☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
前往频道在 Telegram
«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـنهایِ طولانـی| متنها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. کانال «بله» هم با همین آیدی فعاله. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0
显示更多4 956
订阅者
+1424 小时
+897 天
+21830 天
帖子存档
آدمهایِ عجیبی هستیم؛ در آرامش و امنیت طعنه میزنیم به مغزهایِ مُتفکِر و عاملانِ این آرامـش و امنیت. وقتی در راهِ حفظ امنیت وطن «شهید» میشن؛ اونموقع اسمشون رو هشتگ میکنیم و بعد دوباره زبان به طعنه به دیگرانی که هنوز شهید نشدن باز میکنیم. خستهکننده، بیمعرفت، پُرادّعاییم.
اقای حاج قاسم؛
بیتکّلف و بدونِ مقدمه بگویم؟
دلم برایِ روزهایی که بودی تنگ شده،
برایِ قبل از ۱۳ دیماه ۹۸،
با تمامِ ناســازگاریهایِ آن روزگار،
حتی آن زمان که نمیشناختمت..
با خودمان که تعارُف نداریم؛ داریم؟
ما خیلی بیمعرفتیم.
خوشبحالت حاجی!
ما بیمعرفتهای فراموشکار را ببخش.
نشستم یه جا، یه خانمه اومده میگه شما اهلِ کتاب هستید؟! گفتم رو پیشونیم نوشته؟ گفت بهتون میاد. من مالِ یه انتشاراتم، نسخــه اصلی میخونید؟ گفتم بله، تا چی باشه.
از یه چمدون سه تا کتاب درآورد؛ یکیش مالِ سلمان رشدی، یکیش مسعود انصاری، یکیش مالِ امیرعباس فخرآور.
گفتم خانم شما مالِ سازمان خاصی هستی؟! گفت چطور؟
گفتم انگار به عمقِ فاجعه دقت نکردی؛ با انصاری و رُشدی کار ندارم که وضعیت روشنه؛ اما چرا یه انتشارات انقدر باید مَشنگ باشه که کتابِ فخرآورِ شیرهای رو چاپ کنه و شما بیای پروموت کنی؟!
خیلی سوسکی و ریز کتاباشو جمع کرد و رفت.
اخه فخرآور ویترینیِ توعه لامصب؟!
اون گانگستر همیشه تو فضا سِیر میکنه، معلوم نیست چی زده موقع نوشتنِ اون اراجیف.
بابا اخه!!!
به سیاقِ همیشهٔ خودم از سخنرانی امروز رهبری هم نکتهبرداری کردم.
«مادری؛ مهمترین نقشِ عالمِ خلقت است.»
مهمترین؟ بله. شما اگه بتونید نسلی قوی و امیدوار و شخصیتدار تربیت کنید؛ در واقع یک استاد هستید؛ انسانساز هستید؛ شخصیتدار هستید که به تعبیرِ استاد مطهری «از این سرمایه بالاتر برای اجتماع وجود ندارد که در خودش احساسِ شخصیت و منش کند، برای خودش ایدهآل داشته باشد که خودش و برای خودش فلسفهٔ مستقلی در زندگی دارد.» این برایِ همین موضوعه که اگر برخلافِ موج رایج در حقوق زنان؛ شاغل نیستید و خانهدارید، در فُرمهایِ مختلف بدون خجالت بنویسید «خانم خانهدار».
خب سوال؟ آیا تمامِ امور مربوط به «خانه» به عهدهٔ خانمه؟ گویی خانم یک خدمتکار برای اهلِ منزله که سفارشاتِ دیگران رو آماده میکنه و در صورتی که کَسری باشه؛ دیگران حق دارن به او عِتاب و خطاب کنن؟خیر.
«غذا پختن، رخت شستن، تر و تمیز کردن اینها وظیفهٔ زن نیست. زن و مرد باید باهم تفاهم کنند. این را همه بدانند.»
چرا؟ چون زندگیِ مشترک باید بر اساسِ احترامِ متقابل و نوعی رفاقت شکل بگیره؛ نه بر اساسِ نگاه رئیس و مرئوسیِ مَردانه؛ یا نگاهِ «زن هرچی خرجش بیشتر، ارزش بیشتر»ِ زنانه.
«عدالتِ جنسیتی برخلافِ برابری جنسیتی همهجا معتبر است.»
اونهایی که در جوامعِ غربی نسخهٔ فمنیست رو برای جوامع غیرغربی میپیچن این نکته رو از نظرها مغفول نگه میدارن؛ اونها به جوامع نمیگن که برابریِ جنسیتی که با پوششِ فریبندهٔ آزادی جنسی و پوشش فریاد زده میشه رو در همه مسائل پیاده میکنن. برابری جنسیتی یعنی یک زن وظیفه داره با تمامِ اقتضائاتِ جسمیِ زنانه بعنوان یک نیروی کار در کنار اقایون در همون مشاغلِ مختصِ مردان با وضعیت جسمیِ متفاوت کار کنه و یک مَرد در فلان جامعه چون احساس میکنه روحیات زنانه داره؛ با همون بُنیهٔ مردانه در مسابقات زنان شرکت کنه و جلویِ مدالآوری و رقابت عادلانه زنان رو بگیره. اما عدالتِ جنسیتی یعنی چی؟ یعنی همهچیز با توجه به اقتضائاتِ مختلف سرِ جایِ خودش.
فلان فمنیستِ غربی از نقشِ مادری و تربیتِ فرزند برایِ شما یک عار و خِفّت میسازه؛ درحالیکه این موضوع بجز از یک زن برنمیاد! پس چه کنیم؟ میریم نسخهٔ خانوادهٔ همجنسگرا رو برای جوامع میسازیم… به همین راحتی!
ایشون برخلافِ پهلوی معتقد به اثرگذاریِ سیاسی و اجتماعی زنان در جامعهس. ایشون معتقده که در مواردی زنان حتی نکتهبینتر از مردان هستن؛ یک نگاهِ ظریف و دقیق که میتونه نقاط پنهان مسائل رو پیدا کنه. درحالیکه شاه پهلوی که امروز طرفدارانش داعیهدارِ حقوق زنانن؛ صراحتاً میگفت زنان هیچ دستاوردِ بزرگی نداشتند! حتی یک آشپز بزرگ! آنها همگی خبیث و شیطانیاند!
«یک مسئله، مسئلهٔ مشاغل اجتماعی و مدیریتهاست؛ در مدیریتهای گوناگون زنان هیچ محدودیتی ندارند.»
اما باید طوری باشه که از مشغلهٔ مهمِ خانه و فرزند محروم نشه؛ چون یک نگاهِ همهجانبه این رو دریافت میکنه که زن میتونه منشاء آرامش و توازنِ منزل باشه؛ و اگر خانواده بعنوان یک نهادِ کوچک و مهمترین نهاد سازندهٔ جامعه «سالم» باشه؛ نتیجتاً جامعهای سالم خواهیم داشت.
یک نکتهٔ خیلی مهم سخنرانیِ امروز همین جمله بود «غرب هیچ منطقی ندارد!» خیلی مهمه. پارسال شاهدِ معنای این جمله بودیم؛ غرب همهٔ دنیا رو بسیج کرده بود تا به خیالِ خودش و با یک عوامفریبیِ همیشگی از حقوقِ زنان ایرانی حمایت کنه، درحالیکه امروز صدایی از حامیانِ حقوق زنان برای کُشتار و نسلکشیِ زنان فلسطینی شنیده نمیشه. اکثرِ شهدای فلسطینی زنان و کودکانی هستن که با حمایتِ غرب قتلِ عام شدن؛ و بله «تمدنِ غرب در مسائل مربوط به زنان حاضر به بحث و پاسخ به سؤالها نیست؛ مسئله را با جنجال و زور پیش میبرد چون هیچ منطقی ندارد.»
حالا یک الگو و یک نمرهٔ کامل معرفی میکنید؟ که در عظمت و بزرگواری و تکامل شخصیتِ ایشون خلل و شکّی وارد نشه و در همهٔ ابعاد «انسانساز» باشه؛ الگویی که خودِ خداوند هم ایشون رو دلیلِ خلقت آفرینش بیان میکنه؛
«به نظر من زنِ مسلمان الگویی بهتر از فاطمه زهرا (س) نمیتواند پیدا کند. بانوان عزیز جامعهٔ اسلامیِ ما سعی کنند دنبال فاطمه زهرا حرکت کنند، هم در امر خانهداری، هم در امر فعالیتِ اجتماعی و سیاسی هم در حکمت و دانش.»
این بیانات که هم بُعدِ سیاسی داره، هم اجتماعی و هم سرلوحهای برایِ زندگی مشترک رو دقیق بخونید؛ خوندن کفایت نمیکنه؛ روش تعمّق کنید، فکر کنید و عمل کنید، این نگاه متاثر از یک مبنایِ اسلامیه.
از تکراری بودنِ موضوعات گِله نکنید. چه بسا که «مهمترین» موضوعاتِ جامعه که حریفِ مقابل از اون بعنوانِ نقطهضعف و برگِ برندهای برایِ هوچیگری خودش و در سایهٔ «جهل» استفاده میکنه؛ حتما و همیشه نیاز به تکرار و تاکید داره تا سایهٔ «جهل» از سرِ متولّیانِ امر و مخصوصاً مخاطب برداشته بشه.
در نظرِ من و بسیاری دیگه؛ رهبری یه شخصیتِ کمنظیرِ روشنفکرِ وارستهایه که با کلامش میتونه مبنایِ یک تفکر رو تبیین کنه. این موضوع برایِ منی که از مرحلهٔ سالها نگاهِ فمنیستی و افراطی داشتن گذر کردم، اهمیتِ بیشتری داره. لذا قبل از هرکاری و به محضِ یافتن فرصت؛ سخنرانیهایِ ایشون رو گوش میدم. پیشنهاد میکنم بدونِ توجه به هیاهوها؛ برای آشنایی با منظومهٔ فکری ایشون، سخنرانیها رو گوش بدید و آثار مکتوبِ ایشون رو مطالعه کنید. گاهی فکر میکنم بعضیها «عمداً» طیفی از جامعه رو که معمولاً غرق در تحلیلهایِ سطح پایین و مجازیه؛ از منظومهٔ فکریِ روشن، ریشهدار و دقیقِ رهبری دور میکنن تا طبقِ معمول در بزنگاههایِ انفعال یا بحران؛ ولیفقیه رو خرجِ خودشون کنن. حیفه؛ شما به این تحریفِ شخصیتها نبازید و خودتون مستقلاً برایِ آشنایی با مبانیِ فکریِ ایشون و سایر بزرگان اقدام کنید.
شبی که عبّاس در آسمان بود.
و السّــلامعلیکِ یا امّالقَمَــــر؛
-سلام بر تو آن هنگام که میخواستی واردِ منزلِ امیرالمومنین(ع) شوی؛ گفتی «تا دخترِ بزرگِ فاطمه(س) اجازه ندهد، وارد نمیشوم..»
-سلام بر تو آن هنگام که گفتی «مرا فاطمــه صدا نزنید تا غمِ فرزندانِ فاطمه(س) با بردنِ نام مادرشان زنده نشود؛ مبادا با فاطمه خطاب کردنِ من دلتنگ شوند..»
-سلام بر تو آنهنگام که به فرزندانِ فاطمه(س) گفتی؛
«ای سرورانم، من اینجا نزدِ شما خدمتکاری هستم که آمدهام تا خدمتگزاری کنم؛ آیا مرا به این شرط میپذیرید؟ پس حسنین (علیهماالسلام) و حضرت زینب (س) فرمودند: شما عزیز و بزرگوار هستید و این خانه هم متعلق به شماست…
-سلام بر تو آن هنگام که از عمقِ جان گریستی و میگفتی؛
«عباس جانم! فرزندِ عزیزم! من مىدانم که اگر دست در بدن داشتی، هیـــچکس جراتِ نزدیک شدن به تو را نمىکرد..»
-و سلام بر تو آن هنگام که گفتی:
«ای کاش فرزندانم و تمامیِ آنچــه در زمین است، فدای حسین میشد…»
بعد از مدتها رفتم کافیشاپ؛ یک گوشه نشستم دنیایِ از دورِ آدمها را پاییدم.
بعضیها سیگار به دست، سیبیل سجاد افشاریانی و عینکِ گرد. بعضیها با فنجانِ قهوه و چای تنها مشغولِ نوشتن. صدایِ مافیا بازی کردن هم کافه را برداشته. حوصلهٔ گوشیم را ندارم اما اخبار را میخواندم، تیتر زده بود «شهادت سردار سیدرضی موسوی.» دوباره اطرافم را نگاه کردم؛ اینبار طورِ دیگری. آدمها در امنیت قهوه میخورند، در امنیت سیگار میکِشند، در امنیت شهروندِ تبر میشوند و مافیا را فربه میکنند و شهر را به هم میریزند و نمیدانند این امنیت چه بهایِ سنگینی دارد؛ نمیدانم که اگر بینِ هزاران خطرِ خنثیشده؛ یک اتفاق بیفتد چند نفر با استوریها و طعنههایشان میگویند عوضش امنیت داریم؟ بعضی آدمها هشتگ میزدند تا سپاه در لیستِ تروریستها برود. و بعضی آدمها که گویی که شهادتِ سپاهی یا ارتشی یک اتفاقِ معمولی همیشگیست که بخاطرش پول میگیرد؛ و اصلا باید شهید شود وگرنه برایِ چه پول میگیرد؟ راحت رد میشوند.
اقای شهید سیدرضی!
من که شما را نمیشناختم. نوشتهاند شما مسئول لجستیکِ سپاه بودید و از آن آدمهایِ خفن که اسرائیل چندباری میخواسته شما را بزند؛ نوشتهاند از آن آدمهایی بودید که بیادعا و از راههاییِ که کسی نمیداند؛ مسئول تجهیزِ محور مقاومت بودید و اسراییل با همّتِ شماها اینگونه زمینگیر شده؛ بدونِ ادعا! اینروزها ادعا داشتن مرضِ آدمها شده.
شما را نمیشناختم اما عکستان را کنارِ حاجی دیدم؛ گفتید مشکی را درنیاوردهام چون حاجی به من قولِ شهادت داده بود. چون حاجی گفته بود «پیر شدهای! تو هم باید شهید بشوی..»
ببخشید که شما را نمیشناختم. ببخشید که هزاران نفر مثلِ شما را نمیشناسم؛ مُجاهدِ، زنده، امیدوار، بیادعا و ولایی! آن هم در این دنیایِ زور و زَر و تزویر و عافیتطلبی.
سلامِ ما را به حــاجی برسان و به او بگو؛
کم شد زِ جمعِ خستهدلان! یارِ دیگری…
منتظرِ شما میمانیم؛ با طلوعِ آن خورشید..
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
