☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
前往频道在 Telegram
«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـنهایِ طولانـی| متنها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. کانال «بله» هم با همین آیدی فعاله. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0
显示更多4 984
订阅者
+1024 小时
+707 天
+27330 天
帖子存档
در سوئد به قرآن اهانت کردند، با سخیفترین رفتارها که شرم میکنم مُرور کنم. در کنارِ این توحّشِ مُدرن؛ بیادبی به تصویرِ رهبر ایران هم بود. گذاشتنِ این تصویر در کنارِ قرآن یعنی حریف این دو را کنارِ هم نمادِ اسلام میداند! یعنی حریف بهتر از ما فهمیده «اگر اين حرم از بين رود، حرمی باقی نمیماند، نه حرمِ ابراهيمي و نه حرم محمّدی»
عزایِ حسین(ع) را تحریم میکنند که بگویند با رژیم مخالفیم، کمپین راه میاندازند که «نه به محرّمِ رژیم! برایِ مبارزه با رژیم باید یزیدی شد!» تو هم دلخوشانه با چاشنیِ عَجز؛ طوری که به طرف برنَخورَد و تو را آن لابهلاها جا دهد میگویی «بخدا امامحسینِ من هیچ ربطی به جمهوریاسلامی نداره»، اما آنها برای مبارزه با جمهوریاسلامی، نمادِ عزایِ همین امامحسینِ تو را آتش میزنند، به مقدّسات فحاشیِ عریان میکنند و به توجیهاتِ تو اهمیت نمیدهند. و این یعنی حریف بهتر از ما فهمیده که «امروز قرارگاهِ حسينبنعلی ايران است.»
دعایِ امشبم این بود؛ خدایا عاقبتِ مارا عاقبتِ «اسماعیلبنکثیر» قرار نده.
-امشب. قرآنِ داییِ شهیدم است، به یادگار از لایِ وسایلش برداشتم؛ دیدم زیرِ بعضی آیات خط کشیده بود..
چه عجیب امروز یادِ این قسمت زندگی پس از زندگی افتاده بودم :))
یکی میگفت خلاصه که خداجون، ما رو به دیدهیِ رحمتت نگاه کن؛ نه عدالتت!
Repost from ☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
عباس موزون میگفت: «برای ضبطِ برنامه رفته بودیم، دیدیم یه چندتا جَوون میخوان با موتورِ برق ماهی شکار کنن و ماهی بکُشَــن؛ رفتیم ازشون بخوایم که برای ضبط برنامه و بازسازی صحنه این موتور برق رو بهمون بدن؛ فکر کردن ما محیطبان یا مسئول محیطزیستیم و فرار کردن؛ میخوام بگم من محیطبان و مسئولِ محیــطزیست نبودم ولی فرض کنید من محیطبان بودم و از دستِ من فرار کردین- در شرایطی که کارهای نبودم-، از دستِ اون محیط بانِ اصلی که بر همهچیز احاطه داره و بر هر محیطی، محیط هست، کجا میخواین فرار کنین؟»
«وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطًا»
خداوند به همه چیز احاطه و آگاهی دارد.
رونوشت به خودم، و به اونهایی که خیال میکنن در خلوت و عَیــان؛ دوربینهایِ خدا خاموشــه :)
Repost from درواقع
این تکبیتِ خیام واقعا ترسناکه؛
گفتا شیخا هـرآنچه گویی هستم
آیا تو چنان که مینمایی هستی؟
اگه تو محیط زندگیهامون یه دوربین باشه، بنظرتون میتونیم سرمونو بالا نگهداریم؟
عالَم همه در طوافِ عشق است؛
و دایرهدارِ این طواف، حسین است! همین!
- ازش اجازه گرفتم اسکـرینِ چت رو بذارم اینجا؛ چون زیبایی دیدم و جز زیبایی، هیچ ندیدم..
در گوشهیِ خرابه، گُلستان رقیه است
شأنِ نـزولِ ســورهیِ باران، رقیه است
این دخترِ شبیه به طوفان، رقیه است..
بچهها طبقِ روال هرسال، در ثوابِ نشرِ نذرِ فرهنگیِ ایام عزایِ اباعبدالله(ع) استارزموشن سهیم باشید.🌱
Repost from Stars_motion.ir
#محرم_۱۴۴۵🥀
شمعام و پروانه از من، عاشقی آموخته
وای از آتش پدر ...
مثل گیسویِ تو، گیسوی رقیّه سوخته
وای از آتش پدر ...
-سوم محرم
-حضرت رقیه(س)
پدرِ شهید امیر حسینپور میگفت «زنگ زدن که چندنفر میخوان بنرهایِ محرم رو آتیش بزنن، طاقت نیاورد، گفت نابرادرها زورتون به امامحسین نمیرسه به جونِ بنرهاش افتادید؟ پسرم دستخالی بود! چند ضربه با چاقو بهش زدن، یکی از ضربهها به چشمش خورد، چهار روز بعد شهید شد.»
رفیقِ آرمان میگفت «ازش میخواستن به مقدسات و به آقا توهین کنه، هرچی زدن صداش درنیومد، شکنجهش میکردن، فحشش میدادن، بلوک سیمانی رو رویِ سرش خُرد کردن، با چاقو رویِ صورتش کشیدن، سفیدرونش رو بُریدن، ولی توهین نکرد!»
و دقیقاً وسطِ معرکهیِ دستوریِ تحریمِ محرّم و «برای محرم مشکی نپوشید، ما عزادارِ این عربها نیستیم، قرارِ ما تعطیلاتِ تاسوعا عاشورا؛ پایِ بساط عرقخوری! شاید حق با یزید بود و اصلاً باید شبیهِ یزید بود» و فحش و فَضیحت؛ تو انتخابت اینه که از ترسِ آنفالو و ریزشها به قدرِ یه استوری، یه پُست و یه مشکیپوشی خودت رو در زنده نگهداشتنِ این عظمت سهیم نکنی و طوری که توهینهاشون رو عامدانه نشنیده بگیری، به تحریمکنندگانِ زورَکی و توهینکنندگان فردایِ آزادی بگی «ببخشید اگه استوریهایِ محرّم اذیتتون میکنه، توروخدا ناراحت نشید و ترکم نکنید؛ بخدا من از اون مدلیها نیسـتم، من از این مدلیهام که دوس دارید، فحش ندید. طردَم نکنید!»
نه عزیزم! این جماعت که از تحریمِ یک دقیقهیِ اضافی شبِ یلدای باستانی هم چیزی تهِ کاسهیِ گداییشون رو نگرفت، زورشون به یه نخِ پرچمسیاهِ محرم و صفَرِ حزبالله برسه؟ که اصلا حقیقتِ ماجرا اینه که «این مُحرم و صفر است که اسلام را زنده نگهداشته است» و این خواستِ صاحبِ حَیّلایَموتِ اسلامه که حسین(ع) خونِ خداست!
ولی داستانِ من و تو یه چیز دیگهس، ما ذرّهایم، من و تو باید خودمون رو بندِ یه نخ این پرچم کنیم که خودمون رو، عقایدمون رو، بندِ دلمون رو باد نبَره وسطِ معرکهیِ این سارقینِ روح و اعتقاد! از چی میترسی؟
«امامْ آفتاب کِرامتی است كه خود را از ويرانهها نيز دريغ نمیكند. آسمان را ديدهای كه چگونه در گودالهایِ حقيرِ آب نيز مینگرد؟ آب را ديدهای كه چگونه پَستترين درّهها را نيز از ياد نمیبرد؟ چگونه میتوان كارِ پاكان را قياس از خود گرفت؟ امام را با خداوند عهــدی است كه غير او را در آن راهی نيست، و بر همين پيمان است كه امام پای میفشارد.
نه، اين راز نه رازی است كه با من و تو در ميان نَهند. ولايتِ امام بر مخلوقاتْ؛ ولایتِ خداست، يعنی همهیِ ذرّاتِ عالم، از پای تا سر، بقایشان به جذبهیِ عشقی است كه آنان را به سویِ امام میكشد، اما خود از اين جذبه بیخبرند.
اگر او کشکشانه ما را به كویِ دوست نکِشد و بر پایِ خويــش رهايمان كند، ياران! همه از راه باز میمانیم..»
شهیدسیّدمرتضیٰآوینی
فتحِ خونشهید مطهری در کتابِ
حماسهٔ حسینی میگه وقتی امامحسین(ع) شهید شد؛ مردم تازه تکون خوردن، تازه فهمیدن که اصلا حسینبنعلی چرا کُشته شد؟ مگه حکومتِ یزید چی بود؟ چیکار میکرد؟ یه عده رو به سرپرستیِ عبداللهابنحنظله رو به شام فرستادن که برید ببینید چه خبره؟ وقتی برگشتن مردم پرسیدن چی دیدین؟ گفتن اینجوری بهتون بگیم که وقتی در شام بودیم، میگفتیم خداکنه از آسمون سنگ نباره رو سرمون! مگه چه خبر بود؟
گفتن ما با خلیفهای روبرو شدیم که شرابِ علنی میخورد، قُمار میکرد، سگبازی میکرد، میمونبازی میکرد، حتی با محارمِ خودش زنا میکرد!
بعد برای اینکه ثابت کنه حقیقت رو میگه رو به مردمِ مدینه کرده و گفته «من چیزی فهمیدم! شما قیام بکنید یا نه؛ من قیام میکنم ولو با همین هشت پسرِ خودم.» و در قیامِ حرّه علیهِ یزید، خودش و هشت پسرش شهید شدن.
در ادامه مینویسه روزی که امامحسین(ع) گفت «من میدانم اگر یزید خلافتِ اسلامی را به دست بگیرد، چه بر سرِ اسلام میآید» اینها کجا بودن؟ حتماً باید حسینی کُشته بشه تا جهانِ اسلام تکونی بخوره و چشمهاشون رو بمالن و به خودشون بیان و بگن «حسین(ع) حق داشت!»
•میدونی چی میگه؟ قبلش لحظهای نپرسیدن چرا؟ اصلا چرا نوهٔ پیامبر؟ چرا امامحسین(ع) با تمامِ داراییش به مصاف رفت و هرچه داشت فدا کرد؟ هجمهها و جنگِ رسانهایِ یزید و یزیدیها علیهِ علی و اولادش، علیه حسین(ع) از چی نشأت میگرفت و کجا رو نشانه میگرفت که از تعلّلِ سلیمان صردخزاعی تا فتوایِ شریحِ قاضی برای ریختن خونِ نوهٔ پیامبر رو شامل شد؟ درهم و دینارهایِ یزید کجایِ شرف و دیانتِ «مدّعیانِ دنیادوست و خواصِ شکّاک» رو به باد داد؟ اگر از حبّ دنیا و عقده و عناد بگذریم؛ لحظهای تردید با بشریت چه میکنه؟ اینا سوال از ماست، به قول دکتر شریعتی «هلمنناصرینصُرنی» سوال از فردایِ بشریته؛ سوال از اون مذهبیِ دکوری که قیامِ حسین(ع) رو در حدِ یک سفر و کُشته شدنِ اتفاقی تقلیل میده تا بر طبلِ پوشالیِ غیرِسیاسی بودنِ نهضت حسینی و اسلامی بکوبه؛ از اون مدعیِ مسلمانی که در جواب اهانت و تحریفِ بزرگترین حادثهٔ خلقت سکوت میکنه، از اون افراطیای که ضرورتهایِ حدود و زمان رو نمیفهمه و از اون توییتزنی که برایِ تجویزِ مقاصدِ نفسانیِ خودش و عبور از حدودِ الهی میگه حسین(ع) رو شیعیانش کُشتن؛ نه الزاماً همجنسبازها و شرابخوارها!
تا بلکه در این جنگِ اصالتِ حقیقت؛ این پرچمِ عظیمِ عاشورا بینِ پرچمهای رنگینکمانی رنگ ببازه و فراموش بشه اما غافل از اینکه خداوند نورِ خود را کامل خواهد کرد..
سکانسی از مختارنامه بود که کعبه در آتشِ حملهٔ یزید میسوخت، عبداللهابنزبیر گفت رها کنید تا با مصلحت خدا خاموش بشه؛ عدهای هم مشغولِ دعا! ولی مختار تقلّا کرد تا «انجام وظیفه» کنه. باید دید در کشاکشِ فتنهها، بازارِ سکوت و وسطبازی و افراطیونِ به تفریط رسیده، ما کجایِ کاریم؛
و چه خوب گفت سیدمرتضی آوینی:
«دیندار آن است كه در كشاكشِ بلا دیندار بماند، وگرنه، در هنگام راحت و فراغت و صلح و سِلم، چه بسیارند اهلِ دین! آنجا كه شرطِ دینداری جز نمازی غُرابوار و روزی چند تشنگی و گرسنگی و طوافی چند بر گردِ خانهای سنگی نباشد.»
•و در کشاکشِ بَلا چه آرمانها، حسینی شدن..«بسماللّهالرحمنالرحیم.
این وصیّتی است از حسینبنعلىبن ابیطالب به برادرش محمّد، معروف به ابن حنفیّه.
حسین شهادت میدهد که معبودى جز خداىِ یگانهاى که شریکى ندارد نیست، و محمّد بنده و فرستادهٔ اوست که از جانب حق به حق مبعوث شده است و این که بهشت و دوزخ حق است و روزِ رستاخیز ـ بدون شک ـ خواهد آمد، و خداوند خفتگان در قبرها را برمیانگیزد.
و من از سرِ مَستی و طُغیان و فسادانگیزى و ستمکارى قیام نکردم؛
[بلکه] تنها برایِ اصلاح در امّتِ جدّم به پا خاستم. میخواهم امر به معروف و نهى از منکر کنم و به روشِ جدّم و پدرم علىبنابىطالب (
علیهالسلام) رفتار نمایم. هرکس سخنِ حقّ مرا پذیرفت، پس خداوند به پذیرش (و پاداش) آن سزاوارتر است، و هرکس دعوت مرا نپذیرفت، صبر میکنم تا خداوند میانِ من و این مردم به حق داورى کند که او بهترین داوران است.
این وصیّت من است به تو اى برادر! توفیق من جز از ناحیهٔ خداوند نیست. بر او توکّل میکنم و بازگشتم به سوى اوست.»
•مقتلالحسین خوارزمى، ج ۱، ص۱۸۸.۱۸۹
•فتوح ابناعثم، ج ۵، ص۳۳-۳۴
•بحارالانــوار، ج ۴۴، ص۳۲۹-۳۳۰.«بسماللّهالرحمنالرحیم.
این وصیّتی است از حسینبنعلىبن ابیطالب به برادرش محمّد، معروف به ابن حنفیّه.
حسین شهادت میدهد که معبودى جز خداىِ یگانهاى که شریکى ندارد نیست، و محمّد بنده و فرستادهٔ اوست که از جانب حق به حق مبعوث شده است و این که بهشت و دوزخ حق است و روزِ رستاخیز ـ بدون شک ـ خواهد آمد، و خداوند خفتگان در قبرها را برمیانگیزد.
و من از سرِ مَستی و طُغیان و فسادانگیزى و ستمکارى قیام نکردم، [بلکه] تنها برایِ اصلاح در امّت جدّم به پاخاستم. میخواهم امر به معروف و نهى از منکر کنم و به روشِ جدّم و پدرم علىبنابىطالب (
علیهالسلام) رفتار نمایم. هرکس سخنِ حقّ مرا پذیرفت، پس خداوند به پذیرش (و پاداش) آن سزاوارتر است، و هرکس دعوت مرا نپذیرفت، صبر میکنم تا خداوند میانِ من و این مردم به حق داورى کند که او بهترین داوران است.
این وصیّت من است به تو اى برادر! توفیق من جز از ناحیهٔ خداوند نیست. بر او توکّل میکنم و بازگشتم به سوى اوست.»
•مقتل الحسین خوارزمى، ج ۱، ص ۱۸۸.۱۸۹
•فتوح ابناعثم، ج ۵، ص ۳۳-۳۴
•بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۳۲۹-۳۳۰.- داد از آن اختیار كه تو را از حســین
ع جدا كند! این چه اختیاری است كه برایِ روی آوردن بدان باید پُشت به ارادهیِ حق نهاد؟
ای دل! نیک بنگَــر تا قلّادهیِ دنیا را بر گردنشان ببینی و سر رشتهیِ قلّاده را، كه در دستِ شیطان است. آنان میانگارند كه این راه را به اختیارِ خویش میروند، غافل كه شیطانْ اصحابِ دنیا را با همان غــرایزی كه در نفْـسِ خویش دارند؛ میفریبد..-
شهیدسیّدمرتضیٰآوینی
فتحِ خون- داد از آن اختیار كه تو را از حســین
ع جدا كند! این چه اختیاری است كه برایِ روی آوردن بدان باید پُشت به ارادهیِ حق نهاد؟
ای دل! نیک بنگَــر تا قلّادهیِ دنیا را بر گردنشان ببینی و سر رشتهیِ قلّاده را، كه در دستِ شیطان است. آنان میانگارند كه این راه را به اختیارِ خویش میروند، غافل كه شیطانْ اصحابِ دنیا را با همان غــرایزی كه در نفْـسِ خویش دارند؛ میفریبد..-
شهیدسیّدمرتضیٰآوینی
فتحِخونچقدر این حسینیهٔ مُعلّی خوبه؛ پاهایِ روحِ آدم از زمین جدا میشه و برای چند لحظه وصلِ آسمون میشه؛ از این حُزنِ مبارک.
