ch
Feedback
.....کلبه شعر.....

.....کلبه شعر.....

前往频道在 Telegram

به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1

显示更多
740
订阅者
无数据24 小时
-17 天
-1030 天
帖子存档
خم ابروی تو سرمشق کدام استاد است ... که خرابات دلم درپی او آباد است ... خم ابروی تو را دیدم و رفتم به سجود صید را زنده گرفتن ... هنر صیاد است #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

مـرا غـريبه بدانيـد و دربـه در بِكِشيـد و غـربتـم را از مـن بــــزرگتـر بكشيـد دوچشم،يك پا ،يك دست، يك دهان وسپس به روي شانـه ي من بيشمـار سـر بكشيد اگر چه سبـزم حتـي اگـر بلند و قطـور به پايِ قـامتِ چوبيـنِ من ، تبـر بكشيـد وسـرزميـن مرا از شمـال غـربِ وطـن درست تا لب درياچـه ي خـزر بكشيـد چنين كه حـرف مرا هيـچ كس نمي فهمد تمام مـردم را گنگ و كور وكـر بكشيـد بس است اين همه پابنـد شهـرتان بـودن ازاين به بعـد مرا راهـيِ سفـر بكشيـد سفر نه،زخمِ مفصّل _ جراحتِ مشروح _ اگـركه تاب نـداريـدمختصـر بكشيـد به ابرهادل بستن هميـن قَـدَركافـي است از آسمـان سهمـم را همين قَـدَربكشيـد دراين كويـر دراين جرعه جرعه خشكيدن مرا به آب شباهت دهید و سر بکشید ... #رباب_طاهری #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

تو در اقرار اشک من ، چه مغرورانه زیبایی تپش هاے دلم ، در ڪوچه ے تنگ تمنایی تو در شیرین ترین تڪرارهاے "دوستت دارم" ڪه نبض ثانیه بند آمده ، آهسته مے آیے ، صدای گام تو ، زیباترین آهنگ باران است و من ، لبریز دیدار تو در شبهاے رویایی نمیدانم چرا ، وقتے غزل یاد تو مے افتد مراعات النظیر زهره و شیرین و لیلایی همه خنیاگران عشق ، با زلف تو مے رقصند تو راز سر به مهر نغمه ے چنگ نڪیسایی به فتواے نگاه تو ، تمام شهر یوسف شد ندانستم ڪه تو ، بازیگر نقش زلیخایی تبانے میڪند وقتے ، نگاهت با سڪوت من تو بے تردید سرشار از ، نفسهاے مسیحایی پس از تو خنده هایم ، در ڪویر لحظه ها خشڪید تجسم ڪن مرا ، هر لحظه در مرداب تنهایی چرا پا درمیانے میڪند دلشوره هایم با نگاه رازآلود تو و عشق اهورایی عجب آشفته بازارے شده "یاس خیال" من در این تقدیر شورانگیز ، بیرحمانه زیبایی #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

دنیـا بـدونِ عشق که دنیـا نمی شـود دل بی نگاهِ یـار کـه شیـدا نمی شـود تـا آخریـن نفس بنویسم بـرای عشق اوصـافِ آن میـانِ غزل جـا نمی شود آنقـدر عشق در تـنِ من ریشه کرد تا شد او شبیهِ سَرو و قَدش تا نمی شود دل را به عشق بسته ام وعشق را به دل دیگـر زِ بنــد بنــدِ دلـم، وا نمی شود شیرینتر ازعسل شده در کام تلخی اش ماننـدِ عشق نیییست، و پیدا نمی شود #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

كاش بين من و او فاصله اجبار نبود يا اگر بود دگر اين همه بسيار نبود غرق در جاده شديم و نرسيديم به هم مشكل از فاصله نيست ، جاده هموار نبود قلب من پر شده بود از سبدي شعر و غزل فقط افسوس مرا فرصت اقرار نبود جرم او كشتن احساس و غزل هاي من است خاك روي غزلي ريخت كه بيمار نبود اشك ميريزم و بغض فرو ميبرم از فال تلخي كه در آن ميل به ديدار نبود خواستم در دل آشفته من خانه كند كاش بر روي دلم ، كوه غم آوار نبود سال ها با دل من عشق هوس بازي كرد عشق هم با دل ما ثانيه اي يار نبود دوستش دارم و عالم همه جا باخبرند حيف و صد حيف دگر مهلت انكار نبود ماه من باز بيا چهره خود را بنما وعده ما بخدا اين همه آزار نبود ... #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

دلِ من تنگِ کسی نیییست؛ ندانم چه کنم به سرِ من هوَسی نیییست؛ ندانم چه کنم خویش بر آب سپُردم که بگیرد دستی التفاتی به خَسی نیست؛ ندانم چه کنم به کجا عرضه کنم این همه احساسم را؟ که بهای عدسی نیست؛ ندااانم چه کنم... آمدم سر بدهم قصّهِ تنهایی را آشنای قفسی نییییست، نداااانم چه کنم بُغض در سینه گرفتهَ ست رهِ فریادم دستِ فریادرَسی نیست؛ ندانم چه کنم بی کسی چون علفِ هَرز به جانم زده است عشق فکرِ هَرَسی نیست؛ ندانم چه کنم ! نَفَسم چاق نشد تا بِسُرایم غزلی ای غزل ! همنَفَسی نیست؛ ندانم چه کنم.. #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

بــنــویــســیــد بــه دیــوار ســکوت عــشـــــــق ســرمــایــهٔ هر انــســان اســت بــنــشــانــیــد بــه لــب حــرف قــشــــنــگ حــرف بــد وســـــــــوســهٔ شــیــطــان اســت و بــدانــیــد که فــردا دیـــــــــــر اســت و اگــر غــصــه بــیــایــد امــــــــروز تــا همــیــشــه دلــتــان درگــیــر اســت پــس بــســازیــد رهـی را که کنون تــا ابــــــد ســوی صــــــــــداقــت بــرود  و بــکــاریــد بــه هر خــانــه گــلــــی که فــقــط بــوی مــحــبــــــــــــت بــدهد ... #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

چندی‌ست که چشمم به نگاه تو دخیل است آوازه‌ی من موجب رسوایی ایل است ای قامت تو سَروتر از حدّ تماشا توصیف من از قامت تو، بحر طویل است کوچک‌تر از آنم که نگاهی کنم اما زل می‌زنم و آهی و... خرما به نخیل است در کاسه‌ی دریوزگی‌ام بوسه بیانداز ای بشکند آن دست که در عشق، بخیل است چون باد، به هر بادیه گم‌کرده‌ی راهم چشمان تو انگار که مصباحِ سَبیل است بعد از تو چه عشقیّ و چه شعریّ و چه شوری؟ دردی‌ست در این سینه که بسیار ثقیل است با عشق بمیران و در این داغ نسوزان در سینه‌ی تو آتشِ اعجازِ خلیل است... #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

چشم تو مانند من در حسرت دیدار نیست؟ خسته‌ام اما دلم از عشق تو بیزار نیست بسته راه سینه را بغضی که بر دل کاشتی حق من از عشق تو اما طناب دار نیست! آرزو کردم تو را هر شب به درگاه خدا بر جوانان آرزو هرگز گناه و عار نیست عاشقت هستم، بمان، تنها نرو... انصاف نیست بر لبم آخر توان اینهمه اقرار نیست حرف رفتن می‌زنی صدبار می‌گویم نرو شأن دل در خواهش و در اینهمه اصرار نیست می‌روی اما بدان جان من از تن می‌رود بی‌وفا دیگر تو را ترسی از این اخطار نیست؟ در سکوتی بیکران غرقم، ولی این را بدان من «صبوری می‌کنم»، این کمتر از آزار نیست ... #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

کجایی ؟ امشب در هوای تو باران را به انتظار نشسته . و شعر گمشده ی خود را در کوچه پس کوچه های دلتنگی با لبانی بسته فریاد میزنم . تا شاید سه گانه ای شوم ، و تو پیدایم کنی در ازدحامِ اشک و واژه ی سردِ تنهایی . چقدر خسته ام از قافیه های خیالی و دستان خالی . میخواهم تمام راهروهای رویا را برای دلبری از آسمان ، تا ماه، مریم بچینم . دف بردارم و برای ماهی های کلبه ی آرزو از دلتنگی ام بخوانم. بیا و پیدایم کن... #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

ناگهان آمد خیالت نیمه جانم را گرفت ابر غم آمد دوباره آسمانم را گرفت هر چه کردم تا بگویم دوستت دارم نشد بغض آمد راه گفتن از زبانم را گرفت شانه ی دیوار بود و  هق هق بی تاب من درد دوری  آمد و تا استخوانم را گرفت گریه هایم پیش دل شد بی اثر هر شب ولی شعله های اشک عشقت دیدگانم را گرفت رنگ غم پاشید خودکارم به روی دفترم این پریشان حالیم شعر و بیانم را گرفت #موسی_رئیسی #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

❤️ مگر به لطف لبت شعر من شکر بشود تو تر کنی لب و این شعر، شعر تر بشود قسم به موی تو حالم گرفته است امشب مگر تو روی بگردانی و سحر بشود "کرشمه‌ای کن و بازار ساحری بشکن" اگرچه فتنه و آشوب بیشتر بشود چه می‌شود که برقصی به وزن این غزلم چه می‌شود که همین شعرْ پرده‌در بشود چه می‌شود که تو زیبای شعر من باشی تمام شهر ازین راز باخبر بشود گره ز بخت غزل‌های من گشوده شود گره ز ابروی ناز تو باز اگر بشود تو خواب نازی و من خیره در تبسم تو بخند تا غزلم عاشقانه‌تر بشود ... #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

....من ناز نمیکشم دلت خواست برو، کج کج نکنم نگاه و" یکراست" برو... هرجور که مایلی بزن قید مرا ، هرچند دلم یکه و تنهاست، برو... دیگر نکشم منت" مهتابت" را ، "تاریکی" از این به بعد زیباست، برو...! خودخواهی و در فکر خودت هستی و بس، پس خواهش و التماس، بیجاست، برو... روراست بگویم نه من آن "مجنونم" نه در سر تو هوای "لیلا"ست، برو... یک لحظه نگاه هم نکن، پشت سرت در، روی تو و خاطره ها "واست" برو... از اول کار، اشتباه از من بود ؛ آری همه" از ماست که بر ماست" برو... بی معرفتی ولی ندارم گله ای؛ این رسم همیشه های دنیاست، برو... یکروزکه دلتنگ شدی... میفهمی! حسرت کار همیشه ی ماست... برو! #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

دیدمت با دیگری خلوت گرمی داری کینه در قلب من و عشق در او میکاری باورم نیست که میثاق شکستی آخر گرچه رفتی نرود یاد تو هرگز از سر از همان غروب دلگیر که رفتی ز برم کاسه های اشک و خون بود دو چشمان ترم یخ زده زندگیم تیره شده هر روزم دو سه سالست که پوج و بی هدف میسوزم خودکشی از غم عشقت آخر این دنیاست شوق دیدار تو در خواب ابد هم زیباست #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

بیخبر از خویشتن بودم سفر کردی... برووو محو رخسارت شدم از من حذر کردی... برو داشتم کاری مگر با سنگ قلبت بی وفا که اینچنین چون باد از قلبم گذر کردی... برو بارها گفتم بمان پیش من و بی من مرو گوییا داری هوای دیگری در سر... برو عهد نابستن چه بهتر تا ببندی بشکنی حال بستی عهد خود را با کس دیگر... برو میروی خوش باش اما با هوسبازی خود پیکرم را کرده ای پا تا به سر آذر... برو در نمازی با من و تسبیح گوی دیییگران گشته ای پیر طریقت مرشد کافر... برو دست در دست من و سودای دیگر پروری؟ کن رها دستم دگر گر میروی بهتر...برووو

آدمیزاد است دیگر، دوست دارد دق کند گاه‌گاهی گوشه‌ای بنشیند و هق‌هق کند با خودش خلوت کند از دست بی کس بودنش هی شکایت از خودش، از خلق و از خالق کند من شدم این روزها خورشید سرگردان که حیف در پی‌ات باید مکرر مغرب و مشرق کند آن قدر با چشم‌هایت دلبری کردی که شیخ جرأت این را ندارد صحبت از منطق کند حد بی‌انصاف بودن را رعایت کن... برووو ماندن تو می‌تواند شهر را عاشق کند کاااش می‌شد کنج دنجی را شبی پیدا کنم آدمیزاد است دیگر... دوووست دارد دق کند #شایان_مصلح دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹🌹❤️🌹🌹🌹👈

خوش بحال تو که دیگر در کنااارت نیستم راندی از پیشت مرا صدحیف یارت نیستم مشکلت بودم که حل گشتم به دستان رقیب از خوشی شانه بیندازی که بارت نیستم منکه چرخیدم به دورت مثلِ پروانه ولی دائماً گفتی به طعنه در مدارت نیستم فصل سبزم را زدستم جُورِپاییزت گرفت غارتم کرده خزانت ، نو بهارت نیستم فخر میکردی بمن یادش بخیر آن روزها مثل سابق ،بی وفایم، افتخارت نیستم مانده حرفت درمیان سینه ام چون تیرِتیز آخرین باری که گفتی من نگارت نیستم هر کسی خواهی بخواه و هرکجا رفتی برو منکه دیگر در مسیر روزگااارت نیستــم ... #امید_آذر #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

....می روم از قصّه ات دیگر کنارت نیستم هر چه می خواهی بگو فکر شعارت نیستم گر چه اقیانوسی و من ماهی بی ادّعا هر چه بودم عاشقت حالا دچارت نیستم روزگاری آشیانم گوشه ی دام تو بود پر زدم از دام تو دیگر شکارت نیستم هر شب از دیوانگی هایم غزل می بافتم اندکی عاقل شدم بی اختیارت نیستم می کشیدی زخمه بر جانم غزل ها قِی کنم عاشق دل خسته ای ماندم که تارت نیستم باغ گل هستی گلستانی بهارت پیشکش با تو دم سردم ببین رنگ بهارت نیستم خاطراتت مال تو بردار و از اینجا برو هر قدَر ناراحت امّا بی قرارت نیییستم #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

جا مانده در گلوی من این #دوست_دارمت باشد تورا به حال خودت میگذارمت در من هزار ابر پر از خاطرات توست تا خاطره به خاطره هر شب ببارمت مانند کودکی كه ركب ميخورد هنوز من چشم بسته ام تو برو ، میشمارمت نهصد هزار و نوزده نهصد هزارو بیست باید قبول کرد که دیگر نداااااارمت ... من از خدای تو به تو عاشقترم بدان حالا که رفته ای به خودم میسپارمت #فرانک_فردوسی #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

بدنم داغ شده مست شدم انگاری بی مروت بده یک ذره مرا دلداری تو چرا از نگه خیره ی من می ترسی؟ غیر یک بوسه ندارم به لبت من کاری عاشق صورت زیبای تو شد چشمانم نازنینم تو چه چشمان سیاهی داری! دستم انگار که دنبال کسی میگردد دست با سنگدلی روی دلم می ذاری می روی با عجله سوی کسی دیگر باز گفته بودی که مرا دوست نداری... آری برو خوش باش عزیزم برو زیبا بدرود نه ندارم روی این عشق دگر اصراری! #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

.....کلبه شعر..... - Telegram 频道 @hamnafasane1 的统计与分析