کانال رسمی شهر کارچان
前往频道在 Telegram
از طریق ربات پیامرسان با ما در ارتباط باشید . . 👉 @Karchanbot👈 ربات پیامرسان . . . ربات ارتباط مستقیم با مدیر کانال . . @karich_bot . . . لینک کانال رسمی شهر کارچان 👇👇👇 https://t.me/joinchat/AAAAAEHPQ7JlHWs9RGq47A ✔کانال رسمی شهر کارچان✔
显示更多2 085
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
-230 天
帖子存档
#مدافع_وطن
🌺شهدای مبارزه با مواد مخدر
5تیرماه روز جهانی مبارزه با مواد مخدر
شادی روح شهدا صلوات
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🌸ســـــــلام
🌺صبحتون بهترین
🌸و خوشرنگ ترین صبح دنیـا
🌺با لحظه هایی پراز خوشی
🌸و آرزوی سلامتی برای شما
🌺روز و روزگارتون شـاد و زیبـا
🌸صبح زیبـای دوشنبه تون بخیر
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🐑🐏فروش انواع دام زنده «بره،شیشک،میش» با ارزانترین قیمت و کیفیت بالای گوشت بمناسبت عید سعید قربان
و سلاخی درب منزل
رضا بایرامی
تلفن 09181613279
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🏴 مداحی شهادت امام محمد باقر (ع) - میثم مطیعی
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
Repost from کانال رسمی شهر کارچان
⚫️شهادت امام محمدباقر(ع) بر مسلمین جهان تسلیت باد.
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
☎️ ارتباط مردمی مستقیم با مدیرکل ورزش و جوانان استان مرکزی
🗓دوشنبه 5 تیر ساعت ۹:۳۰ تا ۱۱
📞تلفن ۱۱۱
#ارتباط_مردمی
#سامد
#ورزش_و_جوانان
🔰🔰مرحله دوم ثبتنام «وام» بازنشستگان تامین اجتماعی از اواخر تیرماه
❇️مدیرکل امور فرهنگی و اجتماعی سازمان تأمیناجتماعی با بیان اینکه طی مرحله اول «وام قرضالحسنه ۲۰ میلیونی» بازنشستگان تامیناجتماعی ۴۰ هزار نفر ثبتنام کردند و سهمیهها به طور کامل در این مرحله پر شد، اعلام کرد: تلاش میکنیم اواخر تیرماه مرحله دوم ثبتنام وام قرضالحسنه باز شود.
❇️ محسن تقیانی بیان کرد: طی مراحل بعدی نیز سهمیههایی برای ثبتنام وام قرضالحسنه اعلام و ثبتنام انجام خواهد شد.
❇️مدیرکل امور فرهنگی و اجتماعی سازمان تأمیناجتماعی درخصوص زمان مراحل بعدی ثبتنام وام قرضالحسنه بازنشستگان تامیناجتماعی توضیح داد: باتوجه به اینکه ارائه وامها به صورت مرحلهای با بانک رفاه انجام و بخشی از اعتبارات توسط سازمان تامین اجتماعی و بخشی توسط بانک رفاه تامین میشود، این موضوع بستگی به طرفین دارد اما قطعا طی سال ۱۴۰۲، حداقل ۳۰۰ هزار سهمیه برای وام قرضالحسنه به بازنشستگان تامیناجتماعی ارائه خواهد شد.
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
💠
شرکت کنندگان محترم برای حضور در برنامه اعلی به عنوان مستمع 💠
🔹نام و نام خانوادگی شماره تماس خود را به شماره 09377434118ارسال نمایید🔹
❗دعوتنامه برای شما پیامک میشود❗
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•🌱 برای اطعام غدیر برنامهریزی کردید؟
❤️ نذری عید غدیر نذری محبته...اثرش از ۱۰۰تا سخنرانی بیشتره!
👈🏻 مشارکت در پویش #اطعام_غدیر:
🔖 جهت طبخ غذا غدیر میتونید با این شماره تماس بگیرید.
حاجی علی بیگی
09183612040
انشالله از همه قبول باشه🌹
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
برنامه 3 تیر 1402 را در تلوبیون ببینید.
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
http://www.telewebion.com/episode/0x732c188
نماز عبادی سیاسی جمعه شهر کارچان
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
Repost from کانال رسمی شهر کارچان
ســـ🌷ــــلام
صبحتون بخیـر ☕️
🌷امـیدوارم
☕️یکشنبه تابستانی شما
🌷پر از زیبایی و امیـد
☕️و دلتون سرشار از
🌷مهـر و شـور زندگی باشه
🌷امیـدوارم روزتون
☕️از بهترین و قشنگترین
🌷لحظات و موفقیت ها لبریز باشه
یکشنبه تون زیبــــــــــا ☕️🌷
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
#داستانهای_شاهنامه
⚜️🔱⚜️🔱⚜️🔱⚜️🔱⚜️🔱
راوی: فریما قباد
نویسنده: فریناز جلالی
داستان های صوتی شاهنامه فردوسی به نثر امروزی
🔥لشگر کشی برای کینخواهی سیاوش
بر اساس شاهنامه منظوم دکتر محمد دبیرسیاقی
⚜️🔱⚜️🔱⚜️🔱⚜️🔱⚜️🔱
#داستانهای_شاهنامه
⚜️🔱⚜️🔱⚜️🔱⚜️🔱⚜️🔱
راوی: فریما قباد
نویسنده: فریناز جلالی
داستان های صوتی شاهنامه فردوسی به نثر امروزی
🔥زاده شدن کیخسرو
بر اساس شاهنامه منظوم دکتر محمد دبیرسیاقی
⚜️🔱⚜️🔱⚜️🔱⚜️🔱⚜️🔱
وقتی کاووس آگاه شد که سیاوش چه بر سرش آمده و چگونه سر از تنش جداشده است جامه درید و رخ را خونین کرد و از تخت به خاک افتاد . ایرانیان مویه کردند و دیدگانشان پر از خون بود و رخشان زرد شده بود . تمام پهلوانان چون طوس و گودرز و گیو و شاپور و فرهاد و بهرام و رهام و زنگه و خراد برزین و گرگین و اشکش و شیدوش همگی به سوگواری نشستند . خبر به نیمروز رسید که ایران از مرگ سیاوش به عزا نشسته است وقتی تهمتن این خبر را شنید از هوش رفت و در زابل غوغایی بر پا شد . زال صورت می¬خراشید و زواره گریبان درید و فرامرز سینهچاک کرد و رستم مویه میکرد که جهان چون تو شاهی ندیده است دریغ و افسوس که دشمنشاد شد و همه کوششهای من از بین رفت . یک هفته سوگواری کردند و روز هشتم سپاهیان از کشمیر و کابل جمع شدند و بهسوی کاووس راه افتادند . بزرگان ایران به استقبالشان رفتند و همه زار و گریان بودند . وقتی رستم به کاووس رسید گفت : عشق سودابه باعث این بلا شد و چنین ضرری به ایران رساند . سیاوش به خاطر بدگوییهای این زن شوم از بین رفت اکنون من به کینخواهی سیاوش آمدهام . کاووس گریان مینگریست و پاسخی نداد پس تهمتن بهسوی کاخ سودابه رفت و گیسوانش را کشید و از پردهسرا بیرون آورد و او را با خنجر به دونیم کرد. بعد از مدتی عزاداری ایرانیان آماده نبرد شدند و گودرز و طوس و شیدوش و فرهاد و گرگین و گیو و رهام و شاپور و خراد و فریبرز پسر کاووس و بهرام و گرازه و گستهم و زنگه شاوران و فرامرز پسر رستم و زواره همه اجتماع کردند و رستم گفت : نباید این کینه را کوچک شمارید از دلها ترس را بیرون کنید و به خدا قسم تازندهام دلم از درد سیاوش خون است و انتقام او را میگیرم . بنابراین خروشی پدیدار شد و سپاهیان آماده نبرد شدند و پیشرو سپاه فرامرز فرزند رستم بود .سپاه راه افتاد تا به مرز توران رسید و دیدهبان آنها را دید .
❌ ادامه دارد....
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
#داستانهای_شاهنامه
از کاخ سیاوش ناله و مویه بلند شد و فرنگیس به نفرین افراسیاب پرداخت و افراسیاب صدای او را شنید و به گرسیوز گفت : او را بیاورید و بگویید مویش را ببرند و چادرش را پرتنش بدرند و چنان بزنند تا کودک سیاوش بیفتد .
همه نامداران شاه را نفرین کردند . پیلسم با رخی خونین و روانی داغ به نزد لهاک و فرشیدورد رفت و گفت : دوزخ بهتر از تخت افراسیاب است. باید نزد پیران رویم و از او کمک جوییم. پس چنین کردند . وقتی پیران خبر مرگ سیاوش را شنید بی¬هوش شد و بعد جامه چاک میکرد و خاکبرسر میریخت و ناله میکرد. پیلسم به او گفت زودتر بشتاب که فرنگیس درخطر است . پیران که چنین شنید شتابان با ده پهلوان روانه شد و بعد از دو روز رسید و فرنگیس را دید که بیهوش است و او را میزنند . دلش پر از درد شد و افراسیاب را نفرین کرد . وقتی فرنگیس او را دید گفت: تو با من بد کردی اما پیران به پایش افتاد و گفت تا نگهبانان او را رها کنند سپس نزد افراسیاب رفت و به او گفت: شاها چرا چنین کردی ؟ کی به تو آموخت که سیاوش را بیگناه بکشی ؟ اگر ایرانیان بفهمند آشوب به پا میشود و تو پشیمان میشوی . حالا به فرزندت هم رحم نمیکنی ؟ او را رها کن و به کاخ من بفرست وقتی بچه به دنیا آمد او را نزد تو میفرستم . شاه پذیرفت . وقتی پیران به کاخش رسید به گلشهر گفت : او را پنهان کن . شبی پیران در خواب سیاوش را دید که بر تخت نشسته و تیغی در دست دارد و میگوید امشب جشن است و شب زادن کیخسرو است . پیران از خواب پرید و به گلشهر گفت : نزد فرنگیس برو و مراقبش باش . گلشهر نزد فرنگیس رفت و فرزندش را دید که به دنیا آمده بود پس به پیران خبر داد پیران آمد و او را دید . گویی کودکی یکساله است پس با خود گفت :نمیگذارم شاه به او دست یابد .
صبح روز بعد نزد افراسیاب رفت و گفت از بخت تو یک بنده دیروز به بندگانت افزوده شد که همتایی ندارد گویی فریدون گرد است . اندیشه بد را از سر بیرون کن . پیران کمی او را نصیحت کرد طوری که شاه از کارش پشیمان شد . . افراسیاب گفت : او را نزد شبانان به کوه ببرید طوری که نداند کیست و از چه نژادی است . پیران شبانان کوه قلو را خواند و از شاهزاده برایشان صحبت کرد و گفت او را چون جانتان حفظ کنید و چون غلامی خدمتگزارش باشید . آنها گفتند فرمانبرداریم پس پول زیادی به آنها داد و با دایه بچه را به آنها سپرد. مدتی سپری شد و کیخسرو هفتساله گشت . از چوبی کمان و از روده زه ساخت و به شکار میرفت وقتی دهساله شد به جنگ گراز و گرگ و پلنگ میرفت . پس شبانان با گله نزد پیران آمدند و گفتند : ابتدا به شکار آهو میرفت ولی حالا قصد شیر و پلنگ میکند و ما میترسیم بلایی به سرش بیاید و تو از ما دلگیر شوی . پیران خندید و به برو بالای جوان نگریست و او را به آغوش گرفت . خسرو به او گفت : چطور شبان زادهای را به آغوش میگیری و عارت نمیشود؟ پیران دلش به حال او سوخت و گفت : تو از نژاد بزرگی هستی پس جامه شاهانه به او پوشاند و اسبی برایش آورد و در کنار خود او را میپرورانید. شبی فرستادهای از افراسیاب به نزد پیران آمد و او را نزد شاه خواند . شاه به پیران گفت : از کارهایم پشیمانم درست نیست که فرزند فریدون چون شبانان پرورده شود اگر داستان مرگ پدرش را نداند میتوانیم او را نزد خود نگهداریم اما اگر بدخویی کند سرش را مانند پدرش میبرم .
پیران گفت : آن بچه از گذشتهها بیخبر است . پس از شاه سوگند گرفت که ستمی به بچه روا ندارد و بعد لباس تمیز و کلاه کیانی بر سرش گذاشت و او را نزد افراسیاب برد . افراسیاب از شرم صورتش پر از اشک شده بود و رنگ از رویش پرید پس به او گفت : ای شبان جوان با گوسفندان چه میکنی ؟ خسرو پاسخ داد : شکاری نیست و من کمان و تیری ندارم . شاه از آموزگارش و گردش روزگار پرسید و او پاسخ داد: جایی که پلنگ است مردم شجاع هم میترسند . شاه از ایران و آرام و خوابش پرسید و او پاسخ داد : شیر درنده سگ جنگی را به زیر نمیآورد . شاه گفت :ازاینجا به ایران نزد شاه دلیر برو . او پاسخ داد : در کوه و دشت سواری بر من گذشت . شاه خندهاش گرفت و به کیخسرو گفت: تو نمیتوانی کینهای داشته باشی . او پاسخ داد در شیر روغنی نیست . شاه خندید و گفت : او دیوانه است من از سر میپرسم و او از پا سخن میراند . پس به پیران گفت: او را به مادرش بسپار و آنها را به سیاوخشگرد ببر و وسایل رفاهشان را فراهم کن .
چنین است کردار چرخ برین
گهی این بر آن و گهی آن بر ای
ادامه👇👇
