRO
九月 '23
+24
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+42
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+25
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+24
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+21
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+22
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+50
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+58
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+58
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+43
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+41
在0个频道中
Get PRO
十月 '22
+71
在0个频道中
Get PRO
九月 '22
+34
在0个频道中
Get PRO
八月 '22
+32
在0个频道中
Get PRO
七月 '22
+37
在0个频道中
Get PRO
六月 '22
+23
在0个频道中
Get PRO
五月 '22
+44
在0个频道中
Get PRO
四月 '22
+27
在0个频道中
Get PRO
三月 '22
+45
在0个频道中
Get PRO
二月 '22
+29
在0个频道中
Get PRO
一月 '22
+42
在0个频道中
Get PRO
十二月 '21
+27
在0个频道中
Get PRO
十一月 '21
+33
在0个频道中
Get PRO
十月 '21
+36
在0个频道中
Get PRO
九月 '21
+32
在0个频道中
Get PRO
八月 '21
+33
在0个频道中
Get PRO
七月 '21
+33
在0个频道中
Get PRO
六月 '21
+33
在0个频道中
Get PRO
五月 '21
+29
在0个频道中
Get PRO
四月 '21
+36
在0个频道中
Get PRO
三月 '21
+45
在0个频道中
Get PRO
二月 '21
+42
在0个频道中
Get PRO
一月 '21
+56
在0个频道中
Get PRO
十二月 '20
+1 613
在0个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 29 六月 | +1 | |||
| 28 六月 | +1 | |||
| 27 六月 | +2 | |||
| 26 六月 | +1 | |||
| 25 六月 | 0 | |||
| 24 六月 | 0 | |||
| 23 六月 | +1 | |||
| 22 六月 | +1 | |||
| 21 六月 | +3 | |||
| 20 六月 | 0 | |||
| 19 六月 | 0 | |||
| 18 六月 | 0 | |||
| 17 六月 | 0 | |||
| 16 六月 | +2 | |||
| 15 六月 | +2 | |||
| 14 六月 | +1 | |||
| 13 六月 | +1 | |||
| 12 六月 | 0 | |||
| 11 六月 | +2 | |||
| 10 六月 | 0 | |||
| 09 六月 | +1 | |||
| 08 六月 | +1 | |||
| 07 六月 | +1 | |||
| 06 六月 | 0 | |||
| 05 六月 | +4 | |||
| 04 六月 | +2 | |||
| 03 六月 | +2 | |||
| 02 六月 | +1 | |||
| 01 六月 | +1 |
频道帖子
یادداشتهایی درباره «معامله» بین دولت فاشیست ترامپ/ماگا و نظام دیکتاتوری جمهوری اسلامی!
کدام بخش از جامعه ذینفعان اصلی و بازندگان این معامله محسوب میشوند؟ و چرا؟
تحلیل توسط:
گروه کمونیستهای انقلابی سنتز نوین کمونیسم در ایران
💫کانال کمونیسم نوین
| 2 | بر اساس گزارش منتشر شده، پرستو احمدی و هشت تن از سایر دستاندرکاران کنسرت «کاروانسرا» به مجموعاً ۷۴ ضربه شلاق تعزیری، دو سال ممنوعالخروجی و دو سال محرومیت از فعالیتهای هنری محکوم شدهاند. اتهام وارد بر این هنرمندان، «جریحهدار کردن عفت عمومی» عنوان شده است.
https://p.dw.com/p/5FcHt
کانال «کمونیسم نوین»، برخوردها علیه پرستو احمدی و سایر دستاندرکاران کنسرت «کاروانسرا» را مصداق سرکوب آزادی بیان از سوی نظام مردسالار و زنستیز جمهوری اسلامی میداند و این اقدامات را به شدت محکوم مینماید.
بازنشر توسط:
💫 کانال کمونیسم نوین
https://t.me/New_Communism/3513 | 152 |
| 3 | طنین فریاد بازنشستگان در کرمانشاه؛ تجمع اعتراضی در دفاع از معیشت و کرامت انسانی
همگام و همصدا با بازنشستگان در دیگر شهرهای کشور، جمعی از بازنشستگان تأمین اجتماعی کرمانشاه، روز یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۵ با برگزاری تجمعی اعتراضی، نسبت به وخامت شرایط معیشتی، گرانی روزافزون، مشکلات درمانی و کاهش قدرت خرید خود اعتراض کردند.
بازنشستگان حاضر در این تجمع با سر دادن شعارهایی چون «نان گران، دارو گران، دولت شده دشمن جان»، «درمانِ بازنشسته، فاجعهای گسترده»، «بازنشسته بهپا خیز، وقتِ نشستنت نیست» و «نه جنگ میخواهیم، نه کشتار، رفاه میخواهیم ماندگار» خواستار رسیدگی فوری به مطالبات اقتصادی و اجتماعی خود شدند.
معترضان همچنین نسبت به تأخیر در پرداخت مطالبات، ناکافی بودن مستمریها در برابر تورم فزاینده و دشواری دسترسی به خدمات درمانی مناسب اعتراض کرده و بر ضرورت تأمین زندگی شایسته برای بازنشستگان تأکید کردند.
https://t.me/kashowra/23967
بازانتشار توسط
💫کانال کمونیسم نوین
https://t.me/New_Communism/3512 | 199 |
| 4 | ضمن درود دوستان و همراهان کانال
ترجمه فارسی و لینک شعر بنی رویورز را جهت کاهش اضطراب و نگرانی و ایجاد آرامش برای رفقا و دوستان همراهان کانال در شرایط حساس کنونی منتشر میشود...
توضیح ضروری:
این قطعه موسیقی، که دارای اشعار زیبا و مترقی است، از سبک موسیقی بلوز آمریکا میباشد؛ سبکی که توسط جامعه سیاهپوستان در دوران بردگی شکل گرفته و تا به امروز زنده باقی مانده است. نام این اثر «دیگر سقوط نخواهم کرد.»
خواننده: «بنی ریورز» است، بنی رویورز، یکی از مشهورترین خوانندگان سبک بلوز در ایالات متحده به شمار میرود..
ترجمه توسط برهان عظیمی
****************
دیگر سقوط نخواهم کرد
خواننده: بنی ریورز
من در کنار جاده بزرگ شدم
از آسمانهای سرد و خالی
با باد به عنوان تنها دوستم
شنیدن تمام فریادهای خاموشم
من در تاریکی قدم میزدم
برای مدتی نمیتوانم از خودم دفاع کنم
اما اکنون آن را در قلبم احساس میکنم
این جاده شکسته خم خواهد شد
شب طولانی و آرامی بوده است
اما جرقهای را میبینم که شروع میشود
آره، جزر و مد تغییر خواهد کرد
اوه، جزر و مد تغییر خواهد کرد
بعضی درها بسته میشدند
قبل از اینکه بتوانم در بزنم
و صداهایی در دوردست
میگفتند: "تو به اینجا تعلق نداری"
من همچنان سکوت را حمل میکردم...
مثل وزنه ای در سینهام
اما زمزمهای همچنان در حال افزایش است
میگفت: "تو لیاقت بقیه را داری"
صعود طولانی و سختی به سمت بالا بوده است
اما من تغییر را در درون احساس میکنم
آره، جزر و مد تغییر خواهد کرد
اوه، جزر و مد تغییر خواهد کرد بچرخ
آه، من به دنبال طناب نجاتی هستم
اما از دستانم لیز خورد
با این حال، من در میان خرابهها ایستاده بودم
سخت تلاش میکردم تا بایستم
روزهایی بود که داشتم محو میشدم
در سنگینی همه چیز
اما چیزی را در خودم یافتم
نمیگذاشت سقوط کنم
راهی طولانی و طولانی تا اینجا بوده است
اما میدانم که میتوانم شروع کنم
آره، اوضاع تغییر خواهد کرد
آه، بله، تغییر خواهد کرد
https://www.youtube.com/watch?v=8KrLFLdlAqA&list=RD8KrLFLdlAqA&start_radio | 177 |
| 5 | ضمن درود دوستان و همراهان کانال
دو ترجمه فارسی و لینک شعر بنی رویورز را جهت کاهش اضطراب و نگرانی و ایجاد آرامش برای رفقا و دوستان همراهان کانال در شرایط حساس کنونی منتشر میشود...
توضیح ضروری:
این قطعه موسیقی، که دارای اشعار زیبا و مترقی است، از سبک موسیقی بلوز آمریکا میباشد؛ سبکی که توسط جامعه سیاهپوستان در دوران بردگی شکل گرفته و تا به امروز زنده باقی مانده است. نام این اثر «درد به من چه آموخت» است و خواننده آن، بنی رویورز، یکی از مشهورترین خوانندگان سبک بلوز در ایالات متحده به شمار میرود..
ترجمه توسط برهان عظیمی
****************
درد به من چه آموخت؟
خواننده: بنی ریورز
خیلی وقت بود که زمین خورده بودم...
شبها را در گریه میگذراندم
برای روزهای آینده دعا میکردم
در هر مسیری که گام برمیداشتم
احساس تنهایی عمیقی را تجربه میکردم
و قلبی سنگین داشتم.
هیچ مکانی حس خانه بودن را به من نمی داد...
آه، درد چه درسهایی به من چه آموخت...
من را قوی کرد...
کمکم کرد مسیر را ادامه دهم...
وقتی امید از میان رفته بود...
از میان طوفان...
از میان باران...
قدرتم را پیدا کردم...
درون دردم قدرتم یافتم...
هر اشکی که گریه میکنم...
هر رویایی که شکست...
من را به کسی که هستم تبدیل کرد...
قویتر از آنچه به نظر میرسم...
حالا محکم ایستادهام...
من نمیترسم...
تمام رنجهایی که به بار آوردم، ریشه در عشق دارد...
با وجود هزینه هایی که میپردازم...
هرگز سقوط نخواهم کرد...
خیر، هرگز(دوباره نه)...
من نور را اعماق درونم پیدا کردم...
درد به من چه آموخت...
من باور دارم...
بیشتر از آنچه از من گرفت به من داد...
از میان تاریکی، شعلهام را پیدا کردم،
حالا برمیخیزم، بر فراز درد
https://www.youtube.com/watch?v=eymsZFPsNZA&list=RDzSGhyrF7YVo&index | 138 |
| 6 | ضمن دورد به همراهان کانال کمونیسم نوین
با احترام، به دلیل وجود ابراز حقایق متعددی در این نوشتار مرتبط با درگذشت مرجان ساتراپی، تصمیم گرفته شد تا این مطلب مجدداً منتشر گردد.
****************
تبعید آفرینش به غربت؛ مهاجرت با هنرمند چه میکند؟
آتفه چهارمحالیان
جمعه ۱۵ خرداد ۱۴۰۵
مرجان ساتراپی از آن جمله هنرمندان ایرانی بود که توانست در تبعید به موفقیتی جهانی دست یابد؛ واکنشها پیرامون مرگ او اما حاکی از پرسشی قدیمی است: آیا اندوه در تبعید سهمگینتر فرود میآید؟
خبر مرگ مرجان ساتراپی مانند شکستن آینهای در باد بود؛ هر کس تکهای از آن را برداشت و تصویری از او و جهانش را بازتاباند.
💫کانال کمونیسم نوین | 259 |
| 7 | 没有文字... | 304 |
| 8 | محمد حبیبی
اکثر چپ های محور مقاومتی به نهاد های امنیتی بویژه اطلاعات سپاه وصل هستند.
پرونده ای که مدتی پیش برای برخی دوستان چپ مثل پرویز صداقت و محمد مالجو تشکیل شد ، با گرای این جریان امنیتی کار بود .
https://x.com/mhkh58/status/2061620883098157433
بازداشت دیروز یاشار دارالشفا هم شاید بی ارتباط با این جریان نباشد .
چرا که در یادداشت های اخیرش به صورت جدی به نقد و افشا این جریان پرداخته بود .
بازانتشار توسط
کانال کمونیسم نوین | 330 |
| 9 | به مناسبت کشتار کمونار در ۲۸ مه ۱۸۷۱، محل تیرباران ۱۴۷ تن از مبارزان کمون پاریس که در برابر دیواری که پس از آن به «دیوار کمونپاریسیها» معروف شد، کشته شدند، مورد یادآوری قرار میگیرد.
تصویر بالا: بنای یادبودی در احترام به کمونارهایی که در برابر دیوار کمونارها جان خود را از دست دادند.
تصویر پایین: دیوار کمونارها واقع در گورستان پر-لاشز پاریس.
در بهار ۱۸۷۱ آخرین مبارزان کمون عملاً مبارزه را به این گورستان کشیدند و ارتش ورسای همینجا و تا عصر روز ۲۸ مه آخرین مبارزان را نیز پای دیوار تیرباران کرد.
این البته پایان قتلعام کمونارها نبود. در طول جنگ ۲۰ تا ۳۵ هزار کمونار به قتل رسیدند و بیش از ۴۳ هزار نفر زندانی شدند. بعدها در دادگاهی انقلابی صدها نفر به مرگ محکوم شدند، ۱۳۰۰۰ نفر زندانی شدند و ۴۰۰۰ نفر به کالدونیای جدید تبعید شدند.
دیوار کمونارها طبیعتاً مکان طبیعی گرامیداشت خاطرهٔ کمون بودهاست. اولین راهپیمایی در کنار این دیوار در ۲۳ مه ۱۸۸۰ و به فراخوان ژول گسد صورت گرفت. ۲۵ هزار نفر در این تظاهرات شرکت کردند و علیه نیروهای پلیس ایستادند. از آن سال تاکنون هرساله سازمانهای چپ فرانسوی مراسمهایی در پای این دیوار در هفتهٔ آخر ماه مه برگزار کردهاند. پرتجمعترین این تظاهراتها در ۲۴ مه ۱۹۳۶ و با حضور ۶۰۰ هزار نفر به رهبری لئون بلوم و موریس تورز (درست در میان جنبش اعتصابات و چند هفته پس از تشکیل «جبههٔ مردمی») صورت گرفت.
ژول ژوی شاعر معروف فرانسوی در مورد این دیوار میسراید:
معبدی بدون صلیب و بدون محراب، بدون نیلوفرهای طلایی و بدون پنجرههای آبی آسمانی کلیسا. معبدی که وقتی مردم از آن صحبت میکنند، آن را «دیوار» مینامند. | 336 |
| 10 | 没有文字... | 238 |
| 11 | sepide_qoliyan
از زندان یک راست امدم سر خاک خسرو, جور عجیبی حس میکنم چونان «سیزیف» از طرف خدایگان محکوممان کردهاند که «سنگی را به بالای تپه ببریم». پس تلاش میکنم حملش کنم و بکشم با خودم بالای تپه؛ دوباره و دوباره، به اندازه همه تکرارهای سرسامآور و ضروری جهان. بار سنگین حمل حقیقت، تمام تکههای حقیقت. جدا جدا و قطعه قطعه.
آنچنان که دایم قطعمان میکنند، مثل همین اینترنتی که طولاااانیترین قطعی جهانش نیز از آن ماست. با خودم قرار گذاشتهام از هرچه خسته میشوم بشوم، اما از رسیدن به آزادی و حمل کردن این سنگهای سخت حقیقت «نه». برای همین رفتار داعشگونه جمهوری اسلامی در مراسم خسرو نباید و نمیتواند بگذارد که سنگ نیمه تمامم در آذر ۴۰۴۱ را، زمین بگذارم.
دوباره سلام خسرو! چطور سعی کردند چشمهای حقیقت را با قتل تو ببندند. اگر ما خاموش شویم؛ پس کدام شهرزاد قصه تو را بگوید؟
حالا بیرونم، باز مثل همیشه بعد از خروج از زندان -نمیدانم برای چند مدت - دلم در زندان جا مانده، پیش چشهای رفقایم، آنها که در نی نی چشمانشان فقط یک جمله بود «ما را فراموش نکنید». پیش از خداحافظی از لای دریچه ها در زندان انگشت رفقایم را لمس کردم؛ آذر یاهو، محبوبه شعبانی، حدیث مرواریدی، سهیلا حسینی.
کاش خسرو بود، کاش جای اینکه سر مزارش میرفتم شمارهاش را میگرفتم تا بهش زنگ بزنم. سعی کردم سیما ابنایی را از لای جمعیت پیدا کنم؛ اما گویا از بچهها جدا شده بود.
زندان بودم که کشتار عظیم دی ماه و خبر کشته شدن غیر نظامیان و کودکان میناب در جنگ به گوشم رسید. عجب دل خونی به جان یک ایران انداختند. هنوز در راهم با بار سنگین زندانیان دی ماه در وکیل آباد، نام تک تکشان را فریاد خواهم زد، کاش شهرزادشان باشم…
https://www.instagram.com/p/DY97BjfgnP4/
بازانتشار از صفحه اینستاگرام کمونیست پیگیر و خستگی ناپذیر مبارز رفیق سپیده قلیان
کانال کمونیسم نوین آزادی سپیده را اول از همه به خودشان و به همه رهروان علم کمونیسم و آزادیخواهان واقعی تبریک می گوید | 292 |
| 12 | همچنین به یکی از آخرین فیلم های رفیق آذر در بستر بیماری در دفاع از علم کمونیسم برای رهایی واقعی زنان به لینک زیر مراجعه کنید:
https://www.youtube.com/watch?v=6JdUZVczu5g | 0 |
| 13 | زن کمونیست و شورشگر انقلابی
۱۴ سال پیش، در چنین روزی، جنبش زنان و جنبش کمونیستی یکی از صداهای جسور، آگاه و تأثیرگذار خود را از دست داد؛ رفیق آذر درخشان، زنی که زندگی و مبارزهاش با رهایی زنان، نقد بیامان مردسالاری و آرمان برابری گره خورده بود.
آذر درخشان، از بنیانگذاران و اعضای فعال سازمان زنان ۸ مارس (ایران و افغانستان)، سحرگاه ۲۶ مه ۲۰۱۲، پس از ۱۱ سال مبارزه با بیماری سرطان، در پاریس درگذشت؛ اما اندیشه، جسارت و رد پای عمیقی که در جنبش انقلابی زنان و جنبش کمونیستی بر جای گذاشت، او را جاودانه کرد.
آذر تنها یک فعال سیاسی نبود؛ او صدایی رادیکال، بیپروا و معترض علیه تمامی اشکال ستم و تبعیض بود. در دورانی که حتی در درون بسیاری از سازمانها و محافل سیاسی نیز نگاه مردسالارانه بازتولید میشد، آذر با صراحت و شجاعت این ساختارها را به چالش کشید و نشان داد که رهایی زنان نمیتواند به آیندهای نامعلوم موکول شود، بلکه باید در متن مبارزه انقلابی و در همین امروز تحقق یابد.
او همراه با کمیته زنان و دیگر فعالان جنبش زنان، در سالهای مختلف دهها نشست، سمینار و برنامه سیاسی ـ تئوریک درباره آزادی زنان برگزار کرد. آذر درخشان در راهپیماییها و تجمعات اعتراضی زنان در بلژیک، آلمان و فرانسه نقش فعالی داشت و در رسانهها و تلویزیونهای ایرانی، پیوسته از ضرورت مبارزه علیه جمهوری اسلامی، مذهب، تبعیض جنسیتی و دیگر اشکال ستم سخن میگفت. سخنرانیها، مصاحبهها و نوشتههای او هنوز نیز الهامبخش نسل تازهای از زنان مبارز و آزادیخواه است.
پس از درگذشت او، مراسم باشکوهی برای وداع با این مبارز کمونیست و آزادیخواه در گورستان پرلاشز پاریس برگزار شد. بنا بر وصیت و خواست خودش، پیکرش سوزانده شد و خاکسترش را در کنار دیگر جانباختگان و مبارزان ایرانی مهاجر در پرلاشز به خاک سپردند. این مراسم در فضایی آکنده از اندوه، احترام و سرودهای انقلابی برگزار شد. سپس راهپیمایی بزرگی به یاد آذر و دیگر جانباختگان راه آزادی شکل گرفت؛ راهپیماییای که با سرودهای انقلابی همراه بود و در پایان، شرکتکنندگان در کنار دیوار کمونارها با اجرای سرود «انترناسیونال»، یاد مبارزان راه آزادی و برابری را گرامی داشتند. همان شب نیز مراسم یادبود دیگری برای آذر در پاریس برگزار شد که جمع زیادی از فعالان سیاسی، زنان مبارز، دوستان و رفقایش در آن حضور داشتند.
متأسفانه بیماری سرطان فرصت آن را از او گرفت که خیزش عظیم «زن، زندگی، آزادی» را ببیند؛ جنبشی که بسیاری از آرمانها و افقهایی را که آذر سالها برایش جنگیده بود، به خیابانهای ایران آورد. بیتردید اگر او امروز در میان ما بود، در صف نخست دفاع از زنان شورشی و نسل جوان انقلابی قرار داشت.
کتاب «سال صفر»، مجموعهای ارزشمند از آثار و مقالات آذر درخشان، بخشی از میراث فکری و سیاسی او را در خود جای داده است؛ میراثی که همچنان میتواند چراغ راه مبارزه برای آزادی، برابری و رهایی باشد.
نکته مهم دیگری که باید به آن اشاره کرد، باور عمیق و راسخ آذر به ضرورت ایجاد یک تشکل کمونیستی قدرتمند، منسجم و پایدار بود. او همواره بر این اعتقاد تأکید میکرد که بدون سازماندهی آگاهانه، پشتکار مداوم و ساختن یک نیروی کمونیستی ریشهدار، نمیتوان در برابر نظم سرمایهداری، ارتجاع و ستم ایستادگی کرد. فقدان او برای جنبش زنان و جنبش کمونیستی، ضایعهای بزرگ و جبرانناپذیر بود.
یاد و راه آذر درخشان پایدار باد
ناصر پاریس. ۲۶ ماه مه ۲۰۲۶
***********
توضیح ضروری کانال کمونیسم نوین
آذر درخشان (از فعالین و نویسندگان کمونیست انقلابی)، «سنتز نوین کمونیسم» به روایت باب آواکیان را به عنوان مارکسیسم تکاملیافته، علمی و راهنمایی برای رهایی بشر و سرنگونی نظامهای ستمگر معرفی کرده است.
اصول دیدگاه وی درباره این تئوری:
گسست از گذشته: او سنتز نوین کمونیسم را چارچوبی کاملاً نوین میداند که امکان نقد و گسست از ایدهها و روشهای غلط گذشته را فراهم میکند.
رهایی زنان: رفیق آذر درخشان تاکید ویژهای بر اهمیت این سنتز برای تحلیل علمی و مبارزه با ستم بر زنان (موضوعاتی که در مقالاتی چون «زنان سال صفر» بررسی کرده) داشته است.
اقتصاد سیاسی: وی ضرورت درک علم اقتصاد سیاسی مارکسیستی (مبتنی بر کمونیسم نوین) را برای شناخت ریشه معضلات کنونی جامعه و آگاهسازی تودهها بسیار حیاتی میشمرد.
نوشتهها و نقدهای وی در خصوص این نظریه، در نشریاتی نظیر آتش و مجموعه مقالات او منتشر شده است. برای مطالعه متن دیدگاههای وی به آرشیو اسناد اپوزیسیون ایران مراجعه کنید.
برای شنیدن مصاحبه با آذر درخشان درباره کمپین آزادی کبری رحمانپور به لینک زیر مراجعه شود:
https://www.youtube.com/watch?v=us7iqgEjTMA&t=134s | 341 |
| 14 | دیدار یک رفیق در ایستگاه تاکسی با کاپیتان پرویز قلیچخانی
سالها پیش، شبی که باران همچون پردهای نقرهای بر شهر کلن فرو میریخت، ایستگاه مرکزی در هالهای از مه و خاطره میسوخت. تاکسیها در صفی طولانی، چون تبعیدیان خسته و خاموش، زیر تازیانهی باران ایستاده بودند و سنگفرشها زیر ضرباهنگ قطرهها، آواز اندوهگینی میخواندند.
هوا بوی غربت داشت؛ بوی شهری که گویی هر رهگذر را تنها تا آستانهی دلش راه میداد و سپس رهایش میکرد در بارانی بیپایان.
در همان خلوت بارانی، صدای همکار ترک زبانم مرا از خیال بیرون کشید:
«مردی اینجاست که به آذری حرف میزند و یاری میخواهد.»
از تاکسی پیاده شدم ،
قدم در باران گذاشتم؛ بارانی که انگار از آسمانِ دیگری میآمد، از جایی میان تاریخ و رؤیا. هنوز چند گام برنداشته بودم که چهرهاش را دیدم؛ چهرهای که سالها پیش، در میدان سبز، در میدان آزادی، در میدان شرافت انسانی، برای ما معنایی فراتر از یک نام داشت.
در برابرش ایستادم و با احترامی که از ژرفای جان برمیخاست، گفتم:
«جناب قلیچخانی، به شهر ما خوش آمدید.»
لبخندی بر لبانش نشست؛ لبخندی که باران را نرمتر کرد و شب را روشنتر. با تعجبی مهربان پرسید:
«مرا شناختی؟»
گفتم:
«چگونه میتوان شما را نشناخت؟ شما نه فقط اسطورهی فوتبال، که صدای اعتراض، حافظهی زندهی نسلی زخمی و امیدوارید. سالها مجلهی «آرش» را با عشق ورق میزدم.»
دستش را بر شانهام گذاشت؛ لمسی آرام، شبیه دستفشردنِ دو رفیق که در میانهی تاریخ گم شدهاند و ناگهان یکدیگر را بازمییابند. گفت که باتری تلفنش تمام شده و باید با خواهرزادهاش تماس بگیرد. گوشیاش را به شارژ زدم. نام خواهرزادهاش را که گفت، او را شناختم؛ همکار سالهای دورم بود. تماس گرفتم و شنیدم که فرزندانش در راهند.
با احترام گفتم:
«اگر اجازه دهید، افتخار میکنم شما را برسانم.»
اما با وقاری که تنها در انسانهای بزرگ دیده میشود، پاسخ داد:
«نه رفیق، آنها همین نزدیکیها هستند.»
او را به گرمای ایستگاه بردم؛ جایی که پشت شیشهها، باران همچنان با شوری عاشقانه بر تن شهر میبارید. برایش قهوهای گرم آوردم و دقایقی چند کنار هم نشستیم؛ دقایقی کوتاه اما جاودانه، شبیه ورق خوردن ناگهانی صفحهای از تاریخ که سالها در سکوت مانده باشد.
اندکی بعد، خانوادهاش رسیدند و او را با خود بردند؛ آرام، بیصدا، همچون قهرمانی که همیشه در حاشیهی نور قدم میزند.
چند روز بعد، پیامی از پاریس رسید؛ پیامی از جنس مهر. شمارهام را یافته بود و با همان بزرگواری دیرینهاش، کلماتی آکنده از لطف و انسانیت برایم نوشته بود.
اکنون سالها از آن شب بارانی گذشته است، اما برق لبخندش هنوز در ذهنم میدرخشد؛
مردی که هم در مستطیل سبز اسطوره بود
و هم در میدان پهناور انسانیت،
سوتِ آخرِ میدان سبز
در کوچههای تبعید پیچید.
مردی رفت
که هم توپ را میشناخت
هم زخمِ آزادی را.
چونان روشنای در دل تاریکیها.
روانش شاد و یادش در دفتر روزگار وجدان تاریخ، جاودان باد.
شاپور
کلن
۲۰۲۶ | 295 |
| 15 | کانال کمونیسم نوین | 217 |
| 16 | علیه فراموشی
قلیچخانی پس از اینکه از فوتبال حذف شد یکی از ماندگارترین نشریههای در تبعید ایران بنیان گذاشت؛ آرش. آرش از بهمن ۱۳۶۹ به صورت مستمر ۱۱۰ شماره منتشر شد و پس از آن هم با اعلام به مخاطبان فعالیتش را متوقف کرد.
آرش طغیان پرویز قلیچخانی بود علیه فراموشی؛ او در آرش علیه سیاست حذف و دستکاری آرشیو و حافظه جمعی تلاش کرد راوی مقاومت در برابر سرکوب باشد و میدانی برای گفتوگوی جمعی. آرش تجربهای بینظیر است نه فقط در میان نشریههای در تبعید بلکه در تاریخ مطبوعات ایران. شاید آرش را بتوان فرزند یا مخلوق فوتبالیست شورشی دانست که حاکمان کوشیدند او را نه فقط در روایت رسمی که از ذهن و حافظه جمعی پاک کنند. نه فقط به دلیل اینکه در فوتبال شورشی بود بلکه استعداد تبدیل شدن به یک الگو را داشت.
حذف پرویز قلیچخانی آغاز امپراطوری لمپن فوتبالیستها در ایران است؛ عصر علی پروینها و بعدتر قلعهنوییها تا آنجا که فوتبالیست یاغی این دوران چهرهای است چون علی کریمی با آن ادبیات مشمئزکننده و البته ارادت به اربابی دیگر.
سیاست حذف اما زورش نرسید پرویز قلیچخانی را برای همیشه از خاطره و حافظه همگان پاک کند. نظرخواهی سایت طرفداری برای انتخاب بازیکن و تیم ملی قرن فوتبال ایران نشان داد حتی نسلی که فوتبال سردار پرویز را ندیده است هم او را بینظیر و شایستهترین برای عنوان بازیکن قرن میداند؛ نه فقط برای اقتدارش در زمین فوتبال بلکه مرام و منشی که نیاز اصلی نسلهای بعد فوتبال و ورزش ایران بود و هست. قلیچخانی بینظیر بود؛ شاید حتی بهتر از مارادونا و کازلی شیلیایی اما چه کند که ایرانی بود و فرصت نیافت اعجازش با توپ و ایستادنش در کنار ستمدیدگان را جهانی کند.
بله با اینکه پرویز قلیچخانی را از آرشیو رسمی فوتبال ایران حذف کرده و حتی تا سالها نام زننده گل به اسرائیل را تغییر داده بودند اما در انتخاب بازیکن و تیم قرن فوتبال ایران او یکی از سه انتخاب نخست و کاپیتان قرن فوتبال ایران نام گرفت. ابراهیم افشار، روزنامهنگار و پژوهشگر در ایران در توصیف پرویز قلیچخانی گفته است که او «فراتر از ابرقهرمان» بود. همبازیها و حتی نسل بعد فوتبالیستهای ایران هم او را «کمنظیرترین» و «مردمدارترین» فوتبالیست نامیدهاند.
قلیچخانی در سالهای آخر زندگی به آلزایمر مبتلا و پیش از مرگ در بیمارستان بستری شده بود.
کانال کمونیسم نوین
پرویز قلیچخانی دوست زحمتکشان و خاری بر چشمان حاکمان شاه و شیخ بود! | 166 |
| 17 | کانال کمونیسم نوین
پرویز قلیچخانی دوست زحمتکشان و خاری بر چشمان حاکمان شاه و شیخ بود!
💥ادامه در پنجره پایین | 153 |
| 18 | پرویز قلیچخانی زننده تاریخیترین گل فوتبال ایران و ناشر «آرش» درگذشت
پرویز قلیچخانی زننده گل ایران به اسرائیل در اردیبهشت ۱۳۴۷ و مدیرمسئول مجله آرش بود. پرویز قلیچخانی پرافتخارترین بازیکن فوتبال ایران به شمار میرود و البته زننده کمنظیرترین گلها. به اذعان همبازیهایش پس از مربیان، پرویز باعث نظم و همدلی تیم بود؛ در درون زمین جنگنده و بیرون زمین مهربانترین.
پرویز قلیچخانی ستاره بینظیر فوتبال ایران دوم خرداد ۱۴۰۵/ ۲۳ مه ۲۰۲۶ در بیمارستانی در حومه پاریس درگذشت.
او متولد محل صابونپزخانه تهران در میدان شوش تهران بود. فوتبال را از تیم کیان آغاز کرد؛ در جوانی به تیم ملی فوتبال دعوت شد. قلیچخانی سه مرتبه با تیم ملی فوتبال ایران قهرمان آسیا شد، سه مرتبه به المپیک راه یافت و سه مرتبه بهترین بازیکن آسیا.
به یادماندنیترین گل او ۲۹ اردیبهشت ۱۳۴۷ در بازی نهایی مسابقات آسیایی بود؛ دقایق پایانی بازی شوت سرکش او طاق دروازه اسرائیل را شکافت و ایران قهرمان آسیا شد. قلیچخانی پس از قهرمانی ایران در این بازیها هنگامی که تیم را به دیدار محمدرضا پهلوی بردند، دست شاه وقت را نبوسید. او بارها گفته بود که الگویش غلامرضا تختی، کشتیگیر افسانهای ایران بوده است.
پرویز قلیچخانی سالها بعد در توصیف آن لحظه گفت که از قبل تصمیم نگرفته بود که دست شاه را نبوسد اما او را مظهر تمام ستمهایی که بر مردم تحمیل میشد، میدانست.
او به گفته خودش هوادار مصطفی شعاعیان، نویسنده چپ و از اعضای سازمان چریکهای فدایی خلق در یک دوره بود. همچنین دستنوشتهها و دفاعیات شکرالله پاکنژاد، از بنیانگذاران گروه فلسطین در دادگاه نظامی حکومت پهلوی هم بر زندگی پرویز قلیچخانی تاثیر داشت.
پرویز قلیچخانی به روایت خودش در یک خانواده کارگری متولد شد: «پدرم کارگر کورهپزخانه بود». به همین دلیل هم از همان دوران نوجوانی «نتوانست نسبت به ستم و نابرابری بیتفاوت بماند».
کشف یک استعداد بینظیر
قلیچخانی را به یک روایت تکرار شده معلم ورزش مدرسهای که در آن درس میخواند کشف کرد. او را به منصور امیرآصفی، یکی از اخلاقگراترین مربیان فوتبال ایران معرفی کرد. نخستین بار که پرویز جوان نگاه خبرنگاران ورزشی را به خود جلب کرد به بازی او در برابر شاهین باز میگردد؛ زمانی که فقط ۱۶ سال سن داشت و در برابر همایون بهزادی، بهترین مهاجم سرزن فوتبال ایران که به او لقب سرطلایی داده بودند قرار گرفت. پس از این مسابقه کیهان ورزشی از «جوان شجاع» کیان نوشت که در ۹۰ دقیقه اجازه نداد سرطلایی ایران بالاتر از او به توپ برسد و ضربهای بزند. این بازی آغاز راه پرویز جوان بود برای رسیدن به لقب سردار پرویز و پرویز کبیر.
چهار سال قبل از نخستین حضور تیم ملی ایران در جام جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین، ایران برای رسیدن به جام جهانی باید از سد استرالیا میگذشت. بازی رفت را ایران در استرالیا باخته و همزمان در رسانههای جمعی انگلیسی تحقیر شده بود؛ توصیفهایی چون رقابت تمدن سفید و جهان نامتمدن با خلق تصویر جتهای جنگده غربی در برابر قالی سلیمانی که بازیکنان ایران بر آن نشستهاند و گزارشهای نژادپرستانه بازی برگشت را «حیثیتی» کرده بود.
ایران در بازی برگشت دو گل به استرالیا زد و هر دو گل را هم پرویز قلیچخانی در نیمه نخست به ثمر رساند؛ بازیکنی تنومند و کوتاه قد که بالاتر از هر دفاع و مهاجمی به توپ میرسید. روایتی تایید نشده را ورزشینویسان آن دوره به نقل از پرویز قلیجخانی بیان کردهاند که به همسرش قول داده بود دو گل به استرالیا بزند و ای کاش قول سه گل را داده بود.
دو گل پرویز قلیچخانی برای رسیدن ایران به جام جهانی کافی نبود تا چهار سال بعد سیر حوادث سیاسی و اجتماعی سد راه حضور کاپیتان پرویز در جامجهانی ۱۹۷۸ آرژانتین شود. در باره چرایی دعوت نشدن پرویز قلیچخانی به تیم ملی روایتهای گوناگونی وجود دارد. برخی گفتهاند که دربار و ساواک مخالف حضور بودند. حشمت مهاجرانی ادعا کرده است که خودش از دربار اجازه حضور قلیچخانی را گرفته اما «پرویز گفته بود اگر بیاید پیراهنش را آتش میزند». روایتی دروغ که رقیبان حسود پرویز قلیچخانی ساختند و به نقل از او گفتند که میخواهد جامجهانی را به فرصتی برای اعتراض به سرکوب در ایران و آرژانتین بدل کند. سالها بعد حسن روشن که به واسطه کشته شدن برادرش در جنگ ایران و عراق روابط نزدیکی با دستگاههای امنیتی و نظامی دارد فاش کرد علی پروین و ناصر حجازی از مخالفان جدی بازگشت پرویز قلیچخانی به تیم ملی بودند.
قلیچخانی در مرحله مقدماتی بازیهای جام جهانی ۱۹۷۸ آسیب دید و نتوانست در تمرینها و بازیها شرکت کند اما در آمریکا برای تیم سنخوزه بازی میکرد و به لحاظ آمادگی در موقعیت عالی قرار داشت.
https://www.radiozamaneh.com/889874/ | 187 |
| 19 | نامه زندانی سیاسی علی یونسی
در پاسخ به نامه قضاییه جلادان
در مورد عفو ۷ ماه باقیماندهٔ محکومیت او در زندان
من هرگز تقاضای عفو نکرده و نخواهم کرد
وحید بنیعامریان در دفاعیهاش گفت:
«این ما هستیم که باید دفاع کنیم یا شما؟»
من نیز میگویم: این ما هستیم که باید ببخشیم یا شما؟!
روز دوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ ابلاغیهای با تاریخ صدور ۴ اسفند ۱۴۰۴ تحت عنوان عفو ۲۲ بهمن به من تحویل داده شد، مبنی بر اینکه باقیماندهٔ حبس من (۷ماه) شامل عفو گردیده است.
اولاً - من هرگز تقاضای عفو نکرده و نخواهم کرد. آزادی حقی است به سرقت رفته؛ حق دزدیده شده را گدایی نمیکنیم، برای بهدست آوردنش مبارزه میکنیم.
دوماً - من الگوهایی دارم: ۶ همبندی سربلند سربهدار، هر روز و هر لحظه یادشان برایم زنده و صدایشان در گوشم است. آنها برای جانشان چانه نزدند ننگ بر من اگر برای آزادیام چانه بزنم.
سوماً - وحید بنی عامریان در دفاعیهاش گفت: "این ما هستیم که باید دفاع کنیم یا شما؟"من نیز میگویم:"این ما هستیم که باید ببخشیم یا شما؟!"
بخشش و عفو بیش از هرکس حق مادران و پدران داغدار است. پس ای شما مادران و پدران داغدار، امیدوارم هر آن کوتاهی ای کردم را بر من ببخشید که شما تنها مرجع طلب بخشش من هستید و باقی هر چه از رنج و شکنجه و زندان تاکنون بوده و هر چه حبس و تبعید و سختی باقیمانده، چیزی جز وظیفه نیست. ما به پشتوانه فداکاری فرزندان شماست که میجنگیم و بر این جنگیدن استوار خواهیم ماند. جنگیدن برای آزادی مردم ایران نه مایه حسرت و رنج که بزرگترین مایه افتخار است.
علی یونسی
زندان قزلحصار ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
بازانتشار توسط
کانال کمونیسم نوین | 244 |
| 20 | ملت کورد برای حق تاریخی خویش جنگیده است؛ برای حق تعیین سرنوشت سیاسی خود، برای حق داشتن سرزمینی که متعلق به اوست و در طول تاریخ با زور جنگ، توافقهای استعماری و اشغال نظامی از داشتن آن محروم شده است. کوردها برای آن جنگیدهاند که در سرزمین خود، بیگانه و متهم تلقی نشوند؛ برای آنکه زبان و هویتشان جرم نباشد؛ برای آنکه فرزندانشان زیر پرچم دولتهای انکارگر، هویت خویش را پنهان نکنند. این مبارزه، مبارزهٔ مزدوران نیست؛ مبارزهٔ ملتی است که یک قرن است ابتداییترین حق انسانی و سیاسیاش، یعنی حق داشتن سرزمینی آزاد و حاکمیتی برخاسته از ارادهٔ خود، از او دریغ شده است. و دقیقاً به همین دلیل است که کوردستان، با وجود تمام خیانتها، سرکوبها و محاصرهها، هنوز زنده است؛ زیرا مسئلەی کورد، مسئلەی پول و پروژه نیست، مسئلەی حق، تاریخ، هویت و آزادی است.
٢٢ اردیبهشت ١٤٠٥ – ١٢ مای ٢٠٢٦
بهروز ملکشاه
بازانتشار توسط
💫کانال کمونیسم نوین
https://t.me/New_Communism/3494 | 202 |
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
