.....کلبه شعر.....
前往频道在 Telegram
به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1
显示更多740
订阅者
无数据24 小时
-17 天
-1030 天
帖子存档
آسمانِ آبىام را يك نفر دزديییید و رفت ...
هر چه عاشق تر شدم اين نكته را فهميیید و رفت...
از عبور يك نفر در كوچه ام باران گرفت
آمد و ابر نگاهش بر دلم باريیید و رفت
رودى از شعر و غزل در غربتم جارى شده
لحظه اى بر آسمان شعر من تابيد و رفت
كودك دل، نَم نمك با بودنش پا مى گرفت
آخر از چشم سياهش قطره اى لرزيد و رفت
محو درياى خيالش آرزو كردم بمان
آرزويم را شبى در بقچه اى پيچيد و رفت.....
#امید_عبدالملکی
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
شاعرم ، در تنگنای شعر ذیل افتاده ام
کوه صبرم، پیش چشمانش دخیل افتاده ام
افتخار مصر و کنعانم ولی از دست عشق
مثل قایق در پس ِ طوفان نیل افتاده ام
پیرهن از پشت پاره، من ضعیف او مقتدر
داخل زندانم اما بی دلیل افتاده ام
درد را از هر طرف خواندم همیشه درد بود
لابه لای اهل غم، من هم شکیل افتاده ام
راضی ام تا بوسه های مرگ آرامم کند
لحظه ی اعدام هم از جرثقیل افتاده ام
عشق ، انسان ، همدلی ، مهر و محبت ای دریغ
یاد صدها " گمشده " از این قبیل افتاده ام
" دست ما کوتاه و خرما بر نخیل و اتفاق...
از بلندای نگاهت ، از نخیل افتاده ام
مدعی ! بس کن نگو گرد است دنیا، من خودم
داخل هر چار ضلع ِ مستطیل افتاده ام....
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
من زلزله ای آنی ام! از من بگریزید
آوار پشیمانی ام از من بگریزید
چون سیلِ سرازیرازآغوش طبیعت
بارآورِ ویرانی ام! از من بگریزید
ذرات بلا می چکد از ابر وجودم
طوفانیِ طوفانی ام از من بگریزید
چون سکه دو رو دارم انسانم و شیطان!
آن لحظه که شیطانی ام, از من بگریزید
این دُم که نهادید به دوشم خُمِ خشم است
من کژدم کاشانی ام از من بگریزید
زخمی تر از آنم که بخواهید و ببخشم
من کینه ی طولانی ام از من بگریزید
فرق من و ما رنگ سپیدیست که خورده ست
بر پهنه ی پیشانی ام آااااری بگریزید !
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
یازاجام سوزلریمی ، دردیمی دیوانه کیمی
نیه جان جان دئمییرسن منه جانانه کیمی
إئدیرم هر گئجه،گوندوزده پرستیش سنی من
بس هاچان باخمییاجاقسان منه بیگانه کیمی ...
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
تو چشمای پر از دردم ، بدنبال چه میگردی
اسیر این تب و دردم ، تو دنبال چه میگردی
من آن تنهای شبگردم ،که دنبال تو میگردم
پر از رنج و پر از دردم ،تو دنبال چه میگردی
میان کوچه های شهر ، بدنبال تو میگردم
تو در این باغ رویاها ، بدنبال چه میگردی
به چشمانم نگاهی کن ، ببین حال پریشانم
من و تو هر دو در رنجیم ،بدنبال چه میگردی ...
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
برایت عاشقانه شعر میخوانم، و میدانم
غزلهایِ مرا از شاملو هم دوست تر داری
خدا هم مطمئنم گریه کرده بی تو مثلِ من
مگر کم چکه یِ قندیل از عصرِ حجر داری؟
در اینجا یک جهان جایِ تو خالی مانده، آنجا چه؟
اگر روزی بیایم جا برایِ یک نفر داری؟
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
لبخند تو در چشم من انگار شراب است...
این شاعر عاشق...به همان،خنده خراب است.
من عاشق عشقم...چه بسوزم...چه بسازم...
عشق است...که هر کار کند...
عین ثواب است...
معشوق اگر...خون مرا ریخت...
به حق ریخت...
خون ریزی معشوق هم...از روی حساب است
تب کردن تو...مردن من...هر دو بهانه ست..
عشق است...که بین من و تو...
در تب و تاب است...
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
مگر به لطف لبت شعر من شکر بشود
تو تر کنی لب و این شعر، شعر تر بشود
قسم به موی تو حالم گرفته است امشب
مگر تو روی بگردانی و سحر بشود
"کرشمهای کن و بازار ساحری بشکن"
اگرچه فتنه و آشوب بیشتر بشود
چه میشود که برقصی به وزن این غزلم
چه میشود که همین شعرْ پردهدر بشود
چه میشود که تو زیبای شعر من باشی
تمام شهر ازین رااااز باخبر بشود ...
گره ز بخت غزلهای من گشوده شود
گره ز ابروی ناز تو باز اگر بشود
تو خواب نازی و من خیره در تبسم تو
بخند تا غزلم عاشقانهتر بشود ...
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
بیر نفر وار
سنین عشقینده یانیر
تبریزده
بیر نفر سندن اوتور خلقی دانیر تبریزده
اوقدر دیلده آدین شهری دولاندیم گئجه لر
سنی حتی
خیاوانلاردا تانیر
تبریزده ...
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
از آتش عشق هر که افروخته نیییست
با او سر سوزنی دلم دوختــه نیست
گــــر سوخته دل نیی ز ما دووور که ما
آتش به دلی زنیم کو سوخته نییییست...
#امیر_خسرو_دهلوی
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
دلم که خیری از این روز و روزگار ندیده
ترک ترک شده، گویی کسی انار ندیده!
به شوق وصل چنین میتپد به سینه وگرنه
دل از فراق تو جز رنج بیشمار ندیده
هنوز بعد هزاران غروب در دل پاییز
نه جمعه خون شده از داغ انتظار، نه دیده
نشسته پیر جهان دیدهای به راه ولی حیف
به راه بادیه نقش سم سوار ندیده
گذشتهاند از این دشت، عاشقان و پس از آن
کسی ز گرد سواران بجز غبار ندیده
حکایتی شده شبهای بیقراری ما هم
مگو که هیچکسی شاعر خمار ندیده
جهان که بیخبر از لذت شراب مدام است
و در پیاله کسی عکس روی یار ندیده
سهیل بی یمن است و اویس بی قرن، آری
جهان شده است، ثریای شهریار ندیده
جهان که پنجرهای رو به یک حیاط قدیمیست
و تکدرخت بزرگی که برگ و بار ندیده
در آن حیاط قدیمی دلم گرفت و نشستم
کنار حوض، کنار نهال سار ندیده
تورا نوشتم و قلبم انار شد، غزلم شد...
شبیه شاخهی خشکیدهیِ بهار ندیده!
#مرتضی_طوسی
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
از درد عشق گفتم و نشنید هیچکس
حتی اگر شنید نفهمید هیچکس ...
زور شراب گر به غم عشق میرسید
ما را چنین خراب نمیدید هیچکس
آدم حریص منعشدنهاست، گر نبود
آن میوه را ز شاخه نمیچید هیچکس
شرمندهی محبتت ای غم که در فراق
حال مرا به جز تو نپرسید هیییچکس
فاضل ز خیر نام گذشتهست دوستان
روی مزار او بنویسید هییییچکس...
#فاضل_نظری
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
منم و زمزمهی عشقی و فکر غزلی
عیشم این است که یارب مَرِسادش خللی
دم صبحی، رخ دشت و بر رویی، لب جام
زود دریاب که این عیش ندارد بدلی
فیض صحبت ز گلی گیر در این باغ که نیست
سیر گلزار جهان را بهجزاین ماحصلی
بیهراسم ز اجل زآنکه گمانم نبوَد
که گلوگیرتر از هجر تو باشد اجلی
منم اینک به جنون، ثانیِ مجنون، آری
خویش را ساخته در عشق تو ضربالمثلی
هر دو عالم نکند جای در آغوشم، تنگ
گر به اندازهی شوق تو گشایم بغلی
تازهگفتارم و خوشطرز چو بلبل، طالب
نه چو طوطی که گشایم سخن مبتذلی
#طالب_آملی
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
ز بس بیتاب آن زلف پریشانم، نمیدانم
حبابم، موج سرگردان طوفانم؟ نمیدانم
حقیقت بود یا دور و تسلسل حلقهی زلفت؟
هزار و یک شب این افسانه میخوانم، نمیدانم
سراسر صرف شد عمرم همه محو نگاه تو
ولی از نحوهی چشمت چه میدانم؟ نمیدانم
چو اشکی سرزده یک لحظه از چشم تو افتادم
چرا در خانهی خود عین مهمانم؟ نمیدانم
ستاره میشمارم سالهای انتظارم را:
هزار و سیصد و چندین و چندانم؟ نمیدانم
نمیدانم بگو عشق تو از جانم چه میخواهد؟
چه میخواهد بگو عشق تو از جانم؟ نمیدانم
نمیدانم به غیر از این نمیدانم، چه میدانم؟
نمیدانم، نمیدانم ، نمیدانم ، نمیدانم!
#قیصر_امین_پور
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
روی گرداندی و بر ما یک نگاه انداختی
روی گرداندی و ما را یاد ماه انداختی
روی گرداندم ببینم شب سر بام کهای
کی به جز من را به این روز سیاه انداختی
خیل مژگان و کمانِ ابرو و تیر نگاه…
تا رسیدی لرزه بر قلب سپاه انداختی
شاد و غمگین، مستم و هشیار، آباد و خراب
خوووب میدانی چه آشوبی به راه انداختی
“با دل خونین لب خندان بیاور همچو جام”
بعد از این، حالا که ما را در گناه انداختی
آن شب قدری که می گفتند خلوت با تو بود
زاهدان را هم ببین در اشتباه انداختی
خواستم دل پس بگیرم از تو، کمتر یافتم
آه از این سوزن که در انبار کاه انداختی...
#مژگان_عباسلو
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
یاران عبث نصیحت بیحاصلم کنید
دیوانهام من عقل ندارم ولم کنید
ممنونِ این نَصایِحم اما من آنچنان
دیوانهای نیم که شما عاقلم کنید
مجنونم آنچنان که مجانین ز من رمند
وای ار به مجلسِ عُقَلا داخلم کنید
من مُطَّلِع نِیَم که چه با من نموده عشق
خوب است این قضیه، سوال از دلم کنید
یک ذره غیر عشق و جنون، ننگرید هیچ
در من اگر که تجزیه آب و گلم کنید
کم طعنهام زنید که غرقی به بحرِ بُهت
مَردید اگر؟ هدایت بر ساحلم کنید ...
#میرزاده_عشقی
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
دل روشنی دارم ای عشق
صداااایم کن
از هر کجا میتوانی
صدا کن مرا
از صدفهای سرشار باران
صدا کن مرا از گلوگاه سبز شکفتن...ِ
صدایم کن از خلوت خاطرات پرستو
بگو پشت پرواز مرغان عاشق
چه رازیست
بگو با کدامین نفس
میتوان تا کبوتر سفر کرد
بگو با کدامین افق
میتوان تا شقایق خطر کرد؟
#محمدرضا_عبدالملکیان
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
تابحال ، از عسل ِ چشم کسی مَست شدی ؟
تا بحال ، عاشق ِ دیـوانـه ی سرمست شدی ؟
من همان عاااشق ِ دیوانه ی سرمست ِ توأم
تـو بـه اندازه ی من پای کسی مست شدی؟
وقتی از خلسه ی آغوش ِ تـو بر می گردم
تـو هم آشفته ی آن بوسه ی بی مرز شدی ؟
من که از دوری تـو تـار ِ دلم می لـرزد
تو هم اندازه ی من این همه دلتنگ شدی ؟
هوس ِ خواستنت ، مثل ِعسل شیرین است
تو بگو ، عاشق ِ این قلب ِ پُر از درد شدی ؟
#فریدون_مشیری
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
بر مزارم بنویسید که بارانی بود
زاده ی تیر ولی ابر زمستانی بود
بنویسید که احوال دلش خوب نبود
موج دریای دلش یکسره طوفانی بود
شب تنهایی اش از اشک اگر ماه نداشت
آسمان دلش از درد چراغانی بود
بر لبش خنده ولی در دل تنگش غصه
در نگاهش غم یک عمر پریشانی بود
سهمش از شادی دنیا کمی بیش نبود
گریه هایش همه در پرده و پنهانی بود
بنویسید که در زندگی کوتاهش
خسته از بار فراق و غم ویرانی بود
گرچه در جاده ی عشق رها بود ولی
دل او در قفس حادثه زندانی بود
اهل دل بود و همه جای وطن موطن او
افتخارش همه این بود که ایرانی بود
شعر می گفت ولی ماهر و معروف نبود
شاعری بود که شعرش همه بارانی بود ...
#آنجلا_راد
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
ازبس شبیه شمع چکیدم دلم گرفت
ازبس دویدم ونرسیدم دلم گرفت
از بس که خویش را به جدایی زدم ولی
درخلوت از تو دل نبریدم دلم گرفت
از بس بهانه های خودم را شنیدم و
حرف دل تو را نشنیدم دلم گرفت
از بس که حرف عشق شنیدم تمام عمر
یک لحظه عشق را نچشیدم دلم گرفت
من هرچه میکشم همه زیر سردل است
از بس که بار عشق کشیدم دلم گرفت
#قیصر-امین-پور
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
