ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫

☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫

前往频道在 Telegram

«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـن‌هایِ طولانـی| متن‌ها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. کانال «بله» هم با همین آیدی فعاله. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی‌: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0

显示更多
5 065
订阅者
+924 小时
+217 天
+1130 天
帖子存档
این‌که همچنان شاهد اتفاقاتی هستیم که بدونِ در نظر گرفتنِ باقی زوایا، ما رو تبدیل به یک قاضیِ جاهلِ با اعتماد‌ به‌ نفس بالا می‌کنه که بلافاصله حکم صادر می‌کنه؛ هم عجیبه هم خطرناکه. فیلم سه‌دقیقه‌ایِ درمانگاه قم رو که اینترنشنال پخش کرده دیدم؛ چندین‌بار دیدم تا بیام این‌جا غر بزنم و امتیازِ این مرحله رو از دست ندم. اما چندتا سوال برام پیش اومد. قبل‌ش می‌خوام بگم حالا که بازارِ صدورِ حکم‌های مجازی بر اساسِ تیتر مغرضانهٔ ویدیوی اینترنشنال داغه؛ از این زاویه هم ویدیو رو ببینیم [رویِ لینک بزنید] به‌هرحال ما جاهل به زوایایِ اصلی ماجرا هستیم؛ طبق معمول بعضی‌ها هم با ادعایِ عکس گرفتنِ این اقا به استقبالِ هشتگ‌ها رفتن؛ آیا احتمال دیگه‌ای وجود نداره؟ ۱) این فیلمِ ضبط شده توسطِ دوربین ‌مداربسته چطوری به اینترنشنال رسیده؟! تاجایی‌که می‌دونم انتشارِ محتوای این دوربین‌ها نیاز به مجوز داره و هرکسی هم بهش دسترسی نداره. ۲) تیترِ اینترنشنال اینه «حمله به زنی که..» طبقِ این ویدیو؛ دقیقاً چه کسی به چه کسی حمله می‌کنه؟ اون خانمی که جیغ می‌زنه و جوری فحش می‌ده که اینترنشنال هم سانسورش می‌کنه و می‌گه «من روانی‌تر از این حرفام»؛ یعنی مورد حمله قرار گرفته؟! از طرفی بینِ اخبار اینترنشنال برای اثبات ادعا؛ نوشته «مردم اخوندِ متجاوز(!) را فراری دادند» و با همین تیتر فکر مخاطب رو جهت می‌ده. درحالی‌که طبق ویدیو یه خانمی گوشی این اقا رو از دستش می‌گیره و این اقا هم دنبالِ گوشی‌ش می‌ره. ۳) به فرضِ اثباتِ این‌ ادعا این اقا عکس گرفته؛ چرا اینترنشنال تا قبل‌ از فیلم‌هایی که هنجارشکن‌ها تحتِ عنوان «ایجاد شرمساری» از بقیه می‌گرفتن حمایت می‌کرد و اتفاقاً اون‌هارو پخش می‌کرد و آسیبی به حریم شخصیِ افراد وارد نمی‌شد؛ اما الان نگرانِ فیلم گرفتنِ این اقا شده و پشتِ سرهم تحلیل ارائه می‌ده و کارشناس دعوت می‌کنه؟! [البته چراش رو می‌دونم] ۴)چرا مُبدعینِ «دوربینِ من، سلاحِ من» که به اون پیرزن تویِ مترو که معترض به حضور آقایان در واگنِ خانم‌ها بود هم رحم نکردن؛ یا در راهپیمایی حامیانِ غزه در لندن از علی‌علیزاده فیلم گرفتن ‌و جلوی بچه‌ش بهش فحاشی کردن؛ یا از خانم‌هایی که به جام‌جهانی برای حمایت از تیم‌ملی رفتن عکس گرفتن و زیرش نوشتن «پتیاره شناسایی شود.» همزمان با رونمایی از مجسمهٔ مهساامینی در فرانسه؛ الان معترضِ این عملِ متقابل شدن و اونو نقضِ حریم‌خصوصی می‌دونن؟ چرا با ویدیوهایی که سابقاً توسطِ مخالفین گرفته و منتشر می‌شد؛ این موج‌ها علیه کسی که فیلم رو گرفته شکل نمی‌گرفت؟ ۵)این سوال رو از اونایی می‌پرسم که در همه‌حال قاضی‌القضات‌های یک‌طرفه‌ن؛ نقضِ حریم خصوصی درست نیست؛ نقضِ قانونی که پروتکلِ پوششی رو شامل می‌شه درست و قابل‌دفاعه؟ چرا این «آزادی در هر عمل» هم یک‌طرفه‌ست؟! اگر هرچیزی باید از طرُقِ قانونی طی بشه؛ عمل به کدوم قانون؟! همهٔ قوانین یا بعضی از قوانین؟! ۶) در نهایت چطور با یک ویدیویِ سه دقیقه‌ای منتشره توسطِ اینترنشنال که سابقهٔ دروغِ سی‌تی‌ اسکنِ مهساامینی رو هم داره [که پزشکِ معتمد خود این شبکه به این دروغ اعتراف کرد] همچنان حکم صادر می‌کنید؟ من نمی‌دونم موضعِ مقامِ قضایی دربارهٔ ثبت گزارش از کشفِ حجابِ علنی چیه؛ از طرفی چندتا پیامِ غیرمنصفانه دریافت کردم و لازم بود سوالاتم رو بنویسم. در نهایت مقامِ رسمی و قضایی باید اظهارنظر کنه؛ و معتقدم ما در مقامِ دفاع از اینطور عمل‌ها نیستیم؛ اما می‌تونیم بپرسیم که در کنارِ همهٔ سوالات بالا؛ دلیلِ چرخش ناگهانی لاشخورها که سابقاً طوری دیگه‌ای افکار عمومی رو جهت‌دهی می‌کردن و حالا طورِ دیگه؛ چیه؟!

برایِ «علی» و برای هلال اولِ رمضان… بنظرم از علی‌ع گفتن و از علی‌ع نوشتن؛ زیباترین کارِ ممکنه. و در خورِ علی‌ع نوشتن زیباتر. بخونید.

ماهِ قشنگِ بچگی‌هام؛ ماهِ بیـدار شدن‌هایِ یواشکیِ بچگی؛ ماهِ روزه‌های کله‌گنجشـــکی بچگی؛ ماهِ خوابیــــدن‌هایِ شبیهِ عبــادت؛ ماهِ نفــس‌کشیدن‌هایِ شبیهِ ذکـــر؛ ماهِ نماز صبح‌هایی که قضا نمی‌شه؛ ماهِ «اللّٰهُمَّ‌إِنِّى‌أَسْأَلُكَ‌مِنْ‌بَهائِكَ‌بِأَبْهاه..» ماهِ چَشم گفتن‌های واقعی! ماهِ مهمونیِ میزبـانِ واقعی؛ ماهِ نفــــس تازه کردنِ روح؛ ماهِ تزریــقِ خونِ تازه به رگ؛ ماهِ روزهٔ دل و زبون و چشم؛ ماهِ تمرینِ بندگی؛ ماهِ غـل و زنجیرِ شیطون؛ ماهِ ذوق و شـــوقِ افطار؛ ماهِ ماه! ماهِ آه… ماهِ نـور! چقـــدر خوش اومدی، چقدر به موقع اومدی؛ دلم برات تنگ شده بود..

گناهانی که بندگان خدا نمی‌بینن اما خدا چرا... تجربه‌گر میگه درب‌های نوشابه رو چکش‌کاری می‌کردیم و به یه آدم کم/نابینا می‌دادیم به‌جای سکه و ازش خرید می‌کردیم. خدا می‌بینه دوستان خوبم؛ فکر نکنید اگه سر بقیه رو شیره بمالید خیلی زرنگید. فکر نکنید اگه پشت سر بقیه حرف میزنید خیلی خفنید. عالم محضر خداست...

زندگی‌پس‌از زندگی امروز یادتون نره! شبکهٔ چهار | ساعت ۱۷.

این دیالوگِ معرکهٔ سریال درچشم‌باد هست: «دشمن نِفـــاق انداخت؛ رفیقِ جاهل از پشت خنجر زد.» و من این روزها این جمله رو این‌طور تعبیر می‌کنم: دشمن نفــاق انداخت؛ دوستانِ جاهل به جانِ هم افتادند..

خب الان این چه فازیه؟! چرا اینجــوری‌اید؟! طرف استوری گذاشته: «درود بر مردمِ سلیطهٔ ایران» چرا اون چیزی که دلت می‌خواست باشی و منتظرِ بهونه بودی تا هشتگش کنی به ما نسبت می‌دی؟! از من یک بی‌ناموســم و «پدسگ فحـش نیست» رسیدیم به افتخار بر سلیطگی و بی‌غیرتی :)) چرا این خودفعال‌پندارهایِ مبارز گندِ همه‌چیو درمیارن؟!

امروز استادی ‌گفت از خدا عمرِ باعزّت بخواین تا بمونید، خدمت کنید و گره وا کنید. گفتیم اخه عمرِ زیاد فایده‌ش چیه؟! گفت از خدا
امروز استادی ‌گفت از خدا عمرِ باعزّت بخواین تا بمونید، خدمت کنید و گره وا کنید. گفتیم اخه عمرِ زیاد فایده‌ش چیه؟! گفت از خدا توفیــق بخواین، عملِ خیر و نیتِ خِیر بخواین. آدمیم و پُرِ خطا، از خدا بخواین بهتون فرصتِ جبران بده؛ این دعا تو مفاتیح هست؛ بگردید پیداش کنید. بعدِ هر نماز برایِ امام‌تون‌، رهبرتون، خودتون و عزیزان‌تون بخونید..

مرزِ شوخی و بی‌حرمتی خیلی باریکه؛ دقیقاً مثلِ مرزِ رُکی؛ و فقدانِ شعورِ معاشـرت. به هر قیمتی خنده نگیرید.

تویِ مفاتیح‌ به نقل از ابن‌خالویه اومده «مناجات شعبانیه، مناجاتِ امیرالمومنین و ائمه علیهم‌السلام است که در ماهِ شعبان می‌خواندند» شروع به خوندنِ دعا می‌کنی؛ به جایی از مناجات می‌رسی که نوشته «خدایا اگر در دوزخ‌م افکنی؛ به دوزخیان می‌گویم که دوستت دارم..» و از تصورِ این‌که امیرالمومنین(ع) این‌طور با خدایِ خودش در شب‌هایِ همین ماهِ شعبانی که تو به راحتی از دستش دادی؛ مناجات می‌کردن شرمنده می‌شی و یواشکی زیرِ لب زمزمه می‌کنی: «خدایا! این “من” رو تویِ معاشرتِ منِ هیـــچ؛ با خودت که همــه‌چیزی و هیچ‌چیـز بی‌تو معنا ندارد؛ به خاک‌م بنداز و بی‌غرورم کن..»

تصویری از گرسنه جان دادنِ انسان‌ها دارید؟ از جان دادنِ کودکانی که پدرها و مادر‌هایشان شاهدِ نحیف و بی‌جان شدن‌شان بودند؛ اگر پدر و مادری برایشان مانده باشد… غمِ غزه فرایِ تصوراتِ ماست؛ آنچه ما می‌نویسیم و می‌خوانیم را آنها زندگی می‌کنند؛ آن تصاویری که ما دلش را نداریم منتشر کنیم؛ شبانه‌روز مقابلِ چشم‌هایشان اتفاق می‌افتد. بدن‌ها بی‌جان، لاغر، نحیف و گرسنه، صدای بمب می‌پیچد و بچــه‌‌ها -اگر به بزرگسالی برسند- با ترومایِ جنگ زندگی خواهند کرد؛ چُنان‌که امروز می‌لرزند و می‌گریند و قالب تُهی می‌کنند از ترس؛ خبرها را خوانده‌اید؟ اگر مثلِ من دلِ انتشار تصاویرش را ندارید. نوشته‌اند چندین کودک از ترسِ بمباران قالب تُهی کردند و چندین کودک لرزیدند. نوشته‌اند دیروز روزِ جهانی زن بود ولی برایِ ۶۳ زنی که بطور میانگین در فلسطین شهید می‌شوند؛ کسی عاملان را تحریم نمی‌کند و کسی یقه‌ای پاره نمی‌کند. مگر «حقِ حیات» در دستهٔ حقوقِ عامهٔ زنان جا نمی‌شود؟! نوشته‌اند به آن کودکی که بیمار بود، دارو و غذا نرسید و گرسنه جان داد. لاغر و زرد و بی‌جان. نوشته‌اند مجبورند نوزادان را قطع‌عضو کنند تا آن مجریِ صهیونیستی بر سرِ وحشی‌گری با اربابِ امریکایی‌‌اش رقابت کند و بگوید «نسل‌کشی؟! ما در چهارماه فقط ۳۰ هزار نفر را کُشته‌ایم!» برایِ فردایِ تاریخ نوشته‌اند.. ولی من دیگر زورِ دستم نمی‌رسد به نوشتن؛ عَجز و استیصال‌م نمی‌گذارد، شما که دل‌هایتان وصل است، برایِ آمادگیِ آمدنِ آن تنها منجی و احیاگرِ این انسانیتِ مُرده، طوری دعا کنید که قلب‌هایتان با تمامِ وجود باور کند «او تنها درمانِ دردهایِ بشریت است..»

«بدترین افراد کسی است که آخرتِ خود را به دنیایش بفروشد و بدتر از او آن کسی خواهد بود که آخرتِ خود را برایِ دنیایِ دیگری بفروشد.» -پیامبـــرِ نازنینِ ما فرمودند. -من‌لایحضره‌الفقیه، ج۴، ص۳۵۳.

-رهبرانقلاب قبل از انتخابات: کسانی که در میدانِ انتخابات وارد می‌شوند؛ از بددهنی و توهین و سیاه‌نمایی اجتناب کنند. آن که می‌تواند تشویق کند، تشویق کند. آنهایی که وارد می‌شود بداخلاقی نکنند، در فضای مجازی به هم بد بگویند، فحاشی کنند، اهانت کنند، تهمت بزنند؛ این کارها بی‌برکت می‌کند انتخابات را. -رهبرانقلاب بعد از انتخابات: آن‌چیزی که شیرینیِ مجلسِ جدید را نابود می‌کند، سخنان اختلاف‌انگیز و دعوا‌ راه انداختن‌ها و ستیزه‌گری‌های دشمن‌پسند است. باید خیلی مراقبت کنند؛ اگر مراعات نکنند کامِ ملت و فضای سیاسی تلخ می‌شود. اثر بعدی‌اش این است ‌که مجلس از کارایی می‌افتد. وقتی مجلس دچار دعوا و مقابله و جبهه‌بندی‌های مختلف و کشمکش‌ بشود از کار اصلی خودش باز می‌ماند. -واکنشِ بعضی احزابِ تکه‌تکه شدهٔ سیاسی؛ و احزابِ جدیدالتأسیس‌ و بعضی هواداران در هردو حالت: طعنه زدن به رقیب بابتِ تذکر رهبر؛ مخاطب پیدا کردن برایِ تذکر ایشون و گردن‌گیرِ ضعیف! در حالی‌که این تذکراتِ دلسوزانه خیلی واضح و کلی و غیرقابلِ مصادره کردن بود؛ اساساً ولایت‌پذیری در این مواقع یعنی خودت رو مخاطبِ اصلیِ این فرمایشات بدونی؛ نه عاری از این ایرادات! و معتقدم همچــنان یکی از واضح‌ترین و در عینِ حال؛ غیرقابل‌فهم‌ترین جملهٔ رهبری برای یه عدهٔ مدعی اینه؛ «اوناییکه تفسیر به رأی می‌کنن، حرفِ صریح رو هم تفسیر به رأی می‌کنن…» خیلی باحال‌اید!

بنظـرم یکی از بهترین روش‌های امر به معـروف ‌و نهی‌ از منکر رو اقای موزون داره اجـرا می‌کنه توی زندگی‌پس‌از زندگی. برگرفته از واقعیت؛ تاثیرگذار و بدونِ قضاوت. جوری که هزاران نفر از خودکشی منصرف می‌شن؛ قوه‌قضاییـه نامه می‌زنه و می‌گه با این برنامه بینِ هزاران نفر صلح و آشتی می‌شه و ... این یعنی تاثیرگذاریِ حقیقت روی مخاطب. بی‌صبرانه منتظرشم. از دوشنبه ۲۱ اسفند | شبکهٔ چهار | حوالیِ ساعت ۱۷.

امروز برایِ اولین‌بار رفتم خونهٔ زن‌داییم [همسرِ عمران‌داییم] و معنیِ عشق رو انگار به چشم دیدم. رفت کیفِ مخصوص یادگاری‌های دا
امروز برایِ اولین‌بار رفتم خونهٔ زن‌داییم [همسرِ عمران‌داییم] و معنیِ عشق رو انگار به چشم دیدم. رفت کیفِ مخصوص یادگاری‌های دایی رو اورد و قبل‌ش گفت «اقا عمران بیا ببین کی اومده؟! خواهرت و خواهر‌زاد‌ه‌ت اومدن…» عکس‌ها و یادگاری‌هایِ دایی رو نشون‌مون داد. عقدشون رو اقای خامنه‌ای خونده بود؛ یکی از عکس‌ها نصفه بود؛ گفت عمران این رو قیچی کرده؛ قسمتی که من تو عکس بودم رو با خودش برده بود گذاشته بود تویِ جیبش، شبِ عملیات… عاشقانهٔ واقعی در دل جنگ. بعضی عاشقانه‌ها اصالت داره؛ بویِ حقیقت می‌ده، بویِ واقعی‌بودن.

•این خبرِ جالبِ خوب رو امروز خوندم؛ بیمارانِ پروانه‌ای به دلیلِ تحریم‌های غرب؛ به ویژه امریکا [که منجر به جلوگیری از فروش داروهایِ بیماران پروانه‌ای توسط یک شرکت سوئدی شده] علیه امریکا در شعبه ۵۵ دادگاه حقوقیِ روابط بین‌الملل تهران شکایتی طرح کردن؛ با پیگیری‌های انجام شده در نهایت این دادگاه دستورِ توقیف محمولهٔ نفتی کشتی امریکایی در خلیج‌فارس رو صادر کرد و این محموله توقیف شد؛ ارزش این محمولهٔ نفتی بیش از ۵۰ میلیون دلار برآورد شده. •این خبر‌ها رو هم در چند روزِ گذشته خوندم؛ -قوه قضاییه. دیروز دو فرزند معاونِ اول دستگاه قضایی ایران به اتهامِ پولشویی و اعمال نفوذ در ‌پرونده‌ها توسط قوه قضاییه محاکمه شدن. به گفتهٔ نماینده دادستان؛ متهمان مجموعه‌ای رو برایِ اعمال نفوذ در پرونده‌های کلان اقتصادی تشکیل داده بودن و با سواستفاده از افرادِ صاحب‌منصب؛ وجوهی رو دریافت می‌کردن. -قوه قضاییه. با پیگیری قوه قضاییه و سازمان اطلاعات سپاه؛ مبلغ یک میلیارد و ۹۷۶ میلیون و ۵۰۰ هزار یورو مربوط به پروندهٔ بابک زنجانی [بدهی‌ها و مازادِ بدهی‌ها] شناسایی و به بیت‌المال برگشت؛ خبری که کمتر بهش پرداخته شد. مجموعه‌ای از این اقدامات ثابت می‌کنه که فساد در جمهوری‌اسلامی سیستماتیک نیست؛ «فساد» وجود دارد؛ اما «مبارزه با فساد» هم وجود دارد؛ پس اساساً سیستم فاسد نیست. به همین خاطر تخلفاتِ مالی مثل چای‌دبش توسطِ خودِ دولت شناسایی، رسانه‌ای، و به قوه قضاییه گزارش داده می‌شه. موضوعِ مهــم اینه که هرکدوم از این اقدامات در هر کشورِ دیگه‌ای اتفاق میفتاد؛ رسانه‌هایِ داخلی و خارجی شبانه‌روز بهش می‌پرداختن؛ اما برایِ ما فساد و اخبارِ منفی سوژهٔ همیشه پررنگِ رسانه‌هاست؛ ولی اخبار مربوط به مبارزه با فساد؛ و اخبارِ خوب؛ جاش در گوشهٔ انتهاییِ صفحه‌ست‌! رنجی که از دعواهایِ حزبی، و ضعفِ رسانهٔ داخلی می‌بَریم…