کانال رسمی شهر کارچان
前往频道在 Telegram
از طریق ربات پیامرسان با ما در ارتباط باشید . . 👉 @Karchanbot👈 ربات پیامرسان . . . ربات ارتباط مستقیم با مدیر کانال . . @karich_bot . . . لینک کانال رسمی شهر کارچان 👇👇👇 https://t.me/joinchat/AAAAAEHPQ7JlHWs9RGq47A ✔کانال رسمی شهر کارچان✔
显示更多2 085
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
-230 天
帖子存档
با سلام
واگذاری امتیاز ونمایندگی بوتان LPG با سهمیه ماهانه ودستگاه پز مخصوص فروش گاز مایع کسب و کاری خوب وپر درآمد برای افرای که جویای کار هستن
برای کسب اطلاعات بیشتر با شماره ۰۹۱۸۰۶۹۵۶۲۲ تماس بگیرین
آدرس خیراباد روبروی پمپ بنزین پردیس جنب تعویض روغنی پاسارگاد وامام رضا
☎️ ارتباط مردمی مستقیم با مدیرکل امور اقتصادی و دارایی استان مرکزی
🗓سهشنبه ۶ تیر ساعت ۹:۳۰ تا ۱۱
📞تلفن ۱۱۱
#ارتباط_مردمی
#سامد
#اقتصاد_و_دارایی
Repost from کانال رسمی شهر کارچان
♥️💫سلام به روز مهربانی خدا
⚪️💫خـــوش آمــدیـــد
♥️💫ظهرتون پراز مهرخدا
♥️💫امروزتون پراز اتفاقهای خوب
⚪️💫وشگفت انگیز امیدوارم، سلامتی
♥️💫بـرکـت، بـهـروزی زنـدگـی آروم
⚪️💫وشادی وخوشبختی و نگاه خدا
♥️💫هـمـیـشـه هـمـراهـتـون بــاشـه
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
آموزش نقاشی رنگارنگ🌸🖇
در شهر کارچان🏢
طراحی چهره 🎨
آبرنگ🌈سیاه قلم🌈پاستل🌈مدادرنگی
از ۴سال👼🏻تا۲۰سال👫
🌙دخترانه و پسرانه 🌙
برای ثبت نام در کلاس به شماره زیر پیام بدید:
۰۹۱۱۹۷۸۱۱۴۸👤بخشی
کلیپ از نمونه های نقاشی بچه ها است 👧🏼
شروع کلاس ها از ۲۰تیر ماه
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
زعفران اصل قاعنات یک مثقال ۱۳۰ هزارتومن
نرمه زعفران اصل قاعنات ۶۰ هزار تومن
خیابان شهید غفوری مغازه یوسف کارچانی
۰۹۱۸۲۵۰۶۹۷۳
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
#داستانهای_شاهنامه
⚜️🔱⚜️🔱⚜️🔱⚜️🔱⚜️🔱
راوی: فریما قباد
نویسنده: فریناز جلالی
داستان های صوتی شاهنامه فردوسی به نثر امروزی
🔥جنگ ایران و توران به کینخواهی سیاوش۲
بر اساس شاهنامه منظوم دکتر محمد دبیرسیاقی
⚜️🔱⚜️🔱⚜️🔱⚜️🔱⚜️🔱
#داستانهای_شاهنامه
⚜️🔱⚜️🔱⚜️🔱⚜️🔱⚜️🔱
راوی: فریما قباد
نویسنده: فریناز جلالی
داستان های صوتی شاهنامه فردوسی به نثر امروزی
🔥جنگ ایران و توران به کینخواهی سیاوش۱
بر اساس شاهنامه منظوم دکتر محمد دبیرسیاقی
⚜️🔱⚜️🔱⚜️🔱⚜️🔱⚜️🔱
لشکریان از هر سو میتاختند و جنگ سختی درگرفت . افراسیاب از قلب سپاه حرکت کرد و بهطرف سپاهیان طوس رفت و تعداد زیادی را کشت . طوس نزد رستم رفت و کمک خواست پس رستم و فرامرز آمدند و رستم تعداد زیادی از آنها را کشت . وقتی افراسیاب درفش بنفش رستم را دید برآشفت و بهسوی او تاخت و رستم هم وقتی درفش سیاه او را دید بهسوی او حمله برد و آنها باهم گلاویز شدند . رستم نیزهای بر خود او زد و افراسیاب هم نیزه بر سینه رستم زد اما چون رستم ببر بیان به تن داشت نیزه کارگر نبود . رستم نیزهای بر اسب او زد و شاه از اسب افتاد . رستم کمرگاه او را گرفت اما در این هنگام هومان گرز گران بر شانه رستم کوبید و افراسیاب از دست رستم فرار کرد و بدینسان ترکان شکست خوردند . وقتی خورشید سر زد تهمتن لشکر را به حرکت درآورد و به دنبال افراسیاب روان شد . افراسیاب لشکر به دریای چین برد و وقتی میخواست از آب بگذرد به پیران گفت که کودک شوم سیاوش را باید کشت چون اگر رستم او را بیابد به ایران میبرد . پیران گفت: بهتر است او را به ختن ببریم . کشتن او درست نیست و به زیان توران است .
افراسیاب بهناچار پذیرفت . پیران پیکی نزد خسرو فرستاد و وقتی خسرو موضوع را شنید و برای مادر تعریف کرد بهناچار قبول کرد .
از آنسو همه مرز چین و خطا و ختن را گرفت و بهجای افراسیاب نشست. در گنجینه او را باز کرد و بین سپاهیان تقسیم نمود . تخت عاج با طوق و منشور شهر عاج را به طوس داد . تاج پرگوهر و یکتخت با طوق و گوشوار را همراه منشور سپیجاب و سغد را به گودرز داد. تاج زر را به همراه طلا و گوهر فراوان برای فریبرز فرستاد و گفت : تو برادر سیاوش هستی و باید کمر به کینخواهی او ببندی . شهر ختن را به گیو سپرد و ختا و چگل را به اشکش داد . مدتی گذشت و پادشاهی رستم بر توران هفت سال طول کشید .
❌ادامه دارد...
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
#داستانهای_شاهنامه
ورازاد که شاه سپیجاب بود وقتی جنین دید سپاهش را آماده کرد و بهسوی فرامرز آمد و از نام و نشان او پرسید و از اینکه چرا به مرز آمده است . فرامرز گفت: من ثمره پهلوانی هستم که شیر به دستش پیچان میشود . رستم با سپاه پشت سر ماست و ما به کین سیاوش کمربستهایم .
ورازاد وقتی این سخنان را شنید آماده جنگ شد . فرامرز هم آماده بود و با یک حمله هزاران تن را به زمین زد و مانع فرار ورازاد شد و لشکریان همگی سراسیمه فرار کردند . فرامرز نیزهای به کمربند ورازاد زد و او را از زین بلند کرد و بر خاک زد و سرش را از تن جدا کرد و نامهای نزد پدر نوشت و گفت که به کین سیاوش سر از تنش جدا کردم .
از آنسو به افراسیاب خبر رسید که سپاه ایران حمله کرده است . افراسیاب غمگین شد و بزرگان را فراخواند و لشکر را آماده کرد . وقتی به هامون رسیدند افراسیاب سرخه را فراخواند و از رستم برای او سخن راند و سپس گفت با سی هزار شمشیرزن نامدار بهسوی سپیجاب برو و سر فرامرز را از تن جدا کن .تو فرزند من هستی پس خود را از رستم محفوظ بدار که کسی همتای او نیست . سرخه گفت :دمار از جان رستم در می آورم و فرامرز را کتبسته به اینجا میآورم . افراسیاب گفت: فرامرز پسر رستم دلیر و بیدار است پس مراقب باش و در جنگ با آنها خود را ایمن ندان .
وقتی سرخه به سپیجاب رسید از سپاه ایران طبل جنگ را شنید و دید که از کشتگان کوهی در آنجا پدید آمده است فرامرز بهسوی سرخه تاخت و گفت : ای ترک بختبرگشته خون سیاوش را میریزید و از دادار نمیترسید ؟ نامت را بگو تا جنگ را آغاز کنیم . سرخه گفت : من سرخه پسر افراسیاب هستم و آمدهام جان از تنت جدا کنم پس نیزهای بهسوی او پراند اما فهمید که همتای او نیست . وقتی فرامرز سرخه را یافت کمربندش را گرفت و او را بر زمین زد و او را به لشکرگاه آورد و سپاه ترکان را شکست دادند .
در همین موقع پرچم رستم پدیدار شد و فرامرز نزد او رفت و سرخه را دستبسته نشان داد . سپاهیان رستم به او آفرین گفتند و رستم گفت : هنر و گوهر نامدار و خرد و فرهنگ چهارگوهری هستند که اگر داشته باشی جهان در دستتوست . رستم سرخه را دید فرمود تا او را به دشت برند و چون سیاوش سر از تنش جدا کنند . طوس آماده شد تا خون او را بریزد . سرخه به او گفت: چرا مرا بیگناه میخواهی بکشی ؟ سیاوش دوست و همسال من بود و من هم از مرگ او ناراحت بودم . تو بر نوجوانی من ببخش . طوس دلش به درد آمد و با رستم صحبت کرد . رستم گفت : باید دلوجان افراسیاب را پر از درد کنیم . همین کودک که از پشت اوست بعدها حیله دیگری میسازد و این را بدان تا وقتیکه من در جهان زندهام کسی از ترکان را زنده نمیگذارم. پس به زواره اشاره کرد و او طشت و خنجر را برد و جوان را به جلاد سپرد و سر از تن سرخه جدا کردند . لشکریان سرخه با تنهای مجروح نزد افراسیاب رسیدند و خبر کشته شدن سرخه را دادند . افراسیاب موی از سر میکند و اشک میریخت پس لشکریان را آماده کرد و بهسوی ایرانیان حرکت کرد .به رستم خبر رسید که لشکریان افراسیاب نزدیک شدند . از دو سپاه خروش برخاست. در سپاه توران بارمان در طرف راست و کهرم در طرف چپ بود و افراسیاب در قلب سپاه قرار داشت . در سپاه ایران گودرز و کشواد و هجیر در طرف چپ و در راست گیو و طوس بودند و تهمتن در قلب سپاه قرار داشت و بعد زواره و سپس فرامرز بودند .
جنگ آغاز شد . پیلسم به قلب سپاه آمد و از شاه رخصت طلبید و شاه خرسند شد و گفت اگر رستم را بکشی دخترم و تاج شاهی را به تو میدهم .
پیران غمگین شد و به شاه گفت : اگر او با رستم بجنگد گور خود را کنده است و تو میدانی برادر که کوچکتر باشد عزیزتر است . اما پیلسم ادعا کرد میتواند از پس رستم برآید . پیلسم نزد ایرانیان آمد و گفت : رستم کجاست بگویید تا به جنگ من آید . وقتی گیو سخن او را شنید دست به تیغ برد و جلو رفت و گفت : رستم با یک ترک چون تو نمیجنگد که این برایش ننگ است .
آن دو به هم آویختند و فرامرز وقتی چنین دید به کمک گیو آمد و هر دو با پیلسم به مبارزه پرداختند وقتی رستم از قلب سپاه نگاه کرد و این صحنه را دید با خود گفت : جز پیلسم کسی در میان ترکان مایهدار نیست و او هم عمرش به سررسیده است که به جنگ من آمده . پس نزد پیلسم رفت و گفت : مرا خواستی آمدم تا جنگ با مرا بیازمایی حیف دلم بر جوانی تو میسوزد . این را گفت و از جا حرکت کرد و نیزه بر کمرگاهش زد و او را از روی زین چون گویی بالا آورد و بهطرف تورانیان تاخت و او را در قلب سپاه انداخت و بازگشت. پیران اشکش سرازیر شد و دل لشکر توران شکست
ادامه👇👇
#داستانهای_شاهنامه
انتقام خون سیاوش
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
Repost from تبلیغات بخش معصومیه
آگهی ترحیم
💢 معصومیه
مرحوم #حاج_نوراله_شمسی_شهوه
فرزند استاد تقی
پدر گرامي آقایان محمد «نجات» و جواد شمسی و دختران داغدارش
برادر گرامی مرحومان ولی اله، محمد اسماعیل و کربلایی روح اله شمسی
و خواهران داغدارش
پدرخانم ارجمند آقایان حاج اسماعیل حاج محمدخانی، ابوالفضل فراهانی، کامران حسین آبادی
🖤 بدین مناسبت مراسم تشیع و تدفین آن مرحوم در روز سه شنبه مورخ 6 تیرماه 1402 از ساعت 16 تا 17 در محل آرمستان روستای معصومیه منعقد می باشد و سپس مراسم ختم آن مرحوم در مسجد جامع روستای معصومیه «شهوه» از ساعت 17 تا 18:30 برگزار می گردد.
📡ڪــانــال اطلاع رسانی و تبلیغات بخش معصومیه 📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
@bakhsh_massoumieh
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈
💢شماره کارت متعلق به مسجد جامع امام حسین (ع) شهر کارچان میباشد، ولی به اسم آقای علیرضا حاجی علی بیگی بازشد.
6277601353061227
👈🏻 مشارکت در پویش #اطعام_غدیر:
🔖 جهت طبخ غذا غدیر میتونید با این شماره تماس بگیرید.
حاجی علی بیگی
09183612040
انشالله از همه قبول باشه🌹
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🎥 سریال «نیوکمپ»
🎞 قسمت هشتم
💠 نسخه اورجینال
🎞 کیفیت 720p
🔰 ژانر: کمدی | خانوادگی
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
