.....کلبه شعر.....
前往频道在 Telegram
به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1
显示更多599
订阅者
无数据24 小时
+17 天
+130 天
帖子存档
با آنکه بی دلیل رها میکنی مرا
آنقدر عاشقم که نمی پرسمت چرا؟
در پیچ و تاب عشق، به معنای هجر نیست
رودی ز رود دیگر اگر میشود جدا
خون میخوریم در غم و حرفی نمیزنیم
ما عاشق توایم، همین است ماجرا...
خوش باد روح آنکه به ما با کنایه گفت
گاهی به قدر صبر بلا میدهد خدا
#فاضل_نظری
@hamnafasane1
وقت آن شد که دلم را بِگُذارم بروم
با تو او را تک و تنها بگذارم بروم
به کجا میشود از معرکهی عشق گریخت؟
گیرم امروووز از اینجا بگذارم بروم
سرنوشت منِ مجنون هم از اول این بود
سرِ دیوانه به صحرا بگذارم بروم ...
با عبورِ قلم و لرزش دستم چه کنم؟
فرض کن روی دلم پا بگذارم بروم
از تمنای لبت با عطشی آمدهام
قایقم را لب دریا بگذارم بروم
سالها گوشهی چشم تو بلاتکلیفم
یا بفرما نظری، یاااااا بگذارم بروم!
من تو را با خودِ زیبای تو در آینهات
بهتر آن است که تنها بگذارم بروم
همهی سهم من از عشق همین شد که گلی
گوشهی خاطرهات جاااااا بگذارم بروم ...
#قاسم_صرافان
@hamnafasane1
اَبـرانه ببار و خـاکِ جان را تـر کن
بد یُـمنـی و بدشگونی ات، ابتر کن
ای سالِ هزار و چـارصـد ، انـصافـاً
با عشق بیا و حالمان بهتر کن ...
#دریا_افکارآزاد
@hamnafasane1
رسیدی و پر و بال فرشتهها وا شد
شب از کرانهی هستی گذشت ، فردا شد
تو آمدیّ و به یُمن نگاااااه تازهی تو ...
خطوط مبهم و مخدوش عشق خوانا شد
#محدثی_خراسانی
@hamnafasane1
با هر درخت، خاک و هوا آفریدهاند
باور نکن که بیتو مرا آفریدهاند
اکسیژنِ مداوم من! هرچه برگ را
از روی رنگ چشم شما آفریدهاند
انگاااار شاعرانِ جهان از دهان تو
منظومهای به نام #صدا آفریدهاند ...👌
#علی_شهیبزادگان
@hamnafasane1
شعله ی آتش عشقم منگر بر رخ زردم ...
همه اشکم همه آهم همه سوزم همه دردم
چون سبویی که شکستهست و رخ چشمه نبیند
کو امیدی که دگرباره همآغوش تو گردم؟
لالهی صبح بهارم که درین دامن صحرا
آتش داغ گلی شعله کشد از دم سردم
کس ندانست که چون زخم جگر سوز نهانی
سوختم سوختم از حسرت و لب باز نکردم
جلوه ی صبح جوانی به همه عمر ندیدم
با خزان زاده ام آری گل زردم گل زردم
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
@hamnafasane1
شعله ی آتش عشقم منگر بر رخ زردم
همه اشکم همه آهم همه سوزم همه دردم
چون سبویی که شکستهست و رخ چشمه نبیند
کو امیدی که دگرباره همآغوش تو گردم؟
لالهی صبح بهارم که درین دامن صحرا
آتش داغ گلی شعله کشد از دم سردم
کس ندانست که چون زخم جگر سوز نهانی
سوختم سوختم از حسرت و لب باز نکردم
جلوه ی صبح جوانی به همه عمر ندیدم
با خزان زاده ام آری گل زردم گل زردم
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
@hamnafasane1
ساده لـوحان غافــلند از الفت بیجای هم
می نَهند از دوستی زنجیرها بر پای هم
صاف اگر باشد هــوای بی غبار دوستی
حال دل را می توان دریافت از سیمای هم
#صائب_تبریزی
@hamnafasane1
یاااران! قفسم را به عبث در مگشایید
من را بگذارید و به پرواز درآیید
من بندیِ او هستم و دلشادم از این بند
زین بیشتر افسانه به باطل مَسُرایید
گلگشت و تماشا همه از آنِ شما باد
از پای من این بندِ بلا را مگشایید
زآشفته به جز خاطرِ آشفته مجویید
دیگر به سراغ منِ دیوانه میایید
من تشنهی دردم، نروم در پی درمان
او آب حیات است، سرابم منمایید
پُر باد شما را همه پیمانهی امّید
جامِ غمِ سُکرآور ما را مَرُبایییید
ما مرد صفت از همه عالم بگذشتیم
از خود نگذشتید، که نامرد شمایید!
از شمع به جز شعلهی شوریده مجویید
من «آذرم» و بیهُده بر من مگرایید...
#آذر_خواجوی
@hamnafasane1
لیلای لحظههای پر از غربتِ جنون
مجنون شدم که واژه به واژه بگویمت
در این سکووووت لایتناهیِ مرگبار
در شعرهای پر ز هیاهوووو بجویمت ...
#احمد_زینی_وند
@hamnafasane1
جایت کنار گریهی امشب چه خالی است
این بغضِ تکهتکه گمانم سفالی است
یک شورِ تلخ، توی دلم دور میزند
احساس میکنم خبر از خشکسالی است
پسلرزههای فاجعه کمکم زیاد شد
یک لرزهی بزرگ و شدید، احتمالی است
دردآور است اینکه بدانی جواب تو
از زندگیت، تودهنی... گوشمالی است
باور بکن که خستهام از زندگی خودم
از ادعای پوچ که: اوضاع عالی است!
گیرم که من به روت بخندم ولی خودت
حتماً گرفتهای که درونم چه حالی است
این روزها به یاد تو بارانیام، ببین
بیماری روانی من هم شمالی است!
اما عزیز من، تو چرا بغض کردهای؟
آرام باش، چاره فقط بیخیالی است...
#زری_نیکو
@hamnafasane1
اهل گردم، دل دیوانه اگر بگذارد
نخورم مِی، غم جانانه اگر بگذارد
گوشهای گیرم و فارغ ز شر و شور شَوم
حسرت گوشهی میخانه اگر بگذارد
عهد کردم نشوم همدم پیمانشکنان
هوسِ گردش پیمانه اگر بگذارد
معتقد گردم و پابند و ز حیرت بِرَهم
حیرت اینهمه افسانه اگر بگذارد
شمع میخواست نسوزد کسی از آتش او
لیک پروانهی دیوانه اگر بگذارد
دگر از اهل شدن کار تو بگذشت "عماد"!
چند گویی دل دیوانه اگر بگذااااااارد...؟
#عماد_خراسانی
@hamnafasane1
عشق تا بر دل بیچاره فرو ریختنی است
دل اگر کوه! به یکباره فرو ریختنی است
خشت بر خشت برای چه به هم بگذارم
من که میدانم دیواره فرو ریختنی است
آسمانی شدن از خاک بُریدن میخواست
بی سبب نیست که فواره فرو ریختنی است
از زلیخای درونت بگریز ای یوسف
شرم این پیرهن پاره فرو ریختنی است
هنر آن است که عکس تو بیفتد در ماه
ماه در آب که همواره فرو ریختنی است
#فاضل_نظری
@hamnafasane1
خُرَّمْ آن روز کز این منزلِ ویران بِرَوَم
راحتِ جان طلبم و از پی جانان بروم
گرچه دانم که به جایی نَبَرد راهِ غریب
من به بویِ سرِ آن زُلفِ پریشان بروم
دلم از وحشتِ زندانِ سکندر بگرفت
رَخت بربندم و تا ملکِ سلیمان بروم
نذر کردم گر از این غم به درآیم روزی
تا درِ میکده شادان و غزل خوان بروم
به هواداری او ذره صفت رقصْ کنان
تا لبِ چشمهٔ خورشیدِ درخشان بروم
ور چو حافظ ز بیابان نبرم ره بیرون
همره کوکبه آصفِ دوران بروم ...
#حافظ
@hamnafasane1
تو از تمامِ قدم هایِ رفته دلگیری
ز عابرانِ نگاهت کناره می گیری
من از تمامِ تبارِ مسافران تو
دخیلِ مویِ تو هستم که قطبِ تقدیری
به گیسوانِ بلندت نمی رسد دستم
ببند خاطره ها را به زلفِ زنجیری
به حقِ حمد و ثنایِ صمیمیِ عشقت
قسم که همچو ضمیرِ خدا نمی میری
به آسمانِ نگاهت همیشه تن دادم
چه در کنار تو باشم ، چه محوِ تصویری
#مجید_محبعلی
@hamnafasane1
متن آهنگ یاکاموز از احمد کایا
Yağmur yağar ıslanırsın vay aman
اگه بارون بباره خیس میشی ای وای
Güneş doğar kaybolursun vay aman
اگه آفتاب طلوع کنه ناپدید میشی ای وای
Ay ışığı der durursun vay aman
اگه بگه نور ماهی اون موقع وایمیستی
Yakamozsun sen
تصویر نورماه روی آبی تو
Sessiz sessiz ağlar gibisin vay aman
مثل گریه ی بدون صدایی تو ای وای
Zaman geldi gideceksin vay aman
اگه وقتش برسه خواهی رفت ای وای
Bırak ay gitsin, sen kal bu gece
بذار ماه بره ولی امشب رو تو بمون
Umudumsun sen
امید من تویی
#احمد_کایا
Ahmet kaya
@hamnafasane1
ای آنکه در اندیشه یِ تو محبوسم
بی رویِ تو در خزانِ خود می پوسم
حتی اگر آنسویِ حقیقت باشی .....
می آیم و دستانِ ترا می بوسم.
#مجید_محبعلی
@hamnafasane1
امشب از دفتر عمرم
صفحاتے خواندم
چون به نام تو رسیدم
لحظاتے ماندم
همه ے دفتر عمرم
ورقے بیش نبود
همه در دفتر من
حسرت دیدار تو بود ...
@hamnafasane1
بنا کن رسم دلداری ، دل و جان دادنش با من
بده پیغام خود از دور ، اشارت کردنش با من
بسوزان هرچه میخواهی ولی دل را نوازش کن
بپا کن آتش عشقت ، سیاوش بودنش با من
رها کن دود آتش را ولی یاد مرا هرگز
سیه کن آسمان با دود ، نیلی کردنش با من
تو و دل دادن دریا ، من و دنیایی از رویا
بزن کشتی به طوفانها ، به ساحل بردنش با من
ز هر دردی دری بگشا ، به هر آهنگ شادی کن
بزن بر تار و پود دل ، مرتب کردنش با من
بگو از دل ، دل از دلواپسی کم کن ...
تو وا کن سفرهی دل را ، صبوری کردنش با من ...
@hamnafasane1
پای من در سر کوی تو به گِل رفت فرووو
گر دلت سنگ نباشد گِل گیرا داری ...
کشتیِ خواب به دریاچه اشکم گم شد
تو به چشم که نشینی؟ دل دریا داری
#شهریار
@hamnafasane1
