☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
前往频道在 Telegram
«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـنهایِ طولانـی| متنها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0
显示更多4 849
订阅者
无数据24 小时
+657 天
+10630 天
帖子存档
اصلاحطلبها یه جوری از شریفیمقـدم شاکیان که چرا انقدر صریح سوال میپرسیدی که پزشکیان هول کنه؛ که از فردا دیگه فقط رشیدپور رشیدپور رشیدپور!
اوضاعِ الان اینجوریه که افتادی دنبالِ بچـهای که به زور میخوان بهش راه رفتن یاد بدن، و با هربار که میفته زمین، میزنن تو سرِ زمین و میگن «اَی زمینِ بد! عیب نداره عزیزم دوباره امتحان کن!»
باید حدس میزدم بابتِ سوالات و لحنِ صریح «همیشگی» شریفیمقدم، خط مجازیِ اصلاحطلبهای رادیکال شروع میکنن به تخریب. درحالیکه یکی از دستاوردهای(!) پزشکیان این بود که در این دولت نسبت به دولتهای قبلی به زنان امکانِ فعالیت بیشتری داده شده؛ اصلاحاتنیوز نوشته «شریفیمقدم مجری زنِ تلویزیون بارها بر مسئلهٔ افزایش قیمتِ بنزین تاکید کرد و بنا داشت این مسئله را از زبان رئیس جمهور بیرون بکشد! مجریِ زن این گفتگو کمتر اجازهٔ پرسش به مجریِ مرد را داد!»
اینها درحالیهکه بعضیهاشون دستاوردِ گفتگوی امشب رو در این خلاصه کردن: «یکی از مزایایِ این دولت اینه که مجریها راحتتر میتونن بپرن وسطِ حرفش! تا همین چندماه پیش حقِ این کار رو نداشتیم!»
عجب. پس حقِ تخریب و تهمت و دروغ و تحقیر داشتید؛ ولی حقِ پریدن وسط حرف رو نداشتید.
بیبرنامگی و بلاتکلیفی! حتی در دستاوردسازی!
هرچقدر با سوال پرسیدنِ صریحِ المیرا شریفیمقدم حال میکنم؛ با جواب دادنِ پزشکیان اینجوریام که :«خندهٔ تلخِ من از گریه غمانگیزتر است!»
هدف از «برجامِ منطقهای» چیست؟
خشکاندنِ جـریانهایِ اســلامی و مقاومت در منطقه.
برایِ دشمن؛ این برجـام، یک برجامسهضلعیست! نه یکضلعی. تصور میکنید اگر ما در برجامِ۲ شرکت کردیم در منطقه؛ و آمدیم برجام۲ را انجام دادیم؛ تمام میشود؟ نه! برجامِ اصلی، در داخلِ ایران است.
•سردار شهید حاجقاسمسلیمانی•
+ «چرا نمیفهمند؟!»
-
بخشی از مقالهٔ ظریف در نشریهٔ فارنافرز!
کاش اقای ظریفِ قانونمدار، یهذره بازش میکرد؛ که «شاید موارد بیشتر» شاملِ چه چیزایی میشه از نظرِ ایشون؟ فراتر از هستهای؟ درونمنطقهایِ غرب آسیا؟ یا چیزِ دیگهای؟
در بخشِ دیگهای از این مقاله اومده:
«غــرب نیاز به رویکــردی سازندهتر دارد. که به اعتماد بهنفسِ بهدستآمدهٔ ایران احترام بگذارد، ایران را بهعنوان بخشی جداییناپذیر از ثباتِ منطقهای بپذیرد و به دنبال راهحلهایِ مشترک برای چالشهایِ مشترک باشد. چنین چالشهایِ مشترکی میتواند تهران و واشنگتن را ترغیب کند تا به مدیریتِتعارض و نه تصعیدِ آن بپردازند. تمامِ کشورها، شاملِ ایران و ایالات متحده، منافع مشترکی در رفع علل ریشهای بیثباتی در منطقه دارند.»
—————————-
خوب میشد اگه «چالــشهایِ مشترک» ما و غرب رو هم توضیح میدادن؛ تا بعد به راهحلِ مشترک بینِ ما و غرب برسیم. غرب بعنوان یکی از عواملِ اصلی چالش و تنشزایی در منطقهٔ غرب آسیا، چطور میتونه با ما -بعنوانِ مخالفِ حضور امریکا در منطقه- به راهحل مشترک برسه؟ بهتر بپرسم؛ حضورِ غرب بعنوانِ اصلیترین چالشِ منطقه، چطور به چالشزدایی منجر خواهد شد؟
چطور بینِ ایران و امریکا دنبالِ منافع مشترک میگردید؟
در چنین شرایطِ حساسی با وجودِ «نقشِ عریانِ غرب در تنشهایِ منطقه» ترامپ باید چه اقدامات عملیای انجام بده که آمادگی خودتون رو برایِ مذاکره و مدیریتِ تنشهایی که طرفِ مقابل نشون داده که هیچ علاقــهای به تنشزدایی و مدیریت نداره؛ نشون بدید؟ با وجودِ تبیینِ چندبارهٔ علتِ بدبینی به اعتماد به غرب توسطِ رهبری؛ تضمینی هم دراینباره میدید؟!
چون میدونید که؛ این «شخــص» قبلاً چندبار اقدامِ عملی انجام داده؛ خروج از برجام- ترورِ حاجقاسم؛ که اینروزها بهواسطهٔ حمایتِ غرب و صهیونیستها از تکفیریها، جای خالیش بسیار حس میشه- و توییتِ «نه مرسی!» به پیشنهاد مذاکرهٔ شما.
سوال مهــمتر اینه؛ چرا با اینکه گاهی بعضی از مواضعِ پزشکیان با شما فرق میکنه؛ اما نقشِ بلندگوی دولت در سیاستخارجه رو ایفا میکنید؟ جایگاهِ شما از نظرِ «قانونی» در دولت چیه؟ وزیر خارجهاید یا سخنگو؟ یا شاید رئیسجمهور؟
-
بخشی از مقالهٔ ظریف در نشریهٔ فارنافرز!
کاش اقای ظریفِ قانونمدار، یهذره بازش میکرد؛ که «شاید موارد بیشتر» شاملِ چه چیزایی میشه از نظرِ ایشون؟ فراتر از هستهای؟ درونمنطقهایِ غرب آسیا؟ یا چیزِ دیگهای؟
در بخشِ دیگهای از این مقاله اومده:
«غــرب نیاز به رویکــردی سازندهتر دارد. که به اعتماد بهنفسِ بهدستآمدهٔ ایران احترام بگذارد، ایران را بهعنوان بخشی جداییناپذیر از ثباتِ منطقهای بپذیرد و به دنبال راهحلهایِ مشترک برای چالشهایِ مشترک باشد. چنین چالشهایِ مشترکی میتواند تهران و واشنگتن را ترغیب کند تا به مدیریتِتعارض و نه تصعیدِ آن بپردازند. تمامِ کشورها، شاملِ ایران و ایالات متحده، منافع مشترکی در رفع علل ریشهای بیثباتی در منطقه دارند.»
—————————-
خوب میشد اگه «چالــشهایِ مشترک» ما و غرب رو هم توضیح میدادن؛ تا بعد به راهحلِ مشترک بینِ ما و غرب برسیم. غرب بعنوان یکی از عواملِ اصلی چالش و تنشزایی در منطقهٔ غرب آسیا، چطور میتونه با ما -بعنوانِ مخالفِ حضور امریکا در منطقه- به راهحل مشترک برسه؟ بهتر بپرسم؛ حضورِ غرب بعنوانِ اصلیترین چالشِ منطقه، چطور به چالشزدایی منجر خواهد شد؟
چطور بینِ ایران و امریکا دنبالِ منافع مشترک میگردید؟
در چنین شرایطِ حساسی با وجودِ «نقشِ عریانِ غرب در تنشهایِ منطقه» ترامپ باید چه اقدامات عملیای انجام بده که آمادگی خودتون رو برایِ مذاکره و مدیریتِ تنشهایی که طرفِ مقابل نشون داده که هیچ علاقــهای به تنشزدایی و مدیریت نداره؛ نشون بدید؟
چون میدونید که؛ این «شخــص» قبلاً چندبار اقدامِ عملی انجام داده؛ خروج از برجام- ترورِ حاجقاسم؛ که اینروزها بهواسطهٔ حمایتِ غرب و صهیونیستها از تکفیریها، جای خالیش بسیار حس میشه- و توییتِ «نه مرسی!» به پیشنهاد مذاکرهٔ شما.
سوال مهــمتر اینه؛ چرا با اینکه گاهی بعضی از مواضعِ پزشکیان با شما فرق میکنه؛ اما نقشِ بلندگوی دولت در سیاستخارجه رو ایفا میکنید؟ جایگاهِ شما از نظرِ «قانونی» در دولت چیه؟ وزیر خارجهاید یا سخنگو؟ یا رئیسجمهور؟
بین یک جمعی بودم که تعدادِ زیادیشان را افرادی تشکیل میدادند که اصطلاحاً به خودشان میگفتند «برائتی!»
وقتی نوبت به بحث دربارهٔ غزه و فلسطین شد؛ میگفتند اهالیِ فلسطین سُنیاند و به ما ربطی ندارند! به دروغ میگفتند آنها ناصبیاند! نوبت به لبنانِ شیعه که رسید گفتند اینها جنگِ سیاست است؛ به ما ربطی ندارد. پرچمهایِ «یاابالفضل و یاحسین»ی که در میان خرابههایِ بیروت نوربالا میزد را نشانشان دادم؛ شانه بالا انداختند. فیلمهایِ تکفیریهایِ سوریه را نشانشان دادم که در یک حسینیهای پرچمهایِ عزاداری شیعیان را پاره میکردند و به مقدساتِ ما اهانت میکردند! یکی از تکفیریها به صراحت میگفت «ایخمینی بهزودی خواهی دید که به کربلا میآییم!» به قصدِ تخریب قبور اهلبیت و کُشتار شیعیان. آن تکفیری خمینی(ره) را مخاطب قرار میدهد چون در عصرِ معاصر او بود که مقاومت را احیا کرد و صالحِ بعد از اوست که مقاومت را به بهتریننحو رهبری میکند. با اسرائیل کاری ندارند که هیچ! از او تشکر هم میکنند. اسرائیل که مسلمین را به جانِ هم میاندازد و قبلهٔ اولِ مسلمین را هتکِ حرمت میکند و به طفلانِ مسلمین هم رحم نمیکند؛ خیالش از این گروهکها راحت است!
نامِ جنگش را میگذارد جنگِ موجودیت! جنگِ رستاخیز! اکانتهایش از دجّال و منجی و … را تحلیل میکنند چون میدانند اینها حتمیست و از گوشهنشینیِ ما - تا وقتِ عافیت- استقبال هم میکنند! عافیتطلبیِ ما دردسری برایِ کُشتارها و «خاورمیانهٔ جدید» و رستاخیزِ مطلوبش ندارد.
گفتم شما به بهانهٔ سیاسیشدنِ اسلام؛ که اساساً دینِ سیاست است؛ این گوشه و کنارها ایستادهاید به تماشا تا کِی وقتش برسد ندای أناالمَهدی را بشنوید تا حضرت بیایند و ظلمها برود؟ غافل از آنکه این تحولات و التهابات ناگزیر است؛ میآیند و میروند تا در روزهای مُنتهی به ظهور شدت بگیرند؛ این ماییم که باید جایِ خودمان را در این پازلِ تحولات پیدا کنیم. این ماییم که باید زمینه را بسازیم برایِ آمدنِ منجی! این ماییم که باید به خدا ثابت کنیم؛ میتوانیم امانتدارِ خوبی باشیم برای آخرین ذخیرهٔ الهیش؛ میتوانیم دلِ مُسلِم را قرص کنیم که نامههایمان به امام بادِ هوا نیست! مختارنامه را دیدهاید؟ کعبه که در آتش میسوخت؛ مختار خودش را به آب و آتش میزد تا آتش را خاموش کند؛ عبداللهابنزبیر گفت «کعبه باید بسوزد! مصلحت باشد خدا آتش را خاموش میکند!» گمان میکنید خدا نمیتوانست همان لحظهٔ اول بارانی بفرستد تا کعبه را خاموش کند؟ فکر نمیکنید باید یک مختاری پیدا میشد تا بگوید «شماها دیگر چهجور مسلمانی هستید؟!» و گوشِ سپاهیان را بپیچاند که وظیفهٔ مسلمانیتان کو؟! نشستهاید کعبه بسوزد تا خدا بارانی بفرستد؟ پس وظیفهٔ بندگیتان کجاست؟ شما کجایِ این پازلاید؟ عیارتان چیست در این ابتلاء؟
بدمان نیاید؛ این ماییم که باید اول خودمان را -هم در جنبههایِ فردی و هم جمعی- ثابت کنیم و سنگی از راهِ پُر مانعِ ظهورش برداریم. وگرنه به وقتِ خوشیها و سلم؛ چه بسیارند آمادهخورها! بدمان نیاید؛ که در معرکهٔ حق و باطل «بیطرف» نداریم.
«إن عادَتِ العَقرَبُ عُدنا لَها!»
برام جالب بود که یکی از همکارامون که خیلی هم انقلابی نیست؛ گفت: «یه بار عقرب رو لِه کردیم؛ بازم لهش میکنیم.» سرچ کردم و فهمیدم که بله؛ نقلیست که این سیدِ صادقالوعــدِ عزیزِ ما بیان کردن!👌🏻دشمــن خودش رو کامــلاً لخـت و عریـان مقابلِ چشمِ ما قرار داده! مراقبِ عهــدهایقلّابیِ اینها باشید. «عدمِ دشمنشناسی»؛ سرعتگیرِ پیروزی!
• استاد شجاعی| •پیشنهادِ خوب.
دشمــن خودش رو کامــلاً لخـت و عریـان مقابلِ چشمِ ما قرار داده! مقابلِ عهــدهایِ قلّابیِ اینها باشید. عدمِ «دشمنشناسی»؛ سرعتگیرِ پیروزی!
• استاد شجاعی| •پیشنهادِ خوب.
نَحنُ نَشکُر إسرائیل حقیقتاً!
- پیامِ یکی از تروریستهایِ درگیریهای حلب در کانال ۱۱ تلویزیون اسرائیل؛ «از اسرائیل ممنونیم که مواضعِ حزبالله و محور [مقاومت] را هدف قرار داد و آنان را تضعیف کرد!»
- مدیرفارسیزبانِ رادیو اسرائیل هم گفت:
«اسرائیل بابت این نیروها هیچ نگرانی نداره! بلکه نگرانی اصلی اسرائیل اینه که ایران از طریقِ سوریه به لبنان کمک نکنه!»
به همین صراحت!
—————-
- این روزا مهمتر از هرچیزی برایِ مایی که تخصصی در نظامیگری نداریم؛ شناختِ دشمن و قرارگیری در جایِ درسته! BBCها تروریستهایی که بعضاً ملیّتهایِ مختلفی دارن رو «معارضین» عنوان میکنن تا نقشِ اساسیِ صهیونیسم و غرب رو در حمایت از تروریستها کمرنگ جلوه بدن؛ درحالیکه تحلیلگران صهیونیست به وضوح از ایجادِ جبههٔ جدید علیهِ مقاومت حرف میزنن؛ اما طبقِ معمول بعضی از صاحبتریبونهایِ سیاسیِ داخلی از گذشته -که حاجقاسم و سربازانش در خطمقدم میجنگیدن- تا امروز میگن: «سوریه، غزه، لبنان و … به ما چه؟» و در عینِحال با اشتیاق از سازش با حامیانِ اصلیِ این گروهکهایِ تکفیری که بینقاب از «سگِ هارِ غرب» تشکر میکنن؛ توییت میزنن.
همسرِ مدافعِ حرم اسیرشده در عراق [ابوعباس] نوشته:
«یادم هست یکبار ابوعباس خیلی ناراحت بود. پرسیدم چی شده؟ گفت: یکی از دوستانم شهید شده و پیکرش دستِ دشمن مانده.
با اشک ادامه داد؛ دشمن نمیدانست این پیکر برای یک شهیدِ ایرانی است و تا پایِ تبادل به همراهِ پیکر سوریها جلو آمدند، اما انقدر با هیجانات و جهالتها در همان ساعتهای اولیه عکس و فیلم از شهید پخش شد که دشمن فهمید او ایرانیست و هیچوقت آن پیکر برنگشت.
یا اینکه مثلا بارها حتی خانوادهٔ شهدا هنوز خبر نداشتند و ناگهانی در رسانههایِ عجول و جاهل خبرِ شهیدشان را دیدند. میدونید چی به روزگارِ آنها اومد؟
به چه زبونی باید گفت دیگه؟ نکنید!
تورو هرکه میپرستید؛ در زمینِ دشمن بازی نکنید!»
- نترسیم و نترسانیم…
- بلندگویِ دشمن نشویم!
همسرِ مدافعِ حرم اسیرشده در عراق [ابوعباس] نوشته:
«یادم هست یکبار ابوعباس خیلی ناراحت بود. پرسیدم چی شده؟ گفت: یکی از دوستانم شهید شده و پیکرش دستِ دشمن مانده.
با اشک ادامه داد؛ دشمن نمیدانست این پیکر برای یک شهیدِ ایرانی است و تا پایِ تبادل به همراهِ پیکر سوریها جلو آمدند، اما انقدر با هیجانات و جهالتها در همان ساعتهای اولیه عکس و فیلم از شهید پخش شد که دشمن فهمید او ایرانیست و هیچوقت آن پیکر برنگشت.
یا اینکه مثلا بارها حتی خانوادهٔ شهدا هنوز خبر نداشتند و ناگهانی در رسانههایِ عجول و جاهل خبرِ شهیدشان را دیدند. میدونید چی به روزگارِ آنها اومد؟
به چه زبونی باید گفت دیگه؟ نکنید!
تورو هرکه میپرستید؛ در زمینِ دشمن بازی نکنید!»
- نترسیم و نترسانیم…
- بلندگویِ دشمن نشویم!
گرچه در همین ۱۰۰ روزهٔ ابتدایی -برخلافِ چیزی که رئیسجمهور مدعیِ اون بود- بعضی از اعضایِ دولت نهتنها همراهیِ رقبا رو - مثلِ نادیده گرفتنِ گافهایِ خسارتبار و رایاعتماد به کلِ کابینه- نادیده گرفتن، بلکه در بعضی موارد انتقادات به قطعیبرق و گرانیِ دستوری یکشبهٔ خودرو و انتصاباتِ زاویهدار و بازگشتِ حق ماموریتهای دلاری و اولویتهایِ غیرضروری و … رو تاب نیاوردن و زبانِ وفاق به زبانِ تهدید تغییر کرد؛ اما باعث شد تا بیشتر متوجهِ سعهٔ صدرِ شهیدرئیسی بشم، که حامیانِ دولت فعلی- که بعضاً حالا در بدنهٔ دولت هم حضور دارند!- از هیچچیزی برایِ تخریب و تحقیرش دریغ نمیکردن؛ ولی سکوت میکرد و میگفت جامعه ظرفیتِ جنجال نداره.
برایِ همین سعهٔ صدر بود که رهبری مستقیماً بخشی از دستاوردهایِ دولت سیزدهم رو تبیین کردن و گفتن «حقایق و واقعیتهایی که دربارهٔ دولت هست؛ برای مـردم و افرادی که غرضی ندارند؛ بیشتر آشکار بشه!»
تبیینی که بعد از شهادتِ شهیدرئیسی هم ادامه داشت؛ مثل این جمله «اگر دولتِ سیزدهم ادامه پیدا میکرد، بنده احتمالِ زیاد میدهم که بسیاری از مشکلات کشور، عمدتاً مشکلاتِ اقتصادی حل میشد..»
بشنوید و ببینید.
تیترِ دوباره علیهِ مجلسی که به تمامِ کابینهٔ دولت رای اعتماد داد تا بهانهای برای ناکارآمدی نباشد؛ کابینهای که بعضی از چهرههایش رشد منفیِ اقتصاد هشتسالهٔ تدبیر و امید را رقم زدند! اقای قالیباف دیروز گفت «وفاقی که قرار باشد با رای نیاوردنِ فوریت یک لایحه بههم بخورد؛ همان بهتر که نباشد!» هممیهن امروز نوشته «عبور از وفاق!»
چرا؟ چون قالیباف در جوابِ سوال خبرنگاری گفت بله! حضور ظریف در دولت، خلافِ قانونِ جاری مملکت است. من جای ظریف بودم با «ظرافت» کنار میرفتم.
واکنشِ اینها به گفتمانِ فعلی وفاق تا زمانی مثبت است که نقد و مخالفتی رد و بدل نشود!
مسئله، مسئلهٔ تاریخسازیه!
هیچــکس به این توجه نمیکنه و همه میخوان حرفِ خودشون رو بزنن! گاهی لازمه ما «اطاعت کردن» رو هم تمرین کنیم.
این صوتِ استاد شجــاعی هم مناسبِ احوالاتِ ماست؛ و مناسبِ افرادی که در بسترهایِ مختلف فعالیت میکنن. اینم گوش بدیم.
کاربر لبنانی نوشته بود:
ما به خانههایمان برمیگردیم؛ درحالیکه غاصبانِ شهرکنشین آوارهاند. پرچم حزبالله بالاست؛ درحالیکه پرچمِ اسرائیل زیر پاهایمان لِه میشود. جامعهٔ درون لبنــان احساسِ خوشحالــی دارد؛ درحالیکه صهیونیستها عصبانیاند.
مقاومت حالا حالاها کابوسِ رژیم خواهد بود. گذرِ زمان هم این «اصل» را ثابت خواهد کرد.
فریادهایِ مقام اسرائیلی:
«اینجا چه خبره؟ نتانیاهو مارو کجا میبره؟»
————
در این جنگِ نابرابر؛ باید اهدافِ نبرد را مرور کرد. اسرائیل- بعنوان رژیمی مجهز به پیشرفتهترین سلاحهای غربی- پایان حماس، آزادی اُسرا، خلعسلاحِ حزبالله، نبردِزمینی در لبنان و بازگشتِ شهرکنشینانِ غاصبِ صهیونیستی را وعده داد، هیچکدام که محقق نشد، حزبالله- بعنوان یک گروهِ مقاومت- تا عمقِ ۱۵۰ کیلومتریِ فلسطــین اِشغالی را هم مورد هدف قرار داد.
درحالیکه در ایدئولوژی صهیونیسم؛ ایدهٔ «اسرائیل بزرگ» از فلسطین تا لبنان و اردن و … را فرامیگیرد؛ اسرائیل در تجاوزِ زمینی در لبنان هم شکست خورد!
ارائهٔ تِزِ شکستِ مقاومت، خارج از میدانِ نبرد و زیرسوال بردنِ رشادتهایِ جبههٔ مقاومت؛ درحالیکه صرفاً یک بینندهٔ در امنیتآسوده یا خوانندهٔ اخبار هستیم؛ نه تنها منصفانه نیست؛ حتی واقعبینانه هم نیست. واقعیت را رهبرانقلاب بارها تاکید کردهاند؛ «جنایتهای رژیم صهیونی در فلسطین و لبنان، قطعا باعث گسترش، تقویت و تشدید جبههٔ مقاومت خواهد شد.» واقعیتی مبتنی بر باور به سنتهایِ الهی! اگر در تحلیلهایتان؛ سنتهایِ الهی را نادیده بگیرید؛ با خطا مواجه خواهید شد.
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
