853
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
+230 天
帖子存档
در یکجا نوشته بود ایرانیها خودشان را فرانسوی شرق می دانند و گمان می کنند خیلی باهوشند اما ملتی به حماقت اینها کمتر دیده شده است. حقیقت تلخی است ولیکن آنچه می بینم این نظر را تایید می کند. باید سوخت و ساخت چرا باید؟ ازین احمقانه تر نمی شود. آیا مفهوم زندگی این بود که آدم شاهد رجاله بازی یک دسته مادرقحبه بشود؟ ما که زیر محکومیت خودمان را امضاء کرده ایم. به درک!
صادق هدایت
از میان نامه ها به حسن شهید نورايى
@ELDialectico
دریغا روزهایی که بی دلبستگی بگذرند.
دریغا بیگانگی.
امّا آدمیزاد را مگر تاب و توان آن هست که از هر کس و هر چیز ببُرّد؟
دمی شاید؛ یا روزی و ماهی شاید به اراده چنین کند.
اما سرشت او چنین نیست.
پیوند می یابد و می پیوندد. جذب می شود. شوق یگانگی. خود را به دیگری بست می زند. خود را به دیگری می سپرد. خود از آن او، او از آنِ خود.
می خواهد، پس خواها دارد.
خواها دارد، پس می خواهد.
هست، پس چنین است.
مگر نباشد تا نپیوندد. مگر بمیرد.
محمود دولت ابادي
كليدر
@ELDialectico
من باید نابود میشدم، نابود نه به معنایِ آیندهٔ هولناکی که مرا تهدید کند بلکه به معنایِ اعدامی در زمانِ حال.
یادداشتها
فرانتس کافکا
@ELDialectico
مدرسه هایِ عالیِ ما یکسره با بیسر و ته ترین میانمایگی گره خورده اند،
چه برنامه های درسی شان، چه هدف هایِ آموزشی شان.
همه جا شتابِ زننده ای در کار است.
گویی چه خواهد شد اگر یک جوانِ بیست و دو - سه ساله هنوز درس اش را تمام نکرده باشد و برای این پرسشِ اساسی پاسخی نداشته باشد که چهکاره خواهی شد
_با عرضِ پوزش باید بگویم که مردی از نوعِ والاتر، از هیچ کاری خوش اش نمیآید، درست به این دلیل که کاری در پیش دارد کارستان...
او وقت دارد و وقت گذرانی میکند و هیچ به فکرِ تمام کردن نیست
_مردِ سی ساله در معنایِ فرهنگِ والا، هنوز تازهکار است، هنوز کودک است.
این دبیرستان هایِ انباشته از شاگرد، این دبیرانِ مَنگ از بارِ کار، مایهیِ شرمساری اند...
فردریش نیچه
غروب بت ها
@ELDialectico
هرچه انسان از لحاظ درونی غنیتر باشد، دیگران را تُهیتر مییابد و بسیاری از چیزهائی که افراد عادی را ارضا میکند برای او سطحی و پوچ است.
آرتور شوپنهاور
در باب حکمت زندگی
@ELDialectico
صبح زمانی مناسب است هم برای فعالیتِ ذهنی، هم بدنی، زیرا صبح جوانیِ روز است: همه چیز شاداب، تازه و آسان است، احساس نیرومندی میکنیم و همهٔ قابلیت هایمان کاملاً در دسترس هستند. صبح را نباید با خواب طولانی یا مشغولیتها و گفتگوهای بی ارزش تلف کرد بلکه باید به منزلهٔ جوهر زندگی به آن نگریست و آن را تا اندازهای مقدّس داشت... هربار که از خواب بیدار میشویم و برمیخیزیم، تولدی کوچک است و هر صبحِ پُرطراوت به منزلهٔ جوانیِ کوتاهی است.
آرتور شوپنهاور
در باب حکمت زندگی
@ELDialectico
هیچ وسیلهیی برای تشخیص تصمیم درست وجود ندارد زیرا هیچ مقایسهیی امکان پذیر نیست در زندگی با همه چیز برای اولین بار برخورد میکنیم، مانند هنرپیشهیی که بدون تمرین وارد صحنه میشود.
بار هستی
میلان کوندرا
@ELDialectico
«عباس عطار»، متولد ۱۳۲۳ در «خاش» از توابع استان سیستان و بلوچستان بود. وی پس از گذراندن تحصیلات معمول خود در ایران، برای ادامه تحصیل به انگلستان رفته و در رشته مطبوعات و ارتباطات فارغالتحصیل میشود. از ۲۶ سالگی عکاسی حرفهای میکند، بطوریکه عکسهای او در نشریات معتبر جهان منتشر میشوند. عباس، از سال ۱۹۸۱ به عضویت آژانس عکس مگنوم درآمده و پس از آن با حضور در جنگها و مناطق بحران زده مختلف جهان، به عکاسی میپردازد. از جمله پروژهای معروف او «بیافرا» در آفریقا، «ویتنام»، «مکزیک»، «بنگلادش»، «ایران» در سالهای بروز انقلاب اسلامی، و همچنین کشورهای اسلامی و خاورمیانه است.
وی پس از موفقیتهای فراوان عکسهایش، از سال ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۱، به عنوان رئیس دورهای مگنوم انتخاب شد. افتخاری که تنها نصیب معدودی از افراد شده است که در میان آنان نام بزرگان تاریخ عکاسی مشاهده میشود.
@ELDialectico
در آستانه انقلاب، پیرزنی در اجتماع هواداران دولت شاپور بختیار در استادیوم امجدیه شرکت کرده.
از چهره و لباس پیداست نه کاخنشین است نه ساواکی. حجاب هم دارد. اما مشت آغشته به بوی گل و سوسن و یاسمن، چانه نحیفش را معطر میکند.
عطار در سایت خود نوشته: یکی گفت این زنه سلطنت طلبه! کتکش زدند.و
سقوط این پیرزن بیگناه در خیابان
@ELDialectico
