کانال رسمی شهر کارچان
前往频道在 Telegram
از طریق ربات پیامرسان با ما در ارتباط باشید . . 👉 @Karchanbot👈 ربات پیامرسان . . . ربات ارتباط مستقیم با مدیر کانال . . @karich_bot . . . لینک کانال رسمی شهر کارچان 👇👇👇 https://t.me/joinchat/AAAAAEHPQ7JlHWs9RGq47A ✔کانال رسمی شهر کارچان✔
显示更多2 119
订阅者
+324 小时
+57 天
+1730 天
帖子存档
🔹باشگاه فرهنگی ورزشی شاهد
🔹آکادمی فوتبال شهر کارچان و بخش معصومیه
🔹مدرسه فوتبال دو زبانه وحرفه ای شاهد
🔸ثبت نام ترم بهار و تابستان
🔸آموزش اصولی و حرفهای فوتبال
🔸برگزاری دوره های روانشناسی برای والدین و بازیکنان
🔸حضور مربی بدنساز و تغذیه و حرکات اصلاحی
🔸آموزش تخصصی دروازه بانی
🔸 برگزاری اردوی های متعدد کشوری و استانی
🔸رده سنی ۵ الی ۱۸ سال
🔸دارای مجوز رسمی از فدراسیون فوتبال کشور
🔸دارای مربیان مجرب و متعهد با مدرک بینالمللی
🔹به همراه مدرسه شنا شاهد
🔹بازی کودکان ۳ الی ۵ سال
🔰ثبت نام آقای مجتبی شفیعی
📱۰۹۱۸۶۹۵۹۰۷۰
🌏@shahed_arak
🌏@academy_football_karchan
یک عدد ریموت و چندتا کلید گم شد از یابند تقاضا میشود به ادمین های کانال اطلاع درضمن مژدگانی هم داده میشود.
#اطلاعیهودعوتنامه
به مناسبت سالگردشهدای خدمت مراسم سخنرانی ومداحی برگزارمی شود
سخنران:جناب سرهنگ رجبی
مداح:کربلایی محمدرضاکارچانی
اجراءگروه سرود:رایه الزهرا
زمان:دوشنبه۱۴۰۴/۲/۲۹همزمان بانمازمغرب وعشاء
مکان:مسجدجامع امام حسین (ع)کارچان
#پایگاه_شهید_مصطفی_خمینی
#پایگاه_کریمه
#حوزه_شهدای_ابراهیم_آباد
#حوزه_حضرت_معصومه_سلاماللهعلیه
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
Repost from N/a
اشک شُکر
سرتاپای پیرمرد، پنجاه شصت کیلو پوست و استخوان بود. میگفت: «از عهد شاه شهید (ناصرالدین میرزا) تا حالا همه چیز را به یاد دارم.» دقیق نمیدانست چند سال دارد، اما خوب، پسر بزرگش نزدیک شصت، شصتوپنج سالی داشت. لابد خودش نود یا همینطورها سن و سال داشته باشد؛ حالا دو سال کمتر یا دو سال بیشتر. پیرمرد صاف و ترکهای بود؛ مثل میل تفنگ. ریشهای سپید و نرمی داشت با یک کت قدیمی، اما تمیز و لباسی معمولی.
نشست روی گلیم پای کُل کرسی. گفت نانوایی بودم. یک سفرهی پارچهای سفید، پر از نان دستش بود. نانها را طوری تا زده بود و داخل پارچه، بقچهپیچ کرده بود که انگار بستههای اسکناس صد دلاری را بستهبندی کرده. سفره را گذاشت روی کرسی. لبخند از لبش نمیافتاد. وقتی میخندید، خون زیر پوست لپهای صاف و سفیدش میدوید. صورت نورانی اش، گل میانداخت.
رو به همسرش کرد و گفت: «اون لیوان من رو آب کن بیار!»
پیرزن کوچولو موچولوی زبر و زرنگ، یک لیوان بزرگ مسی را از کوزهی سفالینِ پایین اتاق کاهگلی پر کرد و گذاشت لبهی کرسی، درست جلوی دست مرد.
پیرمرد یک قُلُپ از آب لیوان را سر کشید، سرش را روبه آسمان کرد و گفت: «سلام بر حسین.» بعد، پرِ بقچهی نان را باز کرد و یک لقمه از نان تازه را زد داخلِ باقیماندهی آب داخل لیوان و شروع کرد به جویدن. چشمهایش بسته بود. انگار از دست حورالعین عسل و انگبین بهشتی میخورد.
محو تماشای پیرمرد شدم. در ملکوت سیر میکرد. هر بار که دهانش را میجنباند، با خودم میگفتم: «الان قالب تهی میکند» مثل تشنه و گرسنهای که صدها سال در بیابان و کویر رها شده باشد و حالا به لقمهای نان و چکهای آب رسیده باشد.
همینجور نگاهش میکردم، دیدم از گوشهی چشمهایش اشک شره میکند. دهانش دیگر برای خوردن لقمه نمیجنبید، لبهایش تکان میخورد، اما نه برای خوردن.
دوباره دستش را کرد توی سفره و یک لقمهی دیگر برداشت و زد داخل آب. تا آمد لقمه را داخل دهانش بگذاره، گریه امانش را برید. شانه هایش تکان میخورد.
گفتم: «چی شد؟ چرا گریه میکنی؟»
نگاه پرمعنایی کرد و سری به علامت «هیچی نگو» یا «هیچی نپرس» تکان داد. با چشمهای نافذش حالیم کرد تو امثال تو نمیدونید نعمت و برکت یعنی چی.
باقیماندهی آب لیوان را لاجرعه سر کشید و بعد از لختی تأمل،دوباره نگاهم کرد و گفت:
«سال قحطی بود. وبا بیداد میکرد. هر روز چند نفر از اهالی آبادی از وبا و گرسنگی میمردند. داشتم داخل کوچههای آبادی قدم میزدم. از داخل خانهی آدم فقیر و پرجمعیتی، بوی غذا میآمد. بوی آبگوشت، بوی عطر آبگوشت بَره تمام محل را برداشته بود.
با خودم گفتم: اینها با این وضع خراب و قحطی، چطور میتونن آبگوشت بخورن؟ از کجا؟
صاحبخانه را میشناختم. فامیل دور بود. تو هفت آسمون یک ستاره هم نداشت. یه یا الله گفتم و رفتم داخل حیاط. دیگ بزرگی روی آتیش هیزم داشت میجوشید. همسر و بچههای مرد فقیر دور دیگ جمع شده و دست شکر به آسمان گرفته بودند، با لباسهای چرک و پارهپوره، بچه ها اشک شوق میریختن. تا چشمشون به من افتاد، بدون سلام و تعارف چپیدن داخل اتاق و در را بستند.
مرد آمد داخل حیاط. سلام کردم. جواب شلی داد. گفتم: داشتم رد میشدم.
مرد فقیر گفت: رد شو. برو. نمون.
فقیر بود، ولی آنقدرها بیسخاوت نبود که مهمون را از در خونهاش، اون هم در روزگار قحطی، در حالی که دیگ غذا بار گذاشته، برونه. این فکرها تو سرم میچرخید که گفت:
"غذای این دیگ، به تو روا نیست. برو عمو."
گفتم: چرا؟
گفت: ندیده و نشنیده بگیر. شکم زن و بچههام به دندههای پشتشون چسبیده. ترسیدم از گرسنگی بمیرن. تازیمون رو کشتم، پوست کندم، گذاشتم داخل دیگ، بلکه یکیدو روزی از گرسنگی نمیریم." راهم را گرفتم و برگشتم خانه، سفره نان خشک را باز کردم، شروع کردم به نان خشک سق زدن و اشک ریختن،
از آن روز تا حالا، هر لقمهای که میخورم و هر جرعهای که مینوشم، پس و پیشش شکر میکنم. اشک میریزم. نه اشک شوق، نه اشک درد؛ اشکِ شُکر. اشک شُکر.»
عجب تعبیری! اشکِ شُکر.
پیرمرد، توحید را میزیست. اشکهایش، اشک شُکر بود، اشک فِراق یار ، اشک نیایش، اشک ستایش. نه از ترس فقر و گرسنگی، بلکه از اشتیاق رسیدن به لحظهی آگاهی و فنا، لحظهی باشکوهِ قناعت و دانستن رمز و رازِ خلقت، فهم عملی توحید.
هر نفسی که فرو میرود، مُمدِّ حیات است و چون بر میآید، مُفَرِّحِ ذات. پس در هر نفسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمتی شکری واجب.
از دست و زبان که برآید
کز عُهدهٔ شکرش بهدرآید؟
گمانم سعدی بسیار اشک شُکر در دامانش چکیده باشد.
عبدالرضا حاج علی بیگی
#اطلاعیهودعوتنامه
به مناسبت سالگردشهدای خدمت مراسم سخنرانی ومداحی برگزارمی شود
سخنران:جناب سرهنگ رجبی
مداح:کربلایی محمدرضاکارچانی
اجراءگروه سرود:رایه الزهرا
زمان:دوشنبه۱۴۰۴/۲/۹همزمان بانمازمغرب وعشاء
مکان:مسجدجامع امام حسین (ع)کارچان
#پایگاه_شهید_مصطفی_خمینی
#پایگاه_کریمه
#حوزه_شهدای_ابراهیم_آباد
#حوزه_حضرت_معصومه_سلاماللهعلیه
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
Repost from کانال رسمی شهر کارچان
پنج شنبه است و ياد درگذشتگان😔
🌹 اَللّهُمَّ اغفِر لِلمُومِنینَ وَ المُومِنَاتِ وَ المُسلِمینَ وَ المُسلِمَاتِ اَلاَحیَاءِ مِنهُم وَ الاَموَاتِ ، تَابِع بَینَنَا وَ بَینَهُم بِالخَیراتِ اِنَّکَ مُجیبُ الدَعَوَاتِ اِنَّکَ غافِرَ الذَنبِ وَ الخَطیئَاتِ وَ اِنَّکَ عَلَی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ بِحُرمَةِ الفَاتِحةِ مَعَ الصَّلَوَاتِ
🙏 التماس دعا 🙏
🌿🌺🌿🌺🌿🌿🌺🌿
پنجشنبه ها و بوی حلوای خیرات،
یاد آدم های رفته و عکس های یادگاری،
دلتنگی های اجباری...💔😔
یادی کنیم از درگذشتگان،
پدران و مادران آسمانی با ذکر فاتحه و صلوات🌸🙏
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
اطلاعیه
با نهایت تأثر و تالم، درگذشت حسین ناظری (از برادران افغانه) را به اطلاع میرسانیم
مراسم تشییع پیکر ایشان امروز، ساعت ۱:۳۰ بعد از ظهر، در گلزار شهدا کارچان برگزار خواهد شد
از تمامی دوستان، آشنایان دعوت میشود تا در این مراسم حضور یافته و یاد و خاطره این عزیز را گرامی بدارند
روحش شاد و یادش گرامی باد
⚜ همایش پیاده روی خانوادگی
جمعه ۲۶ اردیبهشت ساعت ۸ صبح در دره نورالشهدا (گردو)
با قرعه کشی ۱۰ دستگاه دوچرخه
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
Repost from کانال رسمی شهر کارچان
🔄☘️سلام صبح چهارشنبه تون بخیر و شادی
💡🌱امروز برایتان اینگونه
🌷🍀دعا کردم 🤲🌿🌹🌿
💡🌱الهی بهترین لحظه هارو
🌷🍀پیش رو داشته باشید
💡🌱لحظه های خوب👌
🌷🍀لحظه های شیرین
💡🌱لحظه های سربلندی و
🌷🍀لحظه های خوشبختی 🌹
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
Repost from N/a
بعضی وقتها… یک نفر هم خیلیه
احسان عبدیپور علم و کُتَلِ بزرگی و هویتِ آبادی و ولایت خودش رو روی گُرده گرفته و از این کانال به اون شبکه، از این قهوهخونه به اون شهر، از این پلتفرم به اون پیج، میچرخه و میچرخونه؛ خونهبهخونه، کوچهبهکوچه
دستتنها، بوشهر به اون بزرگی رو از زیر گرد و غبارِ فراموشی بیرون کشیده، صیقلش داده، براقش کرده،جلاش داده، داستان هاش رو گذاشته تو قفسهی کتابخونه ها و موزهها، آورده رو صحنهی تماشاخونهها. قصه ی رئیسعلی رو یه بار دیگه از دل خاک ساحل دلوار کشیده بیرون ، تفنگ داده دستش و نشونده لب ساحل، تا از بوشهر و خلیج فارس نگهبانی کنه. صدای جاشوها و بلمرونا رو کوک کرده، روی صفحههای گرامافونای قدیمی دست به دست می چرخونه و می گردونه، شروهخونی رو همقد و قوارهی بیترازهای موسیقی کرده. مویهی زنها و دخترهای بندر، زخمه ی جونِ پیر و جوون شده . بازار ماهیفروشای بوشهر دوباره بوی زندگی گرفته.
حرف تازهای نمی زنه، فقط قصهها و غصههای مردمش رو خوب روایت میکنه؛ شیرین میگه، با لهجه و زبون خودشون. آب نمیبنده به قصهها. ترسها رو، ترسناک روایت نمی کنه؛ خوابها و رویاهاش رو، رنگی و خوشمزه تعریف میکنه، مثل قند، مثل نقل های آفتاب نشین های کوچهپسکوچههای بوشهر… کوچه سلام، کوچهی آشتیکنون. پسزمینهی همهی روایتهاش، صدای سنج و دَمّامه؛ عبدولو و رضا ابنرومی یه نفس دارن میکوبن. لوکیشن: بوشهر، زمان: غروب، همون موقعی که خورشید رنگ و رخش مثل ماهی سرخو، سرخ شده و از دستِ روز داره سُر میخوره و میافته ته دریا… و بعد، ستارهها شرهشره شیرجه میزنن تا از آب درش بیارن
از حرفهاش بوی تندِ قلیهماهی میاد، بوی نونِ تنوریِ تازه، بوی چایِ غلیظِ بندری، بوی قهوه ...
همهجا بوشهره، همهجا بندره. فقط احسان می خواد، عبدی پور، قصهگویی بی غل و غش با یه عینک گرد صادق هدایتی و یه تِلِ شکم مردونه ی مَشتی؛ تا چشمه ی حکایتها رو از دل تاریخ بجوشونه، لباس نو تنشون بپوشونه و راه بندازه تو کوچهپسکوچههای شهر.
شاید یه روز، یه احسان عبدیپور سلطون آبادی، شوقاتهای ما اراکی ها را هم از زیرِ غبار فراموشی بیرون بکشه؛ یه فوتی بهشون بکنه... و با لهجه و زبانُ، فرهنگُ، هویتِ خودمون، اول برا خودمون، بعدم برا بقیه تعریفشون کنه...
شاید...
عبدالرضا حاج علی بیگی
╭┅──────🍀🚩
🌺 به لطف مهدی زهرا کربلا دیگر آرزو نیست
╰┅──────────🍀🚩
🌺ثبت نام 3شب کربلا ، 2شب نجف اشرف با قیمتی مناسب زیر نظرگروه زیارتی فدک
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
((( 1خرداد)))حرکت انشاالله
هزینه ازاراک 8000
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
✅رفت و برگشت 8 روزه🌹
✅6 شب در خاک عراق 🌹
✅5 شب هتل در کربلا و نجف🌹
✅1شب سامرا وکاظمین و برگشت به مرز🌹
✅زیارت دوره کامل عراق🌹 🌹
✅به صورت اتوبوس اسکانیا🌹
📲09189570763فیض الهی
📲09196397479حاج علی بیگی
╭┅──────🍀🚩
لینک کانال زیارتی فدک 👇
https://eitaa.com/joinchat/4031382187Cc9ec4d86ca
╰┅──────────🍀🚩
♦️اطلاعیه مهم وفوری | وضعیت ساعت کاری مدارس استان مرکزی تغییر نمی کند
🔹روابط عمومی آموزش و پرورش استان مرکزی اعلام کرد ساعت کاری مدارس این استان به دستور استاندار طبق روال قبلی و بدون تغییر می باشد.
🔺همچنین لازم است مدیران محترم مدارس جهت صرفه جویی در مصرف انرژی اقدامات لازم را انجام دهند.
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🔴🔴🔴 فوری و بسیارمهم: از فردا سهشنبه ۲۳ اردیبهشت ماه تمام مدارس کشور از ساعت ۶ صبح شروع به فعالیت خواهند کرد
🔹طبق مصوبه هیات وزیران موضوع اصلاح تغییر ساعت رسمی کشور و به منظور مدیریت بهینه مصرف انرژی و کاهش ناترازی موجود، معاونت برنامه ریزی و توسعه منابع وزارت آموزش و پرورش در خصوص ساعت آغاز کار ادارات آموزش و پرورش و مدارس و امتحانات اطلاعیهای صادر کرد که به شرح ذیل است:
🔸۱ـ ساعت آغاز کار اداری از۶:۰۰ صبح تا ۱۳:۰۰ خواهد بود و در صورت نیاز، کسری ساعت موظف همکاران بر اساس مفاد آیین نامه دورکاری کار در خانه موضوع تصمیم نامه شماره ۴۴۷۲۶/۷۶۴۸۱ مورخ ۷ تیرماه ۱۳۸۹ است.
🔹۲ـ ساعت کار مدارس اعم از نوبت اول و دوم از ساعت ۶ صبح الی۱۳خواهد بود.
الف) در مدارس یک نوبته امکان حضور دانش آموزان از ساعت ۶ صبح الی۱۳فراهم و برنامه ریزی آن بر عهده مدرسه خواهد بود.
🔸ب) مدارس دو نوبته، نوبت اول از ساعت ۶ صبح الی ۹:۳۰ و نوبت دوم (بعدازظهر) از ۱۰ صبح تا ۱۳:۳۰ فعالیت خواهند داشت.
🔻۳ـ ساعت برگزاری امتحانات دوره متوسطه:
🔹الف) تمام امتحانات نهایی دانش آموزان پایههای یازدهم و دوازدهم از ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۴ الی ۲۲ خرداد ۱۴۰۴و تمام آزمونها در نوبت صبح و فاصله زمانی اعلام شده توسط مرکز ارزشیابی و تضمین کیفیت نظام آموزش و پرورش برگزار خواهد شد.
🔸ب) امتحان پایه دهم به صورت داخلی و سه درس پایه نهم به صورت هماهنگ در نوبت صبح برگزار میشود.
🔹 تذکر ۱: تمام امتحانات مذکور در فاصله زمانی ۶ صبح الی ۱۳ برگزار خواهد شد.
🔸۴ ـ همه مدارس موظفند شرایط حضور دانش آموزان را از ساعت ۶ صبح فراهم کرده به نحوی که ورودی مدارس قبل از ساعت ۶ صبح باز بوده و با حضور مدیر، معاونین و سایر عوامل اجرایی مدرسه ورود دانش آموزان تسهیل شود.
🔹در پایان انتظار دارد با توجه به مصوبه هیات وزیران، ادارات و نهادهای دولتی و غیر دولتی با والدین دانش آموزان نهایت همراهی و همکاری را با استفاده از ظرفیت حضور شناور در فاصله ساعت ۶ صبح الی۱۳ معمول و در امر تعلیم و تربیت دانش آموزان تسهیل کنند.
🔸ساعات فعالیت مدارس از فردا (۲۳ اردیبهشت) تغییر میکند.
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
